چرا ترامپ به ایران حمله کرد؟
مهمترین ادعایی که ترامپ برای شروع جنگ با ایران مطرح کرد، اتمی شدن ایران و سلاح هستهای بود. او از بزرگترین توافق هستهای جمهوری اسلامی ایران با 6 کشور قدرتمند جهان یعنی برجام، خارج شد و اعلام کرد که نخواهد گذاشت ایران سلاح هستهای داشته باشد. او با هرگونه غنیسازی در ایران حتی به میزان کم نیز مخالف بوده و بزرگترین بمباران هستهای علیه یک کشور را در جنگ 12 روزه انجام داد.
به گزارش ۲۴ آنلاین، روزنامه اعتماد نوشت:
ترامپ در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ میلادی، ۱۵ وعده داد که یکی از آنها، خاتمه جنگهای بیپایان بود. او ادعا کرد که ۸ جنگ را در ظرف ۸ ماه اول دوران دوم ریاستجمهوریاش (از ژانویه تا نوامبر ۲۰۲۵) پایان بخشیده و شایسته دریافت صلح نوبل است. دیدگاه او نسبت به صلح و محور سیاست خارجیاش، صلح از طریق قدرت است. او معتقد است که داشتن قدرت نظامی و اقتصادی میتواند طرف مقابل را به پذیرش توافق یا آتشبس وادار کند. و برای همین در دو موضوع اوکراین و غزه، تلاش کرد دو طرف را با زور وادار به پذیرش صلح نماید که ظاهرا موفق نبوده است. ترامپ حتی جنگ را هم نوعی «بازدارندگی از طریق قدرت » میداند.
او به دفعات کشورها را تهدید به حمله نظامی کرده است و در مورد ایران آن را عملیاتی نمود. وی مدعی است که اگر بتوان از طریق توافق و مذاکره به نتیجه رسید، آن را بر جنگ ترجیح میدهد، اما در عین حال معتقد است مذاکره زمانی موثر است که با فشار سیاسی، اقتصادی یا نظامی همراه باشد. دلایل شروع جنگ ترامپ با جمهوری اسلامی ایران:
۱- تغییر نظام ایران: در ژوئن ۲۰۲۵، پس از حملات آمریکا به تأسیسات هستهای ایران، ترامپ در شبکه اجتماعی خود نوشت: «اگر حکومت فعلی ایران نمیتواند این کشور را دوباره بزرگ کند، چرا نباید تغییر حکومت رخ دهد؟ و از عبارت MIGA) (Make Iran Great Again استفاده کرد. این اظهارنظر باعث شد بسیاری آن را نشانه حمایت او از تغییر حکومت در ایران بدانند. وی بارها به حوادث داخل ایران اشاره نموده و مدعی کمک به مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران شد. با این وجود، وی یک سال بعد مدعی شد که من هرگز طرفدار تغییر حکومت نبودهام! برای سالها تغییر حکومتها را دیدهام؛ معمولا نتیجه نمیدهند. او همچنین اظهار داشته که تجربههای گذشته باعث شده نسبت به سیاست تغییر حکومتها بدبین باشد.
۲- پرونده هستهای: مهمترین ادعایی که ترامپ برای شروع جنگ با ایران مطرح کرد، اتمی شدن ایران و سلاح هستهای بود. او از بزرگترین توافق هستهای جمهوری اسلامی ایران با ۶ کشور قدرتمند جهان یعنی برجام، خارج شد و اعلام کرد که نخواهد گذاشت ایران سلاح هستهای داشته باشد. او با هرگونه غنیسازی در ایران حتی به میزان کم نیز مخالف بوده و بزرگترین بمباران هستهای علیه یک کشور را در جنگ ۱۲ روزه انجام داد.
۳- قدرت موشکی ایران: یکی از موضوعاتی که ترامپ صراحتا اعلام کرد که به خاطر آن با ایران وارد جنگ شده است، توان موشکی کشورمان بود. او بارها برنامه موشکهای بالستیک ایران را «تهدیدی برای منطقه و متحدان آمریکا» توصیف کرده و گفته بود که این برنامه باید متوقف شود. وی در یکی از سخنرانیهایش مدعی گردید که ایران در حال توسعه موشکهایی با برد بیشتر است (تاحدی که به خاک آمریکا میرسد) و این موضوع را یکی از دلایل فشار حداکثری و تحریمها علیه تهران عنوان کرده بود.
۴- نیروهای همسو با ایران در منطقه: دلیل دیگری که ترامپ را متقاعد حمله به ایران میکرد، نیروهای نیابتی (به گفته غربیها) بود که آنها را گروههای تروریستی مورد حمایت ایران میداند. وی بارها گفته است که ایران مسوول اقدامات نیروهای نیابتی خود از جمله حوثیهای یمن است و هشدار داده که هرگونه حمله این گروهها به منافع آمریکا، از نظر واشنگتن به منزله اقدام ایران تلقی خواهد شد. رییسجمهور آمریکا در اظهارات خود درباره سیاست ایران، به کرات تأکید کرده که هدف آمریکا باید قطع حمایت ایران از گروههای نیابتی و جلوگیری از تأمین مالی و تسلیحاتی آنها باشد.
به دلایل فوق، دونالد ترامپ علاوه بر اینکه در ۱ تیرماه ۱۴۰۴ (۲۲ ژوئن ۲۰۲۵) توسط نیروی هوایی و نیروی دریایی آمریکا به سه تأسیسات هستهای ایران شامل فردو، نطنز و اصفهان حمله کرد، در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) به صورت رسمی به جمهوری اسلامی ایران حمله و جنگ ۳۹روزهای را آغاز کرد.
اما نتیجه این جنگ چه شد؟
اینجانب طی دو مطلب با عنوانهای«حرف درمانی ترامپ در جنگ علیه ایران » (۱۵/۲/۱۴۰۵) و «ترامپ و بازیهای کثیف » به ویژگیهای شخصی رییسجمهور آمریکا در جنگ علیه ایران پرداختهام که نشان میدهد وی مرد این نبرد نبوده است و در نتیجه، امروز در حالی که همچنان بحران بین دو کشور ادامه دارد، شاهد نتایج ذیل هستیم:
- آمریکا از توهم تغییر نظام ایران، به مذاکره با آن و درخواست آتشبس رسید؛
- پرونده هستهای ایران که مهمترین اولویت مقابلهجویی آمریکا بود، امروز به موضوع دست دوم تبدیل شده است؛
- تنگه هرمز که تا آن زمان گذرگاهی آزاد بود، پس از بستن آن توسط ایران، به موضوع اصلی جنگ و مذاکرات برای آتش بس تبدیل شد.
- موضوع موشکی ایران کلا از دستورکار مذاکرات خارج گردید.
- نیروهای همسو با ایران که پس از فرار بشار اسد به نقطه ضعف ایران تبدیل شده بود، یک باردیگر خودنمایی کرد و نیروهای حزبالله لبنان توانستند با حمله به رژیم صهیونیستی قدرت نمایی کنند.
- با ممانعت ایران برای عبور نفت از تنگه هرمز، مساله اصلی ایالات متحده و کشورهای مختلف جهان گردید و موجب افزایش بهای نفت و بنزین در همه کشورها شد.
- حمله ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، فشار بر ترامپ برای دفاع از این کشورها و پایان جنگ، افزایش یافت.
این بود آن باتلاقی که ترامپ تصور ورود به آن را نداشت و اکنون همچنان در حال دست و پا زدن است. نه میتواند آن را با یک صلح آبرومندانه تمام کند و نه میتواند جنگی تمامعیار (به غیر از بمبارانهای وحشیانه) داشته باشد. فقط با استفاده از شبکههای مجازی و رسانهها بهدنبال جریانسازی و پروپاگاندا در فضای مجازی است.