از بازار سیاه بلیت کنسرت تا خسارت جنگ به موسیقی
مدیرکل دفتر موسیقی درباره مقابله با بازار سیاه بلیت کنسرت، حمایت از هنرمندان مستقل و موضوع مذاکره با صدا و سیما توضیحاتی داد و درباره خسارتهای جنگ به موسیقی گفت: وزارت ارشاد تلاش میکند تا حد امکان از هنرمندانی که در جنگ آسیب و خسارت دیدند حمایت کند، اما امکان پرداخت کامل خسارات وجود ندارد.
به گزارش 24 آنلاین، بابک رضایی ـ مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ با ایسنا درباره برگزاری کنسرتهای خیابانی، افزایش قیمت بلیت کنسرت و برخی دیگر از مسائل به گفتوگو نشسته بود، و اکنون بخش پایانی این گفتوگو که در استودیو این خبرگزاری انجام شد، منتشر میشود، که مشروح آن را میخوانیم:
ـ پیشتر اعلام کرده بودید قرار است جلساتی با تهیهکنندگان برگزار شود تا درباره ازسرگیری اجراها به صورت گسترده تصمیمگیری شود. این روند اکنون به کجا رسیده و برنامه برگزاری کنسرتها چگونه پیش خواهد رفت؟
در تمام این ایام و اتفاقاتی که منجر به توقف کنسرتهای موسیقی شد، ارتباط مستمری میان دفتر موسیقی، تهیهکنندگان و هنرمندان برقرار بود. خوشبختانه با همکاری و همراهی خوبی که تهیهکنندگان موسیقی داشتند، از عید قربان به تدریج روند برگزاری کنسرتها از سر گرفته شد.
البته آغاز این روند را میتوان کمی زودتر و با برگزاری برنامه «موزیکتک ۴» در موزه هنرهای معاصر تهران دانست، برنامهای که با نگاهی به موسیقی جنوب ایران و توسط انجمن موسیقی ایران برگزار شد. پس از آن نیز ارکستر سمفونیک تهران در تالار وحدت به روی صحنه رفت.
در ادامه، اجراهای مختلفی در سالن اریکه ایرانیان و تالار وحدت برگزار شد و گروههای موسیقی پاپ و کلاسیک برنامههای خود را اجرا کردند. پس از روزهاغ چهاردهم و پانزدهم خرداد نیز اجرای گروههای مختلف، بهویژه گروههای موسیقی پاپ، در اریکه ایرانیان ادامه خواهد داشت.
در کنار این برنامهها، اجراهای موسیقی در برخی شهرستانها نیز بهصورت پراکنده آغاز شده است. امیدواریم تا پیش از آغاز ماههای محرم و صفر، بخش قابل توجهی از برنامههای موسیقی به روال گذشته بازگردد و پس از این ایام اجراهای موسیقی و برنامههای جدید با روند عادی و معمول خود در اختیار مخاطبان و علاقهمندان قرار گیرد.
ـ در صحبتهایی که با هنرمندان و تهیهکنندگان داشتیم، بسیاری معتقد بودند با توجه به افزایش هزینههای برگزاری کنسرت، بهتر است سالنها نیز تا حدی در بحث هزینهها همراهی کنند تا امکان ازسرگیری اجراها فراهم شود. در جلساتی که با تهیهکنندگان و مدیران سالنها داشتید، این مسیر تا چه اندازه هموار شده است؟
تقریباً با بیشتر سالنهای کنسرت، چه از طریق مکاتبه و چه از طریق مذاکره مستقیم، در ارتباط بودیم. درباره سالنهای دولتی، طبیعتاً هماهنگیهایی باید با دستگاههای مربوطه انجام میشد و در مورد برخی سالنهای خصوصی مقرر شد این موضوع در هیئت مدیرههای آنها بررسی شود.
تلاش ما این بود که تا حد امکان از افزایش قابل توجه هزینههای سالن جلوگیری شود. حتی پیشنهادمان این بود که در برخی موارد به جای دریافت رقم ثابت، سالنها بهصورت درصدی از فروش بلیت با هنرمندان و تهیهکنندگان همکاری کنند. این مدل میتواند هم دغدغه تهیهکنندگان برای فروش بلیت و پر شدن سالن را کاهش دهد و هم به تعدیل هزینهها کمک کند.
در مجموع، تمام تلاش ما بر این بوده است که افزایش قیمتها به حداقل ممکن برسد. البته باید واقعبین بود، برخی تصور کردند منظور ما این است که قیمت بلیتها نباید افزایش پیدا کند، در حالی که چنین چیزی در شرایط فعلی عملاً امکانپذیر نیست. وقتی با تورم چند ۱۰ درصدی مواجه هستیم، طبیعی است که هزینههای برگزاری کنسرت نیز افزایش پیدا کند؛ از دستمزد عوامل گرفته تا هزینه تجهیزات، تولید، انرژی و سایر خدمات مورد نیاز.
بنابراین اینکه انتظار داشته باشیم قیمت بلیت دقیقاً همانند سال گذشته باقی بماند، چندان منطقی نیست. با این حال از هنرمندان و تهیهکنندگان خواستهایم تا حد امکان از حاشیه سود خود بکاهند و برای بازگشت مخاطبان به سالنهای کنسرت همکاری کنند. هدف ما این است که ارتباط مخاطبان با اجراهای زنده دوباره تقویت شود و شرایطی فراهم شود که هم فعالیت هنری ادامه پیدا کند و هم هزینهها برای مردم قابلتحمل باشد.
دفتر موسیقی در حد اختیارات و توان خود، از طریق مذاکره و هماهنگی با سالنها و تهیهکنندگان، تلاش میکند افزایش قیمتها به شکلی نباشد که مخاطبان از حضور در کنسرتها باز بمانند یا با مشکل جدی مواجه شوند.
ـ یکی از مشکلاتی که در برخی اجراها دیده میشود این است که بلافاصله پس از باز شدن فروش بلیت، ظرفیت سالنها تکمیل میشود و بعد از آن، همان بلیتها در بازار آزاد با قیمتهای چندبرابری فروخته میشوند. این مسئله البته فقط محدود به ایران نیست، اما در مورد برخی هنرمندان داخلی بیشتر دیده میشود. برای جلوگیری از این وضعیت چه راهکاری وجود دارد و اساساً چه نهادی باید با آن برخورد کند؟
این موضوع یکی از چالشهای جدی حوزه برگزاری کنسرت است و در جلسات ما با تهیهکنندگان هم بارها مطرح شده است. از یک طرف، برخی تهیهکنندگان معتقدند وقتی قیمت بلیت پایین نگه داشته میشود، زمینه برای بازار سیاه و دلالی فراهم میشود؛ یعنی افراد سودجو تعداد زیادی بلیت خریداری میکنند و آن را با چند برابر قیمت در بازار آزاد میفروشند.
بخشی از راهحل در همان مرحله قیمتگذاری و مدیریت عرضه است. اگر قیمتها متناسب با میزان تقاضا و استقبال از یک هنرمند تعیین شود، تا حدی میتوان از شکلگیری بازار سیاه جلوگیری کرد. در این صورت، بلیت مستقیماً توسط مخاطب واقعی خریداری میشود و انگیزه واسطهگری کاهش پیدا میکند.
از سوی دیگر، اگر تخلفی در زمینه خریدهای غیرقانونی یا فروش در بازار سیاه گزارش شود، موضوع از طریق حراست معاونت امور هنری و با همکاری ضابطین قضایی و مراجع قانونی قابل پیگیری است. در صورت امکان شناسایی، با افراد متخلف برخورد خواهد شد.
در کنار این اقدامات، یک راهکار مهمتر، توسعه زیرساختها و افزایش ظرفیت اجراها برای هنرمندان پرمخاطب است. برای مثال، وقتی یک هنرمند بسیار پرطرفدار تنها امکان اجرای محدود در سالنهای کوچک را دارد، طبیعی است که تقاضا از ظرفیت موجود بیشتر شده و بخشی از آن به بازار سیاه منتقل شود.
اگر بتوان برای چنین هنرمندانی فضاهایی با ظرفیت بالاتر فراهم کرد، حتی اگر به صورت چند شب اجرا باشد، هم بخشی از تقاضا پاسخ داده میشود و هم فشار روی قیمت و بازار بلیت کاهش پیدا میکند. در سالهای اخیر تلاشهایی در این زمینه صورت گرفته، از جمله استفاده از فضاهای بزرگتر یا سالنهای موقت در فضای باز که بتواند ظرفیت بیشتری را پوشش دهد.
در مجموع، این مسئله چندعاملی است؛ هم به قیمتگذاری مرتبط است، هم به نظارت و برخورد قانونی، و هم به توسعه زیرساختهای اجرای زنده. در کنار همه اینها، در رویدادهایی مانند جشنواره موسیقی فجر نیز تلاش میشود با حمایتهای دولتی و یارانهای، امکان دسترسی مخاطبان بیشتری به اجراهای موسیقی با قیمت مناسبتر فراهم شود تا بخشی از این نیاز در طول سال نیز جبران شود.
ـ با توجه به وجود سالنهای متعدد در اختیار سازمانها و نهادهای مختلف در تهران و شهرستانها که ظرفیتهای کوچکتری دارند، آیا تا به حال این ایده مطرح شده که از این فضاها برای برگزاری کنسرتهای کوچکتر و اجرای هنرمندان مستقل استفاده شود؟
بله، در ۱۳ ماه گذشته بهطور جدی با سازمانها، نهادها و مراکز مختلف در این زمینه رایزنی و پیگیری انجام شده است. خوشبختانه در برخی موارد نیز به نتیجه رسیدهایم. برای مثال، با سازمان بهزیستی مذاکراتی داشتیم و دو سالن کوچک در اختیار قرار گرفته است؛ یکی با ظرفیت حدود ۲۰۰ نفر و دیگری حدود ۱۰۰ نفر.
طبق اعلام دوستان در بهزیستی، این سالنها حتی بهصورت رایگان نیز در اختیار برنامههای فرهنگی قرار میگیرد. سالن ۱۰۰ نفره در یکی از مراکز ویژه بانوان است و طبیعتاً امکان استفاده آقایان در آن وجود ندارد، اما سالن ۲۰۰ نفره که در منطقه نیاوران قرار دارد، قابلیت میزبانی از اجراهای موسیقی برای گروههای مختلف را دارد.
این موضوع در واقع نتیجه همان پیگیریهایی است که در همین هفتههای اخیر انجام شده و نخستینبار است که بهطور رسمی اعلام میشود. قطعاً پس از ایام محرم و صفر این همکاری با بهزیستی ادامه خواهد داشت و تلاش میکنیم در صورت موفقیت، این الگو را به سایر نهادها و حتی ظرفیتهای استانی نیز گسترش دهیم.
در جلساتی که با مدیران کل ارشاد استانها و معاونان هنری داشتیم همین موضوع مطرح شد و از آنها خواستیم از ظرفیت سالنهای دستگاههای دولتی استفاده شود. این مسئله را با وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز مطرح کردهایم و از طریق رسانه شما درخواست میکنیم که این موضوع در سطح هیئت دولت جدیتر پیگیری شود.
در گذشته نیز مصوبهای در دولت وجود داشته که بر اساس آن، سالنها و مراکز فرهنگی دستگاههای دولتی که خارج از ساعات اداری بلااستفاده هستند، میتوانند در اختیار وزارت فرهنگ و ارشاد قرار بگیرند تا برای فعالیتهای هنری مورد استفاده قرار گیرند. اگر چنین مصوبهای همچنان وجود دارد، انتظار میرود دوباره فعال و اجرایی شود و اگر هم نیاز به تصویب جدیدی دارد، این موضوع در دستور کار دولت قرار گیرد.
واقعیت این است که وزارت فرهنگ به تنهایی امکان تأمین این حجم از زیرساختها را ندارد، اما استفاده از ظرفیتهای موجود در دستگاههای دولتی میتواند راهحل بسیار مؤثری باشد. ما در همین مدت با وزارتخانههایی مانند نفت، آموزش و پرورش و برخی نهادهای دیگر رایزنی کردهایم.
پیشنهاد ما این بوده که این سالنها بهصورت مشارکتی در اختیار موسیقی قرار بگیرند، بهگونهای که بخشی از ظرفیت سالن در اختیار هنرمند برای فروش بلیت باشد و بخشی دیگر بهعنوان سهم دستگاه مربوطه تعریف شود. حتی میتوان از این ظرفیت بهعنوان امتیازی برای کارکنان آن سازمانها نیز استفاده کرد تا بتوانند از اجراهای فرهنگی بهرهمند شوند.
این مدل هم به کاهش هزینههای هنرمند کمک میکند، هم امکان دسترسی مخاطبان بیشتری را به موسیقی فراهم میسازد و هم باعث میشود سالنهای کوچک و متوسط به شکل مؤثرتری مورد استفاده قرار بگیرند.
در نهایت، اگر چنین سازوکاری بهصورت پایدار شکل بگیرد، میتواند در بلندمدت به گسترش مخاطبان موسیقی ایرانی، تقویت موسیقی فرهنگی و افزایش فرصتهای اجرای زنده برای هنرمندان کمک جدی کند. البته فراموش نشود این اتفاق نیاز دارد که بعدا سالنها برونسپاری نشوند که بخواهند هزینههای مختلف برای هر اجرا تعریف کنند و قیمت را بالا ببرند.
ـ چندی پیش در جلسهای با خبرنگاران اشاره کردید که درباره همکاری با صدا و سیما برای پخش آثار موسیقی جدید و بهروز گفتوگوهایی انجام شده است. این موضوع تا چه اندازه عملی شده و تمرکز این همکاری بیشتر بر چه نوع موسیقی بوده است؟
در این دوره، یکی از محورهای اصلی فعالیت ما در دفتر موسیقی، ایجاد همافزایی و ارتباط مؤثر با نهادهای همعرض و فعال در حوزه فرهنگ و موسیقی بوده است. در همین راستا، ارتباط بسیار نزدیک و مستمری با واحد موسیقی سازمان صدا و سیما و حوزه هنری برقرار کردهایم و جلسات مشترک فصلی با مدیران موسیقی این مجموعهها برگزار میشود.
در کنار این تعاملات، با سایر نهادها و تشکلهای فعال در حوزه موسیقی نیز در ارتباط دائمی هستیم تا بتوانیم ظرفیتهای موجود را همافزا کنیم. در برخی مقاطع، از جمله در جریان رویدادهایی مانند جنگ ۱۲ روزه یا مناسبتهای خاص، تولیدات موسیقایی دفتر موسیقی از طریق همکاری با همین مجموعهها در اختیار رسانه ملی و شبکههای وابسته قرار گرفته و بخشی از آنها از طریق شبکههای صدا و سیما و فضای مجازی حوزه هنری منتشر شده است.
در جشنواره موسیقی فجر سال گذشته نیز این همکاری بسیار نزدیکتر شد و رسانه ملی در پوشش خبری و اطلاعرسانی برنامهها نقش مؤثری ایفا کرد. این همافزایی را یک روند مثبت میدانیم و تلاش کردهایم آن را در طول سال نیز ادامه دهیم.
تمرکز اصلی ما در این همکاریها، تقویت و معرفی موسیقی ایرانی و موسیقی فرهنگی کشور است. باور ما این است که رسانه ملی باید بیش از پیش به موسیقی بومی و ریشهدار کشور توجه کند؛ موسیقیای که بخشی از هویت فرهنگی، تاریخی، آیینی و حتی دینی و اجتماعی ماست.
ما در حال پیگیری این موضوع هستیم که صدا و سیما با نگاه پررنگتری به این حوزه وارد شود و برای موسیقی ایرانی زمان و فضای مناسب پخش اختصاص دهد. این یک مطالبه جدی و بهحق است که رسانه ملی، بهعنوان رسانهای با مسئولیت عمومی، باید نقش پررنگتری در انعکاس و حمایت از فرهنگ و موسیقی ملی ایفا کند.
اگر این ارتباط و حضور تقویت شود، میتواند تأثیر قابل توجهی بر بازگشت بخشی از مخاطبان به رسانه ملی داشته باشد و از گرایش آنها به رسانههای بیرونی جلوگیری کند. در نتیجه، امکان ارائه روایت دقیقتر، سالمتر و منسجمتری از فضای فرهنگی و اجتماعی کشور نیز فراهم خواهد شد.
در مجموع، هدف ما تقویت جایگاه موسیقی ایرانی در رسانه ملی و ایجاد یک ارتباط پایدار و مؤثر میان هنرمندان، رسانه و مخاطبان است؛ ارتباطی که بتواند به انسجام فرهنگی و ارتقای فضای عمومی جامعه کمک کند.
ـ در جریان جنگ اخیر، بسیاری از هنرمندان موسیقی با مشکلات جدی مواجه شدند؛ از کاهش یا قطع درآمد گرفته تا آسیب دیدن آموزشگاههای موسیقی. وزارت فرهنگ چه برنامهای برای حمایت از این هنرمندان داشته و اصولاً برای شرایط بحرانی چه سازوکاری پیشبینی شده است؟
موضوع جنگ، یک مسئله بسیار کلان بود و طبیعتاً بخشهای مختلف جامعه، از جمله هنرمندان و فعالان موسیقی از آن آسیب دیدند. واقعیت این است که در چنین شرایطی، یک بخش کوچک از دولت یا یک معاونت بهتنهایی نمیتواند همه این مشکلات گسترده را بهطور کامل جبران کند.
با این حال، در سطح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بهویژه از طریق معاونت توسعه مدیریت و برنامهریزی و صندوق اعتباری هنر، تلاشهایی برای حمایت از آسیبدیدگان انجام شده است. همچنین شخص وزیر فرهنگ نیز این موضوع را بهصورت ویژه پیگیری کردهاند.
در دفتر موسیقی، نقش ما بیشتر در حد شناسایی، جمعآوری و انتقال اطلاعات و مشکلات هنرمندان به بخشهای تصمیمگیر بوده است تا این مسائل بهدرستی به مسئولان مربوطه منعکس شود.
بر اساس گزارشهایی که دریافت کردهایم، صندوق اعتباری هنر در حد امکانات و ظرفیت خود بخشی از هنرمندان آسیبدیده را تحت حمایت قرار داده و کمکهایی به آنها ارائه شده است، هرچند طبیعتاً این حمایتها نمیتواند بهطور کامل جبرانکننده حجم خسارتها باشد.
با این وجود، پیگیریها همچنان ادامه دارد و امید میرود در سطح دولت و با تخصیص اعتبارات جدید، امکان حمایت گستردهتر از هنرمندان فراهم شود. هدف اصلی ما این بوده که مسیر ارتباطی میان هنرمندان آسیبدیده و نهادهای تصمیمگیر برقرار بماند و هیچ پروندهای در این زمینه مغفول نماند تا در حد امکان، بخشی از این مشکلات کاهش پیدا کند.

ـ برخی هنرمندان معتقدند اگر سالها در حوزه موسیقی فعالیت داشتهاند و سابقه مشخصی دارند، بهتر است در روند صدور مجوز برای آنها تسهیلات و میانبرهایی در نظر گرفته شود، چون با چارچوبها و خطوط قرمز آشنا هستند. آیا در دفتر موسیقی برای تسهیل روند صدور مجوز این هنرمندان برنامهای در نظر گرفته شده یا قرار است تغییری در این روند ایجاد شود؟
در ۱۳ ماه گذشته تلاش ما این بوده که با یک رویکرد کاملاً باز و تسهیلگرانه با موضوع صدور مجوز برخورد کنیم. در حال حاضر نیز اگر هنرمندی دارای سابقه مشخص و فعالیت مستمر باشد و در اجراهای قبلی خود چارچوبها را رعایت کرده باشد، روند بررسی و صدور مجوز برای او با سرعت و سهولت بیشتری انجام میشود.
بر اساس تجربهای که از روندهای گذشته داریم، میتوان گفت نسبت به یک دهه قبل، فرآیندها بسیار سادهتر و شفافتر شدهاند. بخش قابل توجهی از مراجعات و گلایههایی که مطرح میشود نیز بیشتر از سوی هنرمندان نیست، بلکه بعضاً از سوی موسسات یا شرکتهای برگزارکننده است که در روند اداری یا تکمیل مدارک تأخیر ایجاد میکنند و این موضوع گاهی به اشتباه به عنوان سختگیری وزارت فرهنگ تلقی میشود.
در واقع سیستم مجوزدهی بهگونهای طراحی شده که بر پایه ثبت و ضابطهمندی پیش برود تا از سلیقهمحوری و تصمیمات موردی جلوگیری شود. همین موضوع باعث میشود فرآیندها یکپارچه و قابل پیگیری باشند، اما در عین حال هرگونه تغییر ناگهانی در اطلاعات ثبتشده (مثلاً تغییر اعضای گروه یا نوازندگان در مراحل پایانی) نیازمند بازبینی مجدد است و همین موضوع ممکن است باعث تأخیر و نارضایتی شود.
با این حال، نگاه کلی ما و همه مجموعههای دخیل در این فرآیند، تسهیل، تسریع و کاهش بروکراسی اداری است. در کنار آن، تلاش شده مشکلات نرمافزاری و سامانهای نیز برطرف شود تا هنرمندان بتوانند بدون اختلال و تأخیر غیرضروری امور خود را پیش ببرند.
در مجموع، سیاست دفتر موسیقی حرکت به سمت یک روند شفاف، سریع و تسهیلگرانه است، بهگونهای که هم چارچوبهای قانونی حفظ شود و هم هنرمندان با کمترین میزان دغدغه و پیچیدگی بتوانند فعالیتهای خود را انجام دهند.