زندگی در سایه اخبار منفی؛ وقتی آگاه بودن به غرق شدن در خبر تبدیل میشود
یک روانشناس بالینی با بیان اینکه باید بین آگاهی و غرقشدن در خبر تفاوت قائل شویم، گفت: ما برای اینکه بتوانیم شهروند مسئول و آگاه باشیم، به اطلاعات نیاز داریم، اما مصرف بیوقفه خبر لزوماً آگاهی ما را بیشتر نمیکند. اولین قدم این است که فرد برای دریافت اخبار، زمان و منبع مشخص و معتبری داشته باشد.
به گزارش 24 آنلاین، ریحانه درگاهیان در گفتوگو با ایسنا با اشاره به تأثیر مواجهه مداوم با اخبار منفی بر سلامت روان و احساس امنیت افراد، اظهار کرد: مغز انسان بهطور طبیعی به تهدید حساس است و اخبار منفی معمولاً توجه بیشتری از اخبار مثبت به خود جلب میکنند. بنابراین وقتی فرد مرتب در معرض خبر جنگ، خشونت، بیماری، مشکلات اقتصادی یا حوادث قرار میگیرد، ممکن است بهتدریج احساس کند خطر همهجا وجود دارد، حتی اگر در زندگی شخصی خودش در معرض آن خطر فوری نباشد.
وی افزود: از نظر سلامت روان، این وضعیت میتواند با افزایش اضطراب، نگرانی، تحریکپذیری، اختلال تمرکز، اختلال خواب و احساس خستگی روانی همراه شود. در بعضی افراد هم نوعی بیحسی هیجانی یا بیتفاوتی ایجاد میشود؛ یعنی فرد آنقدر با اخبار بد مواجه شده که دیگر توان واکنش هیجانی ندارد. به طور مثال فردی که هر چند ساعت یکبار برای اطمینان از اینکه «چه اتفاق جدیدی افتاده؟» شبکههای اجتماعی را چک میکند، وارد چرخهای میشود که اضطراب خودش باعث جستوجوی بیشتر خبر میشود و جستوجوی بیشتر خبر هم اضطراب را تقویت میکند.
این روانشناس بالینی با اشاره به ارتباط احساس امنیت با ادراک کنترل و پیشبینیپذیری زندگی، خاطرنشان کرد: از طرف دیگر، احساس امنیت فقط به معنای نبودن خطر واقعی نیست؛ یک بخش مهم آن، ادراک ما از قابل پیشبینی و قابلکنترل بودن زندگی است. اخبار مداوم بحران میتواند این ادراک را تضعیف کند. به همین دلیل ممکن است حتی وقتی فرد از نظر عینی در امنیت است، از نظر ذهنی احساس ناامنی کند. اما نباید این موضوع را به شکل قطعی و ساده بیان کرد، چرا که واکنش افراد متفاوت است و عواملی مثل سابقه اضطراب، تجربه قبلی بحران، شرایط اقتصادی و اجتماعی، میزان حمایت اجتماعی و احساس کنترل فرد نقش مهمی دارند. با این وجود در بسیاری موارد نمیتوان به اخبار سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بیتوجه بود، چراکه زندگی ما را مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار میدهند.
درگاهیان ادامه داد: بنابراین هدف حذف کامل خبر نیست؛ بلکه تنظیم رابطهمان با خبر است. دسترسی به اطلاعات برای تصمیمگیری لازم است، اما مصرف بیوقفه و تکراری خبر الزاماً به آگاهی بیشتر منجر نمیشود و گاهی فقط بار روانی بیشتری ایجاد میکند. ما به اطلاعات نیاز داریم، اما مغز انسان برای زندگی در حالت آمادهباش دائمی طراحی نشده است؛ بین آگاه بودن و غرق شدن در خبر یک تفاوت مهم وجود دارد و آن کنترل بر میزان مصرف آن است.
چرا با وجود افزایش اضطراب، باز هم اخبار را دنبال میکنیم؟
وی با اشاره به دلایل دنبال کردن مداوم اخبار با وجود افزایش اضطراب، اظهار کرد: این رفتار در نگاه اول متناقض به نظر میرسد؛ یعنی فرد میداند اخبار اضطرابش را بیشتر میکند، اما باز هم مدام شبکههای اجتماعی را چک میکند. در واقع یکی از دلایل اصلی، تلاش برای کاهش عدمقطعیت است. وقتی شرایط بحرانی و غیرقابل پیشبینی است، ذهن انسان دوست دارد بداند «الان چه خبر است؟» و «بعدش چه اتفاقی میافتد؟». بنابراین فرد با چک کردن مداوم اخبار، تلاش میکند احساس کنترل بیشتری پیدا کند؛ حتی اگر در عمل اضطرابش بیشتر شود. عامل دیگر، چیزی شبیه چرخه اضطراب و اطمینانجویی است. فرد مضطرب میشود، خبر را چک میکند تا مطمئن شود اتفاق بدتری نیفتاده؛ برای چند دقیقه آرام میشود، اما دوباره یک ابهام یا خبر جدید ایجاد میشود و دوباره سراغ گوشی میرود. این آرامش کوتاهمدت میتواند رفتار چک کردن را تقویت کند.
این روانشناس با بیان اینکه از طرف دیگر، شبکههای اجتماعی هم این چرخه را تشدید میکنند، مطرح کرد: الگوریتمها معمولاً محتوای هیجانی و تکاندهنده را بیشتر در معرض دید قرار میدهند و فرد ممکن است بدون اینکه تصمیم آگاهانهای گرفته باشد، از یک خبر به خبر بعدی و از یک کانال به کانال دیگر برود. در شرایط بحران، یک عامل اجتماعی هم وجود دارد؛ فرد ممکن است احساس کند اگر اخبار را دنبال نکند، از دیگران عقب میماند یا اتفاق مهمی را از دست میدهد. بنابراین همیشه نمیتوانیم این رفتار را صرفاً علاقه به خبر بد بدانیم. گاهی پشت آن اضطراب، نیاز به کنترل، تحمل پایین ابهام یا تلاش برای آماده بودن در برابر خطر وجود دارد. نکته جالب این است که اطلاع بیشتر الزاماً به احساس امنیت بیشتر منجر نمیشود. بعد از یک نقطه، فرد دیگر برای آگاهی خبر را دنبال نمیکند؛ برای آرام کردن اضطرابش دنبال خبر میرود، و همین میتواند چرخه را ادامه دهد.
درگاهیان با اشاره به تأثیر تداوم اخبار منفی بر رفتار و ارتباط اجتماعی افراد، گفت: تداوم اخبار منفی میتواند بهتدریج بر نحوه ارتباط فرد با جامعه هم تأثیر بگذارد. وقتی فرد دائماً با اخبار جنگ، خشونت، فساد، بحران اقتصادی یا بیثباتی مواجه میشود، ممکن است به این برداشت برسد که محیط اجتماعی ناامن، غیرقابل پیشبینی و غیرقابل اعتماد است. در چنین شرایطی، یکی از واکنشهای احتمالی عقبنشینی اجتماعی است. فرد ممکن است کمتر در فعالیتهای جمعی مشارکت کند، کمتر به دیگران اعتماد کند یا ترجیح دهد انرژی روانی خودش را صرف محافظت از خود و خانوادهاش کند. بهخصوص اگر احساس کند هیچ تأثیری بر شرایط ندارد، ممکن است نوعی درماندگی و بیتفاوتی اجتماعی شکل بگیرد؛ یعنی هر کاری هم بکنیم، چیزی تغییر نمیکند.
وی افزود: از طرف دیگر، مواجهه مداوم با اخبار منفی میتواند باعث شود فرد نمونههای منفی را بیش از اندازه در ذهنش برجسته کند. مثلاً اگر مرتب خبر کلاهبرداری، خشونت یا خیانت ببیند، ممکن است بهتدریج تصور کند که این رفتارها در جامعه بسیار شایعتر از واقعیت هستند و در نتیجه با سوءظن بیشتری به دیگران نگاه کند. البته اینجا یک نکته مهم وجود دارد، اخبار منفی لزوماً همیشه مشارکت اجتماعی را کاهش نمیدهد. گاهی برعکس، یک بحران مشترک میتواند همدلی، کمکرسانی و احساس تعلق اجتماعی را افزایش دهد. بنابراین اخبار منفیِ مداوم، بهخصوص وقتی با احساس بیقدرتی و نبود راهحل همراه شود، میتواند زمینه را برای بیاعتمادی، کنارهگیری اجتماعی و کاهش احساس تعلق فراهم کند؛ در حالی که اخبار بحران اگر همراه با اطلاعات معتبر، راههای مشارکت و نمونههای همبستگی اجتماعی باشد، حتی میتواند به مشارکت بیشتر منجر شود.
این روانشناس بالینی بیان کرد: از طرفی دنبال کردن اخبار از منابع خبری متفاوت نامعتبر میتواند فضای دوگانه و دوقطبی در جامعه ایجاد کند که موجب از هم گسیختگی افراد جامعه میشود، همانطور که امروزه میبینیم برخی افراد که اخبار را از شبکههای غیرمعتبر خارج از کشور دنبال میکنند برداشتی متفاوت از افرادی دارند که اخبار را از منابع غیرمعتبر داخلی دریافت میکنند و این مسأله موجب نوعی سوءتفاهم بین افراد جامعه میشود.
چگونه مصرف اخبار را مدیریت کنیم؟
درگاهیان با اشاره به ضرورت مدیریت مصرف اخبار بدون بیتفاوتی نسبت به مسائل اجتماعی اظهار کرد: هدف، بیخبر شدن یا بیتفاوت شدن نیست؛ هدف این است که بین آگاهی و غرقشدن در خبر تفاوت قائل شویم. ما برای اینکه بتوانیم شهروند مسئول و آگاه باشیم، به اطلاعات نیاز داریم، اما مصرف بیوقفه خبر لزوماً آگاهی ما را بیشتر نمیکند. اولین قدم این است که فرد برای دریافت اخبار، زمان و منبع مشخص و معتبری داشته باشد؛ مثلاً به جای اینکه هر چند دقیقه شبکههای اجتماعی را چک کند، در زمانهای مشخص اخبار را از منابع معتبر دنبال کند. این کار کمک میکند خبر از یک محرک دائمی برای اضطراب، به یک فعالیت آگاهانه و منظم تبدیل شود.
وی افزود: نکته دوم این است که فرد از خودش بپرسد آیا دانستن این خبر در حال حاضر به من کمک میکند کاری انجام بدهم، یا فقط اضطراب من را بیشتر میکند؟، اگر اطلاعاتی هیچ امکان تصمیمگیری یا کنشی برای فرد ایجاد نمیکند، ادامه دادنِ مواجهه با آن ممکن است صرفاً بار روانی ایجاد کند. نکته سوم، حفظ تعادل است. اگر ما دائماً فقط تصاویر خشونت، بحران و شکست را ببینیم، تصویر ذهنیمان از جامعه هم ممکن است به سمت تاریکی متمایل شود. بنابراین در کنار دنبال کردن مسائل و مشکلات، باید خبرهای سازنده مربوط به راهحلها، اقدامات مؤثر، همکاریهای اجتماعی و نمونههای همدلی را هم ببینیم. این به معنای مثبتاندیشی مصنوعی یا نادیده گرفتن واقعیت نیست؛ به معنای کاملتر کردن تصویر واقعیت است.
این روانشناس با اشاره به اهمیت مراقبت از سلامت روان در کنار پیگیری اخبار، خاطرنشان کرد: در نهایت، مهم است که فرد از خودش مراقبت روانی کند. خواب، ارتباط با خانواده و دوستان، فعالیت بدنی و داشتن زمانهایی بدون صفحه نمایش؛ بخشی از ظرفیت ما برای مواجهه سالم با مسائل اجتماعی هستند. در واقع میتوانیم یک اصل ساده داشته باشیم، به اندازهای خبر ببینیم که آگاه بمانیم، نه آنقدر که توان عمل کردن و زندگی کردن را از دست بدهیم.
درگاهیان با اشاره به مسئولیت رسانهها در نحوه پوشش اخبار بحران، گفت: رسانهها در شرایط بحران فقط وظیفه انتقال خبر ندارند؛ شیوه انتقال خبر هم بخشی از مسئولیت رسانهای آنهاست. جامعه حق دارد درباره بحرانها اطلاعات دقیق و بهموقع دریافت کند، اما این اطلاعرسانی نباید به قیمت ایجاد اضطراب و وحشت غیرضروری باشد. یکی از مهمترین مسئولیتها، دقت و صحت خبر است. در شرایط بحرانی، انتشار شایعه، اطلاعات تأییدنشده یا تیترهای هیجانی میتواند اضطراب جمعی را چند برابر کند. بنابراین رسانه باید بین سرعت و صحت، تعادل ایجاد کند و اگر اطلاعاتی هنوز قطعی نیست، همان عدم قطعیت را صادقانه بیان کند.
وی ادامه داد: نکته دوم، پرهیز از بازتولید مداوم تصاویر و روایتهای آسیبزا است. تکرار بیپایان تصاویر خشونت یا فاجعه، لزوماً آگاهی بیشتری ایجاد نمیکند و میتواند افراد را، بهخصوص کودکان و افراد آسیبپذیر، در معرض فشار روانی بیشتری قرار دهد. نکته سوم این است که رسانه فقط نباید بگوید چه اتفاق بدی افتاده، بلکه تا حدالامکان باید اطلاعات کاربردی هم ارائه کند که چه چیزی قطعی است؟ چه چیزی هنوز مشخص نیست؟ مردم چه کاری میتوانند انجام دهند؟ از کجا اطلاعات معتبر بگیرند؟ این کار احساس سردرگمی و بیقدرتی را کمتر میکند.
این روانشناس بالینی تصریح کرد: شبکههای اجتماعی هم مسئولیت مضاعفی دارند، چون الگوریتمها میتوانند محتوای هیجانی و تکاندهنده را به سرعت و در مقیاس وسیع منتشر کنند. بنابراین شفافیت درباره منابع، مقابله با اطلاعات نادرست و طراحی سازوکارهایی برای کاهش انتشار محتوای آسیبزا اهمیت زیادی دارد. در نهایت، رسانه سالم رسانهای نیست که اخبار بد را پنهان کند؛ رسانه سالم، بحران را نه کوچکنمایی میکند و نه بزرگنمایی؛ آن را دقیق، مسئولانه و در زمینه مناسب روایت میکند.