از بازیگرها نخواستیم نقش بازی کنند/پژمان بازغی را برای دیدن گاندوها بردیم
عادل زمانی، کارگردان مستند «راه تاز»، از تغییر زاویه دید این مستند میگوید و تأکید دارد که استفاده از لنزهای تله، زوایای نامتعارف و قرار دادن بازیگران در موقعیتهای واقعی، آن را از یک تیزر تبلیغاتی صرف دور کرده است.
به گزارش 24 آنلاین، عادل زمانی ـ کارگردان مستند «راه تاز» ـ در گفتوگویی با ایسنا درباره چگونگی روایت این سفر ۱۸۳۰ کیلومتری از چابهار تا اروند اظهار کرد که نخستین دغدغه تیم تولید، پرهیز از شبیهشدن برنامه به گزارشهای تبلیغاتی پروژههای عمرانی بود.
وی توضیح داد: «به نظرم باید یک کار میکردیم و آن تغییر زاویه دیدمان نسبت به این طرح بود. وقتی کلمه «بازدید» جایگزین «گزارش» شود، فرم برنامه هم بر اساس همین کلمه عوض میشود. بازدید یعنی باید برویم، یعنی رفتن برای بازدید. این رفتن یعنی مسیر، مسیر یعنی اتمسفر سفر و سفر یعنی فاصله گرفتن از گزارش.»
زمانی در پاسخ به این پرسش که چگونه نقش هنرمندان را از مجری به همسفر واقعی تبدیل کرده، گفت: «من تقریباً در ذهنم همان فرمولی را استفاده کردم که در یک اثر یا صحنه نمایشی به کار میرود. در کار داستانی، بازیگر در موقعیت نمایشی قرار میگیرد و فیلمنامه به او میگوید چه کند. اما در این مستند، موقعیت را تعریف کردم و از بازیگر خواستم در آن موقعیت قرار بگیرد؛ ۵۰ درصد کار انجام شد. ۵۰ درصد مابقی را نه من گفتم و نه فیلمنامه، بلکه خود بازیگر با توجه به شغلش و توانایی بداههپردازی، در آن موقعیت دست به عمل زد.»
وی افزود: «مثلاً به بازیگر میگفتم امشب میرویم خانه یکی از بومیهای چابهار برای خوردن غذای محلی. یا او را به کنار بزرگترین کارخانه کشتیسازی کشور میبردم. همین صفت «بزرگترین» باعث میشد نگاه دقیقتر و متعجبتری نسبت به موقعیت داشته باشد و این گونه غیرمستقیم به او میفهماندم که قرار است تماشا کنی، نه اینکه سوال کنی یا گزارشی تهیه کنی.»
کارگردان «راه تاز» درباره تعادل میان مستند بودن و حضور بازیگران شناختهشده نیز خاطرنشان کرد: «ما از بازیگرها نخواستیم نقشی بازی کنند. شخصیت بازیگران را در یک موقعیت قرار میدادیم و منتظر عکسالعمل آنها میشدیم. مثلاً میرفتند بازار و خرید میکردند؛ این خود بازیگر بود که خرید میرفت، نه شخصیت نمایشی. این یعنی نه شویی در کار است و نه تاکشو. تصاویر جاده، دریا، رود، جنگل، کوه و فرهنگ هر منطقه نیز به تصویر کشیده میشد تا تصور یک برنامه گفتوگومحور ایجاد نشود.»
زمانی در تشریح تمهیدات بصری برای حفظ ریتم برنامه و جلوگیری از خستگی مخاطب، به دو عامل اصلی اشاره کرد: «اول، لنزهای تله. لنز تله ۲۰۰ و حتی ۴۰۰ که پویایی و حرکت نامرئی عجیبی در تصویر ایجاد میکند. فیلمبرداری با این لنزها روی دست بسیار سخت است و لرزشهای ناشی از خستگی دست تصویربردار، ریتم خوبی را به تصویر تحمیل میکرد و حس مستند بودن را نیز تقویت مینمود. دوم، زاویههای نامتعارف و متعدد. از تصویربرداران خواسته بودم در هر موقعیت، رویداد را از زاویهای متفاوت و از زوایای متعدد ببینند تا تصاویر بکرتری داشته باشیم.»
وی در پاسخ به این سؤال که چقدر دست هنرمندان برای بداههپردازی باز بوده و چقدر طبق سناریوی از پیش نوشته پیش رفتهاند، تصریح کرد: «ما فقط موقعیتها را طراحی میکردیم. رفتار بازیگران بستگی به میزان بداههپردازی آنها داشت. من خودم را در مقابل شش بازیگر نمیدیدم، بلکه در مقابل شش انسان با ویژگیهای شخصیتی متفاوت. تنوع شخصیتی برایم جذاب بود؛ یک نفر شوختر، یک نفر ساکتتر و بیشتر گوشدهنده. به همین دلیل رفتار آنها را دستکاری نمیکردم و اجازه میدادم هرکس خودش باشد.»
کارگردان مستند «راه تاز» درباره مرز باریک میان نمایش پیشرفتهای کشور و تیزر تبلیغاتی گفت: «علاوه بر لنزهای تله و دوربین روی دست، چیدمان صحنهها در هر قسمت اهمیت داشت. ما ملزم بودیم در هر قسمت، علاوه بر بازدید از پروژههای عمرانی، لحظاتی از تفریح، خرید، سیاحت و شبنشینی بازیگران را نیز نشان دهیم. مثلاً پژمان بازغی را برای دیدن گاندوها بردیم یا در خوزستان به مسجد خرمشهر رفتیم. این چیدمان، حضور تیزر تبلیغاتی را به مستند تبدیل میکند.»
زمانی با صراحت به ناکامی در پرهیز از کلیشهها در بخشهای نمایش توانمندیها اعتراف کرد: «راستش باید اعتراف کنم که در این بخش تقریباً کلیشهای رفتار کردیم. تصاویر هلیشات، تصاویر کارشناسان در حال توضیح، تصاویر متعدد با ضرباهنگ سریع و تدوین تبلیغاتی، چیزی که همیشه میبینیم. میخواستم با تکنماهای عجیب و نتهای موسیقی غیرمتعارف، این فضا را بشکنم، اما فکر میکنم کافی نبود. این تکنماها بیشتر کارکرد جداکننده (divider) داشتند تا کارکرد فرار از کلیشه.»
وی درباره میزان برنامهریزی برای استفاده از حال و هوای بومی هر منطقه اظهار کرد: «این قضیه در زمان پیشتولید برنامهریزی شده بود و کاملاً مربوط به چیدمان صحنهها و ساختار نهایی بود. دقیقاً میدانستیم که دریا، عمان، گاندو، لنج سواری، جنگل حرا، شتر، لهجه جنوبی و گرما باید دیده و احساس شود. اما به نظرم تنها ۵۰ درصد در این زمینه موفق بودیم که این ناشی از محدودیت زمانی هر قسمت (چهل دقیقه) و الزام به نمایش سه پروژه عمرانی در هر قسمت بود. اگر فقط یک یا دو پروژه دیده میشد، صددرصد موفق میشدیم.»
سختترین لحظه فیلمبرداری این مسیر ۱۸۳۰ کیلومتری، به گفته زمانی، هنگام جنگ و در مسیر عسلویه به بوشهر رخ داد.
وی روایت کرد: «بازیگران و عوامل انتظار داشتند به تهران برگردند، اما من نمیخواستم کار نیمهتمام بماند. تصمیم گرفتم خود اتفاق جنگ را در برنامه بیاورم. تغییر مسیر به سمت شیراز، تصاویر پمپ بنزین، شب اقامتگاه بومگردی، استراحت عوامل خسته، و توضیحات یکی از بازیگران جلوی دوربین را ضبط کردم. تا زمان تدوین مطمئن نبودم که این تصاویر روایت جنگ را میرسانند یا نه، اما پس از تدوین دیدم که تا ۵۰ درصد موفق شدهام و این از هیچی نشدن بهتر بود.»