سلیمینمین: کسانی که دیپلماسی را زیر سوال میبرند درکی از حکمرانی ندارند
یک فعال سیاسی اصولگرا گفت: کسانی که امروز دیپلماسی را زیر سوال میبرند یا درکی از حکمرانی ندارند یا در چارچوب رقابتهای سیاسی و جناحی سعی دارند جلوی رشد رقیب را بگیرند!
به گزارش ۲۴ آنلاین، «ایران برای حل مسائل بنیادینش به مذاکرات نیاز دارد.» این عباراتی است که عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران با استفاده از آن تلاش می کند، رخدادهای اخیر منطقه را روی میز تحلیل قرار دهد.
این تحلیلگر «ابزارهای دفاعی» و «دیپلماسی» را دو روی سکهای میداند که از پس آن منافع ملی ایرانیان محقق میشود. ایران به سلاح و موشک و ابزارهای نظامی نیاز دارد تا دشمن را سرجایش بنشاند و به مذاکره و منطق گفتوگو نیاز دارد تا افکار عمومی داخلی و خارجی را متوجه این واقعیت کند که منطق ایران قوی است و پای استدلال ایرانیان چوبین نیست.
او تنازع ایران با اسراییل و امریکا را تقابل نژادپرستان با ملتهای آزادهای میداند که در تاریخ همواره وجود داشته است. نمونههایی که قبلا در جنگهای داخلی امریکا بر سر بردهداری، انقلاب آفریقای جنوبی در برابر رژیم آپارتاید، جنگ ویتنام و... تکرار شده است.
سلیمی نمین سر بر آوردن ترامپ ودار و دسته طرفدار او را ظهور دوباره نژادپرستی در غرب میداند و تلاش ایران برای مقابله با یک چنین رویکردی را به نفع بشریت ارزیابی میکند. او همچنین با بازخوانی مسیر ملیگرایی در ایران، خواستار ارائه تصویری واقعی از ملیگرایی ایرانیان میشود. سلیمی نمین در عین حال مذاکره را سرنوشت محتوم ایران در مسیر رشد دانسته و معتقد است علیرغم بیاعتمادی به غرب، ایران هرگز نباید از رویکرد گفتوگو محور و تعاملساز دست بردارد.
این روزها موضوع مذاکرات ایران و امریکا و ضرورت اتحاد میان ارکان مختلف بر سر منافع ملی بیشتر از هر زمان دیگری مطرح است. شما در خصوص این دوگانه چگونه میاندیشید؟
وحدت در جامعه حول محور موضوعات مشترک و ملی، امری ضروری است، به ویژه در روزهایی که ایران با مخاطرات جدی ازسوی متجاوزان مواجه شده است. بهطور طبیعی در یک چنین برههای این ضرورتها بیشتر خودنمایی میکند. تعبیری که رهبر شهیدمان به کار گرفتند و وحدت را مقدس دانستند، خوشبختانه امروز توسط اغلب مسوولان، افراد و جریانات به کار گرفته میشود. اغلب افراد و گروههایی که فهم درستی از منافع ملی و مسوولیتهای خود دارند رعایت میکنند. البته برخی افراد و جریانات در داخل و خارج کشور تلاش میکنند در صفوف اتحاد ایرانیان رخنه ایجاد کنند. ادعای ترامپ درخصوص وجود اختلاف میان مسوولان ایرانی که مدتی قبل مطرح شد در واقع نوعی فرافکنی است. امروز این ترامپ است که دچار مشکلات جدی شده است. اخراج بسیاری از دستاندکاران کابینه امریکا و مسوولان کلیدی این کشور به این معناست که در بدنه تصمیمسازی امریکا اختلافات جدی وجود دارد. ایران حول محور منافع ملی خود میتواند اتحاد پایداری ایجاد کند. اما امریکاییها حول محور تجاوز کشتار و بیاعتبار کردن امریکا نمیتوانند اتحادی ایجاد کنند. در توییتبازیهای ترامپ و بازی با قیمتها، بیشترین سود را خانواده ترامپ داشتند، بنابراین انگیزه پر رنگ ترامپ از این جنگ و اساسا هر رخداد دیگری منافع شخصی است. لذا براساس منافع شخصی با بسیاری از افراد در امریکا درگیر شده؛ به همین دلیل رسانهها و فعالان سیاسی امریکایی رفتارهای ترامپ را مغایر با مصالح ملی امریکاییها تفسیر میکنند، بنابراین وحدت در امریکا محقق نمیشود. جامعه بزرگ سرمایهداری حتی منافع کشورهای همسو را لحاظ نمیکند، بلکه منافع جماعتی را مدنظر دارد که رفتارهای دونی چون نژادپرستی و خودبرتربینی دارند. این بحرانی است که جهان با آن روبهرو است و اگر صهیونیستها و نژادپرستها مهار نشوند، مسائل بشری روز به روز تنزل بیشتری پیدا میکند و سطح منازعات بهشدت پایین میآید. دفاع آشکار اینگونه از نژادپرستی در جهان بیسابقه است.
استدلال شما برای اینکه ترامپ به دنبال تامین منافع برخی افراد و گروههای خاص سرمایهداری و نه منافع اکثریت امریکاییها است، چیست؟
در امریکا برای مهار نژادپرستی قربانیان بسیاری داده شد تا در ظاهر یک آزادی نسبی برقرار شود. اما امروز برای حل بحران اقتصادی در امریکا به صراحت از نژادپرستی دفاع میکنند. رفتاری که تبعات سوء آن متوجه اقوام دیگری در اروپا و سایر مجامع بشری نیز شده است. این روند یعنی به عقب بازگشتن. پس از این همه قربانی دادن و تلفات دادن و جنگهای چند ساله جنوب و شمال امریکا درخصوص لغو بردهداری، امروز دوباره شکل تازهای از بردهداری در حال نمایان شدن است. همه ملتها باید علیه لجام گسیختگی نژادپرستی که تحقیر ملل مختلف و در واقع تحقیر بشریت است، متحد شوند. البته که اختلافنظرهایی وجود دارد اما وحدت عملی برای مقابله با هیولای نژادپرستی وظیفه همه انسانهاست. اما متاسفانه در داخل ایران برخی افراد و جریانات از مساله ملیت به گونهای متفاوت سوءاستفاده میکنند. مجله آقای قوچانی در این زمینه مسائلی را مطرح کرده که به نظرم سوءاستفاده از ملیت است. در مطالب این نشریه از ملیت استفاده میشود تا پهلوی و غربیها تطهیر شوند. این نگاه نه با تاریخ سازگاری دارد و نه نسبتی با شرایط امروز ایران دارد.
متوجه نمیشوم کدام بخش از مطالب مجله محمد قوچانی را خواندهاید. اما من چنین برداشتی از مطالب آخرین شماره این نشریه نداشتم.
ببینید توجه به ملیگراهایی که از درون جامعه ایرانی جوشیدند در سالهای پس از انقلاب هم وجود داشت. هرچند برخی عوامل بیگانه مثل مظفر بقایی سعی داشتند تعارضی در این خصوص به وجود بیاورند و بر دعوای بین اسلامیت و ایرانیت دامن بزنند اما با دستور امام (ره) این روند متوقف شد و بقایی بازداشت شد. آیتالله خامنهای هم در سال ۶۴ در نمازجمعه از دکتر مصدق تجلیل کردند و ایشان را در مسیر خدمت به مردم ایران دانستند. اما امروز در شرایطی که افرادی هستند که سعی میکنند وحدت به وجود بیاورند و به درستی هم این وحدت را بین ملیت و اسلامیت تقویت میکنند، جماعت دیگری بین این دوگانه تفسیری اشتباه ارائه میکنند. باید بدانیم کسانی که در جریان کودتای ۲۸ مرداد مقابل ملت ایران ایستادند درکی از ملیت نداشتند و مقابل ملیت ایرانی قرار داشتند. دربار و خاندان پهلوی در جریان ملی شدن صنعت نفت، هرگز کنار ملت ایران قرار نگرفتند و با بیگانهها بودند. چگونه میتوان از خاندان پهلوی به عنوان ملیگرا یاد کرد. مصدق وقتی سوگند یاد میکند که تا آخر روی ملی شدن صنعت نفت تاکید کند و طرحهای امریکایی را نپذیرد و هزینه پرداخت کند، ملی است. اما ملیگراهای وارداتی که کاملا در چارچوب بازیهای غرب عمل میکردند (و همچنان نیز همینگونه عمل میکنند) هرگز ملی نیستند. اینکه امروز گفته شود، انقلاب ملیگرایی صورت گرفته، همانگونه که در شهریور ۲۰ صورت گرفت، غلط است.
به صورت مصداقی میفرمایید از کدام دگرگونی و انقلاب صحبت میکنید؟
آقای قوچانی مقالهای از آقای طباطبایی با عنوان «انقلاب در انقلاب» منتشر کرده و فضای شهریور ۲۰ که باعث حضور محمدرضا پهلوی شده را یک انقلاب ملیگرایانه تفسیر کرده است. باید دقت کرد امروز وحدت ما، حول مسائل ملی است و مخالفان آن باز هم خاندان پهلوی و اطرافیان آنها هستند. پهلویچیها خودشان را تنزل دادند و به شکل یک ابزار در دست دشمنان درآمدهاند. این وظیفه ماست که همچنان اتحاد را مقدس بدانیم و متوجه باشیم که این اتحاد همچنان دشمنانی دارد.
قبول دارید که کار رسانههای تحلیلی، ارزیابی ابعاد مختلف پدیدارهاست. ممکن است آقای قوچانی هم در ماهنامه خود تفسیری خاص از موضوعی خاص ارائه داده باشند. این نشریه یک رسانه شخصی و خصوصی است و یک نگاه تحلیلی را بازتاب میدهد. برای داوری درباره عملکرد یک رسانه هم باید مجموعه مطالب مورد بررسی قرار بگیرد. اما بسیاری از افراد و جریانات با رسانههایی که از بیتالمال ارتزاق میکنند در حال پمپاژ اختلاف و ترویج دیدگاههای خاص بعضا ضد منافع ملی هستند. وقتی شورای عالی امنیت ملی مبحثی را مطرح میکند، این جریانات برخلاف آن اظهاراتی بیان میکنند. فکر نمیکنید خطر این فعالیتها جدیتر است؟
من در این زمینه بارها موضعگیری کردهام. هفته پیش هم در یکی از این تجمعات موضعگیریهایی کردم که البته به مذاق برخی افراد خوش نیامد. در یکی از اجتماعات مردمی در دریاچه خلیجفارس این بحث را مرح کردم که کسانی که امروز دیپلماسی را زیر سوال میبرند یا درکی از حکمرانی ندارند یا در چارچوب رقابتهای سیاسی و جناحی، سعی دارند جلوی رشد رقیب را بگیرند! تصور دارند مسائل به صورتی رقم میخورد که رقیب میدان پیدا میکند و قصد گرفتن میدان رقابت را دارند. یا اساسا درکی از الزامات حاکمیتی ندارند. مگر میتوان مسائل حاد بشری را بدون آگاهی حل کرد. سلاح و موشک و ابزارهای دفاعی حکم بازدارندگی دارد و بسیار هم خوب است. نژادپرستان و قلدرها را سر جای خود مینشاند و میدان جولان را از آنها میگیرد اما برای حل بنیادین مسائل ایران نیاز به دیپلماسی دارد، چراکه حل مسائل نیاز به مشارکت همه ملتها دارد. از طریق آگاهی است که میتوان پشت پرده قدرتهای نژادپرست را نمایان کرد. مثلا در قضیه آفریقای جنوبی و نظام آپارتاید میشد جنگ کرد اما کشتار شدیدی راه میافتاد، چون پشت نظام آپارتاید، امریکا بود، انگلیس و فرانسه بودند. از طریق رشد ملتها و افکار عمومی بود که نظام آپارتاید سقوط کرد. مردم جهان تظاهرات کردند و قدرتهای جهانی را بیاعتبار کردند. قدرتهایی که دم از حقوق بشر میزدند اما تا آخرین لحظه از حکومت نژادپرست آفریقای جنوبی دفاع میکردند. وقتی که بحران مشروعیت برای قدرتها شکل گرفت، مردم آزادیخواه آفریقای جنوبی آزاد شدند. این آگاهی جمعی باعث آزادی مردم آفریقای جنوبی شد. در مورد سایر نمونههای نژادپرست ازجمله اسراییل هم باید همین روند طی شود. یکی از راههای آگاه کردن افکار عمومی جهانی از جنایات صهیونیستها، انجام مذاکرات است. در مذاکرات مساله مهم تقابل ایران با نظام نژادپرست فلسطین اشغالی در کانون توجه جهانی قرار میگیرد. جهانیان منطق ایران را میفهمند، دلایل ایران را میشنوند و طرف تجاوزگر را میشناسند. چشم افکار عمومی جهانی به مسقط و استانبول و ژنو و اسلامآباد دوخته میشود. جهان میبیند امریکا در دفاع از صهیونیستها هیچ منطقی ندارند.از سوی دیگر ایران منطقی دارد که منافع بشریت (حتی یهودیان غیرصهیونیست) را تامین میکند.
این منطق چه شاخصهایی دارد و چه میگوید؟
میگوییم در فلسطین اشغالی انتخابات برگزار شود. حتی یهودیان که به زور به این سرزمین رفتهاند نباید دچار مشکل شوند. حتی در ارتباط با بحث جلوگیری از تهاجمات نظامی صهیونیستها به خودمان ایران معتقد است که اگر مورد حمله قرار بگیرد پاسخ میدهد. ما هرگز تعارض و تهاجم نکردهایم و از خودمان دفاع کردهایم. چگونه میتوانیم افکار عمومی جهانی را با این دیدگاه همراه کنیم، قطعا با استفاده از دیپلماسی و مذاکره. در دیپلماسی میتوانیم ثابت کنیم که یک منطق قابل توجه داریم. به همین دلیل است که افکار عمومی جهانی روز به روز بیشتر به سوی ما سوق پیدا می کند. این روند هم از توجه ویژه رهبری به موضوع مذاکره نشأت گرفته است. رهبری همواره ۲ بحث داشتند، یکی اینکه ملت ایران یا سیاستمداران و اهل مطالعه ایرانی هرگز به مذاکره اعتماد نداشتند. اما چرا علیرغم این دیدگاه، رهبر شهید انقلاب همواره درخواست مذاکره را قبول کردهاند؟ چون افکار عمومی جهانی را متوجه اصل قضیه کنند. رهبری برای اینکه جوانان ایرانی و افکار عمومی بین المللی واقعیت را درک کنند، مذاکره میکنند. ایران باید به افکار عمومی مردمش و خواستههای نسلهای مختلف ایرانی احترام بگذارد. این جوان زمانی با واقعیت روبه رو میشود که ببیند ایران در بطن مذاکرات مورد حمله قرار گرفته است! به همین دلیل پس از جنگ ۴۰ روز اتحاد ایرانیان تقویت شد. اگر این روند طی نمیشد این اتحاد هم تقویت نمیشد. امروز هم اگر مذاکره نشود، اتحاد ایرانیان مستحکم نمیشود و روند پیوستن ملتها به ایران هم کند میشود. امروز ایران الهامبخش ملتهای مسلمان و غیرمسلمان است، چراکه منطق قوی دارد، هم در میدان و هم در دیپلماسی قوی عمل کرده و هرگز پشت به دیپلماسی و گفتوگو نکرده است. این واقعیتی است که حتی طیفهای بعضا رادیکال و مخالفان مذاکره باید به آن توجه کرده و ابعاد مختلف آن را درک کنند.