کدخبر: ۶۲۸۱۶

دانشگاه و بازار کار؛ چرا فارغ‌التحصیلان آماده ورود به بازار نیستند؟

یک فارغ‌التحصیل رشته صنایع دستی با انتقاد از کیفیت آموزش دانشگاهی این رشته، سطح آن را «متوسط رو به پایین» توصیف کرد و گفت برنامه‌های درسی با نیازهای امروز جامعه و بازار کار همخوانی کافی ندارد؛ به گفته او، دانشجویان علاوه بر ضعف در پرورش خلاقیت، مهارت‌های لازم برای ورود به بازار، کارآفرینی و مدیریت یک کارگاه هنری را نیز به‌طور کافی فرا نمی‌گیرند.

دانشگاه و بازار کار؛ چرا فارغ‌التحصیلان آماده ورود به بازار نیستند؟

به گزارش 24 آنلاین، صنایع دستی ایران با وجود پیشینه‌ای چند هزار ساله و جایگاهی شناخته‌شده در فرهنگ و اقتصاد، اکنون با پرسش‌های جدی درباره آینده نیروی انسانی خود روبه‌روست. هر سال دانشجویانی با علاقه به هنرهای سنتی وارد دانشگاه می‌شوند و فارغ‌التحصیلانی با امید به فعالیت حرفه‌ای از آن خارج می‌شوند، اما فاصله میان آموزش دانشگاهی، مهارت‌های مورد نیاز بازار و فرصت‌های شغلی، تجربه‌ای متفاوت برای بسیاری از آنها رقم زده است. ایسنا در این پرونده با دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و اساتید رشته صنایع دستی گفت‌وگو می‌کند تا از دل روایت‌های آنان، تصویری از وضعیت آموزش، بازار کار، چالش‌ها و چشم‌انداز این رشته ترسیم کند.

فاطمه چمنیان، از فارغ‌التحصیلان رشته صنایع دستی، درباره کیفیت آموزش دانشگاهی در این رشته به ایسنا گفت: اگر بخواهم کیفیت آموزش دانشگاهی رشته صنایع دستی را ارزیابی کنم، می‌توانم آن را متوسط رو به پایین بدانم. شاید این سیستم آموزشی در مقطعی پاسخگو بوده و کارآمد به نظر می‌رسیده است، اما در حال حاضر، با توجه به نیاز جامعه و ضرورت به‌روز بودن این رشته برای ایجاد اشتغال، برنامه درسی و نظام آموزشی صنایع دستی کارآمد نیست.

او درباره کاستی‌های موجود در سرفصل‌های آموزشی توضیح داد: در حال حاضر یک‌سری سرفصل‌ها و واحدهای درسی مانند قلم‌زنی، منبت و موارد مشابه تعریف شده است. به نظر من، این کارها را استادکارانی که مثلاً در میدان نقش جهان اصفهان فعالیت می‌کنند نیز می‌توانند آموزش دهند. بنابراین، سیستم آموزشی باید چیزی جدید ارائه کند. فردی که به شکل آکادمیک وارد رشته صنایع دستی می‌شود، باید بتواند چیزی فراتر از آنچه در فضای سنتی و کارگاهی آموزش داده می‌شود، ارائه کند.

چمنیان ادامه داد: یکی از موضوعاتی که در این میان کمبود آن احساس می‌شود، خلاقیت و به‌ویژه پرورش خلاقیت دانشجوی رشته صنایع دستی است. آموزش دانشگاهی باید به شکلی باشد که دانشجو بتواند علاوه بر یادگیری مهارت‌های پایه، خلاقیت خود را نیز توسعه دهد و متناسب با نیازهای امروز جامعه، ایده و محصول جدید ارائه کند.

این فارغ‌التحصیل رشته صنایع دستی درباره میزان انطباق سرفصل‌های دانشگاهی با نیازهای واقعی بازار کار نیز گفت: اگر بخواهم میزان همخوانی سرفصل‌های درسی با نیازهای واقعی بازار کار را ارزیابی کنم، باز هم باید بگویم وضعیت متوسط است. برای مثال، ما یک‌سری واحدهای درسی با عنوان طراحی داریم که تقریباً مشابه طراحی در رشته گرافیک یا نقاشی ارائه می‌شود و تفاوت چندانی با آن‌ها ندارد. درست است که دست دانشجوی هنر باید در ابتدا در طراحی قوی شود تا بتواند بعداً کار خلاقانه انجام دهد، اما طراحی باید به شکلی تعریف شود که متناسب با نیازهای خود رشته صنایع دستی باشد.

او اضافه کرد: من خودم روی مقاله‌ای با عنوان «هم‌افزایی در برنامه درسی آموزش رشته صنایع دستی» کار کرده‌ام و در آن، طرحی برای ایجاد ارتباط و همبستگی میان درس‌های مختلف ارائه دادیم. برای مثال، اگر دانشجو در درس تاریخ هنر درباره هنر دوره هخامنشی مطالعه می‌کند، باید بتواند موتیف‌ها و نقش‌مایه‌های آن دوره را در درس طراحی یا درس انسان، طبیعت و طراحی مورد استفاده قرار دهد. در حالی که در حال حاضر این درس‌ها تا حد زیادی به صورت مجزا ارائه می‌شوند و ارتباطی میان آن‌ها وجود ندارد. این جدایی باعث می‌شود آن خلاقیتی که باید برای پاسخ دادن به نیازهای امروز جامعه شکل بگیرد، کمتر بروز پیدا کند.

چمنیان مهم‌ترین ضعف نظام آموزشی صنایع دستی را آماده نبودن دانشجویان برای ورود به بازار کار دانست و توضیح داد: مهم‌ترین ضعفی که من فکر می‌کنم وجود دارد این است که به دانشجو یاد نمی‌دهند چگونه وارد بازار کار شود. بازار کار صنایع دستی به این شکل نیست که فرد بعد از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه بلند شود و به یک شرکت یا سازمان مراجعه کند و به عنوان کارمند استخدام شود. این حوزه نیاز دارد که مباحثی مانند کارآفرینی در آن تقویت و به شکل جدی‌تری به آن پرداخته شود.

او ادامه داد: خیلی وقت‌ها فارغ‌التحصیلان یک‌سری مهارت دارند، اما نمی‌دانند باید با این مهارت‌ها چه کار کنند، چگونه از آن‌ها استفاده کنند، چطور مهارت خود را وارد بازار کار کنند و چگونه یک کارگاه هنری را مدیریت کنند. این بخش‌ها در آموزش دانشگاهی بسیار خالی است.

این هنرمند درباره وضعیت اشتغال در حوزه صنایع دستی نیز اظهار کرد: در حال حاضر اگر بخواهم وضعیت اشتغال در این رشته را ارزیابی کنم، می‌توانم بگویم بسیار ضعیف است. با توجه به شرایط اقتصادی، بعضی از فارغ‌التحصیلان اصلاً سراغ این کار نمی‌روند، چون هزینه مواد اولیه بسیار بالا رفته و هزینه آزمون و خطا نیز زیاد است. اگر هم وارد این حوزه شوند، در شرایط فعلی بسیار سخت می‌توانند دوام بیاورند.

او با اشاره به اینکه با وجود این شرایط، اشتغال پایدار در صنایع دستی همچنان امکان‌پذیر است، گفت: اگر شرایط اقتصادی پایدار باشد، چرا که نه؛ قطعاً امکان اشتغال پایدار در این حوزه وجود دارد. من خودم افرادی را دیده‌ام که سالیان سال در این حوزه فعالیت کرده‌اند و حتی به مرحله بازنشستگی رسیده‌اند، اما در نهایت شرایط اقتصادی جامعه تأثیر بسیار زیادی بر این موضوع دارد و در شرایط فعلی، فعالیت در این حوزه بسیار دشوار است.

چمنیان درباره نقش نهادهای دولتی در حمایت از فعالان صنایع دستی نیز معتقد است: نقش نهادهای دولتی در حمایت از صنایع دستی بسیار ضعیف است. تنها سازمانی که به شکل مستقیم با حوزه صنایع دستی ارتباط دارد، سازمان میراث فرهنگی است و عمده کاری که انجام می‌دهد این است که به افرادی که در این حوزه فعالیت می‌کنند مجوز می‌دهد و از طریق آن، گاهی معافیت مالیاتی یا بعضی وام‌ها به آن‌ها تعلق می‌گیرد.

او با اشاره به وضعیت بیمه فعالان صنایع دستی ادامه داد: در زمینه بیمه بسیار ضعیف عمل می‌شود. خدمات درمانی که ارائه می‌شود، حداقل برای شاغلان این حوزه، کیفیت و سطح پایینی دارد و در مجموع، دولت حمایت چندانی از شاغلان صنایع دستی نمی‌کند.

چمنیان درباره راهکارهای حمایت از فعالان این حوزه، به‌ویژه در شرایط فعلی، گفت: فکر می‌کنم سازمان‌های دولتی می‌توانند از هنرمندان حمایت کنند. برای مثال، می‌توانند سفارش ساخت هدایای سازمانی را به هنرمندان این حوزه بدهند تا آن‌ها این سفارش‌ها را انجام دهند. این اتفاق تا حدودی انجام می‌شود، اما لازم است در این زمینه بیشتر به نیروهای تازه‌نفس و افرادی که به‌تازگی وارد این حوزه شده‌اند، توجه شود. به نظرم سازمان صنایع دستی در این زمینه به هنرمندان تازه‌وارد اجحاف می‌کند و اگر بتواند حداقل این کار را انجام دهد، کمک بزرگی خواهد بود.

او یکی دیگر از راه‌های حمایت را کاهش محدودیت‌های مالی برای صادرات صنایع دستی معرفی کرد و گفت: حداقل باید یک‌سری محدودیت‌های مالی از روی هنرمندان صنایع دستی برداشته شود تا بتوانند امکان صادرات داشته باشند. می‌دانید که ما در حال حاضر در حوزه صنایع دستی در بحث صادرات بسیار ضعیف هستیم. اگر این امکان یا امتیاز در نظر گرفته شود که هنرمندان بتوانند تا حد مشخصی آثار خود را به خارج از کشور ارسال کنند، کمک بسیار بزرگی به هنرمندان خواهد بود.

چمنیان در ادامه، درباره مهم‌ترین چالش‌های فعالان حرفه‌ای صنایع دستی توضیح داد: هزینه تأمین مواد اولیه و نوسانات قیمتی که در مواد اولیه وجود دارد، بزرگ‌ترین چالشی است که این روزها با آن مواجه هستیم. بعد از آن نیز بحث بازاریابی قرار دارد. بازاریابی یکی از موضوعاتی است که در حوزه صنایع دستی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. 

او اضافه کرد: در واقع، اگر بخواهم به موضوعی اشاره کنم که کمتر به آن پرداخته شده و نیازمند توجه جدی است، باید از بازاریابی نام ببرم. وقتی صحبت از صنایع دستی می‌شود، معمولاً یک‌سری گالری‌ها یا هنرمندانی به ذهن می‌آیند که به صورت بسیار فعال در اینستاگرام فعالیت می‌کنند، اما کمتر درباره این موضوع صحبت می‌شود که بسیاری از هنرمندان این حوزه اصول بازاریابی برای آثار خود را نمی‌دانند.

چمنیان ادامه داد: در نتیجه، این هنرمندان گاهی در دام یک‌سری گالری‌ها می‌افتند که آثار را به صورت امانی دریافت می‌کنند و در بعضی موارد حتی هزینه آثار نیز پرداخت نمی‌شود. اگر تمرکز بیشتری روی این موضوع گذاشته شود که هنرمندان چگونه بتوانند با جامعه و مخاطبان خود ارتباط بهتری برقرار کنند و چگونه با توزیع‌کنندگان صنایع دستی همکاری مؤثرتری داشته باشند، اتفاق بسیار خوبی خواهد بود.

چمنیان تأکید کرد: این مسئله صرفاً یک مشکل فردی نیست و بسیاری از فعالان این حوزه با آن مواجه‌اند. من خودم در ابتدا فکر می‌کردم این مشکل شخصی من است، اما وقتی با بسیاری از همکارانم صحبت کردم، متوجه شدم آن‌ها نیز در این زمینه مشکل دارند. بنابراین فکر می‌کنم موضوع بازاریابی و نحوه ارتباط هنرمندان با بازار، مخاطب و شبکه توزیع، بسیار کم مورد توجه قرار گرفته است.

منبع: ايسنا
کدخبر: ۶۲۸۱۶
ارسال نظر