ترامپ در پرونده ایران عقبنشینی کرده است؟
در روزهای اخیر و همزمان با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا و به طور خاص در خلیج فارس و آب های مجاور با ایران، شاهد انتشار سیل قابل توجهی از تحلیل و تفسیرها با محوریت قریب الوقوع بودن حمله نظامی آمریکا به ایران بوده ایم. در واقع، بسیاری از ناظران و تحلیلگران سعی داشته اند امکانسنجی کنند و به این سوال پاسخ دهند که تا چه اندازه حمله آمریکا به ایران در شرایط کنونی منطقی و شدنی است و در عین حاال، تبعات این مساله چه خواهد بود؟
به گزارش ۲۴ آنلاین، اهمیت این سوال در این نکته نهفته است که در روزهای گذشته شمار قابل توجهی از مقام های ارشد ایرانی هشدارهای روشنی را با مواضع خود به واشینگتن فرستاده اند. به عنوان مثال، مقام معظم رهبری هشدار داده است که اگر آمریکا جنگی تازه را علیه ایران آغاز کند، این مرتبه پاسخ ایران در قالب یک جنگ منطقه ای نمود خواهد یافت و یا سرلشگر موسوی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران هم در موضع گیری معناداری از تغییر دکترین نظامی ایران به آفندی خبر داده و تاکید کرده که تهران برای سرکوب هر تهدیدی علیه امنیت ملی خود آمادگی کامل دارد.
با این همه، یکی از موضوعاتی که ذهن بسیاری از تحلیلگران را به خود جذب کرده و آنها سعی داشتهاند آن را پاسخ دهند این است که براستی در ذهن ترامپ در مورد ایران چه میگذرد و وی میخواهد چه کند؟ آیا چراغ سبز وی به مذاکرات مسقط نمایشی و عملیات فریب است یا خیر وی در مورد گزینه نظامی علیه ایران در بنبست است و دیپلماسی را تنها راه با تهران یافته تا شاید بتواند به توافقی با این کشور دست یابد؟ تهِ گزارههای مذکور این می شود که آیا ترامپ علیه ایران جنگ راه می اندازد یا خیر؟ برای اینکه این سوال مهم را پاسخ دهیم، فارغ از پارامترهای متنوعی که وجود دارند، به نظر می رسد ابتدا باید دو سوال مهم دیگر را پاسخ دهیم.
اول اینکه پس از هفتم اکتبر سال ۲۰۲۳ و حمله بزرگ حماس به عمق فلسطین اشغالی، منطقه غرب آسیا با تکانه های جدی رو به رو شد. روندی که همچنان نیز ادامه دارد. کافی است توجه داشته باشیم تنها در یک مورد نظام سیاسی سوریه سقوط کرد و یا سید حسن نصرالله ترور شد و یا چند دور زد و خورد میان ایران و اسرائیل به وقوع پیوست که نقطه اوج آن جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بود.
آنچه واضح است منطقه غرب آسیا دیگر بر پایه مولفه های متوازنکننده نظم منطقه ای قدیمی قادر به ادامه حیات نیست. از یک سو، اسرائیل و آمریکا و شماری از کشورهای عربی سعی دارند نظمی جدید را پایهریزی کنند و در سوی دیگر، ایران و محور مقاومت در منطقه نیز سعی در حراست از موقعیت خود و گلوگاههایی دارند که به راحتی حاضر به از دست دادن آن ها نیستند.
در این میان، اصرارهای واشینگتن بر استقرار یک نظم جدید منطقه ای که با اشتیاق از سوی رژیم اسرائیل نیز دنبال می شود، ما را با این سوال رو به رو میکند که آیا نباید روند تحولات سال های اخیر و اقدامات ماجراجویانه تلآویو و واشینگتن در منطقه را به مثابه تکه های یک پازل دید که هدف کلان آن استقرار نظمی تازه در خاورمیانه است؟
چیزی که هم صهیونیست ها و هم آمریکا به صراحت از آن حرف می زنند؟ اگر از این زوایه به ماجرا نگاه کنیم، تحرکات نظامی آمریکا و اسرائیل در اطراف ایران نیز باید یک تکه مهم از همان پازل درنظر گرفته شود و در این میان، دیپلماسی با ایران، عملا کل بازی و طرحی که در ذهن آن ها است را به هم می ریزد(با توجه به تسلیمناپذیری ایران). اگر از این زوایه به ماجرا نگاه کنیم، وزن تقابل جویی از سوی آمریکا در مورد ایران به مراتب سنگینتر است و دیپلماسی از سوی آن در قبال تهران را میتوان بیش از همه چیزی شبیه به یک نمایش دانست.
نکته دومی که جای طرح دارد این است که مذاکرات مسقط که اخیرا در پایتخت عمان میان ایران و آمریکا برگزار شد، محدود به مساله هسته ای بوده است. ایران در قالب مذاکرات مذکور تقریبا با هیچکدام از خواسته های واشینگتن از خود نظیر غنیسازی صفر و یا تعطیلکردن توان هسته ای و همچنین خارجسازی ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده ۶۰ درصدی از این کشور موافقت نکرده است.
آنچه ایران بر آن تاکید دارد رقیق کردن ذخیره اورانیوم مذکور و نهایتا کاهش سطح غنیسازی آن هم در ازای گامهای عملی از سوی آمریکا است. حال اگر واشینگتن قرار باشد به توافقی با ایران دست یابد، این توافق تا حد زیادی ماهیتِ همان برجام را خواهد داشت. توافقی که ترامپ خود آن را در سال ۲۰۱۸ آتش زد. در این چهارچوب، باید از خود بپرسیم آیا ترامپ بار دیگر می خواهد برجام را با اسمی دیگر احیا کند؟ اگر چنین کند، آیا افکار عمومی آمریکا و جهان و یا مخالفان سیاسی وی از او نمی پرسند اساسا چرا از توافق برجام در سال ۲۰۱۸ خارج شدی که اکنون در صدد احیای نسخه ای شبیه به آن هستی؟ آیا نمی پرسند اساسا اگر به دیپلماسی در پرونده هسته ای ایران اعتقاد داشتی چرا برجام را به نابودی کشاندی؟
اگر از این زاویه نیز به مذاکرات مسقط نگاه کنیم، نه یک جا بلکه چند جای کار می لنگد! شاید همین نشانه ها باشد که با استناد به آن ها چندان نتوان حرکت آمریکا به سمت گزینه دیپلماسی با ایران را جدی گرفت. جالب اینکه همچنان شاهد جابجایی فعالانه ادوات و امکانات نظامی آمریکا و انتقال آن ها به پایگاه های این کشور در اقصی نقاط خاورمیانه هستیم. به طور کلی، اکنون ایران بیش از همه به این نقل قول کلاسیک در عرصه روابط بینالملل و سیاستِ جنگ چشم دارد که می گوید: اگر صلح میخواهید آماده جنگ شوید!