اما و اگرهایی درباره جشنواره مد و لباس فجر
چرا باوجود برگزاری ۱۳ دوره جشنواره مد و لباس فجر، هنوز نمیتوان از زبان بصری مشخصی برای لباس ملی حرف زد؟ یک طراح لباس در پاسخ به این پرسش معتقد است که تکرار نشانههای ظاهری و گلدرشت از ایران در لباسها، یکی از عوامل این امر است. او در عین حال پیشنهادهایی برای برگزاریِ بهتر دوره چهاردهم مطرح و خروج جشنواره از تهران را مثبت ارزیابی میکند؛ با این حال اما و اگرهایی را هم متوجه این تصمیم میداند.
به گزارش 24 آنلاین، آزاده عسگری - طراح لباس و داور سیزدهمین دوره جشنواره مد و لباس فجر - در گفتوگو با ایسنا، با تأکید بر اینکه جشنواره مد و لباس فجر باید فراتر از یک رویداد نمایشی عمل کند، اظهار کرد: جشنواره میتواند زیرساختی برای پیشرفت طراحان، دیدهشدن آثار و ورود فعالان این حوزه به شبکه حرفهای صنعت مد و لباس باشد؛ اما تحقق این هدف به تعریف شاخصهای مشخص برای ارزیابی آثار و سنجش عملکرد جشنواره نیاز دارد.
او با اشاره به اینکه جشنواره نباید صرفا به محلی برای نمایش آثار تبدیل شود، افزود: تا زمانی که برای یک موضوع شاخص و معیار ارزیابی نداشته باشیم، نمیتوانیم آن را مدیریت کنیم و وقتی امکان مدیریت وجود نداشته باشد، نمیتوانیم در آن زمینه پیشرفت کنیم. جشنواره میتواند بستری باشد که در آن، برای هر بخش شاخصهای مشخصی تعریف شود و آثار بر اساس همان شاخصها مورد ارزیابی قرار گیرند.
عسگری ادامه داد: این شاخصها میتوانند ابعاد مختلفی از جمله کیفیت طراحی، کانسپت اثر، قابلیت تولید، امکان فروش، فعالیت طراح پس از حضور در جشنواره و توانایی او برای ورود به شبکه حرفهای را در بر گیرند. همچنین باید مشخص شود که آیا مخاطب با اثر ارتباط برقرار میکند و آیا آنچه در جشنواره ارائه شده است، پس از پایان رویداد در صنعت مد و لباس نیز دیده میشود یا خیر.
اهمیت تعیین معیار و شاخص برای مدیریت جشنواره
این طراح لباس با بیان اینکه چنین معیارهایی باید از ابتدا مشخص باشند، گفت: شاخصهای کلیدی عملکرد باید بهگونهای تعریف شوند که هم برگزارکنندگان جشنواره بتوانند عملکرد آن را ارزیابی کنند و هم آثار و شرکتکنندگان بر اساس معیارهای از پیش تعیینشده مورد سنجش قرار بگیرند. در این صورت، طراح از ابتدا میداند که قرار است بر چه اساسی ارزیابی شود و برگزارکننده نیز میتواند نتایج را بر مبنای همان شاخصها بررسی کند.
او تأکید کرد: منظور من از زیرساخت، لزوما زیرساختهای مادی نیست؛ بلکه به ایجاد یک روند مشخص و قابل ارزیابی اشاره میکنم که بر اساس آن بتوان عملکرد جشنواره را مدیریت کرد و بهتدریج آن را ارتقا داد. به اعتقاد من، بدون تعریف شاخصهای روشن، نه مدیریت درست امکانپذیر است و نه میتوان انتظار پیشرفت در این حوزه را داشت.
جشنواره در ۱۴ سالگی به بلوغ رسیده است؟
عسگری در پاسخ به این پرسش که آیا جشنواره مد و لباس فجر در چهاردهمین دوره برگزاری خود به بلوغ لازم برای ایجاد چنین زیرساختهایی رسیده است یا همچنان با چالشهایی روبهروست، اظهار کرد: چالش اصلی در این زمینه بیشتر به منابع انسانی مربوط میشود. برای ایجاد چنین زیرساختی باید افرادی را در بخشهای مختلف پیدا کنیم که بتوانند شاخصها را تعریف کنند، جشنواره را برگزار کنند، آثار را ارزیابی کنند، داوری را بر عهده بگیرند، طراحان را گرد هم بیاورند و برای حضور آنها در جشنواره انگیزه ایجاد کنند.
او افزود: به نظر من، افراد مناسب برای انجام این کار وجود دارند؛ مسئله این است که بتوانیم آنها را بهدرستی شناسایی کنیم و در بخشهای مختلف به کار بگیریم. اگر این اتفاق بیفتد، میتوانیم طراحانی را با سطوح و تجربههای متفاوت جذب کنیم و دامنه شرکتکنندگان را از گروههای محدود فعلی فراتر ببریم.
مسئله داوری و حضور کمرنگ طراحان صاحبسبک
این مدرس دانشگاه با تأکید بر ضرورت حضور طیف متنوعی از طراحان در جشنواره مد و لباس فجر، گفت: نباید شرکتکنندگان جشنواره صرفا به یک گروه خاص محدود شوند؛ برای مثال، نباید تنها فارغالتحصیلان دانشگاهی در آن حضور داشته باشند. طراحانی هستند که ۱۰ یا ۱۵ سال سابقه فعالیت دارند و برند خودشان را راهاندازی کردهاند، اما تعداد این افراد در جشنواره کم است. منظورم این نیست که هیچکدام از آنها شرکت نمیکنند، بلکه حضورشان بهاندازهای نیست که بتوانیم از مشارکت گروههای مختلف حرفهای در یک جشنواره ملی صحبت کنیم.
عسگری درباره اینکه چرا در سیزدهمین جشنواره مد و لباس فجر استقبال طراحان حرفهای چندان گسترده نبود، اظهار کرد: به نظر من، این مسئله تا حد زیادی به ترکیب هیئت داوران و جایگاهی مربوط میشود که طراحان برای آنها قائل هستند. یک طراح حرفهای پیش از ارسال اثرش به جشنواره، بررسی میکند که چه کسی قرار است آن را داوری کند. اگر احساس کند داور از نظر تجربه حرفهای در سطح پایینتری از او قرار دارد، ممکن است تمایلی به شرکت در جشنواره نداشته باشد؛ حتی اگر آن داور از نظر آکادمیک جایگاه بالاتری داشته باشد.
او ادامه داد: طراح حرفهای دوست ندارد فردی درباره خوب یا بد بودن کارش نظر بدهد که به صلاحیت حرفهای او برای چنین ارزیابیای باور ندارد. به همین دلیل، افرادی که در رأس هیئت داوری قرار میگیرند، باید از جایگاه و اعتبار لازم در میان طراحان برخوردار باشند.
نگرانی از برچسب «طراح جشنوارهای»
عسگری با تأکید بر اینکه حضور در جشنواره نباید به شکلگیری هویتی یکسان میان طراحان منجر شود، اظهار کرد: وقتی برخی دانشجویان از من میپرسند که آیا آثارشان را به جشنواره بفرستند یا خیر ممکن است، بهعنوان داور به برخی از آنها بگویم که آثارشان را ارسال کنند، اما وقتی میبینم دانشجویی در حال کار روی برند و هویت حرفهای خود است، لزوما موافق نیستم که آثارش در چنین جشنوارهای ارائه شود؛ چراکه نمیخواهم برچسب «طراح جشنوارهای» به او بخورد.
او با توضیح درباره ویژگیهایی که به اعتقاد او، به شکلگیری این جریان منجر میشود، افزود: «طراح جشنوارهای» کسی است که هویت و امضای شخصی مشخصی در طراحیهایش ندارد و هر آنچه جشنواره از او میخواهد، با برجستهترین شکل ممکن اجرا میکند. اگر در نمایشگاه آثار جشنواره قدم بزنید، ممکن است با مجموعهای از لباسهای شبیه به هم مواجه شوید؛ آثاری که نمیتوانید تشخیص دهید هرکدام متعلق به کدام طراح است، چون هیچکدام امضای شخصی ندارند.
مفهوم ایران چگونه وارد اثر شود؟
این طراح لباس با اشاره به برداشت نادرست از مفهوم طراحی ایرانی در برخی آثار جشنوارهای، اظهار کرد: برای مثال، وقتی از طراحی سنتی صحبت میکنیم، منظور این نیست که طراح صرفا یک لباس سنتی ارائه دهد، بلکه باید بتواند عناصر سنتی را به زبان طراحی معاصر تبدیل کند. وقتی موضوع «کشف ایران» مطرح میشود، گاهی طراح نقشه ایران را روی لباس قرار میدهد یا از یک عنصر کاملا مستقیم و آشکار استفاده میکند. حتی سال گذشته کیفی طراحی شده بود که تمام سطح آن به نقشه ایران اختصاص داشت و با وجود این، با آبوتاب زیادی از اثر تعریف میشد؛ درحالیکه گاهی واقعا نمیدانیم چه ایرادی را باید به چنین کاری وارد کنیم تا بتوانیم درباره ضعفهای طراحی آن صحبت کنیم.
عسگری در پاسخ به این پرسش که در مواجهه با چنین آثاری، داوری چگونه باید انجام شود و کارگروه ساماندهی مد و لباس چه نقشی در هدایت طراحان دارد، اظهار کرد: به نظرم، مسئله از پایه و از شیوه آموزش آغاز میشود. آموزش نادرست باعث شده است که برخی طراحان تصور کنند الهامگرفتن از یک موضوع به این معناست که تصویری از آن را روی لباس قرار دهند؛ درحالیکه چنین برداشتی با مفهوم الهام از یک هویت یا فرهنگ تفاوت دارد.
او با تاکید بر اینکه هویت ایرانی باید در خود طراحی حضور داشته باشد، نه اینکه صرفا به شکل یک تصویر یا نماد روی لباس دیده شود، بیان کرد: برای مثال، لازم نیست یک ایرانی برای نشاندادن هویت خود در خارج از کشور حتما لباسی با پرچم ایران بپوشد تا دیگران متوجه ایرانیبودن او شوند. هویت فرهنگی میتواند در شیوه نگاه، انتخابها و ویژگیهای یک اثر (لباس، کیف، کفش، زیورآلات و...) نمود پیدا کند، بدون آنکه مستقیما به تصویر کشیده شود.
ضرورت اصلاح شیوه آموزش و ارزیابی آثار
این مدرس دانشگاه با تأکید بر ضرورت اصلاح شیوه آموزش و ارزیابی آثار در این زمینه، گفت: اگر قرار است از طراحان بخواهیم با الهام از هویت ایرانی اثر خلق کنند، باید این مفهوم بهدرستی به آنها آموزش داده شود و معیارهای ارزیابی نیز بر همین اساس شکل بگیرد. نمیتوان از یک طرف موضوعی مانند «کشف ایران» را برای جشنواره انتخاب کرد و از طرف دیگر، انتظار داشت طراحان بدون آموزش و راهنمایی کافی، برداشت درستی از آن داشته باشند.
عسگری با اشاره به اینکه اصلاح آموزش دانشگاهی در این حوزه نیازمند بررسی جدی است، اظهار کرد: در دانشگاهها برخی مباحث پایهای آموزش داده میشود، اما مسئله این است که آیا محتوای آموزشی با تحولات امروز صنعت پوشاک هماهنگ است یا خیر. ممکن است استادی سالها پیش در رشته طراحی لباس تحصیل کرده و فارغالتحصیل شده باشد، اما اگر در این سالها دانش خود را بهروز نکرده باشد، نمیتواند صرفا با همان دانستههای قدیمی، دانشجویان را برای ورود به صنعتی آماده کند که با سرعت زیادی در حال تغییر است.
او ادامه داد: در بسیاری از صنایع، افراد پیوسته مقالههای جدید را میخوانند، دانش خود را بهروز میکنند و با تغییرات حرفهای پیش میروند. صنعت پوشاک نیز از این قاعده مستثنا نیست و اتفاقا سرعت تحولات آن بسیار بالاست. علم طراحی تغییر کرده است، اما این تغییرات لزوما به همان اندازه وارد فرایند آموزش نشدهاند که به دنبالش خروجی آن را در آثار جشنوارهای هم ببینیم. البته اصلاح برنامههای دانشگاهی موضوعی زمانبر است و شاید نتوان در کوتاهمدت آن را بهطور کامل حل کرد، اما جشنواره میتواند در همین شرایط، از طریق آموزش کوتاه و منتورینگ به طراحان کمک کند.
اهمیت منتورینگ برای بهبود ارائه اثر
این طراح لباس با تأکید بر ضرورت همراهی جشنواره با شرکتکنندگان پیش از مرحله داوری، اظهار کرد: دستکم در فرایند منتورینگ میتوان به طراحان آموزش داد که چگونه برای اثر خود شناسنامه طراحی تهیه کنند، کانسپت را تعریف کنند و اجزای اصلی یک طرح را بهدرستی توضیح دهند. باید مشخص شود که کانسپت چگونه تعریف میشود، چه مؤلفههایی باید در آن وجود داشته باشد و اثر برای چه مخاطبی طراحی شده است. این موارد باید بهصورت روشن و کاربردی آموزش داده شوند تا طراح بداند چگونه ایده خود را صورتبندی و ارائه کند.
او با اشاره به ضعف برخی شرکتکنندگان در ارائه حرفهای آثارشان افزود: حتی ترتیب ارائه یک طرح یا پروپوزال نیز برای برخی از دانشجویان روشن نیست. نمیدانند که ارائه باید از چه بخشهایی تشکیل شود، جلد و مقدمه چگونه تنظیم شوند و هر بخش در کجای فایل قرار بگیرد تا در نهایت، طرح به شکلی منسجم ارائه شود. گاهی دانشجویان نقاشیهای بسیار زیبایی میفرستند، اما توانایی ارائه و توضیح حرفهای ایده خود را ندارند. در چنین شرایطی، صرف داشتن ایده یا مهارت در طراحی دستی برای ارائه یک اثر کامل کافی نیست.
چرا لباسهای ایرانِ امروز سخن نمیگویند؟
او در ادامه، با طرح پرسشی درباره مفهوم هویت ایرانی در طراحی لباس، افزود: وقتی از هویت ایرانی صحبت میکنیم، باید ببینیم اگر موتیف یا نقش مشخصی را از روی لباس حذف کنیم، آیا همچنان میتوانیم ایرانیبودن آن را تشخیص دهیم یا خیر. برای مثال درباره کیمونوی ژاپنی این مسئله مطرح است؛ حتی اگر گلها و نقوش آن را حذف کنیم، باز هم ویژگیهایی وجود دارد که لباس را بهعنوان پوششی ژاپنی قابل تشخیص میکند. اما چرا هنوز نتوانستهایم چنین زبانی را برای لباس ایرانی جدید تعریف کنیم؟
فقدان لباس ملی در ۱۴ سالگی جشنواره
این طراح لباس با اشاره به ضرورت شکلگیری زبان بصری مشخص برای طراحی لباس ایرانی، اظهار کرد: آنچه در این میان اهمیت دارد، خلاقیت و رسیدن به چیزی است که در صنعت مد از آن با عنوان «زبان فشن» یاد میشود؛ یعنی زبان بصری مشخصی که بتواند هویت طراحی را منتقل کند. هر قوم ایرانی ویژگیهای طراحی و پوشش خود را دارد و این تنوع بسیار ارزشمند است، اما اگر قرار باشد نمایندهای از ایران در یک رویداد بینالمللی حضور پیدا کند، باید بتواند با لباسی معرف ایران ظاهر شود. در این شرایط، این پرسش مطرح میشود که اساسا لباس ملی ما چیست و چه ویژگیهایی دارد که بتواند هویت ایرانی را منتقل کند؟ جشنواره مد و لباس فجر میتوانست بستری برای شکلگیری چنین تعریفی باشد، اما دستکم تا چهاردهمین دوره، این هدف محقق نشده است.
پیشنهادهایی برای بهبود عملکرد جشنواره
او در ادامه پیشنهادهای خود برای بهبود چهاردهمین دوره جشنواره را برشمرد و با اشاره به تداوم موضوع «کشف ایران» در دو دوره متوالی، نخستین پیشنهاد خود را ضرورت تدوین برنامهای چندساله برای این موضوع دانست و اظهار کرد: وقتی «کشف ایران» برای دومین سال متوالی بهعنوان موضوع جشنواره مطرح میشود، باید مشخص کنیم که خروجی سال اول چه بوده و در سال دوم قرار است چه چیزی را توسعه دهیم. ایران آنقدر ظرفیت دارد که بتوان سالهای متوالی درباره آن کار کرد، اما نباید هر سال از نقطه اول شروع کنیم و همان مسیر قبلی را دوباره طی کنیم.
او افزود: اگر قرار است موضوع «کشف ایران» در یک بازه سهساله دنبال شود، پیشنهاد من این است که از ابتدا یک برنامه سهساله برای آن تعریف کنیم، نه اینکه سه برنامه یکساله داشته باشیم که عملا یکدیگر را تکرار کنند. باید دستاوردهای هر سال مشخص باشد و برنامه سال بعد بر اساس نتایج دوره قبل پیش برود تا در پایان این سه سال، بتوانیم از یک روند توسعهیافته و مجموعهای از دستاوردهای مشخص صحبت کنیم.
عسگری با اشاره به گستردگی موضوع «کشف ایران» و تأکید بر ضرورت تعیین محدوده روشنتر برای آن، اظهار کرد: در توضیحات جشنواره بر استفاده از ظرفیتهای فرهنگی، تاریخی، اجتماعی، اقلیمی و زیباییشناختی ایران تأکید شده است؛ اما این موضوع دامنه بسیار گستردهای دارد. وقتی برای یک جشنواره طراحی لباس، موضوع یا کانسپتی تعریف میکنیم، بهتر است آن را به محدودههای مشخصتری تقسیم کنیم تا طراح بداند دقیقا قرار است روی چه چیزی کار کند.
او افزود: برای مثال، میتوان موضوع را به معماری ایران در دورهای مشخص یا صنایع دستی یک منطقه خاص محدود کرد تا مسیر طراحی روشنتر شود. البته حالا که موضوع کلی «کشف ایران» اعلام شده است، شاید دیگر امکان تغییر آن وجود نداشته باشد؛ اما میتوان با تعریف دقیقتر معیارهای داوری، بخشی از این ابهام را برطرف کرد. معیارها باید بهاندازهای روشن باشند که طراح بداند چه انتظاری از اثر او وجود دارد و داور نیز بتواند بر اساس ملاکهای مشخص درباره آثار قضاوت کند.
این مدرس دانشگاه در ادامه، به تأکید جشنواره بر تبدیل ایده به اثر و محصول اشاره کرد و گفت: وقتی از شرکتکنندگان خواسته میشود ایده خود را به محصول تبدیل کنند، ابتدا باید مشخص شود که منظور از محصول چیست. محصول صرفا لباسی نیست که طراحی و تولید شده باشد؛ بلکه باید بررسی کنیم آیا برای آن مشتری وجود دارد، آیا میتوان قیمتی برای آن تعیین کرد، آیا قابلیت فروش دارد و اساسا میتوان بازاری برای آن تعریف کرد یا خیر.
عسگری با تأکید بر ضرورت توجه به بازار هدف در طراحی آثار جشنوارهای اظهار کرد: حتی اگر موضوع جشنواره بهصورت کلی «کشف ایران» تعریف شده باشد، باید مشخص کنیم که طراح قرار است لباس را برای چه گروهی از مخاطبان یا چه بازار هدفی طراحی کند. همچنین باید محدوده قیمت محصول مشخص باشد تا طراح بداند اثر خود را برای چه سطحی از بازار و با چه انتظاری از نظر قیمت تمامشده و قابلیت عرضه طراحی میکند. در واقع، تبدیل ایده به محصول زمانی معنای روشنتری پیدا میکند که از ابتدا درباره مخاطب، بازار و امکان عرضه آن نیز تصمیمگیری شده باشد.
او افزود: همچنین باید مشخص شود که لباس برای چه گروه سنی طراحی شده و قرار است در چه موقعیتهایی، برای مثال در محیط کار یا موقعیتهای دیگر، مورد استفاده قرار بگیرد. بدون پاسخ به این پرسشها، نمیتوان مسیر تبدیل ایده به محصول را بهدرستی تعریف کرد.
او با اشاره به پیشنهاد برگزاری کارگاههای تخصصی در جشنواره افزود: برگزاری کارگاه پس از مرحله نخست و انتخاب طرحها میتواند فرصت مناسبی برای آموزش شرکتکنندگان باشد، اما باید مراقب بود که این کارگاهها صرفاً به آموزش محدود نشوند و به توسعه محصول نیز منجر شوند. به همین دلیل، پیشنهاد من این بود که برای این فرایند یک نقشه راه مشخص تعریف کنیم تا معلوم باشد شرکتکننده در ابتدای مسیر در چه جایگاهی قرار دارد و قرار است پس از پایان کارگاه به چه نقطهای برسد.
این طراح لباس ادامه داد: برای ارزیابی کارگاهها نیز باید شاخصهای مشخصی داشته باشیم. لازم است بررسی کنیم که آیا آموزش ارائهشده واقعاً توانسته است شرکتکنندگان را به نقطه موردنظر برساند یا خیر.
برگزیدگان را رها نکنیم
عسگری با اشاره به ضرورت توجه به مرحله پس از انتخاب آثار برگزیده گفت: شتابدهی و تجاریسازی آثار برگزیده نیز اهمیت دارد. اگر قرار است جشنواره به پیشرفت حرفهای طراحان کمک کند، نباید ارتباط با آنها پس از اعلام نتایج به پایان برسد. میتوان برای برگزیدگان برنامهای در نظر گرفت که به تجاریسازی آثارشان کمک کند و وضعیت آنها را در بازههای زمانی ششماهه و یکساله پیگیری کند. این پیگیریها کمک میکند مشخص شود که حمایتهای جشنواره چه نتایجی داشته و طراحان تا چه اندازه توانستهاند مسیر حرفهای خود را ادامه دهند.
عکاسی مد؛ آرشیوی برای آیندگان
او همچنین به بخش عکاسی مد و روایت سبک پوشش اشاره کرد و افزود: در این بخش باید مراقب باشیم که کار به یک مسابقه عکاسی از لباس تبدیل نشود. هدف میتواند ایجاد یک آرشیو واقعی از شیوه پوشش زنان ایرانی باشد؛ آرشیوی که در سالهای آینده نیز قابل استفاده باشد و بتوان از طریق آن، پوشش مردم را در یک دوره تاریخی مشخص بررسی کرد.
این مدرس دانشگاه با تأکید بر ضرورت توجه به تنوع جغرافیایی و اجتماعی در ثبت سبک پوشش زنان ایرانی اظهار کرد: قرار نیست عکاسی مد فقط در محدودهای مشخص از تهران انجام شود و عکاسان به چند خیابان بروند و از افرادی که در آنجا حضور دارند، عکس بگیرند. این طرح باید در نقاط مختلف ایران اجرا شود تا بتواند تنوع پوشش زنان ایرانی را در موقعیتها و مناطق مختلف ثبت کند. همچنین نباید صرفا آثاری انتخاب شوند که با سلیقه برگزارکنندگان جشنواره هماهنگ هستند؛ بلکه باید امکان ثبت و مستندسازی واقعیت پوشش مردم فراهم شود.
عسگری ادامه داد: اگر چنین آرشیوی شکل بگیرد، در آینده میتوانیم بررسی کنیم که مردم ایران در سال ۱۴۰۵ چگونه لباس میپوشیدند و سبک پوشش آنها در مناطق مختلف چه ویژگیهایی داشته است. آنچه اهمیت دارد، ثبت پوشش واقعی مردم است، نه صرفا آنچه در تلویزیون نمایش داده میشود یا در چارچوبهای رسمی میبینیم.
معنای لباس کاربردی چیست؟
این طراح لباس در پاسخ به پرسشی درباره انتقادهای مطرحشده از کاربردینبودن آثار جشنوارههای مد و لباس فجر و فاصله آنها با محصولات موجود در بازار، با توضیحی درباره مفهوم کاربردیبودن در طراحی لباس اظهار کرد: کاربردیبودن الزاما به معنای تولید انبوه و عرضه محصول در بازار نیست. برای مثال، وقتی درباره یک صندلی صحبت میکنیم، کاربردیبودن آن لزوماً به این معنا نیست که بتوانیم آن را در بازار مبلمان به تعداد زیاد بفروشیم؛ ممکن است کاربرد آن دکوراتیو باشد. در طراحی لباس نیز باید مشخص کنیم که اثر قرار است چه کاربردی داشته باشد. ممکن است لباسی برای حضور روی صحنه تئاتر، پوشیدن از سوی یک هنرمند در مراسم فرش قرمز یا استفاده در موقعیتی خاص طراحی شده باشد. بنابراین، کاربرد اثر باید متناسب با هدف طراحی آن تعریف شود.
عسگری ادامه داد: همانطور که نمیتوان انتظار داشت همه کفشها برای یک موقعیت مناسب باشند، نمیتوان هم گفت که فقط لباسهایی کاربردی هستند که برای استفاده روزمره طراحی شدهاند. کفش پاشنهبلند و کفش تخت هرکدام کاربرد خاص خود را دارند. در طراحی لباس نیز باید از این برداشت محدود فاصله بگیریم که کاربردیبودن صرفا به معنای تولید هزاران نمونه از یک لباس و عرضه آن در بازار است.
او با اشاره به اینکه آثار جشنوارهای ممکن است اساسا برای عرضه در بازار عمومی طراحی نشده باشند، اظهار کرد: اگر کاربردیبودن را صرفا به معنای فروش در بازار در نظر بگیریم، میتوان پذیرفت که برخی لباسهای جشنوارهای جایگاهی در بازار عمومی ندارند و لزومی هم ندارد که حتما به آن راه پیدا کنند. با این حال، اگر قرار است طراحی لباس صنعتی و طراحی برای بازار بهطور جدی دنبال شود، بهتر است این حوزه بهصورت تخصصی تعریف شود. میتوان برای طراحی لباس صنعتی، بخش مستقلی در نظر گرفت که داوران آن نیز از میان فعالان صنعت انتخاب شوند؛ زیرا ارزیابی چنین آثاری به شناخت بازار، تولید و الزامات فعالیت صنعتی نیاز دارد.
جذابیت کمتر رقابت برای طراحی لباس مدرسه
عسگری در ادامه، درباره اضافهشدن بخش طراحی لباس مدرسه به فراخوان چهاردهمین جشنواره مد و لباس فجر اظهار کرد: به نظر من، این بخش در سال نخست احتمالا با استقبال گستردهای از سوی طراحان مواجه نمیشود؛ زیرا شرکت در هر بخش جشنواره تا حد زیادی به علاقه و انگیزه طراح برای کار در آن حوزه بستگی دارد. باید ببینیم آیا طراحی لباس مدرسه برای طراحان بهاندازه کافی جذابیت دارد که بخواهند در این بخش شرکت کنند یا ترجیح میدهند آثار خود را در بخشهای دیگر ارائه دهند.
او با اشاره به ضرورت حفظ تمرکز تخصصی جشنواره افزود: به نظرم دامنه بخشهای جشنواره بیش از اندازه گسترده میشود و در چنین شرایطی، گاهی مشخص نیست که جشنواره دقیقا چه حوزهای را با چه هدفی دنبال میکند. طراحی لباس مدرسه میتواند موضوعی مستقل باشد و لزوما ضرورتی ندارد که در چارچوب جشنواره مد و لباس فجر قرار بگیرد. البته اکنون که این بخش به فراخوان اضافه شده است، باید منتظر ماند و دید چه میزان استقبال از آن صورت میگیرد؛ اما پیشبینی من این است که برای بسیاری از طراحان، بخشهای دیگر جذابیت بیشتری داشته باشند.
اما و اگرهای تغییر محل برگزاری جشنواره
او همچنین در بخش دیگری از سخنان خود انتقال محل برگزاری چهاردهمین دوره از تهران به اصفهان را ایدهای مثبت ارزیابی کرد و گفت: اما معتقدم که جابهجایی محل برگزاری جشنواره بهتنهایی کافی نیست. اگر قرار است این تغییر با هدف تمرکززدایی انجام شود، باید اتفاقی فراتر از انتقال محل برگزاری رخ دهد؛ وگرنه صرفا محل برگزاری تغییر کرده و حتی ممکن است فرایند شرکت در جشنواره برای برخی افراد دشوارتر شود.
او با طرح پیشنهادی برای پیوندزدن جشنواره به ظرفیتهای فرهنگی و صنعتی شهر میزبان اظهار کرد: میتوان جشنواره را به یک آزمایشگاه تخصصی برای شناخت ظرفیتهای هر شهر تبدیل کرد؛ به این معنا که هر سال در یکی از شهرهای ایران برگزار شود و تمرکز آن دوره بر شناسایی و مستندسازی توانمندیهای همان شهر باشد. برای مثال، اگر امسال جشنواره در اصفهان برگزار میشود، باید بخش مهمی از فعالیتها به بررسی پارچهها، صنایع دستی، چاپ و دیگر ظرفیتهای مرتبط با صنعت پوشاک این شهر اختصاص پیدا کند.
عسگری ادامه داد: در چنین شرایطی، لازم است اطلاعات مربوط به صنعتگران، انواع پارچهها، صنایع دستی، هنرها و فرمهای پوشاک منطقه گردآوری و مستند شود. در واقع، جشنواره باید بتواند پس از پایان هر دوره، مجموعهای از اطلاعات و مستندات قابل استفاده را بهجا بگذارد؛ بهگونهای که بتوان از آن بهعنوان مرجعی برای شناخت ظرفیتهای طراحی و تولید لباس در آن منطقه استفاده کرد.
این مدرس دانشگاه با اشاره به دستاوردهای بلندمدت چنین رویکردی گفت: تصور کنید که این روند به مدت ۱۰ سال ادامه پیدا کند و جشنواره هر سال در یک شهر برگزار شود و ظرفیتهای آن شهر را بهطور جدی بررسی و ثبت کند. در پایان این دوره، آرشیوی ملی از ظرفیتهای مرتبط با طراحی لباس در مناطق مختلف ایران خواهیم داشت؛ آرشیوی که میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره صنایع، هنرها، پارچهها و شیوههای پوشش هر منطقه در اختیار طراحان و پژوهشگران قرار دهد