کدخبر: ۵۹۶۷۸

گرامی‌مقدم: دیگر نمی‌توان با شیوه‌های سنتی، نسل‌های جدید را به نظام و انقلاب پیوند زد

یک فعال سیاسی اصلاح طلب نوشت: ما دیگر نمی‌توانیم با شیوه‌های سنتی، نسل‌های جدید را به نظام و انقلاب پیوند بزنیم. وظیفه دولت و نهادهای نظارتی این است که با تدوین آیین‌نامه‌های مشخص برای حوزه‌های علمی، ورزشی و فرهنگی اجازه دهند سکوها به‌طور آزادانه، اما در چارچوب «اطلاع‌رسانی سالم و آگاهی‌رسانی» فعالیت کنند. هدف نهایی باید «حفاظت از مرجعیت رسانه‌ای در داخل» و حرکت به سوی یک فضای حرفه‌ای و حکمرانی هوشمند در عصر اطلاعات باشد.

گرامی‌مقدم: دیگر نمی‌توان با شیوه‌های سنتی، نسل‌های جدید را به نظام و انقلاب پیوند زد

به گزارش ۲۴ آنلاین، اسماعیل گرامی مقدم در یادداشتی با عنوان «راهکارِ «هدایت به جای حذف» در جمهوری سوم» برای روزنامه اعتماد نوشت: 

لازم است از رویکرد جدید دولت چهاردهم در مواجهه با سکوهای دیجیتال استقبال کنیم. رویکردی که به جای تعطیل کردن پلتفرم‌های داخلی، تلاش می‌کند با تدوین آیین‌‌نامه‌های شفاف، مرجعیت رسانه‌ای را از خارج به داخل بازگرداند. اساسا بستن سکوها، صرفا صورت مساله را پاک می‌کند و مخاطب را به سمت رسانه‌های بیگانه سوق می‌دهد. در عصر حاضر که با «عصر اطلاعات» شناخته می‌شود، برخورد با پلتفرم‌ها و سکوهای دیجیتال نباید صرفا از دریچه «تعطیلی» باشد. تصمیم اخیر دولت برای جلوگیری از برخوردهای سلیقه‌ای با فضای اینترنتی، گامی است که باید از آن استقبال کرد، چراکه در این رویکرد، هم اپراتورها تلاش می‌کنند ضوابط را رعایت کنند تا با تعطیلی مواجه نشوند و هم دولت در برابر دلایل بستن هر پلتفرم، در برابر افکار عمومی پاسخگو خواهد بود.

۱) خطر فرار مرجعیت رسانه‌ای به خارج: بزرگ‌ترین آسیب رسانه‌ای که به کشور وارد شده، خروج مرجعیت از داخل به خارج است. سکوهای دیجیتال در کنار رسانه ملی می‌توانند با توجه به تخصص‌های مختلف (فرهنگی، ورزشی، اقتصادی و...) مخاطبان را جذب کرده و مرجعیت را به داخل کشور بازگردانند. آنچه در دوره‌های گذشته شاهد بودیم، هدایت موج‌های نارضایتی توسط دشمنان از طریق رسانه‌های خارجی بود؛ اتفاقی که زمانی مرجعیت رسانه‌ای در داخل مستحکم نباشد، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به دنبال دارد. اگر ما به جای تعطیل کردن، به دنبال هدایت باشیم، بسیاری از مسائل حل می‌شود. برای مثال در حوزه ورزش، چهره‌هایی چون فردوسی‌پور توانسته‌اند بخش بزرگی از جوانان را با خود همراه کنند. اگر این سکوها دچار اشکالاتی شوند، می‌توان با تذکر، راهنمایی و یادآوری مسائل امنیتی و ملی، آنها را اصلاح کرد؛ اما تعطیل کردن آنها، تنها باعث ناامیدی مخاطب از نظام شده و هزینه بسیار زیادی را برای کشور به بار می‌آورد تا مردم دوباره به سمت پلتفرم‌های خارجی پناه ببرند. 

۲) هزینه بستن پلتفرم‌ها؛ انحراف و خلل اقتصادی: بستن پلتفرم‌ها، به ویژه در حوزه‌های حساس مانند اقتصاد (معاملات مسکن، خودرو، ارز و طلاق) دو پیامد مخرب دارد: نخست، ایجاد خلل در جریان اطلاعاتی آن حوزه و دوم، ایجاد اتهامِ «حذف رقبای صدا و سیما». این شیوه باعث می‌شود حتی پلتفرم‌های سالمی که کار می‌کنند، نتوانند با کیفیت مطلوب در فضای مجازی فعالیت کنند، زیرا ضریب اطمینانی که در فضای آزاد و رقابتی ایجاد می‌شود، با روش‌های محدودکننده به دست نمی‌آید. ما نباید تصور کنیم که با بستن یک سکو، صورت مساله را پاک کرده‌ایم، ما در واقع به حل مساله نپرداخته‌ایم. وقتی امکان فعالیت تخصصی در داخل فراهم نباشد، مخاطب ناچار است به سمت رسانه‌های خارجی رجوع کند و در آن صورت، جمع‌آوری این انحرافات و بازگرداندن مخاطب، بسیار دشوار خواهد بود.

۳) حکمرانی در جمهوری سوم و جهش نسلی: با ورود به دوران جدید که می‌توان آن را «جمهوری سوم» نامید، ما با یک «جهش نسلی» روبه‌رو هستیم. سبک زندگی نسل‌های جدید (دهه‌های ۸۰ و ۹۰ شمسی) که تحت تاثیر توسعه اطلاعاتی جهانی است، با نسل‌های گذشته تفاوت بنیادین دارد. کشوری که توانسته در برابر ابرقدرت‌ها و تهدیدات نظامی منطقه با اقتدار بایستد، ناگزیر است که در حوزه فرهنگی و سیاسی نیز با ابزارهای جدید همگام شود.

در این مسیر، ما دیگر نمی‌توانیم با شیوه‌های سنتی، نسل‌های جدید را به نظام و انقلاب پیوند بزنیم. وظیفه دولت و نهادهای نظارتی این است که با تدوین آیین‌نامه‌های مشخص برای حوزه‌های علمی، ورزشی و فرهنگی اجازه دهند سکوها به‌طور آزادانه، اما در چارچوب «اطلاع‌رسانی سالم و آگاهی‌رسانی» فعالیت کنند. هدف نهایی باید «حفاظت از مرجعیت رسانه‌ای در داخل» و حرکت به سوی یک فضای حرفه‌ای و حکمرانی هوشمند در عصر اطلاعات باشد.

کدخبر: ۵۹۶۷۸
ارسال نظر