کدخبر: ۴۳۴۵۲

دلیل ربایش امام موسی صدر چه بود؟

امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، که طی یک دعوت رسمی به لیبی سفر کرده بود به شکل اسرارآمیزی ناپدید شد. از آن روز تا کنون، برغم تحقیقاتی که صورت گرفته، سرنوشت ایشان همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.

دلیل ربایش امام موسی صدر چه بود؟

به گزارش 2 آنلاین، محمد علی مهتدی، پژوهشگر ارشد در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه در روزنامه اطلاعات نوشت:

امروز ۹ شهریور برابر با ۳۱ اوت ، چهل و ششمین  سالگرد ربوده شدن امام موسی صدر و دو همراهش در لیبی است. در ۳۱ اوت ۱۹۷۸ امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، که طی یک دعوت رسمی به لیبی سفر کرده بود به شکل اسرارآمیزی ناپدید شد. از آن روز تا کنون، برغم تحقیقاتی که صورت گرفته، سرنوشت ایشان همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد. مقاله زیرخلاصه تحقیقاتی است که پیرامون علل ربوده شدن ایشان و طرف های ذینفع به عمل آمده است.              

از همان روزهای نخست ربوده شدن امام موسی صدر در لیبی این سؤال مطرح شد که چرا؟ وبا چه هدف وانگیزه ای سرهنگ قذافی دست به این کار زده است؟

برخی معتقد بودند که نقشه ای ازپیش طراحی نشده وبا توجه به روحیه خودشیفتگی در قذافی، احتمالا در جلسه دیدار امام صدر وهمراهانش با رهبر لیبی بحثی پیرامون مذهب شیعی یا مسائل مربوط به مقاومت در جنوب لبنان درگرفته وقذافی که تحمل نظر دیگری را نداشته با عصبانیت دستور بازداشت میهمانان را داده است.

عده ای دیگر این امر را ناشی از تحولات داخل لبنان می دانستند وچنین استدلال می کردند که سازمان های فلسطینی وچپگرای لبنانی که جنوب لبنان را عملا در تصرف خود داشتند وبه بهانه مقاومت، از سرهنگ قذافی پول هنگفتی می گرفتند از قدرت گرفتن فزاینده امام صدر در بیم بودند ومی ترسیدند که اگر قذافی تحت تأثیر اندیشه امام صدر قرار گیرد وازواقعیت اوضاع جنوب وتاجر پیشگی این سازمان ها مطلع شود کمک مالی خود به آنها را قطع می کند، با طرح یک توطئه حساب شده، قذافی را وادار به ربودن امام صدر کرده اند؛ بویژه که در شبی که فردای آن دیدار امام صدر وقذافی انجام می شود، هیأتی از این احزاب وسازمان ها جلسه مفصلی با قذافی داشته اند که تا بعد از نیمه شب ادامه یافته ویقینا آنها ذهن قذافی را علیه آقای صدر ساخته وبازداشت ایشان را طراحی کرده اند.

کسانی نیزاین مسأله را در یک بُعد منطقه ای وبین المللی تحلیل می کردند وبه نوعی آن را به پیروزی قریب الوقوع انقلاب اسلامی در ایران ربط می دادند. آنها با توجه به حضور دکتر مصطفی چمران در کنار امام صدر وارتباط امام صدر با امام خمینی ( قدس سره) در نجف اشرف ومقاله ای که امام موسی صدر در حمایت از انقلاب امام خمینی در روزنامه فرانسوی لوموند منتشر کرده واین انقلاب را ادامه راه پیامبران دانسته بود وسخنان حضرت امام در نجف مبنی بر اینکه اگر انقلاب پیروز شود، آقای موسی صدر نقش مهمی در دولت اسلامی خواهد داشت معتقد بودند که دستگاه های اطلاعاتی اسرائیل وآمریکا که قادر به پیش بینی پیروزی انقلاب بوده اند طرح ربوده شدن امام صدر توسط قذافی در لیبی را طراحی کرده اند تا مانع از نقش آفرینی امام صدر در انقلاب اسلامی ومرتبط شدن ایران با جنوب لبنان شوند.

نگارنده این سطور که سال های زیادی را در لبنان و سوریه گذرانده وتحولات منطقه ای را از دیدگاه یک خبرنگار یا پژوهشگر ازنزدیک بررسی کرده و افتخار همکاری با شهید دکتر مصطفی چمران را داشته، علاوه بر انبوه اطلاعات وتجارب ذخیره شده در ذهن، مدتی است که مطالعه روی این مسأله را با مراجعه به منابع بسیار مهمی آغاز کرده است.

یک منبع مهم اسناد ساواک در پرونده امام موسی صدر است  که در سه جلد تحت عنوان: "یاران امام به روایت اسناد ساواک"، توسط مرکز بررسی اسناد تاریخی منتشر شده است.این اسناد به ترتیب تاریخ از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۵۷ مرتب شده است.

مطالعه این اسناد سؤالات زیادی را پدید می آورد که یافتن پاسخ آنها از طریق بررسی وقایع آن سال ها در لبنان ومنطقه میسر می شود. منبع مهم برای پیگیری این وقایع یک دوره دوازده جلدی باعنوان «مسیره الامام السید موسی الصدر»  است که مجموعه ای از تحرکات، سخنرانی ها، بیانیه ها وبطور کلی فعالیت های امام صدر در لبنان ومنطقه از ۱۹۶۰ میلادی تا ۱۹۷۸ است که در بیروت منتشر شده است. کاری که نگارنده انجام داده گذاشتن این دو منبع مهم در پیش رو ودنبال کردن تحولات برای فهم اسناد ساواک و سرانجام رسیدن به یک نتیجه گیری یا سناریو برای روشن شدن چرائی ربوده شدن امام موسی صدر است.

گواهی اسناد یک ربایش

اسناد منتشر شده ساواک  نشان می دهد که ربوده شدن امام موسی صدر در شهریور ۱۳۵۷ در لیبی در نتیجه توطئه‌ای بین‌المللی بوده است، زیرا قدرت و نفوذی که ایشان در لبنان و در کل منطقه عربی کسب کرده بود، تمامی مراکز قدرت در لبنان و منطقه را ترسانده و او را مانع اجرای توطئه‌های اسرائیل در لبنان و در سطح مسأله فلسطین می‌دانستند.

راز جدید کشف شده از تعمق در اسناد منتشر شده ساواک حاکی از آن است که آنچه در شهریور ۱۳۵۷ و ناپدیدشدن امام موسی در لیبی رخ داد، قرار بود در بهمن ۱۳۵۴ (فوریه ۱۹۷۵) اتفاق بیفتد که به دلایلی انجام نشد.

چرایی این امر،به موضوع حوادث سال ۱۹۷۴ و قدرت و نفوذ شخصیت امام صدر در لبنان و در منطقه برمی‌گردد. در آن سال تحولات بزرگی رخ داد که زمینه‌ای برای آینده لبنان و منطقه شد و همان امر باعث شد که توطئه حذف امام موسی صدر از صحنه لبنان کلید بخورد.

در آن سال، فعالیت امام صدر در دو محور یعنی مبارزه با مراکز فساد قدرت در لبنان و تلاش برای ایجاد مقاومت در جنوب لبنان به اوج خود رسید.در اواخر اسفند ۱۳۵۲ در گردهمایی عظیم مردمی در شهر بعلبک به مناسبت اربعین شهادت امام حسین علیه السلام، در حالی که حدود ۷۵ هزار نفر با بیش از ۱۰ هزار قطعه سلاح گرد آمده بودند و شلیک هوایی می‌کردند، امام صدر سخنرانی مهمی با تأکید بر مبارزه با مراکز قدرت و مقاومت در برابر اسرائیل ایراد کرد.

در این مراسم، شرکت‌کنندگان سوگند یاد کردند که برای تحقق اهداف امام صدر تا مرز شهادت آماده مبارزه هستند.در ۱۵ فروردین ۵۳ امام موسی در مراسمی در بیروت گفت: «سلاح زینت رجال است، ما با این اسلحه با طاغوت‌های خودکامه خواهیم جنگید و مردم رنج کشیده را رها نخواهیم کرد. در برابر ظلم و توطئه و رشوه‌خواری و بالا کشیدن اموال مردم هرگز ساکت نخواهیم نشست».

در جمع‌بندی مشخص می‌شود که در طرح ربودن امام صدر در لیبی  دستگاه‌های اطلاعاتی امریکا، انگلستان، مصر، عربستان و طبیعتاً دستگاه‌هایی در لبنان و نیز ساواک شاه در آن دست داشته‌اند

مقاومت، سرمشق ملی

و اما مهم‌ترین رویداد در نیمه اردیبهشت همان سال، تجمع گسترده مردمی در شهر صور در جنوب لبنان بود. به نوشته روزنامه‌های آن زمان، در این گردهمایی بیش از ۱۵۰ هزار نفر با انواع اسلحه فردی گرد آمدند.

در این مراسم امام موسی صدر در سخنان مهمی تأکید کرد که از این پس ما آرام نمی‌گیریم. دیگر جایی برای تنبلی و راحتی وجود ندارد، ما مبارزه را تا آخر ادامه می‌دهیم و اینکه سومین گردهمایی، در بیروت، پایتخت، خواهد بود.از این پس، امام صدر لحن بسیار تندی را خطاب به مراکز قدرت و سیاستمداران لبنان در پیش گرفت. ایشان همچنین هیچ فرصتی را برای تأکید بر مسلح شدن برای مقابله با اسرائیل از دست نداد.

در نیمه مهرماه سال ۵۳، امام صدر در یکی از سخنرانی‌ها گفت: «ما با اطمینان از آینده می‌گوییم که اسرائیل باید نابود شود. اینک هر مسلمان باید اسلحه به دست گیرد و هرمسیحی اگر می‌خواهد پیرو حضرت عیسی مسیح(ع) باشد باید صلیب را تبدیل به مسلسل کند».

در سخنرانی دیگری، ایشان تأکید کرد: «در مسیر مبارزه برای نجات لبنان باید راه شهادت را برگزینیم.» وی به سیاستمداران لبنانی هشدار داد که: «اگر نمی‌توانند به وظایف خود نسبت به مردم عمل کنند فوراً استعفا دهند، زیرا بزرگترین گناه این است که انسان در منصبی قرار گیرد که شایستگی آن را ندارد.»

در مناسبت دیگری امام صدر گفت: «قابل تحمل نیست که اکثریت ملت لبنان، چنانکه در جنوب می‌بینیم، در فقر و بیچارگی و آوارگی به سر برند، در حالی که اقلیتی کوچک با چنگ انداختن روی همه ثروت‌ها در ناز و نعمت زندگی کنند!»و سرانجام، ایشان در اواخر شهریور همان سال در اجلاس مجمع عمومی مجلس اعلای شیعیان خطاب به سیاستمداران و سردمداران قدرت و پول در لبنان گفت: «شما از چنگ من رهایی ندارید مگر با مرگ من».مجموعه این تحولات و مواضع باعث ترس و نگرانی مراکز قدرت در لبنان و منطقه شد و آنان پی بردند که حضور امام صدر در لبنان خطر بزرگی است که منافع و وجود آنها را تهدید می‌کند.

این ترس و نگرانی و احساس خطر در لابلای گزارش‌های ساواک از ایستگاه بیروت کاملاً به چشم می‌خورد. ساواک در گزارشی نوشت: «روحانیون و مقامات دولتی از جنجال‌های موسی صدر خسته شده‌اند و او را برای موقعیت خود خطرناک تشخیص می‌دهند.» (امام موسی صدر، یاران امام به روایت اسناد ساواک جلد دوم ص۲۷۲، تاریخ سند ۵۳/۶/۶).

در جای دیگری می‌خوانیم: «موسی صدر با گروه‌های چپی و سازمان‌های فلسطینی علیه مسیحیان لبنان همکاری می‌نماید و... او به‌صورت یک خطر جدی برای مسیحیان لبنان درآمده و نقش خطرناکی ایفا می‌کند. گرایش او به سمت سوریه و احزاب چپ... و نفوذ او در بین طبقات شیعه لبنان... می‌توان گفت که صدر به‌صورت یک خطر جدی درآمده است.» (اسناد ساواک جلد ۲ ص ۵۱۱).

چنین می‌نماید که هدف از این گزارش قانع‌کردن تهران به لزوم حذف امام صدر از صحنه لبنان بوده، زیرا هیچ همکاری بین امام و گروه‌های چپی وجود نداشته و منظور از مسیحیان همان مراکز قدرت مارونیت سیاسی است که با رژیم شاه روابط نزدیکی داشته‌اند.بنابراین، مهم‌ترین اتفاق همان وضعیتی است که در شهریور ۱۳۵۷ (آگوست ۱۹۷۸) در جریان سفر امام صدر به الجزایر و سپس به لیبی رخ داد و به ربوده شدن امام انجامید و این همان راز مهم جدیدی است که از اسناد ساواک کشف می‌شود؛ یعنی تصمیم به ربودن امام صدر در همان سال ۱۳۵۳ گرفته شده بود.

در ۱۸/۱۱/۱۳۵۳ سفیر لیبی در بیروت دعوت رسمی برای سفر به لیبی را به امام صدر تسلیم کرد و ایشان با نپذیرفتن این دعوت اظهار داشت که تاریخ سفر را بعداً مشخص خواهد کرد. چند روز پیش از آن نیز امام دعوت مشابهی را برای سفر به الجزایر و ملاقات با هواری بومدین دریافت کرده بود. (مجموعه گام به گام با امام، جلد ۵، صفحه ۲۱).

در همان روز، منصور قدر، رئیس ایستگاه ساواک در بیروت، به تهران گزارش داد که موسی صدر قرار است به الجزایر و لیبی سفر کند. این گزارش به اطلاع ارتشبد نصیری، رئیس ساواک رسید و او بلافاصله دستور داد که این خبر به اطلاع سرویس‌های اطلاعاتی امریکا، انگلستان، مصر و عربستان سعودی برسد.در سند ساواک به تاریخ ۲۶/۱۱/۵۳ می‌خوانیم که:

از: اداره کل سوم به مدیریت اداره کل هفتم

«تیمسار ارتشبد ریاست ساواک مقرر فرموده‌اند اطلاعات زیر درباره نامبرده (امام موسی صدر) به سرویس‌های امریکا، انگلستان، مصر و عربستان سعودی منعکس شود. خواهشمند است دستور فرمایید در اجرای اوامر در این مورد اقدام و از نتیجه این اداره کل را  آگاه نمایید.

مدیر کل اداره سوم، ثابتی

در همان روزها، شاهزاده عبدالله بن عبدالعزیز، رئیس گارد پادشاهی عربستان که روابط نزدیکی با امام صدر داشت وارد بیروت شد و با امام ملاقات کرد (امیرعبدالله پس از مرگ فهد بن عبدالعزیز پادشاه عربستان شد).از مذاکرات بین عبدالله و امام صدر اطلاعی در دست نیست و معلوم نیست که آیا وی برای سنجیدن برنامه‌ها و استراتژی امام صدر به ملاقات ایشان آمده یا هدفش هشدار دادن به امام بوده است.

چرا توطئه به تعویق افتاد

در هر صورت، سفر امام صدر به الجزایر و لیبی انجام شد، اما طرح ربودن وی در لیبی به دلایل نامشخص که نیاز به تحقیق دارد، انجام نگرفت. اما در همان زمان توطئه دیگری برای ترور امام‌صدر در بیروت طراحی شد، که شاید بی‌ارتباط با سفر امیرعبدالله به لبنان نباشد. گزارش این توطئه در سند ساواک به تاریخ ۵۳/۱۲/۵ موجود است. متن سند به خط شخص منصور قدر، مأمور ساواک و سفیر شاه در بیروت از این قرار است:

«قرار است یک جنبش سنی علیه موسی صدر فعالیت نماید زیرا صدر طی نطقی در جنوب لبنان گفته بود که دولت اسرائیل از بین خواهد رفت همان گونه که دولت بنی امیه از بین رفت.» این جنبش سنی را دستگاهی که با عربستان بستگی دارد پشتیبانی خواهد کرد (اسناد ساواک، جلد ۲، ص۴۰۱).

یادآوری می‌شود که وهابی‌های سعودی بنی‌امیه را گرامی می‌دارند و معاویه و یزید را در مقام اصحاب و ولی امر قبول دارند و هرکس به آنان توهین کند، مهدورالدم می‌پندارند و این طرح نشان می‌دهد که آنها با ترور امام صدر در لبنان قصد داشته‌اند تا این جنایت را به جریانی سنی- وهابی نظیر داعش نسبت دهند که سال‌ها بعد در عراق و سوریه ایجاد کردند.

پس از این اتفاق، دوباره به جان امام صدر سوءقصد شد که در هر دوبار طرح دشمنان به شکست انجامید و عملی نشد. و نیز در حالی که امام قصد داشت تظاهرات و اعتراض‌ها را به بیروت بکشاند، آنها جنگ داخلی لبنان را به راه انداختند تا مانع اقدام امام موسی صدر شوند و همچنان که امام بعدها به نگارنده این سطور گفتند هدف از جنگ داخلی متوقف کردن برنامه‌های ایشان بود.

در جمع‌بندی مشخص می‌شود که در طرح ربودن امام صدر در لیبی  دستگاه‌های اطلاعاتی امریکا، انگلستان، مصر، عربستان و طبیعتاً دستگاه‌هایی در لبنان و نیز ساواک شاه در آن دست داشته‌اند.اینک که ۴۶ سال از ناپدید شدن امام موسی صدر می‌گذرد بزرگ‌ترین آرمان وی، یعنی مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی طی یک جبهه متحد و گسترده‌ای سراسر منطقه را در برگرفته و هرچند خود وی در صحنه حضور ندارد، اما شاگردان و پیروان مکتبش این آرمان را به منصه ظهور رسانده‌اند و سید حسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان در چهل و یکمین سالگرد ربوده شدن امام صدر گفت: «پیروزی‌های امروز و دهه‌های گذشته ما تا حد زیادی به برکت حضور این امام و رهبر، سید موسی صدر، در لبنان است و به برکت و فریاد بلند و چهره پرنور و نهضت ایمانی و جهادی و پروژه اسلام‌گرایی و میهن دوستی و نفس گرم اوست». 

کدخبر: ۴۳۴۵۲
ارسال نظر