پشت پرده سیلی محکم بیتیاس بر صورت گرمی/ زوال هژمونی آمریکا و افشای راز «مزرعه بازدید» غربیها
انصراف هماهنگ و قاطعانه هفت عضو گروه بیتیاس از رقابت در شصتونهمین دوره جوایز گرمی در اعتراض به ایجاد شاخه تفکیککننده «پاپ آسیایی»، شالودههای قدرت سنتی در صنعت موسیقی جهان را به لرزه درآورد. این بایکوت تاریخی، پرده از سالها استثمار رسانهای و استفاده ابزاری آکادمی گرمی از محبوبیت بینظیر این گروه کرهای برای نجات رتبهبندیهای رو به افول تلویزیونیاش برداشت و رسماً نقطه پایانی بر عصر قیمومیت غرب بر هنر و اقتصاد پاپ جهانی گذاشت.
به گزارش 24 آنلاین، هنگامی که اعضای گروه بیتیاس نامجون (RM)، جین، شوگا، جِی-هوپ، جیمین، وی و جونگکوک در بیانیهای همزمان و هماهنگ در شبکههای اجتماعی اعلام کردند که آثار خود را برای رقابت در شصتونهمین دوره جوایز گرمی ارسال نخواهند کرد، شالودههای قدرت سنتی در صنعت موسیقی جهان با تکانی ساختاری مواجه شد.
این اعلامیه قاطع که در پی تصمیم آکادمی ملی علوم و هنرهای ضبط ایالات متحده برای تأسیس ردهبندی جدیدی تحت عنوان «بهترین اجرای پاپ آسیایی» صادر شد، فراتر از یک انصراف ساده حرفهای، رونمایی از یک بایکوت تاریخی علیه نژادپرستی ساختاری و استثمار رسانهای نهادهای غربی بود.
اعضای این گروه کرهای با لحنی دیپلماتیک اما پرصلابت خاطرنشان کردند: «امیدواریم موسیقی ما فارغ از منطقه یا زبان، همانگونه که هست شنیده شود و مورد محبت قرار گیرد، نه اینکه بر اساس مولفههای جغرافیایی یا زبانی دستهبندی گردد». این اقدام آگاهانه نه تنها استراتژی آکادمی گرمی برای حاشیهرانی هنرمندان غیرغربی را افشا کرد، بلکه نشان داد چطور نهادهای رسانهای غرب سالها از محبوبیت و قدرت جذب مخاطب بینظیر این پدیده جهانی برای نجات افت رتبهبندیهای تلویزیونی خود استفاده کردهاند، بدون آنکه حاضرباشند جایگاهی برابر و فرانژادی برای هنر آنها قائل شوند. این گزارش تحقیقی با کالبدشکافی تاریخچه حضور بیتیاس در گرمی، تحلیل علل و ابعاد بایکوت، بررسی بازتابهای رسانهای در شرق و غرب، و ارائه آمارهای اقتصاد بینالملل موسیقی، روند پایان مرکزیت آمریکا در صنعت فرهنگ را به تصویر میکشد.
کالبدشکافی بایکوت تاریخی؛ بیانیهای که شالودههای آکادمی را لرزاند
تصمیم آکادمی گرمی برای رونمایی از شاخه جدید «بهترین اجرای پاپ آسیایی» در شصتونهمین دوره این جوایز، در ظاهر اقدامی در راستای شمولگرایی و تجلیل از تنوع فرهنگی جلوه داده شد، اما در عمل، سیاستی برای جداسازی ساختاری و محصور کردن هنرمندان شرق آسیا در یک «گتوی فرهنگی» بود. طبق ضوابط اعلامشده از سوی آکادمی، این ردهبندی شامل اجراهای پاپ برخاسته از بازارهای آسیایی یا مرتبط با آنها (از جمله کیپاپ، جیپاپ و سیپاپ) میشود، مشروط بر اینکه بهرهگیری معنیداری از زبانهای آسیایی در آنها صورت گرفته باشد. این ساختار تنبیهی و تفکیککننده، آگاهی هنرمندان برجسته را برانگیخت؛ چرا که هدف اصلی آن، ممانعت از ورود آثار موفق آسیایی به دستهبندیهای اصلی و اعتباری نظیر «ضبط سال»، «آلبوم سال» و «ترانه سال» بود.
واکنش بیتیاس به این سیاست تفکیکگرایانه، حرکتی هوشمندانه و اصولی بود. اعضای گروه با درک این نکته که پذیرش این ردهبندی به معنای رسمیت بخشیدن به درجهبندی نژادی در هنر است، به طور کامل از شرکت در این رویداد انصراف دادند. تناقض ساختاری معیارهای گرمی زمانی آشکارتر میشود که ابعاد فنی آن مورد بررسی قرار گیرد. آثار انگلیسیزبانی نظیر ترانه «گلدن» (از فیلم انیمیشن «کیپاپ» شکارچیان شیطان) یا تکآهنگ «ای پی تی» علیرغم ماهیت کرهای پدیدآورندگان یا مضامینشان، به دلیل غلبه زبان انگلیسی واجد شرایط حضور در بخش پاپ آسیایی نبودند. در مقابل، آلبوم جدید بیتیاس با نام «آریرانگ» که عمدتا به زبان کرهای اجرا شده است، شانس اصلی و قطعی پیروزی در این شاخه جدید محسوب میشد.
بنابراین، انصراف بیتیاس نه از روی ضعف، بلکه یک اقدام اصولی و فداکاری حرفهای بود؛ آنها پیروزی تضمینشده در یک بخش حاشیهای و نژادی را قربانی کردند تا مانع از تثبیت یک ساختار تبعیضآمیز علیه نسلهای بعدی هنرمندان آسیایی شوند. این بایکوت تاریخی، جنبشهایی را که پیشتر توسط هنرمندانی چون «د ویکند» و «دریک» علیه فساد و ساختارهای نژادپرستانه گرمی شکل گرفته بود، وارد مرحله جدیدی از همبستگی بینالمللی کرد.
تاریخچه حضور بیتیاس در گرمی؛ سناریوی بهرهکشی رسانهای و «مزرعه بازدید»
بررسی مسیر پنجساله تعامل گروه بیتیاس با آکادمی گرمی، نمایانگر الگویی کلاسیک از «ابزارسازی رسانهای» توسط مؤسسات هالیوودی است. نخستین مواجهه گروه با این نهاد در سال ۲۰۱۹ رخ داد؛ زمانی که آنها صرفا به عنوان اهداکننده جایزه روی صحنه دعوت شدند و آلبوم «Love Yourself: Tear» آنها تنها در بخش فرعی طراحی بسته ضبط نامزد شد. در سال ۲۰۲۰، آکادمی در رفتاری تحقیرآمیز، حضور پرمخاطبترین گروه جهان را به یک اجرای مشترک ۹۰ ثانیهای در حاشیه ترانه «جاده قدیمی شهر» اثر لیل ناز اکس تقلیل داد تا از حضور آنها برای جذابیتبخشی به پخش زنده بهرهبرداری کند.
تحول ظاهری در سال ۲۰۲۱ با نخستین نامزدی گروه برای ترانه «دینامیت» در بخش «بهترین اجرای دو نفره/گروهی پاپ» شکل گرفت. اجرای زنده آنها از فراز یک برج آسمانخراش در سئول به گواه منتقدان، برترین نقطه عطف هنری آن دوره از مراسم بود. اما استراتژی تجاری برگزارکنندگان در نحوه جانمایی این نامزدی پرده از نیت واقعی آنها برداشت. در حالی که بخش «بهترین اجرای دو نفره/گروهی پاپ» به طور سنتی در جریان پخش زنده اینترنتیِ پیش از مراسم اصلی معرفی و اهدا میشد، آکادمی در اقدامی غیرمعمول اعلام این جایزه را به انتهای پخش اصلی تلویزیونی منتقل کرد. این جابهجایی زمانی صورت گرفت تا میلیونها طرفدار جهانی گروه (ARMY) مجبور شوند تمام پخش تلویزیونی را تماشا کنند و آمار بینندگان رسانه سنتی سیبیاس را بالا نگه دارند.
شکاف میان آمار بینندگان رسمی گرمی و قدرت جریانسازی مستقل بیتیاس، پوچی ادعاهای رسانههای غربی را اثبات میکند. در سال ۲۰۲۱، آمار بینندگان تلویزیونی گرمی به حداقل تاریخی ۸.۸ میلیون نفر سقوط کرد. این در حالی است که درست پس از پایان مراسم، اعضای بیتیاس یک پخش زنده ساده در پلتفرم VLive برگزار کردند که تنها در لحظات نخست، بیش از ۶.۷ میلیون بیننده همزمان داشت. این تقارب آماری نشان داد که یک پلتفرم ارتباطی ساده از یک گروه کرهای میتواند با شبکه تلویزیونی ملی آمریکا رقابت کند. در سال ۲۰۲۲ نیز علیرغم اجرای خیرهکننده ترانه «کره» در لاسوگاس، آمار بینندگان گرمی تنها به ۸.۹۳ میلیون نفر رسید و سقوط رتبهبندیها ادامه یافت. ناظران صنعت موسیقی تأکید کردند که گرمی از بیتیاس به عنوان «مزرعه بازدید» برای پر کردن خلاء مخاطبان جوان خود استفاده کرده اما در زمان توزیع جوایز شایسته، آنها را دست خالی رها کرده است.
در مجموع، گروه بیتیاس طی سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ موفق به دریافت ۵ نامزدی در بخشهای مختلف گرمی شد. این نامزدیها شامل ۳ دوره متوالی در بخش «بهترین اجرای دو نفره/گروهی پاپ» برای ترانههای «دینامیت»، «باتر» و «جهان من» (همکاری با کلدپلی)، یک نامزدی در بخش «بهترین موزیک ویدیو» برای «Yet To Come» و یک نامزدی در بخش «آلبوم سال» به عنوان هنرمندان مهمان در آلبوم کلدپلی بود. با وجود این رکوردهای بیسابقه برای یک اثر آسیایی، آکادمی در تمامی موارد از اهدا جایزه به آنها امتناع ورزید تا ساختار انحصارطلبانه خود را حفظ کند.
| سال مراسم گرمی | آثار نامزدشده / نقش گروه | ردهبندی | نتیجه نهایی | آمار بینندگان تلویزیونی گرمی | شاخصهای بازتاب دیجیتال و شبکههای اجتماعی |
| ۲۰۱۹ (۶۱مین) | Love Yourself: Tear | بهترین بستهبندی ضبط | نامزد شده | ۱۹.۹ میلیون نفر | نخستین حضور هنرمندان کرهای به عنوان اهداکننده جایزه |
| ۲۰۲۰ (۶۲مین) | اجرای مشترک با لیل ناز اکس | بدون نامزدی مستقل | اجراکننده مهمان | ۱۸.۷ میلیون نفر | اعتراض شدید مخاطبان به تقلیل جایگاه بینالمللی گروه |
| ۲۰۲۱ (۶۳مین) | ترانه "Dynamite" | بهترین اجرای دو نفره/گروهی پاپ | عدم موفقیت در کسب جایز | ۸.۸ میلیون نفر (حداقل تاریخی) | ثبت ۶.۷ میلیون بیننده همزمان در پخش زنده VLive پس از مراسم |
| ۲۰۲۲ (۶۴مین) | ترانه "Butter" | بهترین اجرای دو نفره/گروهی پاپ | عدم موفقیت در کسب جایز | ۸.۹۳ میلیون نفر | انتخاب به عنوان یکی از برترین اجراهای زنده تاریخ گرمی توسط رسانهها |
| ۲۰۲۳ (۶۵مین) | "My Universe" / "Yet To Come" / آلبوم کلدپلی | اجرا، موزیک ویدیو، آلبوم سال | عدم موفقیت در کسب جایزه | ۱۲.۵۵ میلیون نفر | ثبت ۳ نامزدی همزمان در یک دوره؛ رکوردی دستنیافتنی برای موسیقی آسیا |
موضع آکادمی گرمی و پاسخهای توجیهگرانه؛ جداسازی ساختاری در پوشش تنوعگرایی
رویکرد رسمی آکادمی گرمی و مسئولان اجرایی آن در قبال انتقادات، همواره بر پایه ادبیات نئولیبرالیِ «شمولگرایی» و «توسعه تنوع فرهنگی» استوار بوده است. سخنگویان آکادمی پس از موج انتقادات ناشی از بایکوت بیتیاس، مدعی شدند که افزودن شاخه «بهترین اجرای پاپ آسیایی» پاسخی مستقیم به رشد چشمگیر موسیقی شرق آسیا و تلاشی برای «دیده شدن بیشتر» این هنرمندان در عرصه بینالمللی بوده است. آنها با صدور بیانیههای توجیهگرانه اعلام کردند که این ردهبندی جدید قصد دارد بستری اختصاصی برای تقدیر از غنای زبانی و تنوع سبکهای موسیقی از جمله کیپاپ، جیپاپ و سیپاپ فراهم آورد.
با این حال، تحلیل مکانیزمهای اجرایی و ساختار رأیدهی آکادمی نشان میدهد که این مواضع رسمی، پوششی برای حفظ هژمونی آنگلوساکسون در جوایز اصلی است. آکادمی گرمی متشکل از بدنه رأیدهندگانی است که غلبه آمار آن با تهیهکنندگان، آهنگسازان و فعالان صنعت ضبط در ایالات متحده و بریتانیاست. این بدنه سنتی، حضور هنرمندان غیرانگلیسیزبان با پایگاههای هواداری میلیاردی را تهدیدی برای پرستیژ و سهم بازار هنرمندان غربی میپدیرد.
ایجاد شاخههای منطقهای، حواشی امنی ایجاد میکند تا اعضای آکادمی بتوانند با خاطرجمعی آثار غیرغربی را در صندوقهای مجزا محصور کنند و جوایز چهارگانه اصلی را برای هنرمندان آمریکایی و اروپایی دستنخورده باقی بگذارند. این تناقض در ادبیات آکادمی زمانی برملا شد که آنها نتوانستند توجیهی منطقی برای علت عدم پیروزی بیتیاس در بخش «بهترین اجرای دو نفره/گروهی» ارائه دهند؛ ترانههای «باتر» و «دینامیت» در سالهای انتشار خود، رکوردهای فروش دیجیتال، پخش رادیویی و ماندگاری در صدر جدول ۱۰۰ آهنگ برتر بیلبورد را شکسته بودند و از نظر فنی و تجاری، هیچ رقیب غربی توان برابری با آنها را نداشت. موضعگیریهای توجیهگرانه گرمی بدین ترتیب نه تنها از حدت بحران نکاست، بلکه ثابت کرد تغییرات ادعایی در ساختار جوایز، دستکاریهای سطحی برای حفظ ساختارهای تبعیضآمیز کهن است.
طنین بایکوت در آینه رسانههای جهان؛ زوال مرکزیت آمریکا در فرهنگ پاپ
انصراف آگاهانه بیتیاس از رقابت در گرمی، بازتاب وسیع و کمنظیری در مطبوعات و خبرگزاریهای ارشد جهان داشت و به بحثی فراگیر درباره زوال مرجعیت فرهنگی ایالات متحده دامن زد. تحلیل پوشش خبری رسانههای غربی و شرقی نشان میدهد که چگونه بایکوت یک گروه موسیقی توانسته است مشروعیت نهادهای هالیوودی را در سطح بینالمللی زیر سؤال ببرد.
خبرگزاری آسوشیتد پرس (AP) در گزارشی تحلیلی، بایکوت بیتیاس را «رد قاطعانه و بیپرده» سیاستهای نژادی گرمی توصیف کرد و اذعان داشت که این حرکت، رویه آکادمی در به حاشیهراندن هنرمندان غیرغربی را کاملا بر ملا ساخته است. شبکه خبری بیبیسی با برجستهسازی ابعاد تاریخی این تصمیم، اعلام کرد که بیتیاس با این اقدام به صف هنرمندان سنتشکنی پیوسته است که علیه فساد و تبعیض در گرمی شوریدهاند. بیبیسی تأکید کرد که بیتیاس از چنان نفوذ و استقلالی برخوردار است که دیگر هیچ نیازی به تاییدیههای نهادهای غربی برای اثبات جایگاه جهانی خود ندارد. روزنامه گاردین نیز در تحلیلی انتقادی نوشت بیانیه آر ام و یارانش، اگرچه با لحنی دیپلماتیک نگاشته شده، اما صریحترین نقد علیه تفکیک نژادی در صنعت موسیقی آمریکا طی دهه اخیر است و ثابت میکند ایجاد بخش پاپ آسیایی، نتیجهای جز محرومسازی این هنرمندان از ردههای اصلی ندارد. شبکه سیانان نیز خاطرنشان کرد که هواداران و منتقدان، این ردهبندی جدید را مظهر ساختاری مبتنی بر استثنا و تبعیض میدانند و بیتیاس به عنوان پدیدهای که مرزهای جغرافیایی را درنوردیده، بسیار بزرگتر از آن است که در چنین قالبهای تنگی بگنجد.
در مقابل، رسانههای شرقی و آسیایی تحلیلی افشاگرانهتر و تندتر از این رویداد ارائه دادند. نشریات مطرح کره جنوبی مانند اسپرتز چوسان و کره هرالد با تیترهایی پرحرارت، اقدام بیتیاس را «سیلی محکم بر صورت نژادپرستی ساختاری غرب» خواندند. اسپرتز چوسان در گزارشی ویژه نوشت آکادمی گرمی سالها از پرفورمنسهای چشمگیر این گروه برای جلب مخاطب و کسب درآمدهای هنگفت تبلیغاتی سوءاستفاده کرد، اما زمانی که نوبت به اعطای جوایز منصفانه رسید، سیاستهای تبعیضآمیز پیش گرفت. روزنامه سینار دیلی در مالزی نیز در گزارشی جامع تأکید کرد که بایکوت بیتیاس به روشنی نشان داد مرکزیت آمریکا در صنعت موسیقی به پایان رسیده است و بازارهای نوظهور آسیا و جنوب جهانی دیگر ارزشگذاریهای یکجانبه غرب را نخواهند پذیرفت.
این وفاق رسانهای میان شرق و غرب بر سر نقد گرمی، اثبات کرد که هژمونی رسانهای آمریکا دچار فروپاشی ساختاری شده است. رسانههای جهان اکنون اذعان دارند که ارزش هنری و موفقیت تجاری در عصر دیجیتال، دیگر در سالنهای دراورده آکادمی گرمی تعیین نمیشود، بلکه در بستر شبکههای ارتباطی بیواسطه میان هنرمندان و جامعه مخاطبان جهانی شکل میگیرد.
الگوی نظاممند نژادپرستی و تبعیض؛ از تحقیر هنرمندان شرقی تا استثمار سیاهپوستان و لاتینتبارها
اقدام بیتیاس در افشای رفتارهای تبعیضآمیز آکادمی گرمی، منفرد نیست؛ بلکه بخشی از یک الگوی کهن و نظاممند است که طی آن، نهادهای فرهنگی غرب با هنرمندان غیرسفیدپوست و غیرانگلیسیزبان رفتاری نژادپرستانه و ابزاری داشتهاند. کالبدشکافی تاریخچه جوایز گرمی نشان میدهد که این نهاد همواره از هنرمندان رنگینپوست برای کسب اعتبار و مخاطب استفاده کرده، اما از اعطای جایگاههای شایسته به آنها خودداری ورزیده است.
یکی از آشکارترین نمونههای این رفتار نژادپرستانه، مواجهه مداوم آکادمی با هنرمندان برجسته سیاهپوست است. بیمهریهای تکراری نسبت به بیانسه در بخش «آلبوم سال» نمونهای شاخص از این رویه است. بیبیسی و سایر رسانهها بارها اشاره کردهاند که علیرغم تحولآفرینی بینظیر بیانسه در صنعت موسیقی و ارائه آلبومهای شاهکاری نظیر لیموناد و رنسانس، آکادمی همواره جوایز اصلی را به هنرمندان سفیدپوست اعطا کرده و آثار او را به ردهبندیهای فرعی نظیر «موسیقی شهری» تقلیل داده است. همین رفتار نژادپرستانه بود که موجب شد «د ویکند» پس از آنکه آلبوم موفق بعد از ساعتها و تکآهنگ تاریخساز پرتوهای کورکننده در هیچ بخشی نامزد نشدند، گرمی را «فاسد» بخواند و آن را برای همیشه بایکوت کند. همچنین «دریک» نیز با نژادپرستانه خواندن ساختار گرمی، بارها آثار خود را از رقابت در این جوایز خارج ساخت.
در خصوص هنرمندان لاتینتبار نیز همین الگوی تبعیضآمیز تکرار شده است. بد بانی با آلبوم تابستانی بدون تو توانست رکوردهای پرفروشترین آلبوم جهان را جابهجا کند و به نخستین آلبوم اسپانیاییزبانی تبدیل شود که نامزد بخش «آلبوم سال» میشود، اما آکادمی در نهایت از اعطای جایزه اصلی به او خودداری کرد و موفقیتهای او را تنها در ردهبندیهای اختصاصی موسیقی لاتین محصور ساخت. هرچند در جوایز پیشین بد بانی پس موفق برای یک البوم تماما اسپانیاییزبان گرمی بگیرد. زیرا گرمی چارهای جز دیدن آن موفقیت نداشت.
در مورد هنرمندان آسیایی و به ویژه بیتیاس، این تبعیض با لایههای متعددی از «بیگانههراسی» همراه بوده است. رسانهها و نهادهای غربی بارها موفقیتهای تجاری بینظیر بیتیاس را نه ناشی از کیفیت موسیقایی، آهنگسازی، ترانهسرایی و مهارتهای اجرایی اعضا، بلکه حاصل «دستکاری الگوریتمی هواداران متعصب» تصویر کردهاند. در پوششهای خبری شبکههای آمریکایی، بارها خردهپرخاشگریهای نژادپرستانه دیده شده است؛ از جمله مقایسه حضور هنرمندان کرهای با شیوع ویروسها یا تحقیر تواناییهای زبانی آنها. ایجاد ردهبندی «بهترین اجرای پاپ آسیایی» تکمله این مسیر تبعیضآمیز بود؛ طرحی برای اینکه هنرمندان شرقی را در یک محدوده نژادی نگاه دارند و مانع از آن شوند که آنها هژمونی سفیدپوستان را در ردهبندیهای اصلی به چالش بکشند.
تحلیل آماری دگرگونی اقتصاد جهانی موسیقی؛ ظهور جهان چندقطبی و افول هژمونی آنگلوساکسون
ادعای نهادهای غربی مبنی بر مرجعیت انحصاری در تعیین ارزشهای صنعت موسیقی، با دادهها و آمارهای واقعی اقتصاد بینالملل فرهنگ کاملا در تناقض است. گزارشهای رسمی فدراسیون بینالمللی صنعت فونوگرافی (IFPI) و تحلیلهای مؤسسات مالی بزرگی مانند گلدمن ساکس ثابت میکنند که اقتصاد جهانی موسیقی با سرعت به سمت یک نظام چندقطبی در حال حرکت است که در آن، بازارهای نوظهور آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا پیشرانهای اصلی درآمدزایی و نوآوری هستند.
بر اساس گزارش فدراسیون بینالمللی صنعت فونوگراف، درآمد جهانی موسیقی ضبطشده در سال ۲۰۲۳ با رشد ۱۰.۲ درصدی به ۲۸.۶ میلیارد دلار، در سال ۲۰۲۴ با رشد ۴.۸ درصدی به ۲۹.۶ میلیارد دلار و در سال ۲۰۲۵ با رشد ۶.۴ درصدی به رقم ۳۱.۷ میلیارد دلار رسیده است. این رقم نشاندهنده یازدهمین سال متوالی رشد صنعت موسیقی است که بخش اعظم آن توسط سرویسهای استریمینگ پولی (با بیش از ۸۳۷ میلیون مشترک پولی در سراسر جهان) هدایت میشود.
نکته بنیادین در تحلیل این آمارها، توزیع جغرافیایی رشد است. بر خلاف دهههای گذشته که آمریکای شمالی و اروپا بیشترین نرخ رشد را داشتند، دادههای فدراسیون بینالمللی صنعت فونوگرافدر سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نشان میدهند که منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) با نرخ رشد ۲۲.۸ درصد، آفریقای زیرصحرایی (آفریقای سیاه) با نرخ رشد ۲۲.۶ درصد و آمریکای لاتین با نرخ رشد ۲۲.۵ درصد، سریعترین بازارهای در حال توسعه جهان بودهاند. در آسیا، چین با رشد ۲۵.۹ درصدی جایگاه خود را در میان ۵ بازار بزرگ جهان تثبیت کرده و ژاپن کماکان دومین بازار بزرگ موسیقی دنیاست.
| منطقه جغرافیایی / سبک موسیقی | نرخ رشد درآمد سالانه (IFPI) | شاخصهای عملکرد در پلتفرمهای استریم و فروش | سهم در دگرگونی ساختاری بازار جهانی |
| آفریقای زیرصحرا (Sub-Saharan Africa) | +۲۲.۶٪ (دومین رشد سریع) | شد ۵,۰۲۲ درصدی آفروبیتس در اسپاتیفای از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ | ثبت بیش از ۶۰ میلیارد نایرا درآمد برای هنرمندان نیجریهای |
| خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) | +۲۲.۸٪ (سریعترین رشد جهان) | جهش نرخ اشتراکهای پولی و توسعه شبکههای توزیع محلی | افزایش سهم زبانهای غیرانگلیسی در جدولهای جهانی |
| آمریکای لاتین (Latin America) | +۲۲.۵٪ | عبور آثار بد بانی و پسو پلوما از میلیاردها استریم | تسلط بر جدولهای پرفروش بدون نیاز به ترجمه به انگلیسی |
| شرق آسیا (کیپاپ و بازار ژاپن) | رشد دو رقمی؛ ژاپن دومین بازار جهان | ثبت ۶۷ دِسانگ توسط BTS؛ فروش میلیونی آلبومهای فیزیکی | ایجاد سرویسهای بومی ارتباط با هواداران و بینیازی از رسانههای غربی |
| آمریکای شمالی و اروپا | رشد تکرقمی کند (۴ تا ۸٪) | اشباع بازار استریم؛ افت شدید بینندگان جوایز تلویزیونی | کاهش اثرگذاری بر تعیین سلیقه بینالمللی موسیقی |
بررسی رشد خیرهکننده سبک آفروبیتس و موسیقی لاتین، زوال زبان انگلیسی به عنوان زبان انحصاری پاپ جهانی را اثبات میکند. بر اساس آمار رسمی اسپاتیفای، میزان استریم ترانههای آفروبیتس از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ بیش از ۵,۰۲۲ درصد افزایش یافته است. هنرمندانی مانند ویزکید با عبور از ۱۰ میلیارد استریم و تایلا با ثبت بیش از ۱ میلیارد استریم برای یک تکآهنگ، گواهی بر این تحول بنیادین هستند. در نیجریه، هنرمندان بومی تنها در سال ۲۰۲۵ بیش از ۶۰ میلیارد نایرا (معادل ۴۳.۹۲ میلیون دلار) از طریق پلتفرم اسپاتیفای درآمد کسب کردهاند.
گروه بیتیاس در مرکز این دگرگونی اقتصادی قرار دارد. آنها با ثبت بیش از ۶۷ دِسانگ در کره جنوبی و کسب ۳۴ جایزه در جوایز گلد دیسک ژاپن، پرپربارترین و موفقترین هنرمند خارجی تاریخ موسیقی آسیا محسوب میشوند. آلبومهای فیزیکی آنها میلیونها نسخه پیشفروش میشوند و تورهای جهانی آنها رکوردهای فروش بلیط در ورزشگاههای بزرگ آمریکا و اروپا را جابهجا کرده است. گزارش گلدمن ساکس پیشبینی میکند که نرخ رشد مرکب سالانه (CAGR) صنعت موسیقی تا سال ۲۰۳۰ به ۷.۶ درصد خواهد رسید که بخش اعظم این ارزشآفرینی در بازارهای غیرغربی رخ خواهد داد. این آمارهای غیرقابلانکار نشان میدهند که مرکز ثقل اقتصاد موسیقی از غرب منتقل شده و ادعای گرمی برای هدایت این صنعت، فاصلهای عمیق با واقعیتهای بازار دارد.
افق آینده؛ پایان عصر قیمومیت غربی بر هنر جهانی
بایکوت قاطعانه و تاریخی جوایز گرمی توسط گروه بیتیاس، نقطهعطفی بازگشتناپذیر در تاریخ فرهنگ پاپ جهانی است. این اقدام شجاعانه ثابت کرد که اعتبار هنری و مرجعیت فرهنگی در قرن بیستویک، دیگر در انحصار نهادهای سنتی، محافظهکار و نژادزده غربی نیست. آکادمی گرمی که سالها کوشید با اتخاذ استراتژیهای ابزاری، از سرمایه نمادین و مخاطبان میلیونی هنرمندان شرق و جنوب جهانی برای بازسازی رتبهبندیهای رو به افول خود سوءاستفاده کند، اکنون با بحران عمیق مشروعیت مواجه شده است.
تأسیس ردهبندیهای تفکیککنندهای نظیر «پاپ آسیایی» نه تنها نتوانست بر رویههای تبعیضآمیز غرب سرپوش بگذارد، بلکه هوشمندی هنرمندان غیرغربی را در برچیدن رفتارهای «جداسازی اما نابرابر» به نمایش گذاشت. بیانیه تاریخی بیتیاس و همبستگی آن با تحریمهای پیشین هنرمندان برجسته سیاهپوست و لاتینتبار، افق تازهای را در برابر صنعت موسیقی جهان گشوده است؛ افقی که در آن، هنرمندان بدون نیاز به باجدهی به ساختارهای نژادپرستانه هالیوود، مستقیما از طریق شبکههای مستقل و پایگاههای هواداری بینالمللی خود با جهان سخن میگویند.
همانطور که آمارهای رسمی فدراسیون بینالمللی صنعت فونوگرافی و گلدمن ساکس تأیید میکنند، آینده صنعت ضبط در اختیار جریانهای متکثر و چندقطبی کیپاپ، آفروبیتس، موسیقی لاتین و بازارهای خروشان آسیا و آفریقاست. نهادهایی چون آکادمی گرمی اگر نتوانند ساختارهای انحصارطلبانه و رویکردهای برتریجویانه خود را به طور کامل بازسازی کنند، در آیندهای نزدیک به موزه تصنعی و منطقهای از یادگارهای عصر هژمونی آنگلوساکسون تقلیل خواهند یافت؛ عصری که با ایستادگی اصولی بیتیاس، پایان آن رسما رقم خورده است.