خالی شدن پایگاه فیرفورد انگلیس از بمبافکنهای آمریکایی؛ تضعیف آرایش نظامی علیه ایران یا کاهش حضور نظامی در اروپا؟
دادههای منتشرشده از سوی مجموعهای از تحلیلگران و ردیابهای اطلاعات منبعباز نشان میدهد که ایالات متحده امروز، تمام ۱۲ فروند B-1B را از پایگاه هوایی فایرفورد خارج کرده است؛ تحولی که پس از ماهها استفاده گسترده از این پایگاه در عملیات مرتبط با جنگ ایران، عملاً به استقرار بزرگ بمبافکنهای آمریکایی در فایرفورد پایان میدهد. این در حالیست که اقلا ۵ ناو جنگی آمریکا در یک ماه گذشته از خاورمیانه فاصله گرفتهاند و به سمت تایلند رفتند، و اقلا دو گروه ناو جنگی دیگر در حال جایگزینی هستند.
به گزارش ۲۴آنلاین، رصدهای انجامشده نشان میدهد که عملیات خروج از ساعات صبح آغاز شد و بمبافکنها در چند گروه جداگانه، همراه با هواپیماهای سوخترسان، فایرفورد را ترک کردند. نخستین گروه شامل سه فروند B-1B با شناسههای پروازی MAYAN11، MAYAN12 و MAYAN13 بود. پس از آن سه فروند دیگر با شناسههای MAYAN21 تا MAYAN23 از پایگاه برخاستند و در مرحله بعد نیز دو بمبافکن دیگر با شناسههای MAYAN31 و MAYAN32 حرکت خود را به سمت آمریکا آغاز کردند.
DefenceGeek که طی ماههای گذشته یکی از منابع اصلی ردیابی عملیات بمبافکنهای آمریکایی در فایرفورد بوده، این روند را «خروج نیروها» توصیف کرد و گزارش داد که حتی تعدادی از بمبافکنهایی که اخیراً برای جایگزینی یا چرخش عملیاتی وارد فایرفورد شده بودند نیز در میان هواپیماهای در حال بازگشت قرار دارند.
این نکته از منظر ارزیابی وضعیت نیروها اهمیت دارد. در یک جابهجایی عادی یا چرخش دورهای، انتظار میرود خروج بخشی از هواپیماها با ورود گروه جایگزین همراه باشد. ردیابهای OSINT تا زمان انتشار گزارشهای عصر امروز نشانهای از استقرار یک گروه جایگزین با اندازه مشابه مشاهده نکرده بودند. به همین دلیل، مجموعه این تحرکات بیشتر با پایان یک استقرار عملیاتی گسترده سازگار است تا صرفاً تعویض یک اسکادران با اسکادرانی دیگر.
پایگاهی که در ماههای جنگ به مرکز عملیات بمبافکنهای آمریکا تبدیل شد
فایرفورد در جریان جنگ ایران به یکی از مهمترین پایگاههای عملیاتی بمبافکنهای آمریکا تبدیل شد. در اوج استقرار، حدود ۱۵ فروند B-1B Lancer و ۶ تا ۸ فروند B-52H Stratofortress در این پایگاه حضور داشتند و از آن برای اجرای مأموریتهای رزمی و پشتیبانی از عملیات هوایی علیه ایران استفاده میشد.
شبکههای OSINT از جمله MATA_osint و DefenceGeek بخش بزرگی از این مأموریتها را با استفاده از شناسههای پروازی، شماره سریال هواپیماها، مسیر پرواز، تانکرهای سوخترسان و زمان بازگشت آنها دنبال کردند. بر اساس جمعبندی این ردیابها، حدود ۶۰ مورد از ۶۲ مأموریت رزمی بمبافکنها در مرحله اصلی جنگ قابل ردیابی بود و در مجموع حدود ۶۴ سورتی رزمی برای هواپیماهایی که از فایرفورد فعالیت میکردند ثبت شد.
این مأموریتها معمولاً با بستههای دو تا چهارفروندی انجام میشدند و به شبکه گستردهای از هواپیماهای سوخترسان در بریتانیا و دیگر نقاط اروپا متکی بودند. پرواز رفت و برگشت از فایرفورد تا منطقه عملیاتی ایران اغلب بین ۱۸ تا ۲۲ ساعت طول میکشید. همین موقعیت جغرافیایی باعث میشد فایرفورد نسبت به پایگاههای داخل آمریکا برای اجرای مأموریتهای پیدرپی علیه ایران مناسبتر باشد.
نخستین مأموریت رزمی ثبتشده از فایرفورد در حدود ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ انجام شد؛ سه فروند B-1B به سمت منطقه عملیاتی حرکت کردند. در روزهای بعد مأموریتهای مشابه با بستههای دو، سه و چهارفروندی ادامه پیدا کرد.
B-52های مستقر در فایرفورد نیز در عملیات حضور داشتند. در مراحل اولیه جنگ، بخش مهمی از مأموریتها با تسلیحات دورایستا مانند موشکهای AGM-158 JASSM انجام میشد. با ادامه جنگ، استفاده از JDAM و بمبهای هدایتشونده مستقیم بیشتر شد و برخی بمبافکنها نیز در مأموریتهایی ثبت شدند که نیازمند نزدیک شدن بیشتر به حریم هوایی ایران بود.
سنگینترین دوره فعالیت فایرفورد از نیمه دوم اسفند ۱۴۰۴ تا نیمه نخست فروردین ۱۴۰۵ بود، اما پس از کاهش شدت درگیری نیز این پایگاه همچنان فعال ماند. در ۳۰ تیر ۱۴۰۵ نیز دستکم یک مأموریت رزمی دیگر B-1 از فایرفورد ثبت شد.
در مجموع، فایرفورد به یکی از هابهای اصلی عملیات B-1 و B-52 علیه ایران تبدیل شده بود؛ پایگاهی که امکان اجرای مأموریتهای طولانی، چندفروندی و متوالی را با پشتیبانی شبکه سوخترسانی هوایی فراهم میکرد. به همین دلیل، خروج کامل B-1های باقیمانده از این پایگاه به معنای پایان یکی از مهمترین ساختارهای عملیاتی آمریکا برای حفظ حضور مستمر بمبافکنها در نزدیکی صحنه جنگ ایران بود.
جزئیات خروج، نشانهای از یک تصمیم برنامهریزیشده در سطح ناوگان
نحوه اجرای عملیات خروج قابل توجه است. هواپیماها بهصورت چند گروه یا «cell» پرواز کردند و برای عبور از اقیانوس اطلس از پشتیبانی هواپیماهای سوخترسان KC-135 و KC-46 استفاده شد. استفاده از چندین گروه سوخترسان و خروج تعداد زیادی بمبافکن در فاصله زمانی چند ساعت نشان میدهد که این حرکت در قالب یک عملیات بازگشت هماهنگ انجام شده است.
تحلیلگران OSINT این خروج را در چارچوب تغییر گستردهتر در آرایش نیروهای آمریکا بررسی کردهاند. طی هفتههای اخیر نشانههایی از کاهش بخشی از حضور هوایی و پشتیبانی ایالات متحده در منطقه مشاهده شده و جابهجایی هواپیماهای سوخترسان و برخی دیگر از داراییهای نظامی نیز مورد توجه ردیابهای پروازی قرار گرفته است.
اهمیت فایرفورد در کاهش زمان واکنش، سادهتر شدن چرخه پرواز، دسترسی نزدیکتر به منطقه و امکان حفظ تعداد بالاتری از مأموریتهای مستمر قرار داشت. بنابراین خروج این ناوگان بیش از آنکه توانایی نظامی آمریکا برای استفاده از B-1 را از میان ببرد، سطح حضور دائمی و آماده عملیات در اروپا را کاهش میدهد.
پس از جنگ اوکراین، بسیاری از اعضای ناتو بودجههای نظامی خود را افزایش داده، یگانهای زمینی و سامانههای دفاع هوایی بیشتری ایجاد کرده و نقش فعالتری در ساختار فرماندهی ناتو پذیرفتهاند. از نگاه واشنگتن، این تحولات امکان آن را فراهم میکند که بخشی از نیروهای آمریکایی که در سالهای گذشته برای جبران ضعف ظرفیت نظامی اروپا در قاره مستقر بودند، به پایگاههای اصلی خود بازگردند یا برای مأموریتهای دیگر در دسترس قرار گیرند.
این مسئله برای آمریکا در شرایط کنونی اهمیت بیشتری پیدا کرده، زیرا نیروهای مسلح این کشور همزمان با چند جبهه عملیاتی و راهبردی مواجهاند. جنگ ایران، تداوم حمایت از اوکراین و رقابت نظامی با چین در اقیانوس آرام بر ذخایر تسلیحاتی، هواپیماهای سوخترسان، سامانههای دفاع هوایی، مهمات دوربرد و ظرفیت نگهداری نیروهای مسلح آمریکا فشار وارد کرده است. در چنین شرایطی، حفظ تعداد زیادی بمبافکن B-1 در یک استقرار جلوآمده در بریتانیا، آن هم پس از کاهش شدت عملیات رزمی، از نظر عملیاتی ضرورت کمتری دارد. بازگرداندن این هواپیماها به آمریکا میتواند بخشی از فرآیند بازیابی آمادگی رزمی، تعمیر و نگهداری و آزاد کردن ظرفیت برای بحرانهای احتمالی دیگر باشد.