کدخبر: ۵۱۰۶۶

ترامپ چه نقشه دیگری برای ونزوئلا دارد؟

یک کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: گام بعدی‌ای که امریکا در قبال ونزوئلا دنبال خواهد کرد، به ‌طور طبیعی مدیریت دوران گذار است؛ بدان معنا که این کشور تلاش می‌کند فرآیند گذار را با کمترین میزان تنش و بدون ایجاد بی‌ثباتی گسترده پیش ببرد.

ترامپ چه نقشه دیگری برای ونزوئلا دارد؟

به گزارش ۲۴ آنلاین، ایالات‌متحده پس از برکناری شوکه‌کننده نیکلاس مادورو، رییس‌جمهور قانونی ونزوئلا از قدرت، عملا کنترل این کشور ۳۰ میلیون نفری آمریکای جنوبی را در دست گرفته، اما هشدارهای مکرر مقام‌های واشنگتن نشان می‌دهد که بحران ونزوئلا هنوز به پایان نرسیده است. دونالد ترامپ اعلام کرده است که در صورت عدم همراهی دلسی رودریگز، رییس‌جمهور موقت ونزوئلا، با خواسته‌های آمریکا، احتمال مداخله نظامی جدید همچنان روی میز است و حتی کلمبیا و مکزیک نیز می‌توانند هدف اقدامات بعدی قرار گیرند.

دلسی رودریگز، که پیش از برکناری مادورو معاون رییس‌جمهور و وزیر نفت بود، اکنون باید بین خواسته‌های واشنگتن برای دسترسی به نفت و تضمین‌های امنیتی و نظامی و میراث سوسیالیستی و ضد امپریالیستی هوگو چاوز، تعادل برقرار کند. 

او پس از برگزاری اولین جلسه کابینه گفت: «ما از دولت آمریکا دعوت می‌کنیم تا با همکاری یکدیگر، برنامه‌ای مشترک برای توسعه و پیشرفت متقابل طراحی کنیم.» با این حال، ترامپ رفتار رودریگز را «نسبتا محترمانه اما فاقد انتخاب واقعی» توصیف کرده و روزنامه نیویورک تایمز گزارش داده که او از قبل به عنوان جانشین بالقوه مادورو و شریک تجاری آمریکا درنظر گرفته شده بود.

این درحالی است که در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، صف‌های طولانی مقابل فروشگاه‌ها و سوپرمارکت‌ها، نگرانی مردم از موج احتمالی دوم حملات و بی‌ثباتی آینده را نشان می‌دهد. همزمان، دولت‌های اروپایی و آمریکای لاتین نسبت به خطرات مداخله آمریکا هشدار داده‌اند و کوبا، متحد نزدیک ونزوئلا، نیز به عنوان «مشکل بزرگ» مورد اشاره مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا قرار گرفته است.

فردی که به باور تحلیلگران مساله کوبا برای او تبدیل به معضلی شخصی شده است. ازسوی دیگر، روند قضایی علیه مادورو و نزدیکانش، ازجمله انتشار اتهامات ادعایی نارکو-تروریسم و تبانی برای واردات کوکایین، نه تنها حامیان مادورو را تحقیر می‌کند، بلکه مدیریت تعادل سیاسی توسط رودریگز را پیچیده‌تر ساخته است. تا به اینجای کار دونالد ترامپ و دولتش به ‌جای تغییر کامل نظام سیاسی ونزوئلا، به اصلاحات جزیی و کنترل تکنوکراتیک روی منابع نفتی ونزوئلا تمایل نشان داده‌اند، موضوعی که بسیاری از ونزوئلایی‌ها را که به دنبال دموکراسی واقعی بودند، ناامید کرده است.

اما ناظران مدعی‌اند پیامد این تحولات برای آمریکای لاتین گسترده است؛ چراکه ونزوئلا به محور تنش‌های منطقه‌ای بدل شده، اما روابط با کلمبیا و مکزیک زیر ذره‌بین واشنگتن قرار گرفته و آینده اپوزیسیون و نیروهای نظامی ونزوئلا در معرض آزمونی بی‌سابقه است. در چنین فضایی، رهبر موقت ونزوئلا باید همزمان خواسته‌های آمریکا را مدیریت کند و از بروز بی‌ثباتی داخلی جلوگیری نماید، درحالی که میلیون‌ها شهروند نگران و بی‌اعتماد، آینده‌ای نامعلوم را پیش رو دارند. 

در همین راستا با هدف ارزیابی آینده ونزوئلا بعد از اقدام نظامی آمریکا علیه این کشور با رحمن قهرمانپور، تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل گفت‌وگو کرده است.

‌قهرمانپور در گفت‌وگویی ضمن اشاره به اینکه آمریکا پس از برکناری مادورو، مدیریت دوران گذار در ونزوئلا را هدف اصلی خود قرار داده، بر این باور است که ترامپ به دنبال برقراری دموکراسی در این کشور نیست لذا تمرکز خود را بر منافع تجاری و منابع نفتی قرار داده است. مشروح این گفت‌وگو در ادامه می‌آید: 

رحمان قهرمانپور، کارشناس مسائل بین‌الملل در پاسخ به سوالی در باب پیش‌بینی گام‌های بعدی دونالد ترامپ در ونزوئلا تشریح کرد: گام بعدی‌ای که آمریکا در قبال ونزوئلا دنبال خواهد کرد، به ‌طور طبیعی مدیریت دوران گذار است؛ بدان معنا که این کشور تلاش می‌کند فرآیند گذار را با کمترین میزان تنش و بدون ایجاد بی‌ثباتی گسترده پیش ببرد. با این حال، باید توجه داشت که این مرحله، سخت‌ترین بخش هر فرآیند تغییر رژیم به شمار می‌آید. حذف رهبران سیاسی، اگرچه ممکن است در ظاهر جزو مراحل ساده‌تر تلقی شود، اما مدیریت دوران گذار و تبدیل آن به روندی دموکراتیک و باثبات، مساله‌ای بسیار پیچیده است.

به باور قهرمانپور، در بسیاری از موارد، شکست‌های آمریکا در پروژه‌های پیشین مداخله خارجی دقیقا به همین مقطع حساس بازمی‌گردد. به عنوان نمونه، در عراق، حذف صدام در مدت زمانی حدود دو هفته انجام شد، اما فرآیند گذار به‌ مراتب طولانی‌تر شد و درنهایت حتی به جنگ داخلی انجامید. اشتباهاتی که آمریکایی‌ها، به ‌ویژه در انحلال ارتش صدام، مرتکب شدند، به تشدید بی‌ثباتی دامن زد. از همین رو، پرسش اصلی در شرایط کنونی این است که آمریکا چگونه می‌خواهد روند گذار در ونزوئلا را مدیریت کند. در حال حاضر، دونالد ترامپ اعلام کرده است که ایالات‌متحده در راس این فرآیند قرار خواهد داشت و به احتمال زیاد شورایی متشکل از افراد بی‌طرف یا تکنوکرات، نمایندگانی از دولت مادورو، اپوزیسیون و برخی مقامات آمریکایی تشکیل خواهد شد؛ شورایی که ماموریتش، پیشبرد و مدیریت روند گذار به شکلی باثبات و کنترل‌شده خواهد بود.

قهرمانپور در پاسخ به پرسش دیگری درباره سرنوشت اپوزیسیون بعد از حذف رهبر شان در مدیریت دولت گفت: درخصوص اپوزیسیون، یک نکته مهم وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. 

دونالد ترامپ، همان‌گونه که در سند استراتژی امنیت ملی آمریکا نیز تصریح کرده، الزاما به دنبال اجرای پروژه گذار به دموکراسی نیست. در واقع، مداخله آمریکا در ونزوئلا را بیش از آنکه بتوان در چارچوب ترویج دموکراسی تحلیل کرد، باید ذیل منافع تجاری این کشور دید؛ مراد گزاره‌ای است که در ادبیات سیاسی از آن با عنوان مداخله مرکانتیلیستی یا مداخله مبتنی بر تامین منافع تجاری آمریکا یاد می‌شود.

 به گفته قهرمانپور بر این اساس، از آنجا که گذار دموکراتیک اولویت اصلی واشنگتن نیست، اپوزیسیون نیز نمی‌تواند نقش و جایگاهی محوری در این فرآیند داشته باشد، چراکه مطالبات اپوزیسیون ممکن است به انتخاب یا تقویت بازیگری منجر شود که الزاما در راستای تامین منافع آمریکا حرکت نکند و حتی به این منافع آسیب بزند.

این تحلیلگر روابط بین‌الملل در ادامه گفت: ازسوی دیگر، در شرایط فعلی و با توجه به اینکه طی حدود سه دهه گذشته، هوگو چاوز و نیکلاس مادورو در راس قدرت قرار داشته‌اند، قدرت‌گیری اپوزیسیون و روی کار آمدن خانم ماچادو به عنوان رهبر ونزوئلا می‌تواند به تشدید قطبی‌شدن سیاسی، افزایش منازعات داخلی و بی‌ثباتی در این کشور بینجامد؛ وضعیتی که هزینه‌های قابل‌توجهی را به آمریکا تحمیل خواهد کرد. از این منظر، کنار گذاشتن یا به حاشیه راندن خانم ماچادو در مرحله کنونی را می‌توان بیش از آنکه یک تصمیم راهبردی بلندمدت دانست، یک تاکتیک مقطعی ارزیابی کرد؛ تاکتیکی که هدف آن، فراهم کردن امکان مدیریت کنترل‌شده‌تر فرآیند گذار ازسوی آمریکا و جلوگیری از تشدید بی‌ثباتی در ونزوئلاست.

این کارشناس مسائل بین‌الملل در پاسخ به سوال دیگری درباره آینده ارتش ونزوئلا به عنوان یکی از ارکان مهم اداره ونزوئلا خاطرنشان کرد: درخصوص سرنوشت ارتش ونزوئلا نیز به نظر می‌رسد باتوجه به نقش تعیین‌کننده ارتش به عنوان بازیگر اصلی در حفظ ثبات، ایالات‌متحده تلاش خواهد کرد افراد کلیدی و محوری بسیار نزدیک به نیکلاس مادورو را به‌تدریج کنار بزند، اما در عین حال همکاری با بدنه ارتش ونزوئلا را حفظ کند. تا این مقطع، می‌توان گفت که ارتش ونزوئلا نیز موضعی روشن و صریح در مخالفت با آمریکا اتخاذ نکرده است.

قهرمانپور در ادامه تاکید کرد: ازسوی دیگر، تجربه شکست آمریکا در عراق به‌روشنی به واشنگتن نشان داده است که انحلال کامل ارتش می‌تواند پیامدهای پرهزینه‌ای داشته باشد. به همین دلیل، حفظ ساختار ارتش و استفاده از ظرفیت آن برای برقراری نظم و جلوگیری از بی‌ثباتی، به ‌ویژه در دوران گذار، برای آمریکا اهمیت ویژه‌ای دارد. ارتش ونزوئلا نیز باتوجه به شرایط جدید و تحولات پس از مادورو، به ‌طور طبیعی ممکن است تمایل بیشتری به همکاری با آمریکا از خود نشان دهد. با این حال، میزان و دامنه این همکاری، موضوعی نیست که در مقطع کنونی بتوان درباره آن قضاوت قطعی داشت و روند تحولات آتی و نحوه مدیریت دوران گذار، مشخص خواهد کرد که این همکاری تا چه سطحی گسترش خواهد یافت.

قهرمانپور در ادامه گفت‌وگویش با «اعتماد» درباره راهبرد دیگر کشورهای حوزه کاراییب نسبت به تحولات اخیر ونزوئلا تشریح کرد: یکی از اشتباهات راهبردی نیکلاس مادورو این بود که توافقی را که پیش از انتخابات سال ۲۰۲۴، با میانجیگری برزیل، کلمبیا و نروژ با اپوزیسیون امضا کرده بود، نقض کرد و به سمت برگزاری انتخاباتی آزاد و منصفانه نرفت. درنتیجه این اقدام، چهره‌هایی مانند لولا داسیلوا، رییس‌جمهور برزیل و گوستاوو پترو، رییس‌جمهور کلمبیا دیگر نتوانستند از مواضع مادورو حمایت کنند. حتی پس از برگزاری انتخابات ۲۰۲۴ نیز خود مادورو عملا به خاطر نحوه برگزاری انتخابات مورد انتقاد قرار گرفت و همین مساله موجب شد جریان حامی او در آمریکای جنوبی و حوزه کاراییب تضعیف شود. 

به باور این تحلیلگر روابط بین‌الملل با این حال، وضعیت کوبا به‌دلیل پیشینه تاریخی روابط دو کشور، متفاوت است. کوبا همچنان یک نظام چپ‌گرا باقی مانده و از مدافعان سرسخت ونزوئلا به شمار می‌آید. نگرانی اصلی هاوانا این است که در صورت موفقیت آمریکا در ونزوئلا و مدیریت فرآیند گذار، هدف بعدی واشنگتن، کوبا و تلاش برای تغییر رژیم در این کشور باشد. در این چارچوب، گفته می‌شود مارکو روبیو نقش پررنگی دارد و به دلیل نگاه بسیار منفی و حتی نوعی خصومت شخصی نسبت به نظام حاکم بر کوبا، علاقه‌مند است که سناریوی تغییر رژیم در این کشور نیز دنبال شود.

قهرمانپور در ادامه و درباره نوع واکنش احتمالی چین و روسیه نسبت به تحولات ونزوئلا خاطرنشان کرد: آنچه در ونزوئلا رخ داد نشان می‌دهد نوع رفتار چین و روسیه در این پرونده، تا حد زیادی شبیه به رویکرد آنها در موضوع سقوط بشار اسد بوده است؛ رویکردی که به‌طور طبیعی پیامدهایی جدی برای پکن و مسکو به همراه خواهد داشت. کشورهایی که تصور می‌کردند در شرایط کنونی و در چارچوب نظم سیاسی جدید جهانی می‌توانند به چین و روسیه اتکا کنند، اکنون ممکن است با تردیدهای اساسی روبه‌رو شوند و طبیعتا ایران نیز یکی از این کشورها به شمار می‌آید.

به باور این کارشناس مسائل بین‌الملل ازسوی دیگر، کاهش نفوذ روسیه در آمریکای لاتین می‌تواند آسیب قابل‌توجهی به جایگاه این کشور در سیاست بین‌الملل وارد کند.  کرملین و شخص ولادیمیر پوتین همواره بر این نکته تاکید داشته‌اند که هدف مسکو، ارتقای جایگاه روسیه در نظام بین‌الملل و تبدیل آن به یک بازیگر سوم در عرصه سیاست جهانی است. با این حال، تحولات اخیر در ونزوئلا نشان می‌دهد که این سیاست و رویکرد روسیه، دست‌کم در این مقطع، به‌شدت تضعیف شده و با چالش‌های جدی مواجه است. 

قهرمانپور در پاسخ به پرسشی مبنی بر اهمیت حیاتی منابع نفتی ونزوئلا برای آمریکا گفت: بی‌تردید یکی از اهداف اصلی دونالد ترامپ در ونزوئلا، سرمایه‌گذاری و تسلط بر منابع عظیم نفتی این کشور است؛ منابعی که بنا بر ارزیابی‌های معتبر، حجم آنها حدود ۳۰۰ میلیارد بشکه برآورد می‌شود. همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، باتوجه به اینکه ماهیت این مداخله را می‌توان نوعی مداخله مرکانتیلیستی و تجارت‌محور دانست، سلطه بر منابع نفتی ونزوئلا برای ترامپ از اهمیت بالایی برخوردار است. از منظر کاخ سفید، کنترل یا دست‌کم نفوذ موثر بر این منابع، می‌تواند قدرت مانور آمریکا در بازار جهانی نفت را به شکل قابل‌توجهی افزایش دهد. این موضوع به‌ ویژه در شرایطی اهمیت پیدا می‌کند که ترامپ به‌دنبال پیشی گرفتن از چین در عرصه تجارت جهانی و تقویت موقعیت اقتصادی ایالات‌متحده است. 

به باور این تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل در چنین چارچوبی، دسترسی گسترده‌تر به منابع نفتی ونزوئلا نه‌تنها یک مزیت اقتصادی، بلکه ابزاری راهبردی برای افزایش نفوذ آمریکا در معادلات انرژی جهان تلقی می‌شود. در عین حال، باید به این نکته توجه داشت که پیش از اعمال تحریم‌ها، بخش عمده نفت ونزوئلا در آمریکا و آمریکای شمالی مصرف می‌شد و اصلی‌ترین بازار این کشور در واقع در قاره آمریکا قرار داشت. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که بخش قابل‌توجهی از پالایشگاه‌های مستقر در خلیج مکزیک آمریکا اساسا برای پالایش نفت ترش و سنگین ونزوئلا طراحی شده‌اند. به همین دلیل، با تشدید تحریم‌ها، برخی شرکت‌های آمریکایی متحمل ضرر شده و ناچار به خروج از این بازار شدند. در عین حال، خود ونزوئلا نیز در آمریکا مالک یک شرکت نفتی و پالایشی است. در شرایط کنونی، شرکت آمریکایی «شورون» روزانه حدود ۱۰۰ هزار بشکه نفت از ونزوئلا وارد می‌کند و افزون بر آن، دو یا سه شرکت دیگر نیز آمادگی خود را برای سرمایه‌گذاری اعلام کرده‌اند.

به گفته قهرمانپور با این حال، این شرکت‌ها با مطالبات مالی معوق و موانع حقوقی مواجهند که همچنان به عنوان چالش‌های جدی مطرح است. ازسوی دیگر، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که اگر قرار باشد تولید نفت ونزوئلا حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز افزایش یابد، به سرمایه‌گذاری‌ای در حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار نیاز خواهد بود. در این چارچوب، پرسش اصلی این است که آیا شرکت‌های آمریکایی حاضر خواهند بود در شرایط فعلی و با وجود ریسک‌های سیاسی و حقوقی موجود، چنین سطحی از سرمایه‌گذاری را بپذیرند یا خیر؟

منبع: اعتماد
کدخبر: ۵۱۰۶۶
ارسال نظر