کدخبر: ۵۱۴۸۰

روحانی: اگر یک نفر امیدش به بیگانه باشد، ما باید شب از ناراحتی و غصه آن نتوانیم بخوابیم/ لجبازی در برابر مردم جواب نمی‌دهد

رئیس‌جمهور ایران در دولت‌های یازدهم و دوازدهم گفت: بعد از ۴۷ سال انقلاب، اگر یک نفر امروز در جمهوری اسلامی ایران امیدش به بیگانه باشد، ما باید شب از ناراحتی و غصه آن نتوانیم بخوابیم؛ حتی یک نفر، حالا آن یک نفر را هرچه شما می‌خواهید اسمش را بگذارید. یک ایرانی بعد از ۴۷ سال جمهوری اسلامی، اگر امیدش به بیگانه باشد، این قابل قبول است برای ما؟ خب معلوم است که ما یک مشکلی داریم. پس منبرهای ما مشکل داشته، پس تریبون‌های ما مشکل داشته، پس صداوسیمای ما مشکل داشته، پس دبستان و دبیرستان ما مشکل داشته، خلاصه یک جایی امر مشکل داشته است. این‌ها همه تربیت‌شده در جمهوری اسلامی هستند، چرا گذاشتیم جوان ما به این روز برسد؟

روحانی: اگر یک نفر امیدش به بیگانه باشد، ما باید شب از ناراحتی و غصه آن نتوانیم بخوابیم/ لجبازی در برابر مردم جواب نمی‌دهد

به گزارش ۲۴ آنلاین، متن کامل اظهارات حسن روحانی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ماه شعبان، ماه میلاد ائمه هدی و به‌ویژه حضرت ولیعصر ارواحنا له الفداء و ماه پیامبر(ص) است. ما در دعاها می‌خوانیم وَ هَذَا شَهْرُ نَبِیِّکَ سَیِّدِ رُسُلِکَ شَعْبَانُ الَّذِی حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ. این ماه، ماه پیامبر(ص) است و ماهی است که سراسرش رضوان الهی و رحمت خداوند است.

همه ادعیه‌ای که در ماه شعبان هست می‌تواند برای ما درس‌آموز باشد. در این دعا که می‌گوید الْفُلْکِ الْجَارِیَةِ فِی اللُجَجِ الْغَامِرَةِ یَأْمَنُ مَنْ رَکِبَهَا وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَکَهَا، آن کشتی نجات‌بخشی که مربوط به پیامبر و اهل بیت پیامبر است، کسی که وارد می‌شود نجات یافته است و کسی که ترک می‌کند در مسیر غرق شدن و نابودی است. در ادامه می‌گوید الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللَازِمُ لَهُمْ لَاحِقٌ، آن‌هایی که تندروی می‌کنند می‌خواهند جلوتر از پیغمبر و ائمه هدی حرکت کنند و به فکر آن هستند که جامعه و جهان را آنطوری که خودشان فکر می‌کنند تغییر دهند. می‌گوید آن‌ها مارق هستند و از دین خارج می‌شوند و در سایه همین تندروی از اصل دین فاصله می‌گیرند. آن‌هایی که متأخرند و پشت سر ائمه هدی حرکت نمی‌کنند، وامانده هستند، آن‌ها هم زاهق و در مسیر نابودی هستند. آن‌هایی که در کنار پیامبر و ائمه هستند و قدم برمی‌دارند در کنار قدم‌های آن‌ها، ملحق می‌شوند به همان راه ائمه هدی.

همه دعاهایی که در ماه شعبان می‌خوانیم می‌تواند راهنمای ما باشد و به ما راه را نشان بدهد. اگر ما به همین دعاها عمل می‌کردیم امروز این شرایط پیچیده را نداشتیم.

سال ۹۸ سه بار تا مرز جنگ رفتیم

بعد از انقلاب همیشه مشکلاتی داشتیم ولی در سال جاری، مشکلات ما خیلی متفاوت است با مشکلات گذشته. جنگ هشت ساله که تمام شد، بزرگترین افتخار ما این بود که امنیت جمهوری اسلامی ایران را تضمین کردیم و امروز این امنیت ملی ما دچار صدمه شده است. حالا چرا این‌چنین شد؟ اینکه آقای ترامپ افکارش چگونه است یا نتانیاهو چگونه است، دلیل نمی‌شود. مگر در سال ۹۷ و ۹۸ همین نتانیاهو و ترامپ نبودند؟

ما در ۹۸ سه بار رفتیم تا مرز جنگ، یعنی آنجایی که ما آن پهپاد گلوبال هاوک را زدیم رفتیم تا مرز جنگ. آمریکا ما را تهدید کرد، پنجشنبه صبح زدیم ولی عصر پنجشنبه یک پیام بسیار محکمی فرستادیم. من زنگ زدم به آقای عراقچی، متن پیامی که خودم نوشته بودم گفتم عین این را فوراً منتقل کن به سفارت سوئیس. ایشان گفت که نباید با جایی هماهنگ کنم، گفتم نه. فوری انجام بده، نمی‌خواهد با هیچ کجا هماهنگ کنی، خب به‌هرحال پیام دادیم.

در داستان آرامکو هم آقای ترامپ پیام داد برای من از طریق امیر قطر و تهدید به جنگ کرد. من به امیر قطر گفتم به ترامپ بگویید که اگر اقدامی انجام بدهید، تمام نیروهای مسلح ما بدون اینکه از ما بپرسند، عمل می‌کنند چون به آن‌ها دستور لازم داده شده و تمام نیروهای شما آماج حملات ما قرار خواهند گرفت و در اختیار ما هم دیگر نیست. خب به‌هرحال حرف زدیم، پیام دادیم و تلاش کردیم. اگر تلاش نمی‌شد شاید همان ۹۸ ما وارد یک جنگ ناخواسته می‌شدیم.

ترامپ چند بار دچار شکست مفتضحانه شد

در سال ۹۸ چند نوبت هم ترامپ از لحاظ سیاسی، دچار شکست مفتضحانه شد، برای اینکه از همین برجام خارج شود. من فعلاً کاری به مسائل داخلی یعنی حوادث مشهد و شورآباد ندارم که همه آن‌ها دخالت داشتند، اما به‌هرحال ترامپ اولین تلاشش این بود که از طریق آژانس بتواند برجام را از بین ببرد و نتوانست این کار را بکند.

دومین تلاشش این بود که اروپایی‌ها را را وادار کند که آن‌ها هم با او همراهی کنند، این هم ناموفق بود. سومین تلاشش این بود که یک‌جانبه از برجام خارج شود، به این دلیل که ما اعلام کرده بودیم که اگر آمریکا خارج شود، بلافاصله ما هم خارج می‌شویم. او خارج شد تا ما خارج شویم که این تیرش هم به سنگ خورد و ما خارج نشدیم. با یک استدلال و منطقی، تأخیر انداختیم در تصمیم نهایی خودمان و این کار را پیش بردیم.

بعد هم در سه، چهار مورد در سازمان ملل آمریکا دچار شکست شد که کمتر سابقه دارد که آمریکا در شورای امنیت چنین شکستی را تجربه کرده باشد؛ مثلاً فقط خودش با یک جزیره کوچک رأی داشته باشد و اعضا با او مخالفت کنند. یا در شورای امنیت جلسه گذشته به ریاست خودش و دعوت همه سران اعضای شورای امنیت و همه با او مخالفت کردند؛ همه آن‌هایی که آنجا بودند، چه اروپایی‌ها و چه دیگران.

باید مدیریت تخاصم کنیم

می‌خواهم بگویم شرایط بسیار سختی داشتیم، ولی به‌هرحال با یک تدبیری از آن شرایط سخت عبور کردیم. متأسفانه در سال جاری ما وارد شرایطی شدیم که همیشه از آن پرهیز می‌کردیم تا وارد آن شرایط نشویم. در جنگ ۱۲ روزه به جمهوری اسلامی ایران حمله شد. این مهم نیست که کجا را زدند، فردو بود، نطنز بود، اصفهان بود یا جای دیگر. اصل حمله مهم بود که آمریکا جرأت ‌کند به جمهوری اسلامی ایران حمله کند یا اسرائیل جرأت ‌کند به جمهوری اسلامی ایران حمله کند، این را ما باید بحث کنیم و به ریشه‌های آن بپردازیم.

باید آسیب‌شناسی کنیم، نه اینکه فقط بگوییم دیوانگی کردند. مگر همین‌ها نبودند قبلاً؟! ما یک بار تجربه کردیم این‌ها را، ما ۴ سال ترامپ اول را از سر گذراندیم، با مشکلات فراوان. به‌هرحال، یک جوری تخاصم را مدیریت کردیم. تا ما می‌گوییم باید یک کاری بکنیم، می‌گویند یعنی ما برویم با آمریکا رابطه برقرار کنیم یا در برابر ترامپ تواضع کنیم؟ نه آقا، بحث رابطه نیست، بحث مدیریت است. اگر هم با کشوری تخاصم داریم، این تخاصم را باید کنترل کرد، این تخاصم را باید مدیریت کرد. اگر ما با قدرتی تنش داریم، این تنش را ما باید کنترل کنیم و آن را کاهش بدهیم. نباید بگوییم که هیچ راهی برای مدیریت وجود ندارد. هیچ راهی برای کاهش تنش وجود ندارد. آسیب‌شناسی هم بسیار مهم است. برای جنگ ۱۲ روزه، چقدر ما آسیب‌شناسی کردیم، لااقل به ظاهر خیلی آسیب‌شناسی درستی در رسانه‌ها ندیدیم. حالا اگر در جلسات خصوصی آسیب‌شناسی شده باشد نمی‌دانم. آن هم باشد خوب است.

بعد از جنگ ۱۲ روزه به ملت ایران بدهکار شدیم

اما بعد از جنگ ۱۲ روزه در یک امر مهم به ملت ایران بدهکار شدیم و می‌بایست پاسخ می‌دادیم. در جنگ ۱۲ روزه، درست است که نیروهای مسلح ما تلاش کردند، فداکاری کردند، اقدام کردند، شهید دادند؛ درست است که رهبری راهنمایی کردند، هدایت کردند، همه این‌ها درست است؛ اما بی‌تردید آن کار بزرگ در برابر جنگ ۱۲ روزه را ملت ایران انجام داد. یعنی آن‌ها هدفشان این بود که جنگ را آغاز کنند، همه مردم به خیابان‌ها بیایند و از آن‌ها حمایت کنند و روبه‌روی حاکمیت بایستند و بعد آن‌ها وارد شوند و نظام را از بین ببرند، حکومت را از بین ببرند و حتی بالاتر، به ایران هم دست‌درازی کنند؛ ولی این ملت ایستاد، به میدان آمد و مقاومت کرد و لذا نتوانستند که موفق شوند.

حالا این ملتی که این کار بزرگ را انجام داد، ما پاسخ آن‌ها را دادیم؟ پاسخ به این نیست که بیاییم از ملت زبانی تشکر کنیم. مردم ما در طول دهه‌های گذشته غم‌ها، اندوه‌ها، نگرانی‌ها، درخواست‌ها و مطالبات فراوانی داشتند. در دهه ۷۰، در دهه ۸۰، در دهه ۹۰ همواره مطالبات و درخواست‌هایی داشتند. این‌چنین نیست که دفعه اول باشد که مردم به خیابان آمدند. خب این یک نارضایتی و اعتراضی است که به صورت مزمن باقی مانده و مردم را به اینجا رسانده است. نگرانی‌ها روی هم انباشته شده است.

می‌گوییم در کشور تظاهرات شده و یک عده تروریست آمدند و سوءاستفاده کردند. این درست است که باید با تروریست‌ها و سوءاستفاده‌کننده‌ها از اعتراض به حق مردم برخورد کنیم، ولی اعتراض مردم دلایلی داشته است. این اعتراض از کجا شروع می‌شود؟ مردم که از روز اول به خیابان نمی‌آیند داد بزنند. مسیرهای دیگری را قبلاً طی می‌کنند. وقتی مردم نگران می‌شوند، از همان موقع حاکمیت باید رفع نگرانی کند، از آن موقعی که مردم خواست‌های به حقی دارند، قبل از اینکه به خیابان بیایند. مگر بناست به خیابان بیایند؟ مگر خواسته‌شان را ما قبلاً نمی‌شنویم؟ این گوش را خدا به ما داده تا خواست و مطالبه مردم را بشنویم، مشکلات آن‌ها را لمس کنیم و ببینیم و حل کنیم. فوق‌العاده مهم است که نگذاریم در داخل شکافی ایجاد شود.

تا ۶۰ ساله‌ها در فضای جمهوری اسلامی بزرگ شدند

حالا اگر در خیابان عده‌ای آمدند، خشونت کردند، این‌ها چه کسانی هستند؟ تمام افرادی که تا ۶۰ سال هستند، در فضای جمهوری اسلامی بزرگ شدند. یعنی وقتی انقلاب پیروز شده، این‌هایی که امروز ۶۰ ساله هستند، آن وقت ۱۲-۱۰ ساله بودند و دبستان می‌رفتند. تمام افرادی که تا سن ۶۰ سال هستند، اصلاً رژیم شاه را ندیدند، رژیم گذشته را ندیدند، در جمهوری اسلامی ایران، در مدارس ما، پای این صداسیمای جمهوری اسلامی، در کنار روزنامه‌های خودمان، در مدارس خودمان، در دانشگاه خودمان بزرگ شدند. مگر غیر از اینست؟ در ارتش یا سپاه دو سال آموزش دیدند و خدمت کردند. عده‌ای‌شان هم حتی در دفاع مقدس فداکاری کردند. همه این‌هایی که در خیابان بودند، تند یا کند، آرام یا خشن، همه آن‌ها تعلق به جمهوری اسلامی داشتند؛ یعنی این‌ها پای خطبه‌های خودمان، پای منبرهای خودمان، در جمهوری اسلامی ایران بزرگ شدند و حالا ۳۰، ۴۰، ۵۰ ساله هستند.

با یک اصلاح بزرگ به مردم پاسخ بدهیم

باید چه کار کنیم؟ پاسخ دادن به مردم این نیست که اگر مردم اعتراض دارند، ما یک مورد کوچک از آن درخواست‌ها را در نظر بگیریم و ۹۹ درصد خواست آن‌ها را فراموش کنیم و بگذاریم کنار. مردم یک سری درخواست‌هایی دارند و نیاز هست که با یک اصلاح بزرگ به مردم پاسخ بدهیم، نه با اصلاح کوچک. با یک تغییر بزرگ و نه تغییرات جزئی. شما اگر تغییرات جزئی را انجام بدهید خدای‌ناکرده ممکن است دومرتبه دو ماه دیگر، سه ماه دیگر و یا حتی ۱۰ روز دیگر باز دچار مشکل شویم.

مردم باید احساس کنند که ما پیام آن‌ها را گرفته‌ایم. ببینید همه این‌هایی که به خیابان آمدند، یک پیامی داشتند؛ چه آن‌هایی که درخواست را به صورت ساده مطرح کردند و اعتراض را به حق مطرح کردند و چه آن‌هایی که کمی با خشونت حرف زدند، کلام درشت گفتند، تا برسد به آن‌هایی که آمدند تخریب کردند و کارهای تروریستی انجام دادند. حساب این گروه البته جداست ولی آن بقیه به‌هرحال آنچه مطرح کردند، ما باید صدای همه آن‌ها را بشنویم.

مشارکت در انتخابات صدای بلند مردم بود

مردم از ما چه می‌خواهند؟ حالا ما فکر می‌کنیم که اگر بتوانیم در حد کوچکی معیشت مردم را حل کنیم دیگر مردم از ما راضی شده‌اند. البته معیشت اصل است و باید حل کنیم، خیلی هم مهم است. امنیت مردم بسیار مهم است، اما رضایت مردم چیز دیگری است. آنچه که قدرت ملی برای ما درست می‌کند، مردم هستند. قدرت مردم، قدرت اصلی است. امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید: وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمّة. آن چیزی که ستون دین است، نه فقط برای زندگی بلکه ستون دین، مردم هستند. انسجام اجتماعی در سایه مردم امکان‌پذیر است.

امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید قدرت در برابر دشمن، مردم هستند. لْعَامَّةُ مِنَ الْأُمّة، عموم مردم هستند که می‌توانند مشکلات را حل کنند. عموم مردم باید از ما راضی باشند. ما باید پاسخ بدهیم به این عموم مردم، در مسائل سیاسی باید پاسخ بدهیم، در مسائل اجتماعی باید پاسخ بدهیم، در مسائل اقتصادی باید پاسخ بدهیم. در مسائل سیاست داخلی مهم‌ترین مسأله این است که یک انتخابات بارونق داشته باشیم که این علامت بزرگی در سیاست داخلی است. اعلام انتخابات می‌کنیم، بزرگترین انتخابات در کشور هم انتخابات ریاست‌جمهوری است. از این مهم‌تر که ما نداریم. مردم پای صندوق می‌آیند تا یک رئیس دولت انتخاب کنند. البته مجلس و خبرگان و شوراها هم سر جای خودشان مهم هستند ولی آن انتخاباتی که همیشه رونق داشته و مردم می‌آیند در صف‌های طولانی می‌ایستند تا رأی بدهند، انتخابات ریاست‌جمهوری است. انتخابات ریاست‌جمهوری دور اول در سال گذشته چقدر شرکت کردند؟ دور دوم را نمی‌گویم که حالا مردم به خاطر ترس و هراس از انتخاب یک فرد ناتوان، یک مقدار بیشتر آمدند. دور اول حدود ۳۹ درصد شرکت کردند، زیر ۴۰ درصد بود. نیاز ندارد که مردم در خیابان تظاهرات کنند. این اعلام عمومی مردم است. وقتی در بزرگترین انتخاباتی که در کشور همسایه ما ترکیه بالای ۸۰ درصد، حدود ۸۸ درصد مردم شرکت می‌کنند اینجا ۳۹ درصد شرکت می‌کنند، این کافی نیست. این صدا، صدای بلند مردم بود. این صدای رسای مردم بود. ما باید این صدا را بشنویم. شیوه را تغییر بدهیم.

اگر مداخله رهبری نبود، آقای پزشکیان نمی‌توانست در انتخابات شرکت کند

چرا مردم پای صندوق نمی‌آیند؟ به دلیل اینکه افرادی را که ما کاندیدا می‌کنیم، این آقا کم می‌کند، آن آقا کم می‌کند. این دستگاه می‌زند، آن دستگاه می‌زند. این می‌گوید صلاحیت، آن می‌گوید احراز صلاحیت. اگر ۲۰ نفر باید در صحنه باشند و مردم در میان آن‌ها یکی را برگزینند، کاری می‌کنیم که ۳ یا ۴ نفر بمانند و بگوییم مردم همین است، همین است دیگر، می‌خواهید یا نمی‌خواهید همین است. خوب یا بد، همین است. خب چرا همین است؟ در همین انتخابات آقای مسعود پزشکیان که امروز رئیس‌جمهور ماست، اگر مداخله رهبری نبود، آیا ایشان می‌توانست در انتخابات شرکت کند؟ نمی‌توانست شرکت کند. ما هر چه آدم خوب و آدم لایق است، همه را یک جوری ردصلاحیت می‌کنیم. به چه دلیل این کار می‌شود؟ چه کاره هستیم؟

چه کار باید بکنیم؟ نه سیستم حزبی داریم که انتخابات در پروسه حزبی انجام بگیرد. اگر ما سه تا حزب قوی در ایران داشتیم، نیاز به این حرف‌ها نبود که خود حزب پله به پله انتخاب می‌کرد و در آن لیست نفر آخر را به ملت معرفی می‌کرد برای رأی. اگر سه حزب بزرگ داشتیم سه نفر را معرفی می‌کردند برای ریاست‌جمهوری. این که نداریم و ظاهراً نمی‌توانیم داشته باشیم که بنده نمی‌خواهم وارد این بحث شوم. باید روزی این را حل کنیم.

نهادهای مستقل نداریم

ما کشور بزرگی هستیم، ما ایران هستیم، با یک فرهنگ و تمدن بلند و بزرگ تاریخی. ما انقلاب‌ها کرده‌ایم؛ از آن انقلاب مشروطه گرفته تا انقلاب ۵۷. انقلاب‌های بزرگی در این کشور رخ داده است. مردم به خیابان آمدند تا صندوق رأی را درست کردند. ما اولین کشوری هستیم در این منطقه که صندوق آرا درست کردیم در مشروطه. آن زمان هیچ کشوری در منطقه ما صندوق رأی نداشت. مردم آمدند، علما آمدند، روشنفکران آمدند، اقشار مردم آمدند، بازار آمد، همه آمدند به میدان تا ملت بتواند یک انتخابات خوب داشته باشد. خب در انتخابات که فعلاً وضع ما این است.

نهادهای مستقلی هم که می‌بایست می‌داشتیم برای روز مبادا که مردم می‌رفتند سراغ آن نهادهای مستقل، آن هم که نداریم. همیشه در تاریخ، حوزه و روحانیت نهاد مستقلی بود که مردم اگر درد داشتند، می‌رفتند پیش علما، می‌رفتند پیش مراجع، می‌رفتند سراغ حوزه‌ها، این نهادهای مستقل را هم که دچار مشکل کردیم، آن‌ها را محتاج خودمان کردیم، محتاج بودجه و پول خودمان کردیم. فعلاً که این هم نیست و خب باید چه کار کنیم؟

پیام مردم در ۲۲ دی این بود که ما در برابر دخالت خارجی می‌ایستیم

آیا می‌شود ما به مردم فقط بگوییم احسنت و بارک‌الله که در جنگ ۱۲ روزه خوب ظاهر شدید، در این اعتراضات در ۲۲ دی خوب به میدان آمدید و به دشمنان پاسخ دادید و ایستادگی کردید، چون خواستید به دشمنان بگویید که ما اجازه نمی‌دهیم شما در امور داخلی ما مداخله کنید. مردم خیلی کار بزرگی کردند. پیام مردم در ۲۲ دی این بود که اعتراض درست به حق است ولی ما در برابر دخالت خارجی می‌ایستیم. این پیام مردم بود و این کار را کردند که کار بزرگی بود. جنگ ۱۲ روزه هم مردم همین را گفتند به دشمنان خارجی که ما به شما اجازه نمی‌دهیم در امور داخلی و امنیت ملی ما مداخله کنید، بیایید اینجا را بمباران کنید، به شما چه ربطی دارد؟ ما اگر هرچه داریم یا در چارچوب قانون و مقررات بین‌المللی است یا نیست. اگر هست که دیگر به شما چه؟ اگر هم نیست بگویید ما کجا در چارچوب مقررات بین‌المللی عمل نکردیم. خب مردم آمدند در خیابان و ایستادگی کردند و مقاومت کردند و حرف دشمن را گوش نکردند.

اگر یک نفر امیدش به بیگانه باشد، باید از غصه نخوابیم

اصلاً بعد از ۴۷ سال انقلاب، اگر یک نفر امروز در جمهوری اسلامی ایران امیدش به بیگانه باشد، ما باید شب از ناراحتی و غصه آن نتوانیم بخوابیم؛ حتی یک نفر، حالا آن یک نفر را هرچه شما می‌خواهید اسمش را بگذارید. خلاصه یک ایرانی بعد از ۴۷ سال جمهوری اسلامی، اگر امیدش به بیگانه باشد، یا به آدمی که بیگانه‌پرست است، یا به آدمی که فراری از کشور یا تبعیدی از کشور است، دل ببندد این خوبست برای ما؟ این قابل قبول است برای ما؟ خب معلوم است که ما یک مشکلی داریم. پس منبرهای ما مشکل داشته، پس تریبون‌های ما مشکل داشته، پس صداوسیمای ما مشکل داشته، پس دبستان و دبیرستان ما مشکل داشته، خلاصه یک جایی امر مشکل داشته است. این‌ها همه تربیت‌شده در جمهوری اسلامی هستند، چرا گذاشتیم جوان ما به این روز برسد؟

دنیا، دنیای بی‌رحمی است. جهان امروز از همیشه بی رحم‌تر است. یک زمانی سازمان مللی بود. یک نظم جهانی نیم‌بندی بود. حالا که یک عده روی کار آمده‌اند همه این‌ها را زیر پا گذاشته‌اند. شرق یا غرب هر دو این کار را کرده‌اند. آن یکی یک جور نظم جهانی را زیر پا گذاشت، این یکی به نوع دیگر نظم جهانی را زیر پا گذاشت. امروز نه قانونی و نه نظم جهانی وجود دارد، نه سازمان ملل قدرتمندی است. ما باید خودمان قدرتمند شویم.

هدف ما باید قدرتمند کردن ایران باشد

هدف ما نباید آرام کردن مردم باشد، هدف نباید این باشد که مردم به خانه‌هایشان برگردند. این کافی نیست، البته کوچکترین قدم است. هدف باید قدرتمند کردن ایران باشد، هدف باید رضایت ملت ایران باشد، ما اگر راضی کردیم مردم را اهلاً و سهلاً، کار درستی کرده‌ایم. اگر توانمند کرده‌ایم این مردم و این ملت را و کشور را قدرتمند کردیم که اهلاً و سهلاً.

سؤال اینست که چطور یک قلدر خارجی، یک قدرت خارجی، حالا آمریکا یا هر قدرتی می‌خواهد باشد، جرأت می‌کند روبه‌روی ملت ایران با ما با این الفاظ حرف بزند؟ بگوید یا این کار را می‌کنید، یا تسلیم می‌شوید یا این‌چنین عمل می‌کنم و حمله نظامی می‌کنم! یک جا ما مشکل داریم، یک جا ما نقطه ضعف داریم. حالا حل نقطه ضعف یک وقتی در بخش نظامی است که می‌خواهیم قدرتمندتر بشویم، تقویت قدرت نظامی ممکن است طول بکشد، ممکن است دو سال، سه سال، طول بکشد تا ما بتوانیم در برابر قدرت‌هایی که امروز ما را تهدید می‌کنند، دیگر توانند ما را تهدید کنند. قدرت اطلاعاتی را می‌خواهیم افزایش بدهیم، ممکن است زمان ببرد، اما یک چیز آنی است و آن تسلیم در برابر ملت ایران و سر فرود آوردن در برابر ملت ایران است. این یک ثانیه زمان لازم دارد که اعلام کنیم به مردم که کاملاً تابع شما هستیم. کی می‌خواهیم بفهمیم که حکومت یعنی نوکر مردم بودن؟ کی ما می‌خواهیم درک کنیم این موضوع را؟

مرتب می‌گوییم که ما فرمان می‌دهیم، ما دستور می‌دهیم، ما چه کاره هستیم که فرمان بدهیم؟ همه‌کاره مردم هستند. ما باید نوکر مردم و خادم مردم باشیم. اگر مردم یک چیزی می‌خواهند، آن هم با اکثریت بالا باید عمل کنیم. نباید بگذاریم در جامعه شکاف ایجاد شود و وحدت ملی صدمه ببینند.

وحدت و خشنودی جامعه مهم است

این بیان امیرالمؤمنین(ع) تکان‌دهنده است؛ در خطبه‌ای که امیرالمؤمنین(ع) برای اصحاب خاص خودش ایراد کرده است و مرحوم کلینی در کافی آن را آورده است. امیرالمؤمنین(ع) رو می‌کند به یاران نزدیکش و می‌گوید وَ لَوْ حَمَلْتُ النَاسَ عَلَی تَرْکِهَا، اگر من می‌خواستم یک سری اموری که خلاف است، مردم را وادار کنم که آن خلاف‌ها را انجام ندهند، وَ حَوَلْتُهَا إِلَی مَوَاضِعِهَا، اگر می‌خواستم احکام و دستورات دینی را آنجور که زمان پیغمبر بود عملی می‌کردم و جلوی بسیاری از بدعت‌های غلط را می‌گرفتم، لَتَفَرَّقَ عَنِّی جُنْدِی، لشکریان خود من از من جدا می‌شدند، سربازان خود من از من جدا می‌شدند، حَتَّى أَبْقَى وَحْدِی، من می‌ترسیدم تنها بمانم، در جامعه مدینه و مکه و دنیای اسلام بزرگ آن روز علی(ع) تنها بماند. أَوْ قَلِیلٌ مِنْ شِیعَتِیَ، اگر هم تنها بمانم فقط یک تعداد کمی از یاران نزدیک من، آن‌هایی که به من اعتقاد دارند، کنار من بمانند. امیرالمؤمنین ۲۶ حکم خدا را می‌شمرد و می‌گوید برخلاف این احکام الهی عمل شده و من نتوانستم آن‌ها را اصلاح کنم و اگر می‌خواستم درست کنم، تفرقه و شکاف در جامعه ایجاد می‌شد. بعد می‌گوید لَوْ رَدَدْتُ، اگر برمی‌گرداندم این‌چنین می‌شد، لَوْ أَمَرْتُ، اگر امر می‌کردم این‌چنین می‌شد، لَوْ حَرَّمْتُ، اگر تحریم می‌کردم، این‌چنین می‌شد، مرتب لَوْ، لَوْ، لَوْ، می‌گوید نسبت به آن ۲۶ مورد که بعضی از آن‌ها فوق‌العاده مهم بود. می‌گوید زنانی در خانواده‌ها دارند زندگی می‌کنند که شوهرشان بر آن‌ها حرام است و اگر من قدرت داشتم آن‌ها را جدا می‌کردم و برمی‌گرداندم به شوهر قبلی‌شان که به زور آن‌ها را جدا کردند. یعنی تا این حد فاجعه بود.

در یکی از مواردش می‌گوید که بخشی از مسجد پیغمبر(ص) غصبی است و خانه جعفر بوده و به زور گرفته‌اند و جزو مسجد کرده‌اند و اگر من قدرت داشتم، این قسمت از مسجد را خراب می‌کردم و می‌دادم به ورثه‌اش. امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید مصلحت ندیدم و این کار را نکردم؛ چرا؟ لَتَفَرَّقَ عَنِی، چون اگر این کارها را می‌کردم اختلاف می‌شد، انشقاق می‌شد، شکاف اجتماعی درست می‌شد. وحدت جامعه از بین می‌رفت. انقدر وحدت مهم است! انقدر یک ملت واحده مهم است. انقدر العامه مهم است که برای امیرالمؤمنین رضی العامه، خشنودی جامعه مهم است.

آنچه فوری است، ساختن یک ملت متحد است

آیا ما رفتیم دنبال این هدف؟ می‌نشینیم و می‌گوییم آنجا اینطور شود، اینجا آنطور شود، بدون توجه به مصلحت جامعه. امیرالمؤمنین(ع) با آن عظمتش، با آن قدرتش، با آن محبوبیتش که نزدیکترین فرد به رسول خدا(ص) بود و حاکم دنیای اسلام بود، می‌گوید من این‌ها را پیگیری نکردم. چرا؟ لَتَفَرَّقَ عَنِی، چون مردم از من جدا می‌شوند. فاصله می‌افتد در امت اسلامی. قسم می‌خورد امیرالمؤمنین(ع)، می‌گوید وَ اللَّهِ لَقَدْ أَمَرْتُ، قسم به خدا من فرمان دادم، فِی شَهْرِ رَمَضَان، در ماه رمضان و به مردم گفتم لا یَجْتَمِعُوا إِلَّا فِی فَرِیضَة، فقط نماز واجب را می‌توانید به جماعت بخوانید، وَ أَعْلَمْتُهُمْ أَنَّ اجْتِمَاعَهُمْ فِی النَوَافِلِ بِدْعَةٌ، به آن‌ها اعلام کردم که نمی‌توانید نافله را به جماعت بخوانید. یک‌دفعه دیدم صدای عده‌ای بلند شد، فَتَنَادَی بَعْضُ أَهْلِ عَسْکَرِی، دیدم در بخشی از لشکریان خودم هم صدا بلند شد و گفتند وااسلاما. امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید وقتی دیدم چنین شد، من آن را رها کردم. اگر رها نمی‌کردم این‌ها شورش می‌کردند. خیلی مهم است، امام متقین می‌گوید یک کار حرام علنی را من وقتی می‌بینم اگر بخواهم جلویش را بگیرم شورش می‌شود و تفرقه ایجاد می‌شود و وحدت مسلمین صدمه می‌بیند، من از آن صرف‌نظر کردم، من از آن گذر کردم، اما ما این کار را کردیم؟

ما برای جامعهٔ ایران، ما برای اتحاد مردم در سراسر ایران، این‌گونه کارها را کردیم، یعنی از خیلی چیزها گذشتیم به خاطر وحدت؟ یا سر حتی مسائل جزئی رفتیم معرکه گرفتیم، داستان‌ها درست کردیم. خب راه این است که سیره امیرالمؤمنین(ع) به ما می‌آموزد. اگر ما می‌خواهیم در برابر قدرت خارجی بایستیم، آن چیزی که آنی و فوری است، ساختن یک ملت متحد است. آن کار نظامی و کار اطلاعاتی سر جای خودش محفوظ، ولی زمانبر است تا بتوانیم روبه‌روی قدرت‌های بزرگ به راحتی بایستیم.

شما فکر می‌کنید اگر ملت ایران یکپارچه و یکصدا و متحد شد، دیگر جرأت می‌کند یک آدمی از آنسوی دنیا ما را مورد خطاب قرار بدهد، ملت ایران را مورد خطاب قرار بدهد و بگوید بروید در خیابان، من پشت سر شما هستم. یک آدمی که آن همه به ملت ایران از لحاظ اقتصادی و از لحاظ امنیتی ضربه زده، چرا جرأت می‌کند این‌ها را بگوید. معلوم است یک گوش شنوایی در ایران هست که این صدا را بشنود. حالا من نمی‌گویم اکثریت مردم، نمی‌گویم حتی اقلیت مردم، می‌گویم حتی اگر یک نفر هم باشد غصه دارد، یک نفر در ایران باشد که بخواهد صدای بیگانه را بشنود و قبول کند.

ما در برابر قدرت بیگانه، با وحدت و اتحاد و یکپارچگی می‌توانیم بایستیم و این وحدت و اتحاد و یکپارچگی فقط به این است که در برابر مردم تسلیم باشیم. خواست ملت را گوش کنیم. کاری کنیم همه بیایند پای صندوق رأی در انتخابات. دست برداریم از لجبازی در برابر مردم. لجبازی در برابر مردم جواب نمی‌دهد.

۸ تا ۱۰ سؤال و مسأله مردم را به همه‌پرسی بگذاریم

ما باید در مورد روابط خارجی از مردم بپرسیم. این قانون اساسی اصل ۸۰ است که می‌گوید اگر به هر خارجی بخواهیم وام یا کمک بلاعوض بدهیم، باید مجلس شورای اسلامی رأی بدهد و تصویب کند. آیا ما اگر بخواهیم کمک به خارجی بکنیم، می‌رویم از مجلس اجازه بگیریم؟ اصلاح این موارد که آسان است. این که قانون اساسی ماست، این که قانون موجود ما هست.

خدا شاهد است اگر فردا صبح به مردم اعلام کنیم و بگوییم مردم، شما اگر ده مسأله مهم دارید، این ده مسأله مهم شما را به صورت ده تا سؤال به همه‌پرسی می‌گذاریم، هرچه مردم گفتند ما تسلیمیم. دو مورد سیاست داخلی هست که برای شما مهم است، دو مورد در سیاست خارجی است، دو مورد در مسائل اجتماعی و فرهنگی است، دو مورد هم در مسائل اقتصادی.

به مردم بگوییم شما ۸ تا مسأله از ما گله دارید، نگرانید و این ۸ مسأله مهم است و می‌خواهید حل شود. ما در برابر نظر اکثریت قاطع شما تسلیم هستیم. ما قبول می‌کنیم هرچه شما بگویید.

اگر چنین کنیم شما فکر می‌کنید مردم همه راضی نمی‌شوند؟ والله ۹۵ درصد مردم آن زمان اعلام رضایت می‌کنند، اگر به مردم بگوییم آنچه خواست و نظر شماست، در سیاست داخلی، سیاست خارجی، مسائل فرهنگی و اجتماعی و در مسائل اقتصادی ما به نظر شما گوش می‌کنیم و عمل می‌کنیم.

یک نمونه از همین قانون اساسی دوم بعد از بازنگری که سی و چند سال از آن گذشته، چند سال دیگر می‌شود ۴۰ سال، آیا یک بار نباید در یک مورد مهم از مردم بپرسیم؟ یک بار در عمرمان نتیجه اجرای اصل ۵۹ را ببینیم. یک بار امتحان کنیم. در یک همه‌پرسی ۵ تا ۱۰ سؤال از مردم بپرسیم. تمام می‌شود، والله تمام می‌شود. به این صورت که فعلاً عمل می‌کنیم، درست نمی‌شود.

به حرف مردم گوش کنیم

قوه قضائیه باید کار خودش را انجام بدهد، امنیتی‌ها باید کار خودشان را انجام بدهند، تخریب غلط است، این حرف درست است، در برابر تروریسم باید بایستیم درست است، این‌ها را من بحث ندارم. می‌گویم مردم عادی که ناراضی هستند، نگران هستند و اعتراض دارند، علاقه به اسلام و ایران دارند، هم جمهوریت می‌خواهند، هم اسلامیت می‌خواهند، حرف آن‌ها را گوش کنیم.

اگر خواست مردم را اجرا کنیم و اگر قدرت ملی‌مان را بالا ببریم و ملت یکپارچه شوند، تمام منطقه به ما احترام بیشتری می‌کند، غرب هم به ما احترام می‌کند، شرق هم به ما احترام می‌کند، جایگاه ما در دنیا عوض می‌شود، ملت ما خوشحال می‌شود. مردم هم می‌گویند افرادی را که انتخاب کرده‌اند به خوبی می‌دانند که این قدرت امانت است که ما به آن‌ها داده‌ایم و آن‌ها طبق نظر ما، خواست ما، ایده ما عمل می‌کنند، مردم هم خوشحال می‌شوند، کشور هم قدرتمندتر می‌شود، دشمن هم مأیوس می‌شود، دوستان ما هم در دنیا همه خوشحال می‌شوند و جمهوری اسلامی ایران به جایگاه اصلی خودش می‌رسد.

وقتی نظامی‌ها صبح در میدان صبحگاه جمع می‌شوند اولین فرمانش این است، می‌گوید گوش به فرمان من، به جای خود، اولین فرمانش این است: «به جای خود»، ما در کشور هم همین فرمان را اجرا کنیم، همه به جای خود، آن که نباید در اقتصاد دخالت کند جلویش را بگیریم برود کار خودش را انجام بدهد. آن که نباید در سیاست دخالت کند برود کار خودش را انجام بدهد. «همه به جای خود»، با این فرمان کشور درست می‌شود، مسیر ما درست می‌شود و ما می‌توانیم از این مشکلات فاصله بگیریم و انشاءالله آینده خوبی برای کشور شاهد باشیم.

کدخبر: ۵۱۴۸۰
ارسال نظر