کدخبر: ۵۸۶۲۳

مخاطب‌های رسانه‌های اصلی از دست رفته است

حمید ضیایی‌پرور، استاد ارتباطات ضمن نفی اصطلاح «انسان‌رسانه» در ادبیات جهانی ارتباطات، آن را معادل مفاهیم «اینفلوئنسری» و «روزنامه‌نگاری شهروندی» دانست و درباره دلایل رشد این پدیده به ویژه در وقایع اخیر تأکید کرد: رشد این پدیده در ایران در کاهش نفوذ رسانه‌های رسمی و غیبت آن‌ها در پلتفرم‌های خارجی ریشه دارد.

مخاطب‌های رسانه‌های اصلی از دست رفته است

به گزارش 24 آنلاین، گفت‌وگوی حمید ضیایی‌پرور ـ استاد ارتباطات ـ با ایسنا به یکی از چالش‌برانگیزترین پدیده‌های فضای رسانه‌ای ایران اختصاص دارد؛ مفهومی که این‌روزها با عنوان «انسان‌رسانه» شناخته می‌شود اما به گفته این استاد، در ادبیات جهانی هیچ معادلی ندارد و آن را باید در قالب مفاهیمی چون «اینفلوئنسری» و «روزنامه‌نگاری شهروندی» جست.

ضیایی‌پرور با نفی رویکردهای صرفاً نظارتی و امنیتی، ریشه رشد این پدیده را در افول نفوذ رسانه‌های رسمی و غیبت آن‌ها در پلتفرم‌های خارجی می‌داند و تأکید دارد که این فعالان، فارغ از نبود تخصص‌های حرفه‌ای، به دلیل آگاهی از سازوکارهای وایرال‌شدن و جذب مخاطب، به بازیگرانی تأثیرگذار در افکار عمومی تبدیل شده‌اند.

ضیایی‌پرور با این حال در این گفت‌وگو، راهکار برون‌رفت از آسیب‌های موجود را نه در برخورد و محدودیت که در به‌ رسمیت‌شناسی، حمایت نظام‌مند و ارتقای سواد رسانه‌ای از طریق آموزش‌های هدفمند و تعامل‌گرا می‌داند.

«انسان‌رسانه» از کجا آمد و «شهروند خبرنگار» چیست؟

دکتر ضیایی‌پرور در ابتدای این گفت‌گو با اشاره به پرسش مطرح‌شده درباره تفاوت بنیادین «انسان‌رسانه» و «شهروند خبرنگار» اظهار کرد: «اولاً اصطلاح انسان‌رسانه کاملاً من‌درآوردی و ابداعی در ایران است و در ادبیات جهانی ارتباطات و فضای مجازی، چنین واژه‌ای وجود ندارد. در ترجمه‌های بین‌المللی، ما با دو مفهوم نزدیک به این معنا روبه‌رو هستیم؛ یکی روزنامه‌نگاری شهروندی (Citizen Journalism) و دیگری اینفلوئنسرها (Influencers) که شامل بلاگرها و فعالان تأثیرگذار در شبکه‌های اجتماعی می‌شوند. این دو مفهوم، نه تنها قابل‌جایگزینی با یکدیگر نیستند، بلکه هرکدام کارکرد و بستر متفاوتی دارند.»

وی در توضیح بیشتر افزود: «شهروند خبرنگار به افرادی گفته می‌شود که به‌عنوان یک شهروند عادی، رویدادی را مشاهده و مستند می‌کنند، اما اینفلوئنسرها معمولاً دارای مخاطب انبوه و قدرت جهت‌دهی به افکار عمومی هستند. در ایران، آنچه تحت عنوان انسان‌رسانه رایج شده، در واقع به همان فعالان شبکه‌های اجتماعی بانفوذ اشاره دارد که گاه از رسانه‌های رسمی نیز تأثیرگذارتر عمل می‌کنند.»

توجه جهانی به بلاگرها

این استاد ارتباطات برای روشن‌تر شدن موضوع، خاطره‌ای از دوران خبرنگاری خود در روزنامه همشهری روایت کرد: «سال ۱۳۸۷، دکتر یونس شکرخواه، گروهی حدود ۲۰ تا ۳۰ شهروند چینی را برای بازدید از بخش‌های مختلف همشهری هدایت می‌کرد. وقتی علت را پرسیدم، گفتند این افراد بلاگرهای چینی هستند که وزارت خارجه چین آنان را برای آشنایی با فرهنگ، سیاست و رسانه‌های کشورهای مختلف به ایران آورده است. جالب اینجاست که در سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵، زبان فارسی رتبه سوم زبان‌های رایج وبلاگ‌نویسی جهان را داشت، در حالی که چینی‌ها تازه وارد این عرصه می‌شدند. این نشان می‌دهد که توجه به چنین افرادی در دنیا جدی گرفته می‌شود؛ چراکه رسانه‌های رسمی قدرت خود را کاهش داده‌اند و رسانه‌های آلترناتیو شامل پادکسترها، بلاگرها، فعالان شبکه‌های اجتماعی و حتی خبرنگاران مستقل جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده‌اند.»

ریشه‌یابی رشد انسان‌رسانه‌ها در ایران/ ضعف رسانه‌های رسمی

ضیایی‌پرور دلیل اصلی رشد این پدیده در ایران را چنین تبیین کرد: «رسانه‌های جریان اصلی در کشور ما قدرت نفوذ خود را از دست داده‌اند. صداوسیما بیننده چندانی ندارد و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد کمتر از ۱۰ درصد مردم، وقت خود را صرف تماشای تلویزیون می‌کنند. از سوی دیگر، پیام‌رسان‌های داخلی نیز مخاطب انبوهی ندارند و پلتفرم‌هایی مانند تلگرام و اینستاگرام که هرکدام ۴۰ تا ۵۰ میلیون کاربر در ایران دارند، بستر اصلی فعالیت اینفلوئنسرها شده‌اند. تحقیقات دانشگاهی از جمله پژوهشی در مقطع دکتری از دانشگاه علوم تحقیقات نشان می‌دهد که بسیاری از رسانه‌های رسمی ما در این پلتفرم‌ها حضور ندارند و در نتیجه، مردم به سمت تولیدکنندگان محتوای غیررسمی اما مؤثر حرکت کرده‌اند.»

وی با اشاره به نمونه‌های عینی، افزود: «آقای جواد موگویی را در نظر بگیرید؛ او نه ژورنالیست است و نه با صداوسیما همکاری می‌کند، اما در یوتیوب و آپارات با چهره‌های تراز اول کشور گفت‌وگو می‌کند و محتوای او مخاطبان گسترده‌ای دارد. این پدیده مختص ایران نیست؛ چندی پیش رئیس‌جمهور آمریکا با یک پادکستر مشهور آمریکایی مصاحبه کرد و تمام رسانه‌های اصلی آن را پوشش دادند. در ایران نیز وزیران خارجه از آقای عراقچی و قبل‌تر آقای ظریف و حتی مرحوم امیرعبداللهیان با بلاگرهای معروف گفت‌وگو می‌کردند، زیرا می‌دانستند مخاطب این افراد از رسانه‌های رسمی بیشتر است و سپس خود رسانه‌های اصلی ناچار به انعکاس این گفت‌وگوها می‌شوند.»

وضعیت حقوقی و نظارتی/ برخورد یا حمایت؟

ضیایی‌پرور در پاسخ به این سؤال که آیا این افراد در نظام حقوقی ایران به رسمیت شناخته شده‌اند یا خیر، گفت: «این افراد از نظر قوانین مطبوعاتی و مقررات جاری، مسئولیت محتوای تولیدی خود را دارند و دستگاه‌های نظارتی، انتظامی و امنیتی در دو دهه اخیر با آنان برخوردهای قضایی، امنیتی، تذکری یا ارشادی داشته‌اند اما متأسفانه این برخوردها بیشتر جنبه تنبیهی داشته تا حمایتی. در حالی که باید این افراد را به‌رسمیت شناخت و از آنان حمایت کرد؛ چراکه منع و محدودیت، نه‌تنها کارگشا نیست، بلکه به ضرر منافع ملی خواهد بود. اگر اینفلوئنسرها در چارچوب قوانین فعالیت کنند، حضور آنان می‌تواند به نفع نظام رسانه‌ای کشور باشد.»

به‌خوبی می‌دانند نبض وایرال شدن یک خبر در جامعه چگونه است

این استاد ارتباطات در ادامه به یکی از مهم‌ترین آسیب‌های این حوزه یعنی نبود تخصص حرفه‌ای اشاره کرد و اظهار کرد: «بسیاری از این افراد، آموزش‌های تخصصی رسانه را ندیده‌اند؛ مثلاً با اصول فکت‌چکینگ (Fact-Checking) و دابل‌چک کردن (Double-Check) اطلاعات آشنا نیستند و گاه از قوانین مطبوعاتی و مرزهای حقوقی بی‌اطلاع‌اند. اما در عین حال، نقاط قوتی دارند که رسانه‌های رسمی از آن بی‌بهره‌اند؛ مثلاً آنان به‌خوبی می‌دانند نبض وایرال شدن یک خبر در جامعه چگونه است، در حالی که بسیاری از خبرگزاری‌های رسمی با ده‌ها دوره تخصصی، هنوز این مهارت را درک نمی‌کنند. آنان در کنفرانس‌های خبری تشخیص می‌دهند که روی کدام جمله تمرکز کنند تا خبر اول کشور شود، اما رسانه‌های سنتی معمولاً چنین ظرفیتی ندارند.»

وی راهکار برون‌رفت از این وضعیت را چنین ترسیم کرد: «باید یک رفتار بینابینی اتخاذ شود؛ یعنی ترکیبی از آموزش‌های کلاسیک در قالب برنامه‌های وزارت ارشاد یا طرح ملی ارتقای سواد رسانه‌ای کشور، همراه با تعامل مثبت و چهره‌به‌چهره. این آموزش‌ها باید با نگاه مثبت و اقناعی ارائه شوند، نه از موضع تحکم و برخورد. اگر این افراد با اصول حرفه‌ای، قوانین جاری، روش‌های اعتبارسنجی و منابع معتبر آشنا شوند، بسیاری از آسیب‌ها به‌تدریج برطرف خواهد شد.»

تا زمانی که این افراد اقدام غیرقانونی و خلاف قوانین مقررات انجام نداده‌اند، آزادند

ضیایی‌پرور در پاسخ به این پرسش که چه سازوکاری برای ساماندهی و مسئول‌کردن این افراد وجود دارد، با تأکید بر اصل آزادی بیان اظهار کرد: «تا زمانی که این افراد اقدام غیرقانونی و خلاف قوانین مقررات انجام نداده‌اند، آزادند و نیازی به ساماندهی اجباری و سانسور وجود ندارد. تنها راهکار مؤثر، ارتقای سواد رسانه‌ای آنان است. مرکز ملی فضای مجازی مصوبه‌ای با عنوان ارتقای سواد رسانه‌ای فضای مجازی دارد که در آن برای اینفلوئنسرها پیش‌بینی شده است. بر اساس این مصوبه، وزارت ارشاد و دستگاه‌های دیگر مکلف شده‌اند آموزش‌هایی در قالب‌های متناسب مانند کنفرانس‌ها، جلسات هم‌اندیشی و کارگاه‌های آموزشی تهیه کنند تا این افراد با قوانین، فکت‌چک، منابع معتبر و مرزهای قانونی آشنا شوند. بسیاری از آنان از روی ناآگاهی دچار مشکل می‌شوند، بنابراین آگاهی‌بخشی می‌تواند جلوی بسیاری از تخلفات و آسیب‌ها را بگیرد.»

فضای مجازی و فعالان آن رهبران افکار عمومی در ایران هستند

این استاد ارتباطات در واکنش به نقدهای مکرر خبرنگاران و رسانه‌های رسمی نسبت به اینفلوئنسرها  که معتقدند این افراد جای آنان را گرفته‌اند  اظهار کرد: «واقعیت این است که در ایران، رسانه‌های اصلی نه‌تنها مخاطب خود را از دست داده‌اند، بلکه در پلتفرم‌های خارجی نیز حضوری ندارند. مطبوعات مخاطب مستقیم چندانی ندارند، صداوسیما بیننده خود را از دست داده و خبرگزاری‌ها نیز که اساساً برای تولید محتوای رسانه‌ای تعریف شده‌اند، نه برای جذب مخاطب مستقیم. در چنین شرایطی، فضای مجازی و فعالان آن یعنی همین اینفلوئنسرها به رهبران افکار عمومی تبدیل شده‌اند. این یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر است و نباید با آن مقابله کرد؛ باید آن را پذیرفت و با این افراد تعامل سازنده داشت.»

وضعیت ویژه ایران

ضیایی‌پرور در بخش پایانی گفت‌وگو با ایسنا به مقایسه وضعیت ایران با سایر کشورها پرداخت و تصریح کرد: «در دنیا، رسانه‌های جریان اصلی همچنان حرف برای گفتن دارند و رادیو، تلویزیون و مطبوعات با قدرت به کار خود ادامه می‌دهند. اینفلوئنسرها در آنجا بیشتر در مواقع اضطراری  مانند زلزله، سیل، انفجار یا ترور مطرح می‌شوند که رسانه‌های رسمی نمی‌توانند به‌سرعت حضور یابند. اما در ایران، وضعیت کاملاً متفاوت است؛ به دلیل ضعف ساختاری رسانه‌های رسمی، وزیر خارجه ناچار می‌شود با یک بلاگر گفت‌وگو کند تا حرف خود را به گوش مردم برساند. این جای تأمل دارد. اگر فردی مانند جواد موگویی در فرانسه بود، شبکه دوم تلویزیون فرانسه او را جذب و مصاحبه‌اش را پخش می‌کرد اما در ایران چنین سازوکاری وجود ندارد و همین مسئله، نشان‌دهنده خلأهای جدی در نظام رسانه‌ای کشور است.»

ضیایی‌پرور در پایان با تأکید مجدد بر لزوم تغییر رویکرد نسبت به اینفلوئنسرها، گفت: «به‌جای برخوردهای قضایی و محدودیت‌های امنیتی، باید با این افراد با دید مثبت و روش اقناعی و ارشادی برخورد کرد. آنان را باید تحویل گرفت، به آنان بها داد و در کنفرانس‌های خبری و نشست‌های رسمی حضور داد. این کار نه‌تنها باعث می‌شود آنان در چارچوب قوانین حرکت کنند، بلکه به افزایش اعتماد عمومی و کاهش فاصله بین مردم و نظام رسانه‌ای کمک خواهد کرد. منع کردن و برخورد کردن، هیچ دردی را دوا نمی‌کند و فقط به ضرر منافع ملی کشور تمام می‌شود.»

منبع: ايسنا
کدخبر: ۵۸۶۲۳
ارسال نظر