امروز مشغولان به اختلافات داخلی، رقیب داخلی را خطرناکتر تلقی کردهاند!
امروز مشغولان به اختلافات داخلی خطرها را دستکم گرفتهاند و شاید رقیب داخلی را خطرناکتر تلقی کردهاند! اکنون حتی بیشتر از اسفند ماه ۱۴۰۴ نیازمند ادب و احترام و همدلی و برادری و گذشت و بزرگواری و گفتوگوی صمیمانه و دوری از نیش و کنایه و اتهام و پروندهسازی در داخل هستیم. اگر از ناحیه اختلافات داخلی راه نفوذی برای ایرانستیزان پدید آید، تاریخ قضاوت سخت و بیرحمانهای نسبت به ما خواهد داشت.
به گزارش ۲۴ آنلاین، جعفر گلابی در یادداشتی با عنوان «جدلهای داخلی یعنی دست کم گرفتن خطرها» در روزنامه اعتماد نوشت:
یک معیار مهم و ساده و شفاف وجود دارد که بر اساس آن میتوان حسننیت و میهن دوستی افراد و احزاب و جریانها را تشخیص داد. این معیار هنگام خطر برای کشور وضوح بیشتر پیدا میکند و راهنمای خوبی درجهت تشخیص تعهد افراد به مصالح ملی است. مسلما در هر موضوعی اختلاف در روشها و تعیین اهداف وجود دارد و طبع بشری را گریزی از آن نیست.
مثلا در موضوع جنگ و تجاوز اسراییل و امریکا علیه ایران و روشهای مقابله با آن در میان سیاسیون اختلاف نظر وجود دارد چنانچه برخی بر سنگین کردن کفه میدان نظر دارند و امریکا را فاقد حداقلهای اخلاقی برای اعتماد اعلام میکنند و برخی مذاکره و دیپلماسی را مرجح میدانند و معتقدند که دستاوردهای مقاومت و شجاعت نیروهای مسلح و مردم را باید از طریق مذاکره و تفاهم تثبیت کرد. البته هر کدام برای نظر خود ادله و شواهد قابل توجهی دارند ولی مهم نوع بیان و ادبیات و لحن آنهاست.
اصولا در نوع ادبیات سیاسی میتوان بسیاری از اهداف و اغراض و اخلاقها را تشخیص داد. کسی که میخواهد جامعه و تصمیمگیران کشور را به راه و روشی متقاعد کند و هدفی برای تخطئه و منکوب دیگران ندارد حداکثر ادب و احترام را در گفتن و نوشتن بهکار میگیرد و به جای نیش و کنایه و اتهام بر عمق استدلال و استناد خود میافزاید.
خردمندان دلسوز به فکر امنیت کشور و مردم هستند و در اظهاراتشان نشانهای از هو کردن مخالفان یا متهم کردن آنها دیده نمیشود. ما میتوانیم متواضعانه با یکدیگر گفتوگو کنیم و در سخنان رقیب حقیقت را جستوجو و راههای رفع خطرها را بیابیم. متاسفانه در میان تندروان اصولگرا رویههای مذموم تا نهادینه شدن پیش رفته است و احتمالا محترمانهترین نهیها از این منکرات فاقد اثر لازم است. اتفاقا آنها اشتباه بزرگی میکنند چرا که حرفهای حقشان با الحان تند و گزنده اصلا مسموع نمیشود.
مثلا در همین دو جنگ اخیر سخن آنها مبنی بر نهایت غیرقابل اعتماد بودن امریکا به اثبات رسید و روشن شد حتی اعتبار امضای رییسجمهور این کشور که در حضور آقای مکرون انجام شد دوام چند روزه ندارد! افراطیون جناح راست همین معنای درست را طی سالهای گذشته چنان تند و خشن و شعاری بیان میکردند که مخاطب را از شنیدن و فکر کردن دور و برای امریکا دوستان وزانت درست میکردند!
همین حالا حملات تند و گزندهای به آقایان خاتمی و روحانی میشود، چرا که خواستار صلح شرافتمندانه شدهاند. البته روشن است که منظور از صلح فراموشی جنایات امریکا نیست ولی راهی جز خاتمه جنگ به صورت عزتمندانه وجود ندارد. اگر کسانی فکر میکنند امکان شکست و نابودی کامل ناوها و پایگاههای امریکا در منطقه وجود دارد و هزینه سنگینی متوجه کشور نمیشود میتوانند با منطق و شواهد قابل اتکا جامعه و مسوولان را قانع کنند و همگان را با خود همراه سازند.
با درشتی و اتهام و شعار که نمیشود یک کشور را در مسیر افزایش تنشها و خطرات بزرگ نگه داشت. اما اگر در آقایان و خانمهای تندرو اصولگرا گوشی برای شنیدن توصیه دلسوزانه وجود ندارد با افراطگرایی برخی اصلاحطلبان چه باید کرد؟ انسان حسرت میخورد که بعضی از اصلاحطلبان هم همین روش را در جهت عکس به کار میگیرند. اگر تندگویان اصولگرا برای خود مفاهیم ثابتی دارند و ادعایی در جهت اصلاح روشی یا منشی نمیکنند، اصلاحطلبان تندرو چگونه تناقض اصلاحگرایی با آمریت و تندی و درشتی و توقف در اختلافات داخلی را حل میکنند؟
متاسفانه برخی اصلاحطلبان در جنگ تحمیلی سوم کارنامه قابل قبولی از خود بروز ندادند و در محکومیت تجاوز امریکا و اسراییل و ترور رهبر انقلاب و فرماندهان نیروهای مسلح و مردم بیگناه ورودی همهجانبه و عملی از قبیل شرکت در تجمعات خودجوش و سراسری نداشتند. تجمعاتی که با حضور همه جریانهای میهن دوست ملی و موثرتر باقی میماند. آن زمان، زمان فریاد و صراحت و شدت بود.
برخی در حوادث دی ماه ماندند آنچنانکه عمق شناعت تجاوز به میهن آن هم در سطحی بیسابقه را درک نکردند. آن کمکاری در تضعیف موضع درست کنونیشان موثر شده و برای خاتمه جنگ میدان مانوری وسیع ندارند. وفاقی که آقای رییسجمهور بر آن تاکید دارد و برای کشور حیاتی است بیش از آنکه در سطح سیاسیون عملی شود در جامعه نمود پیدا کرد. بدون کوچکترین اغراقی انواع خطرها متوجه کشور است و کمترین افتراقها این خطرات را چند برابر خواهد کرد. آیا ممکن است کسی یا جریان غیروابستهای خیال کند که دشمنان اهل رحم و مروتند؟!
شاید بتوان گفت که امروز مشغولان به اختلافات داخلی خطرها را دستکم گرفتهاند و شاید رقیب داخلی را خطرناکتر تلقی کردهاند! اکنون حتی بیشتر از اسفند ماه ۱۴۰۴ نیازمند ادب و احترام و همدلی و برادری و گذشت و بزرگواری و گفتوگوی صمیمانه و دوری از نیش و کنایه و اتهام و پروندهسازی در داخل هستیم. اگر از ناحیه اختلافات داخلی راه نفوذی برای ایرانستیزان پدید آید، تاریخ قضاوت سخت و بیرحمانهای نسبت به ما خواهد داشت.