از مقربترینها نزد آقا؛ فاضل نظری بود که چندان هم در گفتمان انقلاب نمیگنجد/ ما شعرا دو چندان متاثر و شکستهدلیم
علی داودی، شاعر، مدیر دفتر شعر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری از سال ۱۳۹۱ تاکنون و عضو شورایی که مسئولیت دعوت از شاعران را به جلسات دیدار شعراء با رهبری بر عهده داشت در پاسخ به سوالی که خود طرح کرد، چنین گفت: «شما ممکن است دچار این شک و تردید شوید که آیا همه اشعاری که در محضر آقا خوانده میشد، اشعار آیینی و منعکسکننده پیام دین و انقلاب بود؟! من اما پاسخ میدهم خیر، به هیچ عنوان. شاهد مثال این که، یکی از مقربترین و عزیزترین شاعران نزد آقا؛ فاضل نظری بود. شاعری که چندان هم در گفتمان انقلاب نمیگنجد.»
به گزارش 24 آنلاین، «حضرت آیتالله خامنهای همیشه ارتباط خوبی با شاعران بهویژه شاعران متعهد داشتند و این ارتباط در دوران ریاستجمهوری و رهبری ایشان با برگزاری جلسات شعرخوانی تقویت شد... من تقریبا از سال ۱۳۶۹ که در حوزه هنری حضور داشتم در برنامهریزی این جلسات مشارکت کردهام... جلسات شعرخوانی ابتدا در اتاقی ۲۵ متری با حضور حدود ۳۰ نفر که روی زمین مینشستیم و گردشی شعر میخواندیم، برگزار میشد. با گذشت زمان تعداد شاعران بیشتر، حدود ۶۰ نفر، شد که در همان اتاق صندلی گذاشتند اما ۱۰، ۱۱ سال است که جلسات به سالن بالای حسینیه امام خمینی(ره) منتقل شده و ظرفیتی نزدیک به ۲۰۰ نفر را دربرمیگیرد...» این بخشی از صحبتهای علیرضا قزوه، مدیر وقتِ مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری در سال ۱۳۹۷ با فارس است. مرکزی که هر ساله مدیریت ساختاری و محتوایی جلسات مذکور را بر عهده داشته است. از این رو علی داودی، مدیر «دفتر شعر» مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری از سال ۱۳۹۱ تاکنون، در گفتوگو با خبرآنلاین نه تنها از حضور خود در مقام شاعر در این جلسات گفت که به سوالاتی از این دست که «آیا همه اشعاری که در این جلسات خوانده میشد، الزاما اشعار آیینی و منعکسکننده پیام انقلاب بود؟» نیز پاسخ داد.
شعر؛ رویکردی گفتمانی که میتواند انسان ایرانی تربیت کند
علی داودی که ازجمله آثارش میتوان از «شبیه (نیماییهای عاشورایی)»، «چاپ بیروت (مجموعه شعری سپید)»، «کتاب دیگر (مجموعه غزل)»، «گاهی حواست نیست (مجموعه شعرهای نیمایی)»، «ققنوس قدس (مجموعه اشعار درباره سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی)» و... نام برد در ابتدا با اشاره به این که «قریب به چهار دهه در جلسات دیدار آقا با شاعران حضور داشته است»، افزود: «چهار دهه، آنقدر هست که حتی میتواند نمودار یک سیر ادبی به حساب بیاید. درنتیجه، ممکن است در ابتدای این چهار دهه اظهار نظری ادبی از ایشان شنیده باشم و در انتهای آن، تحت تاثیر تغییر و تحولات فکری طبیعی انسان، اظهار نظری از نوعی دیگر. درواقع میخواهم توجهتان را به این نکته جلب کنم که نگاه ایشان نه نگاهی برآمده از جُمُود فکری و خشکذهنی که مجهز به مهارت انعطافپذیری و سازگاری با تغییرات بود. درنتیجه تفاوت دیدگاههای احتمالیشان را نه در قالب دوگانگی فکری که در قالب مهارت مذکور باید تعبیر و تفسیر کرد.»
این دانشآموخته مقطع کارشناسی در رشته گرافیک و مقطع کارشناسی ارشد در رشته ادبیات، چنین ادامه داد: «علاقه به ادبیات، اگرچه در دیگر نقاط دنیا نیز قابل مشاهده است اما به عقیده من، در مورد ما ایرانیها، با توجه به این که شاخصترین هنرمان شعر است، حکم خون در رگهایمان را دارد. چنانچه هر گاه میخواهیم نشان دهیم چیزی از حالت متعارف خارج و در حد اعلای خود واقع شده است، از عبارت «شاعرانهبودگی» استفاده میکنیم. قطعا ما علاقهمندی به شعر را میتوانیم در میان امرا، سلاطین و حکام تاریخ گذشته ایران نیز مشاهده کنیم. با این حال بر این علاقهمندی همواره وجهی تفننی غالب بوده است. این در حالی است که رویکرد حضرت آقا به شعر اساسا نه رویکردی تفننی که رویکردی گفتمانی بود.»
این شاعر، طراح، گرافیست و طنزپردازِ اصالتا همدانی با طرح این سوال که «رویکرد گفتمانی به چه معناست؟»، افزود: «رویکرد گفتمانی به معنای رویکردی که میتواند فارغ از هر آنچه تاکنون ساخته شده است، جهانی نو بر مبنای ادبیات بسازد. درواقع چنانچه هدف، پرورش انسان در جهت رشد و کمال است باید با ادبیات ایران آشنا بود. چراکه اگر غیر از این باشد نمیتوان انسان ایرانی تربیت کرد. به عبارت دیگر، شما اگر «گلستان» سعدی خوانده باشید آنچه را باید بهعنوان انسان ایرانی بیاموزید، نیک درمییابید. این اساس محور نگاه حضرت آقا به شعر بود. ضمن این که اساسا با مدح دچار مشکل اساسی بودند تا جایی که در طول چهار دهه مذکور، از نزدیک شاهد دو نمونه برخورد تند با شاعرانی بودم که به مدح ایشان پرداخته بودند. جمله معروفشان هم این بود که وای بر من اگر آنچه میگویید مصداق حال من باشد و وای بر شما اگر آنچه میگویید مصداق حال من نباشد. ایشان معتقد بودند وقتی گنجینهای به نام پیام دین و پیام انقلاب، با این اندازه از جای پرداخت، در اختیار انسان است اساسا نیازی نیست به موضوعی چون مدح پرداخته شود.»
علی داودی با طرح این سوال که؛ «شما ممکن است بر مبنای آنچه گفته شد دچار این شک و تردید شوید که پس همه اشعاری که در محضر آقا خوانده میشد، اشعار آیینی و منعکسکننده پیام دین و انقلاب بود؟» خود پاسخ داد: «من اما پاسخ میدهم خیر، به هیچ عنوان. شاهد مثال این که، یکی از مقربترین و عزیزترین شاعران نزد آقا؛ فاضل نظری شاعری هستند که چندان هم در گفتمان انقلاب نمیگنجند. چراکه آقا عقیده داشتند همهدست شعری لازم است؛ از شعر معرفتی تا شعر عرفانی، از شعر سیاسی تا شعر مقاومت و غیره. چون به حوزه شعر به چشم حوزهای کلان مینگریستند که امکان تفکیک هردست مضمونی را فراهم میآورد.»
هوشیاری و دقتی که نشان میداد چهطور با شعر درآمیختهاند
داودی که تازهترین کتابش «توجه (مجموعه شعر سپید)» از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار کتاب شده است با بیان این که «اگر بخواهیم از این نگاه کلی دربگذریم و جزئیتر نگاه کنیم باید اشاره کنم که من ۱۰، ۱۲ سال عضو شورایی بودم که مسئولیت دعوت از شاعران را بر عهده داشت»، توضیح داد: «طبیعتا این جلسات که تاریخ آغازش به سالهای ریاستجمهوری آقا برمیگردد، ابتدا شکل خصوصیتری داشت و انعکاس رسانهای پیدا نمیکرد اما بهمرور از آن شکل درآمد، عمومیتر شد، بازتاب رسانهای پیدا کرد و مخاطبانی یافت که به شکل جدی دنبالش میکردند. در نتیجه نیازمند آن بود که حساسیتها با دقت بیشتری رعایت و اشعار از منظر ساختاری و محتوایی با ملاحظه افزونتری بررسی شوند. لاجرم گاهی اوقات پیش میآمد که یک شعر، نظرات مختلفی در میان اعضای شورا که از اساتید این حوزه بودند برمیانگیخت و بحثی دراز دامن را شکل میداد. پس طبیعی بود که گمان کنیم نکتهای از چشم اعضای شورا پنهان نمانده است. با وجود این، زمانی که شعراء اشعارشان را در جمع میخواندند با این که آقا نخستین بار بود که این اشعار را میشنیدند ناگهان به نکتهای اشاره میکردند که تعجب همه ما برانگیخته میشد که چهطور به آن نکته توجه نکردهایم. میخواهم بگویم این میزان از هوشیاری و دقت آقا علیرغم سنوسالشان، نشان میداد که چهطور با شعر درآمیختهاند و از چه شناخت ویژهای نسبت به شعر برخوردارند.»
او در پایان با بیان این عبارت؛ «نکته آخر، به عنوان تکمله» چنین گفت:
«آقا جدا از درآمیختگی مورد اشاره با شعر و شناخت ویژهشان از این قالب ادبی، به شخصِ شعراء نیز توجهی خاص و متفاوت از دیگران داشتند. به گونهای که شاهد بودیم شعراء، بعضا حتی بدون ارائه مدرک شناسایی و به صرف شناخت آقا از آنها، اجازه آمدوشد داشتند در حالی که دیگران باید رویه و آداب و رسوم خاصی را طی میکردند. چراکه نگاه آقا به شعراء صرف این که با هنرمندی توانا در سخن گفتنِ موزون و مقفی روبهرو هستند، نبود و عقیده داشتند در طول تاریخ این اندیشمندان و حُکما بودهاند، ازجمله حکیم ابوالقاسم فردوسی یا حکیم نظامی گنجوی که در قامت شعراء ظاهر شده و اندیشهشان را در قالب شعر عرضه کردهاند. چنانچه میتوان گفت شعر ما، فلسفه ماست و آنچه در غرب از زبان فلاسفه میشنویم در شرق از زبان شعراء شنیده میشود. برای همین نگاه عمیق و دقیق شاعرانه آقا به شعر و شعراء بود که لاجرم باید اذعان کنیم ما، از نبود ایشان، دو چندان متاثر و شکستهدلیم که پشتوانهای استوار را از دست دادهایم.»