اگر این شوخیها را وسط خیابان بگوییم چه میشود؟ نقدی به ادبیات برخی نمایشهای تئاتری
نویسنده یک یادداشت با استفاده از مثالی درباره بیان شوخیهای رکیک و جنسی در شلوغترین خیابان شهر، به نقد فضای برخی اجراهای تئاتری پرداخته است. در این یادداشت، پرسش اصلی این است که چرا شوخیهایی که ممکن است در فضای عمومی نامتعارف تلقی شوند، در برخی نمایشها به بخشی از روایت و اجرا تبدیل شدهاند.
به گزارش 24 آنلاین، روزنامه خراسان نوشت: حتما از خواندن این چند جمله بسیار تعجب کرده اید و با خودتان می گویید مملکت قانون دارد و این کار بی مجازات نمی ماند؛ حالا یا از سوی مردم و یا نهادهای رسیدگی کننده. اما واقعیت این است که این حجم از هرج و مرج این روزها روی برخی صحنه های تئاتر با همین کیفیت که به آن اشاره شد، اتفاق می افتد.
البته هدف از نوشتن این گزارش این نیست که از فردا برخی از مسئولان فرهنگی ذره بین بردارند و بسیاری از اجراها را به همین بهانه تعطیل کنند.همین حالا که این سطرها را می خوانید، گروههایی هستند که سوءاستفاده ها را شروع کرده اند و نمایش های بی سرو تهی را با برچسب «تئاتر» روی صحنه برده اند؛ با مجوز، در سالن، با بلیت و البته با تماشاگرهای زیاد. متاسفانه این آثار هم میفروشد و همین پرفروش بودن، ظاهراً بهترین استدلال برای ادامه ماجراست .شاید بگویید خب این موضوع چه اشکالی دارد؟ در ادامه با هم چند آسیب را مرور می کنیم.
هرکالای پرفروشی ارزشمند نیست
ماجرا ازاین قرار است که در سال های اخیر برخی آثار با عنوان نمایش یکی پس از دیگری، با فرمولی کموبیش مشابه: شوخیهای جنسی، موقعیتهای دوپهلو، چند جمله برای گرفتن خنده و داستانی که گاهی در لابهلای همین شوخیها گم میشود، قارچ گونه در حال رشد هستند و به آثاری پرفروش تبدیل شده اند؛ اما هر کالای پر فروشی ارزشمند نیست.
ماجرا ازاین قرار است که در سال های اخیر برخی آثار با عنوان نمایش یکی پس از دیگری، با فرمولی کموبیش مشابه: شوخیهای جنسی، موقعیتهای دوپهلو، چند جمله برای گرفتن خنده و داستانی که گاهی در لابهلای همین شوخیها گم میشود، قارچ گونه در حال رشد هستند و به آثاری پرفروش تبدیل شده اند؛ اما هر کالای پر فروشی ارزشمند نیست.
چه کسی به این نمایشها مجوز میدهد؟
یکی از مشکلات این جاست که در بیشتر موارد، مخاطب بدون این که تصویر دقیقی از محتوای اثر داشته باشد، بلیت میخرد و وارد سالن میشود. آن وقت ممکن است خانوادهای همراه فرزند یا نوجوانش پای نمایشی بنشیند که بخش مهمی از شوخیهای آن حول موضوعاتی میچرخد که اساساً برای همه گروههای سنی مناسب نیست.همه ما این را قبول داریم که تئاتر قرار نیست همیشه کلاس درس باشد. قرار نیست هر نمایش بعد از پایان، یک پیام اخلاقی بزرگ روی پرده ظاهر کند. هنر حق دارد تلخ، گزنده، جسور و حتی بیپرده باشد. اما جسارت هنری با بیپروایی در شوخی یکی نیست. وقتی شوخی فقط برای گرفتن خنده وارد نمایش میشود و هیچ نقشی در شخصیتپردازی، قصه یا پیشبرد موقعیت ندارد، دیگر نمیتوان ضعف درام را پشت عنوان کمدی پنهان کرد.
یکی از مشکلات این جاست که در بیشتر موارد، مخاطب بدون این که تصویر دقیقی از محتوای اثر داشته باشد، بلیت میخرد و وارد سالن میشود. آن وقت ممکن است خانوادهای همراه فرزند یا نوجوانش پای نمایشی بنشیند که بخش مهمی از شوخیهای آن حول موضوعاتی میچرخد که اساساً برای همه گروههای سنی مناسب نیست.همه ما این را قبول داریم که تئاتر قرار نیست همیشه کلاس درس باشد. قرار نیست هر نمایش بعد از پایان، یک پیام اخلاقی بزرگ روی پرده ظاهر کند. هنر حق دارد تلخ، گزنده، جسور و حتی بیپرده باشد. اما جسارت هنری با بیپروایی در شوخی یکی نیست. وقتی شوخی فقط برای گرفتن خنده وارد نمایش میشود و هیچ نقشی در شخصیتپردازی، قصه یا پیشبرد موقعیت ندارد، دیگر نمیتوان ضعف درام را پشت عنوان کمدی پنهان کرد.
گیشه موفق، همهچیز نیست
حالا اگر بخواهیم به بخش اقتصادی ماجرا بپردازیم، همهچیز کمی پیچیدهتر میشود. این نمایشها میفروشند. سالن پر میشود، بلیت تمام میشود و تهیهکننده هم به این نتیجه میرسد که این نمونه جواب میدهد. پس چرا دوباره تولیدش نکنیم؟ پس دلیلی برای ساخت تئاترهای اندیشه محور و عمیق وجود ندارد.
وقتی فروش بلیت، تنها معیار موفقیت یک اثر باشد، طبیعی است که نمایشهای سریعالوصول و کمدردسر میدان بیشتری پیدا کنند. در مقابل، نمایشنامهای که ماهها برای نوشتنش وقت گذاشته شده، گروهی که مدتها تمرین کرده اند و کارگردانی که میخواهد درباره یک مسئله اجتماعی یا انسانی حرف بزند، ممکن است در همان نقطه اول به دلیل نبود بودجه، نبود سالن و هزینه های بالا متوقف شود.
حالا اگر بخواهیم به بخش اقتصادی ماجرا بپردازیم، همهچیز کمی پیچیدهتر میشود. این نمایشها میفروشند. سالن پر میشود، بلیت تمام میشود و تهیهکننده هم به این نتیجه میرسد که این نمونه جواب میدهد. پس چرا دوباره تولیدش نکنیم؟ پس دلیلی برای ساخت تئاترهای اندیشه محور و عمیق وجود ندارد.
وقتی فروش بلیت، تنها معیار موفقیت یک اثر باشد، طبیعی است که نمایشهای سریعالوصول و کمدردسر میدان بیشتری پیدا کنند. در مقابل، نمایشنامهای که ماهها برای نوشتنش وقت گذاشته شده، گروهی که مدتها تمرین کرده اند و کارگردانی که میخواهد درباره یک مسئله اجتماعی یا انسانی حرف بزند، ممکن است در همان نقطه اول به دلیل نبود بودجه، نبود سالن و هزینه های بالا متوقف شود.
برای تئاتر فاخر سالن نداریم!
گفتیم که نمایش های همراه با لودگی این روزها رشد قارچ گونه ای دارند و تمام سالن های شهر و شهرستان ها را اشغال می کنند. اگر این ظرفیت مدام در اختیار نمایشهایی قرار بگیرد که صرفاً به دلیل فروش بیشتر امکان تمدید اجرا پیدا میکنند، سهم تئاترهای دیگر چه میشود؟ این روند تا امروز بسیاری از نویسندگان، بازیگران و کارگردان های حرفه ای را خانه نشین کرده است وتئاتر جدی، آرامآرام عقب می نشیند.
گفتیم که نمایش های همراه با لودگی این روزها رشد قارچ گونه ای دارند و تمام سالن های شهر و شهرستان ها را اشغال می کنند. اگر این ظرفیت مدام در اختیار نمایشهایی قرار بگیرد که صرفاً به دلیل فروش بیشتر امکان تمدید اجرا پیدا میکنند، سهم تئاترهای دیگر چه میشود؟ این روند تا امروز بسیاری از نویسندگان، بازیگران و کارگردان های حرفه ای را خانه نشین کرده است وتئاتر جدی، آرامآرام عقب می نشیند.
خنده خوب است اما ...
کمدی میتواند اجتماعی باشد، سیاسی باشد، خانوادگی باشد، تلخ باشد، سیاه باشد یا حتی بیرحمانهترین تناقضهای جامعه را به رخ بکشد. اما برای خنداندن مخاطب، الزاماً نباید به سادهترین شوخیهای جنسی پناه ببرد.
وقتی یک اثر قرار است با حمایت یا مجوز رسمی در سالن عمومی اجرا شود، کیفیت، تناسب محتوا با مخاطب، رده سنی و شأن هنر نمایشی هم باید بخشی از ماجرای صدور نمایش باشد. از آن طرف، برای تئاترهای جدیتر هم باید امکان اجرا ایجاد شود؛ وگرنه رقابت میان این دو گروه در گیشه از ابتدا عادلانه نیست.
کمدی میتواند اجتماعی باشد، سیاسی باشد، خانوادگی باشد، تلخ باشد، سیاه باشد یا حتی بیرحمانهترین تناقضهای جامعه را به رخ بکشد. اما برای خنداندن مخاطب، الزاماً نباید به سادهترین شوخیهای جنسی پناه ببرد.
وقتی یک اثر قرار است با حمایت یا مجوز رسمی در سالن عمومی اجرا شود، کیفیت، تناسب محتوا با مخاطب، رده سنی و شأن هنر نمایشی هم باید بخشی از ماجرای صدور نمایش باشد. از آن طرف، برای تئاترهای جدیتر هم باید امکان اجرا ایجاد شود؛ وگرنه رقابت میان این دو گروه در گیشه از ابتدا عادلانه نیست.
منبع:
خبر آنلاین