کدخبر: ۶۲۲۱۶

از «حاضرسفر» تا «بستاگشت»؛ فرهنگستان برای گردشگری واژه ساخت

«حاضرسفر»، «بستاگشت» و چند واژه دیگر، تازه‌ترین اصطلاحات مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای نام‌گذاری مفاهیم مرتبط با گردشگری هستند.

از «حاضرسفر» تا «بستاگشت»؛ فرهنگستان برای گردشگری واژه ساخت

به گزارش 24 آنلاین، گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی به مناسبت روز جهانی گردشگری، چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی را به اشتراک گذاشته است.

بَستاگشت: package tour, package holiday
گشتی دربرگیرندۀ همۀ خدمات سفر از جمله نقل‌وانتقال و اقامت و امکانات رفاهی و گاه خوراک که گشت‌پرداز آن را یکجا می‌فروشد.

پادگردشگری: anti-tourism
مفهومی که در ابتدا ناظر بر مخالفت با گردشگری و گردشگران بود، ولی امروز بیشتر تأکید بر پیامدهای منفی زیست‌محیطی و اجتماعی‌ ـ‌ ‌فرهنگی آن دارد.

پذیرشگر: receptionist
شخصی که امور پذیرش مهمانان مهمانخانه/ هتل را بر عهده دارد.

پرنده‌‌نگری: bird watching
تماشای پرندگان به قصد تفریح یا اهداف علمی

پیاده‌گَردی: hiking
نوعی پیاده‌رَوی به قصد گردش و لذت‌ بردن از مناظر در مسیرهای روستایی یا مناطق کوهستانی

تلۀ گردشگری: tourist trap
مکانی که گردشگرها را جذب و سپس آنها را ناچار به پرداخت پول زیاد بابت خدمات ناکافی و نامناسب ارائه‌شده می‌کند.

چمدان‌بَر: porter

شخصی که چمدان و بار و بُنۀ مسافران را در فرودگاه‌ها و ایستگاه‌های قطار و مهمانخانه‌ها حمل می‌کند.

حاضرسفر: go-show
مسافری که جای خود را ذخیره نکرده است، اما در هنگام حرکت وسیلۀ نقلیه‌ چنانچه جای خالی وجود داشته باشد سوار می‌شود.

دریاگردی ناوگانی: flotilla sailing holiday
سفری برنامه‌ریزی‌شده با دسته‌ای از قایق‌های تفریحی که در مقایسه با سفرهای شخصی امنیت بیشتری دارد.

ده‌‌گشت: village tour
گشتی که در آن گردشگران با زندگی روستایی و طبیعت آشنا می‌شوند.

سفرشیفتگی: wanderlust
علاقۀ مفرط به دیدار از مکان‌ها یا آشنایی با فرهنگ‌های جدید و کلاً ناشناخته‌ها

مهمانبَر: bellboy, bellhop
شخصی که مهمانان را به اتاق‌هایشان هدایت می‌‌کند و حمل چمدان‌ها و انتقال پیام‌های آنها را بر ‌عهده دارد.

منبع: ايسنا
کدخبر: ۶۲۲۱۶
ارسال نظر