افشاگری پشتپرده انتخاب سرمربیان ملی/فدراسیون از ترس کاهش اختیارات، زیر بار اصول نمیرود
کارشناس فوتبال کشورمان، بهبهانه حضور قاسم حدادیفر در تیم ملی جوانان، با انتقاد از نبود سازوکار مشخص در انتخاب مربیان تیمهای ملی پایه گفت: تصمیمات مقطعی و خارج از فرآیند، نهتنها کمکی به توسعه فوتبال نمیکند، بلکه به هدررفت استعدادهای مربیگری نیز منجر شده است.
به گزارش ۲۴ آنلاین، قاسم حدادیفر که با ذوبآهن و فوتبال اصفهان شناخته میشود، پس از پایان دوران بازیگری وارد عرصه مربیگری شد و در ادامه مسیر، هدایت تیم بزرگسالان ذوبآهن را نیز بر عهده گرفت که تجربه موفقی هم نبود، اما در جدیدترین مسیر مربیگریاش، با حکم فدراسیون فوتبال بهعنوان سرمربی تیم ملی جوانان انتخاب شد تا مسئولیت آمادهسازی یکی از مهمترین ردههای پایه فوتبال کشور را بر دوش بکشد.
حدادیفر در شرایطی این مسئولیت را پذیرفته که نخستین تجربه رسمی سرمربیگری خود را روی نیمکت ذوبآهن پشتسر گذاشت و روی نیمکت ذوبآهن در ۱۹ مسابقه رسمی آمار دو پیروزی، ۱۰ تساوی و هفت شکست را تجربه کرد تا از سوی باشگاه ذوبآهن از سِمَت خود برکنار شود.
ضرورت نظاممند و تعریف فرآیند برای انتخاب مربیان تیمهای ملی
مجید جلالی، پیشکسوت و کارشناس فوتبال کشورمان بهبهانه حضور قاسم حدادیفر در تیم ملی جوانان، درباره انتخاب مربیان تیمهای ملی، بهویژه در ردههای پایه اظهار کرد: فکر میکنم که انتخاب مربیان باید از طریق یک امر فرآیندی باشد. این فرآیند میتواند تکمیلکننده قابلیتهای مربیان باشد و آنها را بهطور اختصاصی برای مربیگری در تیمهای ملی آماده کند. وقتی این فرآیند وجود نداشته باشد، شما بداهه و بهصورت مقطعی تصمیم به کارهایی میگیرید که قبلاً به دفعات تجربه شده است.
ضرورت تربیت تدریجی مربیان ملی
وی با اشاره به انتخاب قاسم حدادیفر بهعنوان سرمربی تیم ملی جوانان افزود: البته قاسم حدادیفر از مربیان جوان و خوب است و هم قبلاً کار کرده، اما در هر صورت تیم ملی جوانان یا نوجوانان، نونهالان، امید و بزرگسالان، همه اینها باید طی یک فرآیندی انتخاب شوند. ما میتوانیم مجموعهای از مربیان جوان را انتخاب کنیم، آنها را در تیمهای ۱۱، ۱۲، ۱۳ و ۱۴ سال قرار دهیم و بهمرور این افراد تبدیل به مربیان ملی شوند. این کاری است که تمام کشورهای صاحب فوتبال انجام میدهند.
پیشکسوت فوتبال ایران بیان کرد: در غیر این صورت، همین اتفاقی رخ میدهد که سالهاست شاهد آن هستیم؛ یا لابی میشود، یا رفیقبازی صورت میگیرد، یا تصمیمات عجولانه و بداهه گرفته میشود.
انتخابهای سلیقهای، مانع توسعه فوتبال پایه
جلالی در پاسخ به این پرسش که این روند چه پیامدهایی برای فوتبال ما داشته و خواهد داشت؟ گفت: در این مسیر، ما دیدیم که بسیاری از افرادی که استعداد مربیگری داشتند، متأسفانه سوختند و از بین رفتند. این فرآیند نهتنها به فوتبال ملی ما کمکی نکرده و حتی به آن ضربه زده، بلکه باعث هدررفت ظرفیتهای انسانی در بخش مربیگری هم شده است.
اشکال در ساختار انتخاب مربیان تیمهای پایه
وی درباره نقد انتخاب سرمربی برای تیمهای پایه، ازجمله تیم ملی جوانان یادآور شد: شما وقتی برای نمونه برای تیم ملی جوانان مربی انتخاب میکنید و آن سرمربی از این استان به آن استان میرود تا بازیکن انتخاب کند، اساساً مجموع کار و چنین شیوهای بهطور کامل اشتباه است. اگر آن فرآیندی که بیان کردم وجود داشته باشد، اصلاً نیازی به این کارها نیست. دیدگاه مربیان نسبت به انتخاب استعدادها متفاوت است و در این شرایط، انتخابها سلیقهای و این موضوع موجب هدررفت استعدادها میشود.
مربی اسبق تیم ملی خاطرنشان کرد: بهنظر من، قاسم حدادیفر پیش از پذیرش این مسئولیت، باید خودش انتخاب میکرد که در کنار یک مربی دیگر، مثلاً در تیم ملی نوجوانان یا جوانان فعالیت کند و پس از سه یا چهار سال بهعنوان سرمربی تیم جوانان انتخاب شود. آن زمان تجربه لازم را دارد، دیدگاهش کاملتر شده و فدراسیون نیز شناخت بهتری از وی پیدا کرده است. در حال حاضر، مربیان پس از ورود به تیمهای ملی، با واقعیتهایی مواجه میشوند که پیش از آن تصور نمیکردند و این موضوع موجب نارضایتی آنها میشود. بارها با بسیاری از مربیان صحبت کردهام و این مشکلات همچنان وجود دارد.
مقاومت در برابر اجرای برنامههای بلندمدت
جلالی درباره این موضوع که چرا این فرآیندها اجرایی نمیشود و همچنان شاهد تصمیمات مقطعی هستیم؟ توضیح داد: در مقطعی، فرآیندی در قالب برنامه توسعه تعریف شد، اما برخی از افراد فدراسیوننشین تمایل داشتند که انتخاب مربیان صرفاً در حیطه اختیارات خودشان باشد. بههمین دلیل زیر بار آن فرآیند منطقی و اصولی نرفتند، چون احساس میکردند اگر همهچیز در قالب یک برنامه بلندمدت تعریف شود، سطح اختیاراتشان کاهش پیدا میکند.
وی خاطرنشان کرد: تصور آنها این بود که در صورت اجرای این برنامه، بخشی از اختیاراتشان محدود خواهد شد و تصمیمگیریها در قالب یک فرآیند مشخص قرار میگیرد. حتی در حوزه تربیت مربی و برگزاری کلاسهای مربیگری، یکی از موانع اصلی، هیئتهای فوتبال استانها بودهاند. وقتی میخواهید ساختار جدیدی ایجاد کنید، طبیعی است افرادی که پیش از آن اختیار داشتند، مقاومت و با آن مخالفت کنند. البته که تمایلی ندارم وارد جزئیات این موضوع شوم.
نقد به تناقض در انتخابها با لابیگری
سرمربی اسبق تیمهای لیگ برتری درباره تفاوت در روند انتخاب مربیان، مانند مقایسه برخی گزینهها ادامه داد: حتی انتخاب ارمغان احمدی بهعنوان سرمربی تیم ملی نوجوانان هم اگر در قالب فرآیند قرار میگرفت، بهتر بود و شاید شخص دیگری در آن صورت انتخاب میشد. احمدی هم میتوانست سه یا چهار سال در کنار تیمها فعالیت کند و سپس بهعنوان سرمربی انتخاب شود تا هم خودش شناخت پیدا کند و هم فدراسیون وی را بهتر ارزیابی کند.
مربیان قربانی تصمیمات بدون برنامه و چرخه معیوب
جلالی در رابطه با ناکامی تیمهای پایه که ناشی از عملکرد مربیان یا مدیریت میشود، گفت: تأکید میکنم که نتیجه نگرفتن تیمهای پایه در این سالها تقصیر مربیان نیست و مربیان در این چرخه قربانی میشوند. مشکل اصلی به نبود برنامه برمیگردد. وقتی برنامه ندارید، همه اقدامات شما لحظهای و بر اساس ضرورتهای مقطعی است. برای نمونه میگویند تیم جوانان سه ماه دیگر مسابقه دارد، پس سریع سرمربی انتخاب کنیم؛ زمانی که برنامهای در اختیار ندارید و تیم جوانان چندماه دیگر باید در مسابقات شرکت کند، تصمیماتی مانند انتخاب سریع مربی اتخاذ میشود که این اقدامات، تصمیمات روزمره محسوب میشوند و نمیتوانند بر اساس نیازسنجی و آسیبشناسی دقیق باشند.
اشتیاق مربیان و نادیده گرفتن واقعیتها
وی در پایان در پاسخ به این پرسش که چرا برخی مربیان با وجود ریسک بالا، چنین مسئولیتهایی را میپذیرند؟ تأکید کرد: من با بسیاری از این مربیان صحبت کردهام. آنها بهدلیل علاقه و اشتیاق بسیار زیاد برای حضور در تیمهای ملی، به این مسائل توجه نمیکنند و بدون توجه به پیامدهای آن، مسئولیتها را میپذیرند. بسیاری از آنها پس از برکناری، اظهار پشیمانی میکردند و معتقد بودند بدون شناخت کافی وارد این مسیر شده و پس از کسب تجربه، از کار کنار گذاشته شدهاند. برخی میگفتند تصورشان از کار با واقعیت تفاوت داشته و زمانیکه وارد کار شدند، با مشکلات زیادی مواجه شدند و این موضوع باعث شده که با وجود استعداد، بسیاری از آنها از چرخه مربیگری حذف شوند.