اختلافات فوتبال ایران چرا به تلویزیون میرسد؟؛ ساختار تصمیمگیری زیر سؤال است
یک مدیر ورزشی با انتقاد از حواشی مطرحشده در برنامه «فوتبال برتر» معتقد است انتقال اختلافات مدیران فوتبال به فضای عمومی، نشانه ضعف در سازوکارهای تصمیمگیری و پاسخگویی در فوتبال ایران است.
به گزارش 24 آنلاین، علی رمضانی در گفتوگو با ایسنا درباره اتفاقات مطرحشده در برنامه «فوتبال برتر» اظهار کرد: آنچه در این برنامه اتفاق افتاد، اگرچه در ظاهر اختلاف و مجادله میان چند چهره شناختهشده فوتبال بود. اما به اعتقاد من باید آن را فراتر از اختلاف میان چند فرد دید. این اتفاق تصویری از یک مشکل قدیمیتر در فوتبال ایران ارائه کرد؛ مشکلی که سالهاست درباره آن صحبت میکنیم اما کمتر به ریشههای آن پرداختهایم.
وی ادامه داد: در این برنامه مدیران و مسئولانی که هرکدام سابقهای در فوتبال و مدیریت باشگاهی یا فدراسیونی دارند، درباره عملکرد و گذشته یکدیگر صحبت کردند و در مواردی ادبیاتی به کار رفت که به هیچ عنوان زیبنده مدیریت ورزش کشور نیست.
رمضانی گفت: من قصد ندارم درباره صحت یا عدم صحت اتهاماتی که در یک برنامه تلویزیونی مطرح شده قضاوت کنم، چرا که هر ادعایی نیازمند سند، بررسی و رسیدگی در مرجع مسئول است، اما سؤال مهمتر این است که چرا اختلافات مدیریتی فوتبال ایران تا این اندازه از مسیرهای رسمی و نهادی خارج شده و به آنتن تلویزیون رسیده است؟
مدیرعامل سابق باشگاه مس کرمان با بیان اینکه مسئله اصلی برنده یا بازنده بودن افراد در یک مناظره تلویزیونی نیست، تأکید کرد: سؤال اصلی این است که چرا اختلافات اساسی در فوتبال ما به جای اینکه در ساختارهای تصمیمگیری حل شود، به فضای عمومی منتقل میشود. اگر اختلافی میان مدیران وجود دارد، باید در ساختار مربوطه بررسی شود و اگر تخلف یا اتهامی مطرح است، مسیر قانونی برای رسیدگی به آن وجود داشته باشد.
وی افزود: در یک ساختار مدیریتی سالم، اگر مدیری عملکرد مدیر دیگری را نقد میکند، باید بتواند درباره یک تصمیم مشخص، یک قرارداد، یک مصوبه، یک عدد یا یک گزارش عملکرد صحبت کند. در چنین شرایطی مدیر مورد نقد نیز باید درباره همان موضوع پاسخ بدهد. اما زمانی که بحث از عملکرد به شخصیت و سوابق افراد منتقل میشود و به جای پاسخگویی درباره یک تصمیم مشخص، اتهام و اتهام متقابل مطرح میشود، دیگر با یک اختلاف مدیریتی معمول مواجه نیستیم بلکه با بحران اعتماد و پاسخگویی مواجه هستیم.
رمضانی با اشاره به اینکه ممکن است بخشی از اظهارات هر یک از طرفین دارای واقعیت باشد، گفت: نکته مهم اینکه ممکن است یک مدیر درباره اشتباه مدیر دیگری حرف درستی بزند، اما این موضوع به معنای بیاشتباه بودن خودش نیست. در مدیریت حرفهای این دو موضوع میتوانند همزمان وجود داشته باشند، یک مدیر میتواند نسبت به عملکرد مدیر قبلی نقد درستی داشته باشد و در عین حال خودش نیز در دوره مسئولیتش تصمیمهای اشتباهی گرفته باشد.
عضو سابق هیئت مدیره باشگاه مس رفسنجان گفت: متاسفانه در فضای مدیریتی ورزش ما گاهی به جای پاسخ دادن به نقد، شخصیت منتقد هدف قرار میگیرد. در حالی که پاسخ یک نقد، نقد کردن شخصیت منتقد نیست. اگر مدیری میگوید یک تصمیم اشتباه بوده، باید درباره همان تصمیم توضیح داد نه اینکه در پاسخ گفته شود خودت چه کارهای؟ یا تو هم فلان پرونده را داری.
وی بیان کرد: ادامه چنین رویکردی فوتبال را از مدیریت مبتنی بر عملکرد به مدیریت مبتنی بر اطلاعات و پرونده علیه یکدیگر نزدیک میکند. وقتی مدیران و مسئولان سابق و فعلی دائماً درباره گذشته یکدیگر صحبت میکنند، اما در نهایت مشخص نمیشود چه کسی بابت چه تصمیمی مسئول بوده، عملاً اصل پاسخگویی به حاشیه میرود.
بحث امید، بزرگسالان و جوانگرایی، اصل مسئله فوتبال نیست
رمضانی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به مباحث مطرحشده درباره عملکرد تیم ملی امید و تیم ملی بزرگسالان اظهار کرد: امروز بخش قابل توجهی از بحث فوتبال کشور حول این موضوعات میچرخد که عملکرد تیم ملی امید چه بوده؟ چرا در مرحله گروهی بازیهای آسیایی حذف شدیم و چرا عملکرد تیم ملی بزرگسالان در فیفادِی اخیر ضعیف بود، درباره تیم ملی بزرگسالان چه باید کرد، جوانگرایی انجام شود یا نشود، چه تصمیمی درباره کادر فنی گرفته شود؟ همه اینها موضوعات مهمی هستند، اما معتقدم نباید اجازه دهیم این مسائل ما را از اصل مشکل دور کنند.
وی ادامه داد: اگر ساختار تصمیمگیری ما اصلاح نشود، تغییر مربی، تغییر یک مدیر یا حتی تغییر چند بازیکن، در بهترین حالت یک مسکن موقت خواهد بود. ممکن است برای مدتی نتیجهای ایجاد کند، اما مسئله اصلی را حل نمیکند.
این مدیر ورزشی تأکید کرد: ما باید ابتدا ببینیم چه کسانی و با چه سازوکاری درباره فوتبال کشور تصمیم میگیرند. وقتی درباره آینده فوتبال ایران، تیم ملی، تیمهای پایه، مسابقات، ساختار باشگاهها و برنامههای توسعهای تصمیمگیری میشود، باید پرسید آیا ترکیب نهاد تصمیمگیرنده از نظر تخصصی و حرفهای متناسب با مأموریتی که بر عهده دارد، هست یا خیر؟
وی افزود: منظور من نقد شخص خاصی نیست و نمیخواهم صلاحیت حرفهای افراد را به صورت فردی زیر سؤال ببرم. بحث من درباره سازوکار است. در یک نظام حرفهای، برای عضویت در بالاترین سطوح تصمیمگیری فوتبال باید معیارهای روشن، شفاف و قابل ارزیابی وجود داشته باشد، سابقه مدیریتی، دانش فوتبالی، تجربه تخصصی، آشنایی با اقتصاد ورزش، حقوق ورزشی، توسعه فوتبال و سایر حوزههای مرتبط باید در کنار هم دیده شود.
رمضانی ادامه داد: علاقهمند بودن به فوتبال یک موضوع است و برخورداری از تخصص لازم برای تصمیمگیری درباره فوتبال موضوعی دیگر. اینکه فردی به فوتبال علاقه دارد یا سالها فوتبال را دنبال کرده، به تنهایی نمیتواند معیار مناسبی برای قرار گرفتن در یک جایگاه تصمیمگیری تخصصی باشد.
وی گفت: وقتی سازوکار انتخاب مدیران و اعضای نهادهای تصمیمگیرنده دقیق و حرفهای نباشد، طبیعی است که بخشی از تصمیمات نیز از یک برنامه جامع و بلندمدت فاصله بگیرد. بعد هم وقتی خروجی مورد انتظار حاصل نمیشود، به جای اینکه ساختار را بررسی کنیم، سراغ مربی، بازیکن و یا یک مدیر خاص میرویم.
عدم موفقیت تیم ملی امید را نباید به یک اتفاق مقطعی تقلیل داد
مدیرعامل سابق باشگاه مس کرمان با اشاره به تیم ملی امید گفت: من معتقدم ناکامی تیم ملی امید در بازیهای آسیایی و یا حضورش در المپیک موضوعی نیست که بخواهیم آن را صرفاً به شانس، نسل بازیکنان یا اتفاقات مقطعی مرتبط کنیم. فوتبال پایه نیازمند برنامه است، برنامهای که از سالها قبل طراحی شود و همه اجزای آن، از استعدادیابی و آموزش مربیان گرفته تا مسابقات، آمادهسازی، تقویم، ارتباط با باشگاهها و انتخاب بازیکنان، در یک مسیر مشخص قرار بگیرد.
وی افزود: اینکه تیم ملی امید قهرمان بازیهای آسیایی شود و یا به المپیک برسد، پروژه یکشبه نیست، اما از طرف دیگر پروژهای دستنیافتنی هم نیست. برنامهریزی درست، استمرار در اجرا و مسئولیتپذیری مدیریتی میتواند چنین هدفی را قابل دسترس کند. مشکل این است که ما گاهی به جای اینکه برنامه را از ابتدا تا انتها طراحی و اجرا کنیم، در مقاطع مختلف دنبال راهحل فوری میگردیم.
رمضانی ادامه داد: اگر امروز تیم امید نتیجه نگرفته، باید بررسی کنیم این تیم در دو، سه یا چهار سال گذشته چه مسیری را طی کرده است. چه برنامهای برایش نوشته شده بود؟ چه میزان از آن برنامه اجرا شد؟ چه کسی مسئول اجرای آن بود؟ چه میزان منابع اختصاص داده شد؟ ارتباط آن با باشگاهها چگونه بود و در نهایت چه کسی باید درباره نتیجه پاسخگو باشد؟
وی تأکید کرد: اگر پاسخ این پرسشها مشخص نشود، ممکن است فردا دوباره مدیر یا مربی دیگری را تغییر دهیم و چند سال بعد دوباره با همین مسئله مواجه شویم.
فوتبال نیازمند برنامه است، نه مُسکن
این مدیر ورزشی با بیان اینکه فوتبال ایران بیش از هر چیز به یک نقشه راه نیاز دارد، اظهار کرد: باید برای فوتبال کشور برنامهای چندساله داشته باشیم که مشخص کند در پنج یا ۱۰ سال آینده میخواهیم به کجا برسیم. تیم ملی بزرگسالان، تیم امید، تیمهای پایه، لیگ، باشگاهها، استعدادیابی، اقتصاد فوتبال و زیرساخت باید در یک زنجیره دیده شوند.
وی گفت: نمیتوانیم تیم ملی بزرگسالان را جدا از فوتبال پایه ببینیم. نمیتوانیم درباره جوانگرایی صحبت کنیم اما برای تولید و پرورش بازیکن جوان برنامه مشخصی نداشته باشیم. نمیشود از نتیجه تیم امید ناراضی باشیم اما ساختار پرورش بازیکن و برنامه مسابقات پایه را به حال خود رها کنیم.
مدیرعامل سابق باشگاه مس کرمان تأکید کرد: جوانگرایی هم نباید به یک شعار تبدیل شود. جوانگرایی یعنی یک بازیکن جوان از یک فرآیند مشخص استعدادیابی، آموزش، مسابقه و توسعه عبور کرده و بعد وارد تیم ملی بزرگسالان شود. اینکه صرفاً چند بازیکن جوان را وارد فهرست کنیم، لزوماً به معنای جوانگرایی نیست.
وی افزود: درباره تیم ملی بزرگسالان نیز باید همین نگاه را داشته باشیم. مسئله فقط این نیست که چه کسی سرمربی باشد یا چه بازیکنی دعوت شود. باید ببینیم فلسفه فوتبال ملی چیست، چه نسلی قرار است جایگزین نسل فعلی شود، ارتباط تیم ملی با فوتبال پایه چگونه است و برای سالهای آینده چه برنامهای داریم؟
رمضانی با تأکید بر اینکه قصد ندارد افراد را به صورت شخصی مورد نقد قرار دهد، گفت: من معتقدم نباید همه مشکلات را گردن چند نفر انداخت.
وی ادامه داد: اگر یک ساختار به گونهای طراحی شده که افراد بدون معیارهای شفاف وارد جایگاههای حساس میشوند و بعد نیز سازوکار مشخصی برای ارزیابی عملکرد آنها وجود ندارد، مشکل فقط شخص نیست، مشکل سیستم انتخاب و ارزیابی است.
این مدیر ورزشی افزود: ممکن است فردی انسان بسیار محترمی باشد، علاقهمند به فوتبال باشد و نیت خوبی هم داشته باشد، اما این موضوع به تنهایی برای تصمیمگیری درباره یک صنعت پیچیده مانند فوتبال کافی نیست. فوتبال امروز یک صنعت بزرگ است و مدیریت آن به تخصصهای مختلف نیاز دارد.
وی تاکید کرد: مدیر فوتبال باید بداند با اقتصاد ورزش، قرارداد، حقوق، رسانه، توسعه بازیکن، زیرساخت، روابط بینالملل و مسائل فنی چگونه مواجه شود. اگر این تخصصها در ساختار تصمیمگیری دیده نشود، نباید انتظار داشته باشیم خروجی تصمیمات همیشه حرفهای باشد.
رمضانی بیان کرد: بنابراین من ترجیح میدهم به جای اینکه بگویم فلان فرد خوب است یا فلان فرد بد است، درباره این سؤال صحبت کنم که آیا سازوکاری داریم که بهترین افراد ممکن را برای این جایگاه انتخاب کند؟ آیا معیارها شفاف و عملکرد آنها قابل ارزیابی است؟ و آیا اگر تصمیمی اشتباه بود، کسی باید مسئولیت آن را بپذیرد؟
نباید منفعت شخصی جای منافع فوتبال را بگیرد
وی در ادامه با اشاره به ضرورت شفافیت در مدیریت فوتبال، گفت: هر مدیری که وارد فوتبال میشود باید بداند که جایگاه مدیریتی، یک مسئولیت عمومی است. مدیر نباید جایگاه را هدف بداند، جایگاه باید ابزار خدمت به فوتبال باشد.
رمضانی افزود: طبیعی است که در هر مجموعهای افراد منافع حرفهای و شغلی داشته باشند، اما زمانی که حفظ جایگاه یا منافع فردی بر منافع بلندمدت فوتبال غلبه کند، تصمیمگیری از مسیر حرفهای خارج میشود. اینجاست که نهادهای نظارتی، رسانهها و افکار عمومی باید مطالبهگر باشند.
مدیرعامل سابق باشگاه مس کرمان تأکید کرد: من نمیخواهم درباره انگیزه افراد قضاوت کنم و چنین کاری هم درست نیست، اما به طور کلی در هر ساختار مدیریتی باید به گونهای عمل کنیم که حتی اگر فردی انگیزه شخصی هم داشته باشد، ساختار اجازه ندهد این انگیزه بر تصمیم حرفهای غلبه کند. این یعنی حکمرانی خوب.
اگر ساختار اصلاح نشود، دعواها ادامه پیدا میکند
وی گفت: اتفاقاتی که در برنامه شب گذشته فوتبال برتر شاهد بودیم را نباید صرفاً یک دعوای تلویزیونی دانست. این اتفاق باید ما را به فکر فرو ببرد که چرا اختلافات در فوتبال ایران تا این اندازه شخصی شده است.
رمضانی افزود: اگر ساختار تصمیمگیری درست باشد، افراد میتوانند با هم اختلاف نظر داشته باشند اما در نهایت مصوبه، سند، برنامه و عملکرد تعیینکننده خواهد بود. اگر ساختار ضعیف باشد، اختلاف افراد تبدیل به اختلاف نهادها میشود و بعد هرکس تلاش میکند گذشته دیگری را علیه او استفاده کند.
این مدیر ورزشی تاکید کرد: امروز اگر درباره تیم ملی بزرگسالان، تیم ملی امید، جوانگرایی، سهمیهها یا تغییر کادر فنی صحبت میکنیم، باید این مسائل را در جای خودشان بررسی کنیم، اما نباید اجازه دهیم این موضوعات ما را از مسئله اصلی غافل کنند.
وی ادامه داد: مسئله اصلی فوتبال ایران، فقط انتخاب مربی یا بازیکن نیست، مسئله اصلی این است که چه کسانی، با چه تخصصی، بر اساس چه فرآیندی و با چه میزان پاسخگویی برای فوتبال تصمیم میگیرند.
رمضانی در پایان خاطرنشان کرد: اگر این ساختار اصلاح شود، بسیاری از مسائل فنی نیز قابل حل خواهد بود. تیم امید با یک برنامه منسجم میتواند برای المپیک آماده شود و تیم بزرگسالان میتواند مسیر مشخصی برای جوانگرایی و پشتوانهسازی داشته باشد. اما اگر ساختار اصلاح نشود، تغییرات مقطعی فقط مسکن هستند و چند سال بعد دوباره همین بحثها را تکرار خواهیم کرد.
وی گفت: فوتبال ایران به یک دعوای جدید، یک افشاگری جدید یا یک تغییر مقطعی دیگر نیاز ندارد. فوتبال ایران به برنامه، تخصص، ثبات، پاسخگویی و اصلاح سازوکار تصمیمگیری نیاز دارد. اگر این پنج اصل را جدی بگیریم، بسیاری از حاشیههایی که امروز فوتبال ما را گرفتار کرده، اساساً موضوعیت خود را از دست خواهند داد.