محمود صادقی: مذاکرات میتواند آغاز مسیری تازه در روابط ایران و آمریکا باشد
یک نماینده اسبق مجلس گفت: ترکیب هیات ایرانی که در عالیترین سطوح است، زمان ۲۱ ساعته گفتوگوها و سطح بالای مقامهای درگیر نشان میدهد این مذاکرات صرفا یک گفتوگوی تاکتیکی برای مدیریت آتشبس نیست، بلکه میتواند آغاز مسیری تازه در روابط تهران و واشنگتن باشد.
به گزارش ۲۴ آنلاین، محمود صادقی در واکنش به دور اول مذاکرات و اخباری که در خصوص دور دوم مذاکرات منتشر شده، اظهار کرد: اینکه در بحبوحه یک درگیری نظامی کم سابقه میان ایران و امریکا، دو طرف نه تنها آتشبس را پذیرفتند، بلکه در فاصلهای کوتاه پشت میز مذاکره نشستند؛ رخدادی که با توجه به چهار دهه تنش و خصومت میان دو کشور، کم سابقه و مهم تلقی میشود. ترکیب هیات ایرانی که در عالیترین سطوح است، زمان ۲۱ ساعته گفتوگوها و سطح بالای مقامهای درگیر نشان میدهد این مذاکرات صرفا یک گفتوگوی تاکتیکی برای مدیریت آتشبس نیست، بلکه میتواند آغاز مسیری تازه در روابط تهران و واشنگتن باشد.
وی افزود: اینکه دو طرف در فاصلهای کوتاه بعد از یک درگیری نظامی سنگین، هم آتشبس را بپذیرند و هم در سطح عالی پای میز مذاکره بیایند، خود بهتنهایی حامل یک پیام سیاسی مهم است: ارادهای برای مهار تنش و کاستن از هزینههای تقابل، دستکم در این مقطع زمانی، در هر دو طرف شکل گرفته است. پیش از این دور از مذاکرات، انتشار مقالهای از سوی دکتر ظریف، وزیر امور خارجه اسبق در فارین افرز، از یک طرف هجمههای تندی را علیه ایشان برانگیخت و از سوی دیگر، پویشها و حرکتهایی برای حمایت از رویکرد مذاکره و تشویق حاکمیت به ورود به گفتوگو شکل گرفت. جالب آنکه بسیاری از کنشگران، چه موافق و چه منتقد مذاکره، تصور نمیکردند که روند تحولات تا این اندازه سریع به سمت میز مذاکره حرکت کند. اما در عمل، تحولات میدانی و ضرورت مدیریت بحران، مسیر را به شکلی غیرمنتظره تسریع کرد. میز مذاکرات پهن شد و دو طرف در آن شرکت کردند.
این فعال سیاسی اصلاح طلب ادامه داد: «نحوه و زمانبندی خود مذاکرات نیز حامل پیام است. یک مذاکره فشرده ۲۱ ساعته که از آن با تعبیر «ماراتن» یاد شد، نشان میدهد طرفین صرفا برای یک دیدار نمادین دور هم جمع نشدهاند، بلکه در پی آن هستند که در حد امکان، بخش قابل توجهی از اختلافات و موضوعات مورد نظر را روی میز بگذارند و دربارهاش گفتوگوی جدی کنند. اما شاید مهمترین نشانه جدیت طرف ایرانی، ترکیب و گستره هیات مذاکرهکننده بود.
صادقی اضافه کرد: حضور حدود ۷۰ نفر در هیات ایران در قالب چند کمیته سیاسی، اقتصادی و امنیتی نشان میدهد تهران با آمادگی نسبتا کامل پای میز رفته است. اگر قرار بود مذاکرات صرفا درباره آتشبس و مدیریت یک مناقشه نظامی مقطعی باشد، نیازی به چنین ترکیب گستردهای نبود. حضور همزمان کمیتههای متعدد با موضوعات متفاوت سیاسی و امنیتی، اقتصادی و حقوقی، این پیام را مخابره میکند که مذاکرات از نگاه طراحان «جامع» است و قرار است به ابعاد مختلف رابطه ایران و امریکا بپردازد. این نکته ما را به مقایسه با تجربه برجام میرساند. در پرونده هستهای، رسیدن به توافق نهایی حاصل سالها مذاکره در چندین دور و سطح بود. همانطور که لاوروف، وزیر خارجه روسیه یادآوری کرده، نمیتوان انتظار داشت یک بحران پیچیده در چند ساعت یا چند دور محدود به نتیجه نهایی برسد.
وی یادآور شد: اگرچه دور اول مذاکرات به نتیجه مشخص و نهایی نرسیده، اما تمهیدات و نشانهها حاکی از آن است که هر دو طرف با ذهنیت «رسیدن به نتیجه» وارد گفتوگو شدهاند و همین، احتمال تداوم و تعمیق مذاکرات در دورهای بعدی را تقویت میکند. نکته قابل توجه دیگر این است که «برگهای برنده» ایران، برخلاف گذشته، فقط در حوزههای محدود امنیتی یا میدانی تعریف نمیشود. مجموعهای از تحولات، از شبکههای مقاومت منطقهای گرفته تا تحولات درون منطقهای و حتی تغییر توازن برخی روابط بینالمللی، باعث شده ایران با دست پرتری وارد میدان مذاکره شود.
این نماینده اسبق مجلس گفت: همین وضعیت، امکان چانهزنی را بالا میبرد و به تهران اجازه میدهد در برابر امتیازاتی که میدهد، دستکم در بخشی از حوزهها، امتیازهای ملموستری طلب کند. با این همه نباید انتظارات غیرواقعبینانه ایجاد کرد. واقعیت این است که عمق بیاعتمادی میان ایران و امریکا به سادگی و در چند دور مذاکره برطرف نمیشود.
صادقی تصریح کرد: شکافهای جدی در مورد مسائل منطقهای، برنامه هستهای، نوع نگاه به نظم امنیتی خلیجفارس و حتی مسائل حقوق بشری همچنان پابرجاست. اما آنچه این دور از مذاکرات را متمایز میکند، ترکیبی از چند عامل است: سرعت غیرمنتظره حرکت به سمت مذاکره بعد از درگیری، سطح بالای مقامات، جامعیت دستور کار و نشانههای عینی از تمایل دو طرف برای رسیدن به یک چارچوب حداقلی مشترک.در نهایت اینکه آنچه امروز شاهد آن هستیم، نه پایان تنش ایران و امریکا، بلکه شاید آغاز یک فصل جدید از مدیریت اختلافهاست.
وی خاطرنشان کرد: فصلی که در آن، مذاکره و چانهزنی بیش از گذشته در کنار تقابل و فشار قرار میگیرد. اگر این مسیر، با واقعبینی و درایت در هر دو طرف ادامه پیدا کند، شاید بتوان امیدوار بود که از دل این ماراتنهای مذاکراتی، به تدریج ساختاری پایدارتر برای رابطه دو کشور شکل بگیرد؛ ساختاری که ضرورتا به معنای دوستی نیست، اما میتواند از شدت و هزینههای دشمنی بکاهد.