میراث تلویزیون در سینمای کودک
جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان امسال میزبان آثاری بود که با تکیه بر چهرهها و شخصیتهای محبوب تلویزیونی، به سینما رسیدهاند؛ رویهای که چندان غیرمنتظره به نظر نمیرسد و پیشتر هم بسیاری از کاراکترهای محبوب برنامههای تلویزیونی نه تنها به سینما راه یافتهاند که در زمره پرفروشها قرار گرفته و رکودها را جابهجا کردند.
به گزارش ۲۴ آنلاین، سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان که طی روزهای گذشته در شهر اصفهان برگزار شد، میزبان حداقل دو فیلم بود که هرکدام به شکلی ریشه در تلویزیون داشتند. این آثار که هر دو با سرمایهگذاری بنیاد سینمایی فارابی به عنوان متولی جشنواره ساخته شده، «شوتینگا» با حضور عموهای فیتیلهای و «عموی بچهها» با بازی داریوش فرضیاییاند که به شکلی جالب توجه، هردو از حضور عموهای محبوب کودکان استفاده کردهاند.
این دو فیلم، نمونههای تازهای از مسیر انتقال شخصیتها و چهرههای شناختهشده تلویزیونی به پرده سینما به شمار میروند که در سالهای گذشته هم چند بار طی شده و در مواردی با موفقیتهایی ویژه از لحاظ جذب مخاطب و کسب درآمد همراه شده است.
بازگشت فیتیلهایها با «شوتینگا» به سینما
«شوتینگا» به کارگردانی آرش معیریان و نویسندگی محمد مسلمی، یکی از فیلمهای بخش اصلی جشنواره کودک و نوجوان امسال بود که ارتباط مستقیمی با یکی از شناختهشدهترین گروههای برنامهساز کودک تلویزیون دارد. محمد مسلمی، علی فروتن و حمید گلی، اعضای گروه «فیتیله» که سالها با برنامههای کودک تلویزیون شناخته میشدند، در این فیلم حضور دارند. این گروه که در بخشی از دوران فعالیت خود در تلویزیون، شخصیتهای «قاطینگا» و «پاتینگا» را خلق کرده بودند، حالا با «شوتینگا» در قالب یک اثر سینمایی، آن ماجرا و فضا را ادامه میدهند.
«شوتینگا» داستانی فانتزی و ماجراجویانه دارد که داستان پرماجرا و فانتزی سفری شگفتانگیز و خندهدار را به جزیرهای اسرارآمیز روایت میکند؛ ماجراجویی رنگارنگی که در آن، دوستان «پریناز» برای به دست آوردن گیاهی کمیاب و نجات او، راهی دنیایی پر از تمساح، باتلاق و رازهای سر بهمهر میشوند.
امیر رحیمزاده قطبدینی تهیهکنندگی «شوتینگا» را برعهده دارد و در کنار مسلمی، فروتن و گلی، بازیگرانی همچون میرطاهر مظلومی، شهره سلطانی، مریم خدارحمی، سروش جمشیدی، هلیا امامی و علی کاظمی در آن حضور دارند.
عمو پورنگ این بار روی پرده با «عموی بچهها»
فیلم دیگر این جشنواره که پیوند پررنگی با تلویزیون دارد، «عموی بچهها» به کارگردانی احمد درویشعلیپور و نویسندگی محمد درویشعلیپور بود و برای نخستین بار از حضور داریوش فرضیایی به عنوان بازیگر یک فیلم سینمایی استفاده میکند. انتخاب عنوان «عموی بچهها» و حضور داریوش فرضیایی در نقش خودش یعنی «داریوش فرضیایی»، از همان ابتدا ارتباط فیلم با تصویری را که این بازیگر و برنامهساز طی سالها از «عمو پورنگ» ساخته، نشان میدهد. فرضیایی در گفتوگویی درباره این فیلم گفته است که حدود ۵۰ درصد داستان بر اساس واقعیتهای زندگی خودش نوشته شده و ۵۰ درصد دیگر با تخیل و عناصر فانتزی ترکیب شده است.
قصه فیلم درباره «داریوش فرضیایی» است که تصمیم میگیرد به درخواست دختر خردسالی به نام «جانا»، مانع از جدایی والدینش از یکدیگر شود، اما در این مسیر با مشکلات عدیدهای روبهرو میشود.
بر اساس این خلاصه داستان، به نظر میرسد فیلم «عموی بچهها» علاوه بر داستان و فضای کودکانه، بر شناخت و محبوبیت داریوش فرضیایی نزد مخاطبان نیز تکیه دارد. از لحاظ غلبه محتوای نمایشی بر وجه برنامهسازی ترکیبی نیز این اثر ادامه همان مسیر حرفهای محسوب میشود که در تلویزیون با آثاری مانند «محله گل و بلبل» و «کلبه عموپورنگ» آغاز شد، در شبکه نمایش خانگی نیز با «لالایی» و «آرزوهای چپکی» ادامه پیدا کرد و در سال جاری با «اکسیر» بار دیگر به سیما برگشت.
علی قائممقامی تهیهکنندگی این فیلم را بر عهده دارد و نعیمه نظامدوست، ایمان صفا، رامین ناصرنصیر، کمند امیرسلیمانی، هومن برقنورد، نادر سلیمانی و حامد وکیلی از دیگر بازیگران آن به شمار میروند.
ماجرای یک مسیر آشنا
جز دو محصول لایواکشن یادشده در سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان، انتقال چهرهها و شخصیتهای تلویزیونی به سینما اتفاق تازهای نیست و خصوصا در زمینه محتوای کودک و نوجوان، در سالهای گذشته نمونههای موفق دیگری نیز از این مسیر عبور کردهاند که آثار اخیر پا در این مسیر گذاشتهاند.
نزدیکترین نمونه از این دست، شخصیت «ببعی» است که ابتدا در قالب یک انیمیشن دوبعدی چندفصلی و در قسمتهای حدود ۱۰ دقیقهای از کانال پویای شبکه کودک تلویزیون پخش میشد و به مرور به یکی از شخصیتهای شناختهشده و محبوب این شبکه تبدیل شد. پس از چند سال پخش تلویزیونی نسخه سریالی، سازمان اوج به عنوان تولیدکننده اثر، تصمیم گرفت نسخه سینمایی آن را با عنوان «ببعی قهرمان» و در قالب پویانمایی سهبعدی راهی سینما کند؛ اثری که پس از جلب توجه در جشنواره فیلم فجر، با حمایت تبلیغاتی گسترده تلویزیون توانست به گیشه نزدیک به ۷۰ میلیارد تومانی دست یابد و برای مدتی عنوان پرفروشترین انیمیشن تاریخ سینمای ایران را به دست آورد.
البته «ببعی» پس از حضور در سینما، از تلویزیون جدا نشد و همچنان در رسانه ملی نیز حضور دارد.
پیش از اینها نیز تجربه موفقتری از این الگو به خاطر میآید که از جمله موارد بهیادماندنی آن با محوری شخصیت «کلاهقرمزی» اتفاق افتاد. این شخصیت که برای اولین بار در دهه ۶۰ در تلویزیون و در قالب برنامهای کودکانه معرفی شده بود، بعدها با «کلاهقرمزی و پسرخاله» به کارگردانی ایرج طهماسب به سینما رفت و با نمایش دو فیلم بلند دیگر به فاصله حدود ۲ دهه، به یکی از آثار موفق گیشه تاریخ سینمای کودک و نوجوان ایران تبدیل شد.
نمونه دیگر این مسیر را میتوان «مدرسه موشها» به کارگردانی مرضیه برومند دانست؛ مجموعهای عروسکی که در اولین سالهای پس از وقوع انقلاب اسلامی به آنتن رسانه ملی رسید و مخاطبان زیادی پیدا کرد و سازندگان را ترغیب کرد تا در همان نیمه نخست دهه ۶۰، شخصیتهای آن را به فیلم سینمایی «شهر موشها» ببرند. این فیلم نیز در زمان اکران با استقبال گسترده مواجه شد، اما ساخت قسمت دوم آن حتی بیش از «کلاهقرمزی» طول کشید و سه دهه زمان برد تا «شهر موشها ۲» به نمایش درآید و بار دیگر گیشه را به تسخیر خود درآورد.
بنابراین «شوتینگا» و «عموی بچهها» را میتوان تازهترین نمونههای یک الگوی قدیمی در سینمای کودک دانست که در آن تلویزیون ابتدا شخصیت را به مخاطب معرفی و محبوب میکند و سینما در مرحله بعد تلاش دارد تا از این سرمایه شناختهشده برای ساخت یک محصول تجاری موفق و این بار روی پرده سینما استفاده کند. اینکه این دو فیلم جدید تا چه اندازه میتوانند موفقیت نمونههای قبلی را تکرار کنند، از جوایز قابل توجه آنها در جشنواره امسال تا حدودی قابل پیش بینی خواهد بود.