کمهزینهترین و بحرانزاترین سفر در ایران
سالهاست داستان ارومیه با بحران گره خورده است. زمانی مردم برای مرگ دریاچه ارومیه سوگواری میکردند و کمپین احیای آن را راه انداخته بودند، برای باریدن باران و جان گرفتن بزرگترین دریاچه آب شور خاورمیانه دعا میکردند تا اینکه بارندگیهای امسال وضعیت را کمی بهبود داد. با جان گرفتن ارومیه، مردم برای فرار از بحرانهای زندگی، جنگ و مرور خاطرات گذشته دوباره به دریاچه ارومیه پناه آوردند اما ببینید چه شد.
به گزارش 24 آنلاین، عکسهای منتشرشده از دریاچه ارومیه در دو ماه اخیر نشان میدهد اگرچه بارشها ممکن است جان دوبارهای به این دریاچه بدهد و یک بار دیگر آب را به آن بازگرداند، اما مراقبت از بزرگترین دریاچه آب شور خاورمیانه تنها به بازگشت آب محدود نمیشود و مستلزم فرهنگسازی و اقدامات گستردهای است. مردم در سالهای خشکی دریاچه ارومیه برای آن سوگواری کردند، عکسهای قدیمی آن را منتشر کردند و از مسئولان احیای این دریاچه را مطالبه کردند، اما با بازگشت آب، بار دیگر راهی این زیستبوم شدهاند؛ حضوری که اگر بدون برنامهریزی و مدیریت باشد، میتواند آسیبهای تازهای به طبیعت دریاچه وارد کند.
انبوه زبالههای رهاشده در کنار شوق مردم برای تماشای دوباره دریاچه ارومیه، تصویری متناقض از وضعیت این زیستبوم ارائه میکند. مردمی که برای فرار چندساعته از فشار زندگی به طبیعت پناه میبرند، بار دیگر به دریاچهای بازگشتهاند که هنوز از بحران فاصله دارد. پرسش این است که آیا میتوان در زمان تماشای این طبیعت آسیبدیده، از ایجاد زخمهای تازه جلوگیری کرد؟ در شرایطی که مردم برای فرار چندساعته از فشار زندگی به طبیعت پناه میبرند، آیا میتوان تمام مسئولیت حفاظت از یک اکوسیستم بحرانزده را به تنهایی بر دوش آنها گذاشت؟ و در نهایت، تکلیف گردشگری پایدار که روی اقتصاد و درآمدزایی آن حساب باز کردهایم، چه میشود؟
گردشگران پس از ماهها فشار اقتصادی، اضطراب، اخبار جنگ و بحران، کمهزینهترین شکل سفر را انتخاب کردهاند؛ پناه بردن به طبیعت نیمهجان و نزدیک. بحرانهای اقتصادی، الگوی گردشگری داخلی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. خانوادهای که پیش از این میتوانست یک سفر چندروزه داشته باشد، ممکن است امروز یک سفر یکروزه یا پیکنیک خانوادگی را انتخاب کند. به عبارتی، طبیعت تا حدی به یک تفریح ارزان و در دسترس برای طبقات مختلف جامعه تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، اگر طبیعت بدون برنامهریزی در اختیار مردم قرار گیرد و زمانی که آسیب دید، بگوییم «مردم مقصرند»، بخشی از مسئله نادیده گرفته شده است. تصاویر منتشرشده از دریاچه ارومیه نشان میدهد نه پارکینگی برای گردشگران و مسافران در محدوده دریاچه در نظر گرفته شده، نه مسیرهای ورودی و خروجی مشخصی اطراف آن تعیین شده و نه حریم و ظرفیت تحمل برای این اثر طبیعی شاخص و در معرض تهدید مشخص شده است. به همین دلیل، مردم با خودروهای شخصی تا پای آب رفتهاند و رد چرخ خودروهایشان روی ساحل نمکی به جا مانده است و زبالههایشان را برای طبیعت به یادگار گذاشتهاند!
بنابر گفته مرتضی صفری، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آذربایجان غربی، «در منطقه کاظمداشی ارومیه که عکسهای آن منتشر شده است، یک باب نمازخانه، دو هزار مترمربع کمپینگ، ۱۳ آلاچیق، ۴۰ سکوی نشیمن و ۱۲ چشمه سرویس بهداشتی آماده شده و مدیریت این مجموعه نیز از طریق ضوابط قانونی به شهرداری قوشچی واگذار شده است.
همچنین در محور شهید کلانتری و محدوده کشتی آرتمیا، مجموعهای شامل نمازخانه، فروشگاه و ۱۶ چشمه سرویس بهداشتی ایجاد شده و با توجه به استقبال گردشگران، ۹ چشمه سرویس بهداشتی پرتابل نیز در مسیر بازگشت تبریز به ارومیه و محدوده ایستگاه پلیس مستقر شده است. بر این اساس، مجموع سرویسهای بهداشتی در این دو محدوده به ۳۷ چشمه رسیده است؛ ظرفیتی که قرار است بخشی از نیاز گردشگران در روزهای پرتردد را پاسخ دهد.»
با این حال، به نظر میرسد این امکانات پاسخگوی نیاز این حجم از مسافران و گردشگران نبوده است. در امکانات ساختهشده، خبری از دوش آب و حمام سیار نیست و گردشگران مجبورند برای دوش گرفتن پس از شنا در آب شور، با خود دبههای آب شیرین حمل کنند. زبالههای رهاشده نیز نشان میدهد سطلهای زباله متناسب با حجم مسافران و گردشگران در اطراف دریاچه ارومیه وجود ندارد. این در حالی است که بخشی از درآمد گردشگری میتواند به حفاظت از اکوسیستم بازگردد.
از سوی دیگر، بنابر گفتههای بهزاد شیرپنجه، رئیس پارک ملی دریاچه ارومیه، اجرای برنامههای پاکسازی برخی از سواحل دریاچه ارومیه با مشارکت شهروندان و گردشگران همراه بوده و موجب افزایش حساسیت و مسئولیتپذیری اجتماعی نسبت به طبیعت شده است.
مردم پیش از هر چیز میخواهند شنیده شوند
افسانه احسانی، متخصص حوزه اکوتوریسم و فعال فرهنگی و گردشگری، با تأکید بر نقش «عاملیت» افراد در حفاظت از محیط زیست و طبیعت، معتقد است حفاظت از دریاچه ارومیه صرفاً با توصیه، آموزش مستقیم یا وضع قوانین محقق نمیشود، بلکه پیش از هر چیز باید میان مردم و این زیستبوم احساس تعلق ایجاد شود؛ احساسی که فرد را به این باور برساند که دریاچه بخشی از «خانه» اوست و در قبال آن مسئولیت دارد.
احسانی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به تأثیر روانشناسی حفاظت در حفظ و نگهداشت منابع طبیعی از سوی گردشگران و مسافران میگوید: «برای اینکه افراد از یک محیط حفاظت کنند، ابتدا باید نسبت به آن احساس تعلق داشته باشند. پرسش این است که چگونه میتوان شرایطی را فراهم کرد که این احساس تعلق بدون اجبار شکل بگیرد و فرد دریاچه را مانند خانه خودش ببیند. رسیدن به چنین شرایطی یک فرآیند است و یکی از مهمترین بخشهای آن، ایجاد فضای عادلانه و عدالتمحور است. مردم باید احساس کنند شرایطی که در آن زندگی میکنند عادلانه است و آنها نیز در این فضا دیده و پذیرفته میشوند.»
او با بیان اینکه تعلق به یک سرزمین تنها با نامگذاری و تعریف رسمی آن ایجاد نمیشود، ادامه میدهد: «همانطور که یک کارشناس از عنوان «پارک ملی دریاچه ارومیه» استفاده میکند، مردم نیز باید به این احساس برسند که دریاچه ارومیه مانند خانه خودشان است. اگر فرد از درون احساس کند که شرایط عادلانهای برای او فراهم شده، احتمال اینکه نسبت به محیط اطراف خود احساس مسئولیت کند نیز افزایش پیدا میکند.»
احسانی یکی دیگر از مؤلفههای مهم در شکلگیری این رابطه را امنیت میداند و توضیح میدهد: «محیط امن میتواند زمینه ایجاد رابطه میان انسان و طبیعت را فراهم کند. دریاچه برای بسیاری از مردم، مانند مادری مهربان و بخشنده، فضایی برای آرامش و تجربه امنیت ایجاد کرده است. بنابراین اگر قرار است مردم در حفاظت از آن نقش داشته باشند، باید این رابطه عاطفی و انسانی را نیز در نظر گرفت. نمیتوان رفتارهای محیطزیستی مردم را صرفاً از زاویه درست و غلط بررسی کرد و انتظار داشت با تذکر و سرزنش، رفتار آنها تغییر کند.»
این فعال فرهنگی و گردشگری با تأکید بر اهمیت شیوه مواجهه با مردم و گردشگران بیان میکند: «در روانشناسی حفاظت، گفتوگو و مذاکره اهمیت زیادی دارد. اینکه با چه ادبیاتی با افراد صحبت کنیم تا بتوانیم آنها را تحت تأثیر قرار دهیم، بسیار مهم است. گاهی گفتوگوی رو در رو بسیار بیشتر از یک تذکر مستقیم اثر میگذارد. ما در فرهنگ خود شیوههایی داریم که اگر آنها را دوباره به یاد بیاوریم و به کار بگیریم، میتوانیم بخشی از چالشها را حل کنیم. اگر در طبیعت ببینیم فردی در حال آتش زدن درخت است، شاید بهتر باشد به جای اینکه مستقیماً به او بگوییم «چه کار بدی انجام میدهی»، ابتدا ارتباطی انسانی با او برقرار کنیم، حتی با تعارف یک خوراکی. این نوع ارتباط میتواند موجب شکلگیری گفتوگو شود و صحبتهایی که در این زمینه میشود در ذهن فرد باقی بماند.»
به جای سرزنش، افراد همدغدغه را کنار هم قرار دهیم
احسانی معتقد است «حفاظت از دریاچه ارومیه نیازمند شکلگیری شبکهای از افراد و گروههای همدغدغه است؛ گروههایی که بتوانند از درون جامعه شکل بگیرند و در حفاظت از محیط، نقش ایفا کنند. باید افرادی را که شبیه به یکدیگر و دارای دغدغه مشترک هستند گردهم جمع کرد و از آنها یک مجموعه دغدغهمند ساخت. در این مسیر میتوان از ظرفیت افراد محلی و انجمنهای بومی برای آموزش و افزایش آگاهی استفاده کرد.»
او با اشاره به مفهوم تابآوری ادامه میدهد: «تابآوری به معنای این نیست که فقط شرایط را تحمل کنیم. وقتی تصاویر تخریب محیط زیست و طبیعت را میبینم، نمیتوانم بگویم «تحمل میکنم». نمیتوانم آن را بپذیرم؛ بنابراین باید عاملیت خودم را پیدا کنم و ببینم در چنین شرایطی چه کاری از دست من برمیآید.»
این متخصص حوزه اکوتوریسم به فشارها و تنشهای مختلف اجتماعی اشاره و بیان میکند: «ما در کشوری با تنشهای بسیاری زندگی میکنیم و مسئله این است که چگونه با این تنشها مواجه شویم، بدون اینکه شرایط برایمان عادی شود. در چنین شرایطی نباید انتظار داشت که همه مسئولیت حفاظت از طبیعت بر عهده یک گروه خاص باشد، بلکه باید امکان کنشگری را برای افراد فراهم کرد تا هرکس بتواند سهم و نقش خود را در حفاظت پیدا کند.»
احسانی نقش فرهنگ و ادبیات را نیز در بازسازی رابطه انسان با سرزمین مهم میداند و میگوید: «شاید اگر با شعرهایمان دوست شویم، بتوانیم دوباره بخشی از ارتباط خود را با سرزمین پیدا کنیم. به عقیده من بزرگترین راه نجات این سرزمین، گفتوگو و حرف زدن است چرا که مردم دوست دارند فقط شنیده شوند.»