حرفهای بودن فقط به پرداخت پول نیست / شوخی تلخ زندهیاد حجازی قبلاز بازی با هلند
دروازهبان اسبق تیم ملی فوتبال در جام جهانی ۱۹۷۸ گفت: مسئله همراهان غیرورزشی، موضوعی جدید نیست و از دهههای گذشته تا امروز در اردوهای بزرگ بینالمللی فوتبال ایران وجود داشته است.
به گزارش 24 آنلاین، رقابتهای جام جهانی ۲۰۲۶ از چند روز قبل آغاز شده و قرار گرفتن تیمها در فضای مسابقه، بار دیگر نگاهها را به مهمترین رویداد فوتبال جهان معطوف کرده است؛ تورنمنتی که همواره فراتر از یک رقابت ورزشی، بهعنوان پدیدهای اجتماعی و رسانهای مورد توجه قرار میگیرد. با این حال، برخلاف انتظار، نشانههایی از تغییر در سطح و نوع استقبال عمومی نسبت به این دوره به چشم میخورد؛ موضوعی که ریشه در مجموعهای از عوامل فراتر از مستطیلسبز دارد.
در چنین فضایی، علاوه بر مسائل فنی و کیفیت تیمهای حاضر، متغیرهایی نظیر شرایط اقتصادی، تحولات اجتماعی، تغییرات ساختاری مسابقات و همچنین چالشهای مرتبط با آمادهسازی و تدارک تیمها مخصوصا ایران، بهعنوان عناصر اثرگذار بر فضای کلی این رقابتها مطرح شدهاند؛ عواملی که در کنار یکدیگر، تصویری متفاوت از جام جهانی پیشرو نسبت به دورههای گذشته ترسیم کردهاند.
در ادامه بخش دوم و پایانی گفتوگوی تفصیلی ایسنا با رسول کربکندی، دروازهبان اسبق تیم ملی در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین و پیشکسوت فوتبال ایران را مطالعه خواهید کرد:
ضعیت آمادهسازی و تدارکات تیم ملی را چگونه ارزیابی میکنید؟
متأسفانه باید گفت تدارکات تیم ملی در سطح مطلوبی قرار نداشته است. در عین حال، باید توجه داشت که فوتبال ایران در برخی مقاطع نشان داده است که در شرایط سخت میتواند با تکیه بر غیرت و انگیزه بازیکنان، کمبودها را جبران کند. اگر این انگیزه و روحیه در کنار تیم قرار گیرد، میتواند در شرایط فعلی کمککننده باشد، اما در مجموع، نبود یک برنامهریزی تدارکاتی کامل و بدون نقص، چالشی جدی برای تیم ملی محسوب میشود.
درباره مسیر صعود تیم ملی به جام جهانی صحبت کنیم. به نظر شما رقابتهای مقدماتی برای ایران همیشه به همین شکل آسان پیش میرود؟
وقتی آسیا ۸.۵ سهمیه دارد و ما هم جزو تیمهای تراز اول قاره هستیم، طبیعی است که مسیر صعود برای ما سادهتر شود. هرچند سرمربی تیم ملی گروه ما را سخت میدانست، اما اگر گروههای دیگر را ببینید، شرایط متفاوت است. البته ما در قرعهها تا حدی خوششانس بودیم، اما در مجموع در مقدماتی خیلی به مشکل نخوردیم. با این حال، تیمهای درجه دو و سه آسیا برای ما آلارمهایی ایجاد کردند و نشان دادند که سطح فوتبال آسیا در حال پیشرفت است. تیمهایی که قبلاً مقابلشان بهراحتی گلهای زیادی میزدیم، حالا با برنامه و هدفمند پیش میآیند. این نشان میدهد روند پیشرفت ما کند شده یا حتی متوقف شده، در حالی که دیگر کشورها با برنامهریزی بلندمدت کار میکنند.
چنین موضوعی را به نبود برنامهریزی بلندمدت در فوتبال ایران نسبت میدهید؟
در فوتبالمان آیندهنگری نداریم و فقط به حال فکر میکنیم. هدف این است که سرمربی، رئیس فدراسیون یا مجموعه مدیریتی، یکعنوان کسب کنند و رزومه خود را ارتقا دهند، اما به آینده فوتبال کشور توجهی نمیشود. ما تقریباً با همان ترکیب چهار سال قبل وارد جام جهانی میشویم و میانگین سنی تیم همچنان بالا است. نگرانی اصلی هم مربوط به بعد از این جام جهانی است، چون بازیکنان جوان را نساختهایم و به آنها اعتماد نکردهایم.
پس میتوان گفت صعود به جام جهانی برای ایران چندان چالشبرانگیز نبود؟
ما در مقدماتی مشکل خاصی نداشتیم و بهعنوان تیم اول صعود کردیم. حتی من همیشه میگفتم این که اولین تیم صعودکننده باشیم یا پنجمین، اهمیت چندانی ندارد؛ مهم این است که با چه کیفیتی بازی میکنیم، چقدر آماده هستیم و چه چهرههای جدیدی معرفی میکنیم. در این بخشها عملکرد قابل قبولی نداشتیم.
بهنظر شما چرا فوتبال ایران بعد از یک دوره پیشرفت، دچار افت شده است؟
یکی از دلایل مهم، کیفیت پایین لیگ داخلی است. ما هزینههای زیادی میکنیم، اما سطح کیفی لیگمان پایین است و تناسبی بین هزینه و کیفیت وجود ندارد. از طرفی، ارتباطات بینالمللی ما بسیار محدود شده است. در گذشته بازیهای تدارکاتی سطح بالایی داشتیم، اما امروز حتی برگزاری یک بازی دوستانه ساده هم برای ما دشوار شده است. این موضوع باعث شده تیم ملی نتواند نقاط ضعف خود را در شرایط واقعی شناسایی کند.
نقش مربیان و نسل جدید مربیگری را چگونه ارزیابی میکنید؟
مربیان جوان بهدلیل دسترسی به منابع آموزشی و فضای مجازی، از نظر علمی و فنی نسبت به گذشته پیشرفتهتر هستند. اما مشکل اصلی در ساختار فوتبال ماست. حرفهای بودن فقط به پرداخت پول نیست، بلکه باید در همه ارکان از باشگاهها و مدیریت گرفته تا داوری، رسانه و حتی بازیکنان، حرفهایگری وجود داشته باشد، که متأسفانه اینگونه نیست.
به موضوع دلالی در فوتبال اشاره کردید. این مسئله چه تأثیری دارد؟
متأسفانه فوتبال ما تا حد زیادی در اختیار دلالها قرار گرفته است. البته در دنیا ایجنت یا همان مدیر برنامه وجود دارد، اما همه چیز قانونمند است. در ایران اما یک ایجنت با چندین بازیکن کار میکند و چارچوب مشخصی وجود ندارد. این مسئله به همراه فساد و روابط پشتپرده، آسیب جدی به فوتبال زده است.
درباره لیست تیم ملی و میانگین سنی بالا چه نظری دارید؟ آیا امکان جوانگرایی وجود داشت؟
ترکیب اصلی تیم تقریباً مشخص بود و شاید در یکی دو پست ابهام وجود داشت، اما با توجه به این که ۱۵ تا ۱۶ بازیکن اصلی مشخص بودند، میشد چند بازیکن جوان را به تیم اضافه کرد تا تجربه حضور در جام جهانی را بهدست بیاورند. این کار به آینده فوتبال کمک میکرد، اما متأسفانه این اتفاق هم نیفتاد. در حال حاضر بیشتر به موفقیتهای کوتاهمدت فکر میکنیم و از برنامهریزی بلندمدت غافل هستیم. اگر این روند ادامه پیدا کند، در آینده با مشکلات جدیتری مواجه خواهیم شد. برای پیشرفت واقعی، باید همه ارکان فوتبال به سمت حرفهایگری حرکت کنند و نگاه بلندمدت جایگزین تصمیمات مقطعی شود.
با توجه به ترکیب تیم ملی، برخی معتقد بودند امکان دعوت از بازیکنان جوانتر وجود داشت. نظر شما در این زمینه چیست؟
در صورتی که شما یک ترکیب ۱۱ نفره و حتی ۱۶ نفره مشخص دارید و چهار تا پنج بازیکن پشت این ترکیب اصلی قرار دارند، این امکان وجود داشت که از بازیکنان جوانتر نیز استفاده شود. ما میتوانستیم این کار را انجام دهیم، اما بههر حال اکنون تیم اعزام شده و بحث درباره ترکیب دیگر فایدهای ندارد. بهطور طبیعی هر انتخابی با انتقاد همراه است و هیچگاه نمیتوان ترکیبی را انتخاب کرد که هیچ انتقادی به آن وارد نباشد. بازیکنان شایستهای داشتیم که حتی جوان هم بودند و در خارج از ایران بازی میکردند. بهعنوان نمونه، محمدجواد حسیننژاد یا مهدی هاشمنژاد ازجمله نفراتی بودند که عملکرد بسیار خوبی داشتند، اما دعوت نشدند. در طرف مقابل، در برخی موارد حتی بازیکنان مصدوم نیز به تیم ملی دعوت شدند.
برخی شائبهها درباره مسائل حاشیهای و حتی پرداخت پول برای حضور در تیم ملی مطرح شده است. دیدگاه شما چیست؟
امیدوارم این مسائل صرفاً شایعه باشد. برخی نقلقولها در فضای مجازی منتشر شده مبنیبر اینکه در هتل المپیک اتفاقاتی رخ داده و برخی بازیکنان مبالغی پرداخت کردهاند تا در لیست تیم ملی و جام جهانی قرار بگیرند. اگر چنین موضوعی صحت داشته باشد، واقعاً فاجعه است. تیم ملی جایی است که باید بر اساس شایستگی و معیارهای فنی انتخاب شود و همه افراد با تعهد و قسم شرف وارد آن میشوند. اگر این نگاه فنی خدشهدار شود، دیگر هیچ توجیهی باقی نمیماند.
به میانگین سنی تیم ملی اشاره کردید. این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
در گذشته، بهعنوان نمونه در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین، میانگین سنی تیم ما حدود ۲۶ سال بود، اما در حال حاضر دو دوره است که میانگین سنی تیم ملی به حدود ۳۱ سال رسیده است. این نشان میدهد نگاه ما به آینده نیست و بیشتر بهدنبال نتایج کوتاهمدت و تقویت رزومه هستیم. ما از بازیکنانی استفاده میکنیم که شاید در حال حاضر کمک بیشتری کنند، اما به آینده فوتبال توجهی نداریم.
درباره کاهش عجیب حضور بازیکنان اصفهانی در تیم ملی و جام جهانی چه نظری دارید؟
اگر به وضعیت فعلی نگاه کنیم، تعداد بازیکنان اصفهانی در تیم ملی بسیار کم است. یکی از دلایل اصلی این موضوع این است که در تیمهای لیگ برتری اصفهان نیز بازیکنان بومی حضور پررنگی ندارند. در تیمهایی مانند ذوبآهن و سپاهان، یا یک بازیکن اصفهانی حضور دارد یا اصلاً چنین بازیکنی در ترکیب نیست. آکادمیهای خوبی در اصفهان وجود دارد، بهویژه سپاهان که از بهترینهاست، اما مشکل اینجاست که از تولیدات این آکادمیها استفاده نمیشود. وقتی به بازیکنان بومی اعتماد نمیکنید، طبیعی است که نمیتوانید انتظار داشته باشید در سطح ملی هم نمایندهای داشته باشید. در حال حاضر، حدود ۹۵ تا ۹۸ درصد بازیکنان این تیمها غیربومی هستند. این موضوع باعث کاهش انگیزه در میان جوانان میشود. وقتی بازیکنان جوان ببینند فرصتی برای حضور در تیمهای بزرگ ندارند، انگیزه خود را از دست میدهند. این مسئله در نهایت به افت فوتبال اصفهان منجر خواهد شد؛ همان اتفاقی که در سطح کلان برای فوتبال ایران نیز در حال رخ دادن است.
نقش فساد در این روند را چگونه ارزیابی میکنید؟
نمیتوان منکر وجود فساد در فوتبال شد. شاید در همه دنیا این مسئله وجود داشته باشد، اما در ایران گستردگی آن بیشتر است و متأسفانه اراده جدی برای مقابله با آن دیده نمیشود. هر جا پول وجود داشته باشد، فساد هم وجود دارد و وقتی این پول دولتی باشد و مدیران صرفاً هزینهکننده باشند، این مشکل تشدید میشود.
ساختار اقتصادی فوتبال ایران تا چه حد در این وضعیت تأثیرگذار است؟
تا زمانی که فوتبال ما خصوصی نشود، این وضعیت ادامه خواهد داشت. وقتی مدیر باشگاه برای تأمین منابع مالی تلاش نمیکند و صرفاً هزینه میکند، طبیعی است که حساسیت لازم نسبت به منابع مالی وجود نداشته باشد. رقابت میان باشگاهها برای جذب بازیکنان نیز باعث افزایش بیرویه قیمتها شده است.
به مبحث تیم ملی و جام جهانی برگردیم، ارزیابی شما از گروه ایران در جام جهانی چیست؟
بسیاری معتقدند گروه ایران آسان است، اما بهنظر من این سادگی میتواند خطرناک باشد. بهعنوان نمونه، تیمهایی مانند نیوزیلند شاید روی کاغذ ضعیف به نظر برسند، اما بازی اول همیشه دشوار است، زیرا شناخت کافی از حریف وجود ندارد. این دیدار برای ما حکم فینال را دارد و کسب سه امتیاز در آن بسیار حیاتی است.
درباره دیدارهای سختتر تیم ملی چه نظری دارید؟
بهنظر من بهترین عملکرد ما مقابل تیمهای بزرگ مانند بلژیک خواهد بود، زیرا این تیمها انگیزه بالایی به بازیکنان میدهند. در طرف مقابل، تیمی مانند مصر نیز حریف سادهای نیست و میتواند چالشبرانگیز باشد. در مجموع، نتیجه بازی سوم میتواند سرنوشت صعود یا عدم صعود ما را مشخص کند.
مهمترین عامل موفقیت تیم ملی در این رقابتها چه خواهد بود؟
مهمترین موضوع، پیروزی در بازی نخست است. همچنین باید تلاش کنیم بدون آسیبدیدگی، اخراج و دریافت کارتهای غیرضروری این مسابقه را پشت سر بگذاریم. این عوامل میتواند مسیر ما را برای ادامه رقابتها هموار کند.
کیفیت بازی یا نتیجه؟ کدامیک اهمیت بیشتری دارد؟
هرچند نتیجه برای مردم اهمیت دارد، اما از نظر من ارائه بازی باکیفیت مهمتر است. نباید برای کسب نتیجه، کیفیت بازی را قربانی کنیم. جام جهانی ویترین فوتبال دنیاست و عملکرد ما در آن مورد قضاوت قرار میگیرد.
افزایش تعداد تیمهای جام جهانی چه تأثیری بر ارزش این رقابتها دارد؟
با افزایش تعداد تیمها به ۴۸، مسیر صعود آسانتر شده و دیگر قابل مقایسه با گذشته نیست. در جام جهانی ۱۹۷۸ تنها یک سهمیه برای آسیا و اقیانوسیه وجود داشت، اما اکنون شرایط کاملاً متفاوت است. این موضوع باعث کاهش کیفیت مسابقات، بهویژه در مراحل ابتدایی شده است.
استقبال مردم از تیم ملی را چگونه ارزیابی میکنید؟
بهنظر میرسد شور و اشتیاق گذشته در میان مردم کمتر شده است. شرایط اقتصادی، مسائل اجتماعی و حتی زمان برگزاری مسابقات در ساعات نامناسب، همگی بر این موضوع تأثیرگذار بودهاند. این مسئله میتواند به نوعی بر عملکرد تیم ملی نیز تأثیر بگذارد.
چنین فاصلهای میان مردم و تیم ملی چه پیامدی دارد؟
در حال حاضر نوعی دوگانگی میان مردم و تیم ملی شکل گرفته که اصلاً به نفع فوتبال کشور نیست. در گذشته همه با تیم ملی همراه بودند، اما اکنون این همدلی کمتر شده و این موضوع میتواند به فوتبال ایران آسیب بزند.
با توجه به شرایط فعلی، مهمترین چالشهای تیم ملی در مسیر حضور در جام جهانی چیست؟
منفک شدن بخشی از جامعه از فوتبال و حتی نبود حمایت برخی از تیم ملی، یکی از مسائل مهم است. بهویژه اینکه ما در کشوری بازی میکنیم که همه ایرانیان حاضر در آن الزاماً طرفدار تیم ملی نیستند. این موضوع میتواند بر جو ورزشگاهها تأثیر بگذارد و حتی این سؤال مطرح است که پلیس و فیفا تا چه اندازه میتوانند رفتار تماشاگران را کنترل کنند. همانطور که پیشتر نیز اشاره کردهام، اگر تیم از نظر روحی و روانی برای مواجهه با این شرایط آماده نباشد، ممکن است خیلی سریع دچار فروپاشی شود.

شرایط میزبانی و ورود به کشور میزبان تا چه اندازه میتواند بر عملکرد تیم اثرگذار باشد؟
در حال حاضر، حتی ورود به آمریکا برای ما بهراحتی امکانپذیر نیست. فرآیندهای بازرسی، انگشتنگاری و محدودیتهایی که وجود دارد، همگی میتوانند بر تمرکز تیم تأثیر بگذارند. همچنین موضوع بلیتها و پرچم ایران نیز مطرح است؛ اگر فیفا در این زمینهها تصمیماتی بگیرد که به ضرر ما باشد، طبیعتاً جو به نفع تیم ملی نخواهد بود. همه این موارد نیازمند بازیکنانی با آمادگی ذهنی بسیار بالا است تا بتوانند تمرکز خود را حفظ کنند.
شرایط برگزاری مسابقات در کشورهای مختلف چه تفاوتی برای تیم ملی ایجاد میکند؟
اگر تمرینات در آمریکا برگزار میشد، شرایط برای ما بسیار دشوارتر بود. حتی با وجود تدابیر امنیتی، جو عمومی میتوانست برای تیم سنگین باشد. حالا که حداقل تمرینات تیم ملی در مکزیک برگزار میشود، شاید از برخی حواشی دور باشیم، اما رفتوآمدها، برنامههای تمرینی و کنفرانسهای خبری نیز خود چالشهایی ایجاد میکند که ممکن است بهطور کامل قابل مدیریت نباشد.
شرایط آمادهسازی تیم ملی با توجه به اتفاقات اخیر چگونه بوده است؟
واقعیت این است که شرایط بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم. مسائل جنگ، تعطیلی لیگ، نبود بازیهای تدارکاتی و نبود حضور بهموقع لژیونرها در کنار تیم، همگی عواملی هستند که بر روند آمادهسازی تأثیر گذاشتند. علاوه بر این، مشکلاتی مانند صادر نشدن ویزا برای برخی اعضای تیم ازجمله مدیر تیم و حتی رئیس فدراسیون نیز مطرح بوده است. این مسائل باعث شد تمرکز کادر فنی از امور فنی تا حدی به مسائل حاشیهای معطوف شود.
آیا تمرینات بهتنهایی میتواند برای آمادهسازی تیم کافی باشد؟
تمرین بهتنهایی کافی نیست. شما باید در کنار تمرین، مسابقه بدهید تا نقاط ضعف خود را شناسایی کنید. متأسفانه ما در این مدت با تیمهایی بازی نکردیم که بتوانند ایرادات ما را بهخوبی نشان دهند. بهویژه در بخش دفاعی نگرانیهایی وجود دارد؛ اگر هافبکها نتوانند فضاها را پوشش دهند، تیم از ناحیه دفاع مرکزی دچار مشکل خواهد شد.
برخی معتقدند انتخاب بازیکنان با در نظر گرفتن مسائل حاشیهای انجام شده است؛ نظر شما چیست؟
بهنظر من بازیکنان به مسائل سیاسی فکر نمیکنند. هر بازیکنی که به جام جهانی میرود، هدفش ارائه عملکرد خوب و حضور در لیگهای خارجی است، چرا که جام جهانی سکوی پرتابی برای آینده حرفهای آنها محسوب میشود. با این حال، برخی مصاحبهها و رفتارها ممکن است باعث ایجاد دوگانگی بین مردم و تیم ملی شود. بازیکن باید تمرکز خود را بر عملکرد فنی بگذارد و از ورود به مسائل حاشیهای پرهیز کند.
نقش سیاست در فوتبال تا چه اندازه پررنگ شده است؟
فیفا همواره شعار جدایی فوتبال از سیاست را مطرح میکرد، اما اکنون بهنظر میرسد این موضوع در عمل رعایت نمیشود. بهویژه در آمریکا، فیفا آن اقتدار گذشته را ندارد و سیاست بهطور مستقیم بر فوتبال تأثیر گذاشته است. حتی انتخاب محل برگزاری مسابقات نیز میتواند تحت تأثیر مسائل سیاسی باشد.
با توجه به مجموع این شرایط، ارزیابی شما از جام جهانی ۲۰۲۶ چیست؟
به اعتقاد من، این دوره از جام جهانی یکی از سختترین دورهها برای تیم ملی ایران خواهد بود. مجموعهای از مشکلات فنی، کمبود بازیهای تدارکاتی، شرایط خاص سیاسی و مسائل روانی، همگی عواملی هستند که کار تیم را دشوار میکنند. با این حال، امیدوارم تیم ملی بتواند با آمادگی کامل وارد مسابقات شود و عملکرد قابل قبولی ارائه دهد.
برخی معتقدند از جام جهانی ۱۹۹۸ تا امروز، فضای سیاسی پیرامون فوتبال ایران تغییرات زیادی داشته است. نظر شما در اینباره چیست؟
در آن مقطع نیز برخیها مطرح میکردند که حتی احتمال رویارویی ایران و آمریکا در مرحله گروهی، دارای ملاحظات و پشتپردههایی بوده است؛ هرچند مشخص نیست این موضوع تا چه حد واقعیت داشته یا نداشته است، اما بههر حال تقابل ایران و آمریکا در یک گروه، موضوعی بسیار قابلتوجه بود. در مجموع، در دنیای فوتبال هر اتفاقی ممکن است رخ دهد، زیرا سیاست در بسیاری از مواقع با فوتبال درآمیخته شده و بههمین دلیل پشت پرده هر رخدادی میتواند موضوعات مختلفی وجود داشته باشد.
شما تجربه حضور در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه را دارید؛ فضای آن مسابقات چگونه بود؟
شخصاً در ورزشگاه و از نزدیک شاهد دیدار ایران و آمریکا در فرانسه بودم. در آن مقطع، جو ورزشگاه بسیار سنگین بود و بهدلیل فعالیت برخی گروهها و حضور تماشاگران با شرایط خاص که حتی تصاویر گروه رجوی را در دست داشتند، فضای متفاوتی ایجاد شده بود. حتی گروههای موزیک و تجمعهای مختلفی در اطراف ورزشگاه حضور داشتند که فضا را متشنجتر میکرد. البته پلیس فرانسه در آن زمان برخورد بسیار مناسبی داشت و توانست در مدت کوتاهی، موارد حاشیهای را جمعآوری و کنترل کند.
آیا شرایط امروز را نسبت به گذشته سختتر میدانید؟
بهنظر من در شرایط فعلی، فضا حتی از آن دوره نیز سنگینتر شده است. در برخی کشورها مانند قطر، بسیاری از امکانات و شرایط در اختیار تیم ملی ایران قرار داشت و امکان برنامهریزی مناسبتر وجود داشت، اما در شرایط فعلی موضوعات پیچیدهتر شده است. حتی بحثهایی مانند شروط مختلف فدراسیونها نیز مطرح میشود، اما تصور نمیکنم بسیاری از این موارد بهطور کامل اجرایی شود. حتی موضوعات مرتبط با نمادها و پرچمها نیز میتواند در ورزشگاهها حساسیتهای بیشتری ایجاد کند.
نقش آمریکا بهعنوان میزبان تا چه اندازه در این مسائل تأثیرگذار است؟
آمریکا در بسیاری از موارد رویکردهای سختگیرانهتری دارد و این موضوع میتواند برای تیمهای مختلف از جمله ایران چالشبرانگیز باشد. در چنین شرایطی، تمرکز کادر فنی نیز ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد و از فضای کاملاً فنی فاصله بگیرد. موضوع ویزا نیز یکی از مسائل مهم است؛ هرچند ممکن است در برخی موارد عدم صدور ویزا برای برخی افراد از نگاه فنی تأثیر مستقیمی نداشته باشد، اما بههر حال از نظر ساختاری قابل بحث است.
درباره همراهان تیمها و ترکیب افرادی که به مسابقات اعزام میشوند چه نظری دارید؟
این موضوع همیشه در فوتبال وجود داشته و در دورههای مختلف نیز مطرح بوده است. در برخی دورهها افراد مختلفی همراه تیمها اعزام میشدند، اما در شرایط فعلی باید بررسی شود که چه کسانی بیشترین اثرگذاری را دارند. بهنظر من اگر قرار باشد از پیشکسوتان و افراد باتجربه استفاده شود، میتواند مفیدتر باشد، اما در هر صورت این تصمیمها همیشه محل بحث بوده است.
تجربه جام جهانی ۱۹۹۸ از نظر حضور افراد غیرورزشی چگونه بود؟
در آن زمان نیز برخی افراد غیرورزشی که از ساواک بودند در اطراف تیم حضور داشتند و پس از بررسیها مشخص میشد که برخی از آنها ارتباطاتی با نهادهای اطلاعاتی دارند. این موضوع در تمام تورنمنتهای بزرگ تا حدی وجود دارد. طبیعی است که کشور میزبان نیز بر اساس شناخت خود، سختگیریهایی اعمال کند. در مورد آمریکا نیز این سختگیریها بیشتر شده و شامل برخی کشورها ازجمله ایران و عراق نیز میشود.
در نهایت، ارزیابی شما از وضعیت مدیریت فیفا در این شرایط چیست؟
بر اساس مشاهدات من، در برخی موارد فیفا در خاک آمریکا از قدرت اجرایی کامل برخوردار نیست و برخی تصمیمات تحت تأثیر شرایط میزبان قرار میگیرد. در حالی که طبق آییننامهها، باید شرایط برابر برای همه تیمها ازجمله صدور ویزا، برخورد مناسب و عدم ایجاد معطلی وجود داشته باشد، اما در عمل برخی محدودیتها و فشارها دیده میشود که میتواند بر فضای کلی مسابقات تأثیرگذار باشد.
اگر بخواهید تجربه جام جهانی ۱۹۷۸ را با شرایط امروز فوتبال ایران مقایسه کنید، چه تفاوتهایی وجود دارد؟
اگر بخواهیم تجربه جام جهانی ۱۹۷۸ را بیان کنیم، باید گفت در آن زمان شناخت جهان از ایران بسیار محدود بود. نه فوتبال ایران بهطور کامل شناخته شده بود و نه فضای رسانهای و اینترنتی امروز وجود داشت که اطلاعات کشورها بهصورت لحظهای در دسترس باشد. در آن دوران اساساً امکان دسترسی به جزئیات کشورها وجود نداشت، اما امروز شرایط کاملاً متفاوت است. اکنون ایران در صدر اخبار جهان قرار دارد؛ چه بهواسطه مسائل مختلف سیاسی و چه رخدادهای دیگر و در نتیجه، شناخت جهانی نسبت به ایران بسیار افزایش یافته است و این موضوع درباره فوتبال ایران نیز صدق میکند. در آن زمان ما برای نخستینبار به جام جهانی میرفتیم و طبیعتاً نه فوتبال ایران و نه حتی شرایط کلی کشور چندان شناختهشده نبود. امروز، اما هر فردی در هر نقطهای از جهان میتواند با جستوجوی ساده در اینترنت، ریزترین مسائل کشورها را مشاهده کند. بنابراین شرایط بهطور کامل با گذشته متفاوت است.
از نظر فضای سیاسی و تأثیر آن بر ورزش چه نظری دارید؟
در حال حاضر، بهطور طبیعی آمریکا در رأس تقابلهای سیاسی و بینالمللی با ایران قرار دارد و این موضوع بر فضای کلی کشور نیز تأثیر گذاشته است. خسارتها و اتفاقات مختلفی نیز در این مسیر رخ داده است. در همین زمینه حتی در برخی رسانهها نیز اشاره شده بود که موضوع تنها یک رقابت ورزشی نیست و شرایط فراتر از فیفا است. جام جهانی در کشورهای دیگر، مانند کانادا و مکزیک، ممکن است فشارها کمتر باشد، اما در خاک آمریکا حساسیتها و مراقبتها بهمراتب بیشتر خواهد بود و تیمها با دقت و احتیاط بیشتری شرایط را دنبال میکنند.
از خاطرات حضور در جام جهانی برایمان بگویید؛ بهویژه از فضای آرژانتین.
زمانی که وارد آرژانتین شدیم، در سر در تمام ادارات دولتی، پمپبنزینها و شرکتها پرچم ۱۶ کشور حاضر در جام جهانی نصب شده بود. وقتی پرچم ایران را میدیدیم، واقعاً احساس غرور میکردیم که جزو ۱۶ تیم برتر جهان هستیم. در آن دوره ما با هلند همگروه بودیم و این تیم تا فینال مسابقات نیز پیش رفت. فضای رسانهای و روانی آن زمان بسیار سنگین بود. در فضای رسانهای، هلند را بهقدری قدرتمند جلوه داده بودند که حتی در داخل تیم ما نیز نوعی فشار ذهنی ایجاد شده بود.
به خاطر دارم مرحوم ناصر حجازی در هواپیما گفت: «بچهها موافقید سقوط کنیم یا با هلند بازی کنیم؟» همین جمله به تنهایی نشان میداد که فشار روانی تا چه اندازه بالا بود. حتی ما در ۱۰ دقیقه ابتدایی مسابقهای که گل نخورده بودیم، در ذهنمان این سؤال ایجاد شده بود که چرا هنوز گل نخوردهایم. این نشاندهنده فشار روانی سنگینی بود که بر تیم وارد شده بود. در حالی که پیش از آن نیز ما موقعیت گل داشتیم و حتی با یک ارسال میتوانستیم زودتر به گل برسیم و شرایط بازی را تغییر دهیم.
چه خاطره متفاوت دیگری از آن دوران دارید؟
خاطرات زیادی وجود دارد. بهعنوان نمونه، زمانی که به سمت فرانسه برای یک بازی دوستانه در حرکت بودیم، در مسیر پرواز توقفی داشتیم و تیم ملی فرانسه نیز قرار بود سوار همان پرواز شود. بازیکنان فرانسوی قدهای بلندی داشتند و این موضوع کاملاً به چشم میآمد. در آن فضا برخی از اعضای تیم به شوخی میگفتند که بازیکنان بلندقد تیم ما در راهرو هواپیما راه بروند تا تیم مقابل تحت تأثیر قرار بگیرد و تصور کند ما تیمی با بازیکنان بلندقد هستیم. اینها بخشی از خاطرات آن دوران است که بیشتر جنبه ذهنی و روانی داشت.
چرا ایران در دورههای قبلی نتوانسته از مرحله گروهی صعود کند؟
در گذشته این ذهنیت وجود داشت که شاید ما کار اشتباهی انجام دادهایم که موفق به صعود نشدهایم. ایران در چندین دوره حضور در جام جهانی نتوانست از مرحله مقدماتی عبور کند، در حالی که در دورههای مختلف شش بار در این رقابتها شرکت کرده بود. در دوره کارلوس کیروش، وی ساختار دفاعی بهتری ایجاد شد و نگرانیها تا حدی کاهش یافت. با این حال، در بخش حمله، ضدحمله و شروع مجدد بازیکنان خوبی داشتیم، اما در ساختار دفاعی هنوز ضعفهایی وجود داشت.
درباره نقش بازیکنان و دخالت آنها در تصمیمات فنی چه نظری دارید؟
گاهی بازیکنان بهویژه بازیکنان بزرگتر، خود را در جایگاهی میبینند که تصور میکنند میتوانند در تصمیمات فنی مانند ترکیب یا انتخاب بازیکن دخالت داشته باشند. این موضوع تا حدی میتواند در فوتبال امروز هم وجود داشته باشد، اما معمولاً در سطح ملی کسی اجازه نمیدهد این مسئله بهصورت مستقیم اعمال شود. در جام جهانی ۱۹۹۸ نیز حتی بحثهایی درباره تغییرات گستردهتر وجود داشت، بهنظر من مربی میتواند از نظرات بازیکنان استفاده کند، اما اگر این نظرات به تحمیل تبدیل شود، اصول مربیگری زیر سؤال میرود.
درباره تصمیمات داخل زمین، بازیکنان چهقدر ممکن است قدرت بیشتری نسبت به سرمربی داشته باشند؟ آیا چنین موضوعی درست است؟
در یکی از بازیهای اخیر ایران در تورنمنت چهارجانبه دوستانه، بحث بر سر این بود که چه کسی پنالتی بزند. در ابتدا قرار بود بازیکن دیگری پنالتی بزند، اما در نهایت تغییراتی رخ داد و میلاد محمدی پشت توپ قرار گرفت و پنالتی را هم از دست داد؛ سپس مشخص شد که مهدی طارمی پنالتیزن را عوض کرده و حواشی متعددی بهوجود آمد که امیر قلعهنویی مدعی شد با وی برخورد میکند که بهنظر من چنین اتفاقی رخ نداد. این نشان میدهد که آنچه در بیرون گفته میشود همیشه با آنچه در داخل زمین رخ میدهد یکسان نیست.
جمعبندی شما از وضعیت فعلی فوتبال ایران چیست؟
در مجموع فوتبال ایران بازیکنان توانمندی دارد، اما باید توجه داشت که در سطح ملی، اصول فنی و ساختاری باید بهدرستی رعایت شود. اگر این اصول تحت تأثیر فشارها یا تصمیمات غیرکارشناسی قرار بگیرد، طبیعتاً به تیم آسیب خواهد زد. امیدوارم در آینده شرایط بهگونهای پیش برود که تیم ملی بتواند از تمام ظرفیتهای خود به بهترین شکل استفاده کند.