آقای گلزار، شما درباره شانس طعنه میزنید؟!
در دو روز گذشته بخش قابل توجهی از فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی در تسخیر محمدرضا گلزار بوده است؛ سوپراستاری که حتی در آستانه ۵۰ سالگی هنوز هم میتواند تضمین جلب توجه مخاطب و بازگشت سرمایه اسپانسر باشد؛ حتی اگر بخشی از مخاطبان، گذشته، کارنامه و حاشیههایی را که پیرامون فعالیت حرفهای و سبک زندگیاش شکل گرفته از یاد برده باشند.
به گزارش 24 آنلاین، محمدرضا گلزار مهمان برنامه امیرحسین قیاسی شد و حالا طی روزهای گذشته بخشی از واکنشها به این حضور، بیش از آنکه به محتوای گفتوگو مربوط باشد، به رفتار او در برابر مجری برمیگردد؛ اینکه با بعضی شوخیها همراه نمیشود، به برخی از آنها واکنش نشان نمیدهد و گاهی با نگاهی از بالا به پایین او را به باد کنایه و انتقاد میگیرد. برای منتقدان قیاسی، این رفتارها ظاهرا فرصتی فراهم کرده تا از حرفهایگری گلزار بگویند؛ ستارهای که در دام شوخیهای مجری نمیافتد و اجازه نمیدهد برنامه به روال معمول پیش برود. اما در میان این ذوقزدگیها، خودِ گلزار و مسیری که او را به یک سوپراستار تبدیل کرده است فراموش میشود. انگار همین که با شوخیهای مجری همراه نشود، برای اثبات حرفهای بودنش کافی است؛ حتی اگر پیش از این، شهرتش در فضاها و موقعیتهایی شکل گرفته باشد که چندان نسبتی با تصویری که امروز از او ساخته میشود نداشته باشد.
مخالفت با مجری، تمجید از آقای سوپراستار!
مسئله نه دفاع از قیاسی است و نه زیر سؤال بردن گلزار. حرف بر سر شیوهای از قضاوت است که در آن، یک رفتار تازه میتواند جای یک کارنامه تقریبا سیساله را بگیرد و گذشته یک سلبریتی، متناسب با موضعی که امروز درباره او داریم، از نو روایت شود.
قیاسی مجریای نیست که همه مخاطبان، بهویژه متولدان قبل از دهه ۶۰ با سبک اجرای او ارتباط برقرار کنند. جنس شوخیها، شیوه مواجههاش با مهمانان و تکرار بعضی از موقعیتهای طنز، از جمله موضوعاتی است که میتواند محل انتقاد باشد. بنابراین عجیب نیست که برخی مخاطبان از مهمانی استقبال کنند که با شوخیهای او همراه نمیشود. اما آیا مخالفت با سبک اجرای یک مجری، بهخودیخود به مهمان مقابل اعتبار حرفهای میدهد؟
در ماجرای گلزار و قیاسی، به نظر میرسد بخشی از استقبال از گلزار، از همین نارضایتی قبلی تغذیه میکند. برای مخاطبی که از شوخیهای قیاسی خسته شده، همراه نشدن گلزار با این فضا ممکن است به نشانهای از تسلط و جدیت او تبدیل شود. در این وضعیت، مهمان به این دلیل برنده تلقی میشود که مجری نتوانسته او را با خود همراه کند؛ نه لزوما به این دلیل که عملکرد کلیاش بهتنهایی چنین نتیجهای را ثابت میکند.
۲۶ سال سوپراستار بودن
محمدرضا گلزار حتی با وجود اینکه اخیرا کمکارتر شده، اما در ۲۶ سال گذشته یک «سوپراستار» بوده است. او در این مدت، علاوه بر بازیگری، اجرا و خوانندگی، به چهرهای تبدیل شده که زندگی شخصی، هواداران و حتی نامش نیز بارها موضوع توجه رسانهها بودهاند. شهرت او فقط در آثارش خلاصه نشده و بخشی از تصویرش در کنار رسانههای عامهپسند و روایتهایی شکل گرفته که از علاقۀ هواداران به او میساختند.
از تصور دنیای بدون گلزار تا جواب رد به خواستگارها!
حضور گلزار در رسانههای زرد، بخشی از همین سابقه است. در آن فضا، دوربینها گاهی به سراغ هوادارانی میرفتند که علاقهشان به او را با واکنشهایی اغراقآمیز نشان میدادند؛ از جمله دختران نوجوانی که معتقد بودند تصور دنیای بدون گلزار ممکن نیست و یا دختر دیگری که با مادرش به خواستگاری گلزار رفت؛ اتفاقاتی که هنوز هم هرازگاهی در فضای اینستاگرام وایرال و دستمایه طنز و شوخی کاربران میشود. اتفاقاتی که چه همان موقع و چه حالا، در کنار فعالیتهای هنری او، به حفظ نام و تصویرش کمک میکرد.
یادآوری این سابقه قرار نیست به معنای سرزنش گلزار برای حضور خواسته یا ناخواسته در رسانههای زرد باشد، چه بسا که زندگی یک سلبریتی در همه جای دنیا دستمایه تولیدات اینچنینی هم میشود. بسیاری از چهرههای مشهور از چنین فضاهایی برای حفظ ارتباط با مخاطبان استفاده کردهاند و رسانهها نیز از شهرت آنها برای جلب توجه بهره بردهاند. اما نمیتوان این بخش از مسیر گلزار را نادیده گرفت و بعد، با دیدن یک حضور متفاوت در برنامهای دیگر، چنان درباره حرفهایگری او حرف زد که گویی شهرتش از ابتدا فقط بر پایه عملکرد حرفهای شکل گرفته است.
شهرت در خلأ ساخته نمیشود!
گلزار همان ستارهای است که در دورههای مختلف، شکلهای متفاوتی از توجه رسانهای را تجربه کرده است. این واقعیت نه از ارزش تمام فعالیتهایش کم میکند و نه بهتنهایی چیزی درباره کیفیت آنها میگوید؛ اما برای فهم جایگاه امروز او اهمیت دارد. شهرت یک چهره در خلأ ساخته نمیشود و نمیتوان آن را از مناسبات رسانهای، تبلیغات، هواداری و تصویری که در طول سالها از او شکل گرفته است، جدا کرد. پس اگر قرار است درباره حرفهای بودن گلزار داوری کنیم، باید میان رفتار او در یک برنامه و کارنامهای که در طول سالها ساخته شده است، تفاوت بگذاریم.
شما درباره شانس طعنه میزنید؟!
ماجرا وقتی جالبتر میشود که به نگاه گلزار به شهرت دیگران هم برسیم؛ بهویژه وقتی معروف شدن یک مجری جوان را به «شانس» نسبت میدهد. اینجا پرسشی پیش میآید که فقط درباره قیاسی نیست؛ آیا خود گلزار هم میتواند مسیر شهرتش را بدون در نظر گرفتن شانس، فرصت و شرایطی که در آن قرار گرفته است، توضیح دهد؟
سوپراستار بودن گلزار موضوع قابل انکاری نیست؛ جایگاهی که از اوایل دهه ۸۰ تا امروز حفظ کرده است. او طی حدود سه دهه توانسته نامش را در مرکز توجه نگه دارد؛ حتی در شرایطی که کیفیت بازیگری، اجرا و خوانندگیاش همواره محل بحثهای جدی و تخصصی یا شوخی کاربران فضای مجازی بوده است. با این حال، حضور او برای بسیاری از تهیهکنندگان، بهواسطه ظرفیت جذب مخاطب و تضمینی که برای گیشه ایجاد میکرد، همچنان جذاب بوده است. خاطرهای که او در همین برنامه از ساخت فیلم «کما» در دوره ممنوعالکاریاش روایت میکند و اشارهاش به تضمین حسین فرحبخش - تهیهکننده سینما - برای گرفتن مجوز اکران فیلم، نمونهای از همین جایگاه است؛ جایگاهی که نشان میدهد جذابیت تجاری گلزار، حتی در شرایط محدودیت فعالیتش، میتوانست بر تصمیمهای حرفهای اثر بگذارد؛ چنانکه قبل یا بعد از او هنرمندان جوان دیگری هم با ممنوعالکاری مواجه بودند، اما آیا همه این شانس را داشتند که برای بازی در یک فیلم دعوت شوند؟ آیا در کنار گذر از ارتباطات تهیهکننده، این را میتوان چیزی جز «خوششانسی» برای او تفسیر کرد؟ آنچه از یادآوری کارنامه حرفهای گلزار به دست میآید این است که مطرح شدن و ماندگاری خود او را هم باید در مجموعه عواملی دید که قطعا شانس هم در آن دخیل بوده و شاید همین است که باعث میشود او فرد مناسبی برای طعنه زدنِ خوششانس بودن به فرد دیگری نباشد!
در باب حافظۀ مصلحتی!
ماجرای حضور گلزار در برنامه قیاسی، بیش از آنکه درباره برنده و بازنده یک گفتوگو باشد، درباره نحوه قضاوت ما درباره چهرههای مشهور است. کسی که دیروز بهواسطه آثار گیشهای، جنجال هوادارانش و حضور در رسانههای عموما عامهپسند شناخته میشد، امروز ممکن است با یک رفتار متفاوت در جایگاهی تازه قرار بگیرد. این تغییر نگاه طبیعی است؛ مخاطبان حق دارند نظرشان را درباره یک چهره تغییر دهند و هیچکس هم قرار نیست برای همیشه با تصویری که سالها پیش از او ساخته شده است، شناخته شود.
اما تغییر نگاه با فراموش کردن گذشته فرق دارد. نمیتوان وقتی از یک چهره ناراضی هستیم، سابقهاش را به رخ بکشیم و وقتی رفتارش مطابق میل ما است و آن را میپسندیم، همان سابقه را کنار بگذاریم. اگر حضور اخیر گلزار در برنامه اخیر قابل دفاع بوده، میتوان درباره همان رفتار حرف زد؛ اما این حضور بهتنهایی دلیلی برای بازنویسی تمام کارنامه او نیست.
مسئله این است که برخی رسانهها و مخاطبان، گاهی بهجای ارزیابی یک چهره بر اساس مجموعه عملکردش، از هر موقعیت تازه برای ساختن روایتی متناسب با قضاوت امروز خود استفاده میکنند؛ روندی که بهویژه در چهار یا پنج سال گذشته، گریبانگیر افراد و گروههای مختلف بوده است. در این شرایط، گذشتۀ سلبریتی یک روز میتواند سند محکومیت باشد و روز دیگر، بهکلی از یاد برود. نتیجه، نه شناخت دقیقتر از یک سلبریتی، بلکه مجموعهای از تصویرهای متناقض است که هرکدام به موقعیتی خاص تعلق دارند.
گلزار نه بهخاطر گذشتهاش باید از هر ارزیابی مثبتی محروم شود و نه بهخاطر یک حضور تلویزیونی میتوان حکم داد که او کاملا حرفهای است. اگر قرار است درباره حرفهای بودن او حرف بزنیم، بهتر است از یک برنامه فراتر برویم و به جایگاهی نگاه کنیم که در طول سالها، با مجموعهای از فعالیتها، فرصتها و مناسبات رسانهای شکل گرفته است. شاید مسئله اصلی همین باشد؛ وقتی درباره یک ستاره قضاوت میکنیم، آیا واقعا تمام مسیرش را به یاد میآوریم یا فقط آن بخشی را میبینیم که با نظر امروزمان جور درمیآید؟
پریسا سیدیان _ ایسنا