کشتی از دو قطبی خادم و دبیر ضربه می خورد/ حسن یزدانی تا صبح ضجه زد!
سرمربی تیم ملی کشتی آزاد ایران در المپیک پاریس با حضور در ایسنا از پشت پرده جانشینی درستکار پیش از المپیک، دو قطبی رسول خادم و علیرضا دبیر و اتفاقات المپیک پاریس صحبت کرد.
به گزارش 24 آنلاین، محسن کاوه مربی قدیمی و کارکشته کشتی ایران، دهه هاست چه در عرصه ملی یا باشگاهی در حال خدمت به کشتی ایران بوده و قهرمانان زیادی را در کشتی ایران پرورش داده است.
کاوه طی سال های گذشته با فدراسیون های مختلفی کار کرد اما نقش او پس از روی کار آمدن علیرضا دبیر به عنوان رییس فدراسیون کشتی پررنگ تر از همیشه شد تا جاییکه بسیاری او را مرد همه کاره کشتی آزاد ایران دانستند.
کاوه در دوران ریاست علیرضا دبیر هدایت تیم ملی جوانان و مدیریت فنی تیم های ملی را بر عهده گرفت اما در فاصله ۸ ماه مانده به المپیک، علیرضا دبیر در اقدامی غیرمنتظره محسن کاوه را جانشین پژمان درستکار کرد تا کاوه هدایت تیم ملی را در المپیک ۲۰۲۴ پاریس بر عهده بگیرد.
در شرایطی که انتظار می رفت کشتی آزاد در المپیک به ۲ یا ۳ مدال طلا برسد اما رحمان عموزاد در اوج آمادگی در فینال مغلوب کشتی گیر نخبه ژاپنی شد، حسن یزدانی در فینال کتفش درآمد و شکست خورد و امیرحسین زارع نیز با نمایشی عجیب و دور از انتظار به پتریاشویلی پا به سن گذاشته باخت تا ۳ نقره جایگزین ۳ طلا شود و دست شاگردان محسن کاوه از مدال طلای المپیک دور بماند.
کاوه بعد از المپیک از هدایت تیم ملی کناره گیری کرد تا بار دیگر پژمان درستکار هدایت تیم ملی را بر عهده بگیرد.
کاوه بعد از المپیک نیز همچون همه سال هایی که دور از تیم های ملی بوده به باشگاه خود بازگشت و مثل همیشه مشغول به کار شد.
محسن کاوه با حضور در استودیوی خبرگزاری ایسنا، مصاحبه ای جذاب و خواندنی با خبرنگار ایسنا درباره اتفاقات سال های اخیر داشت و ضمن مرور اتفاقات المپیک، از ایجاد دو قطبی رسول خادم و علیرضا دبیر انتقاد کرد و این را به ضرر کشتی ایران دانست.
گفتگوی ۹۰ دقیقه ای محسن کاوه با ایسنا را در ادامه می خوانید:
* توسط برادر بزرگم وارد کشتی شدم
متولد محله خزانه بخارایی هستم که زمان ما جنوبی ترین نقطه تهران بود اما الان می توان گفت تا حدی مرکز شهر شده است. من هم مثل بچه های آن موقع خیلی فوتبال دوست داشتم و بازی هایی مثل الک دولک، تیله بازی، گل کوچک خیلی بازی می کردیم.
سال ۵۴ چون اخوی بزرگ ما کشتی می رفت، من هم یکی دو ماهی کشتی می رفتم اما مسابقه ای و حریف نداشتیم تا اولین دوره مسابقات نوجوانان که خدا رحمت کند مربی داشتیم به نام آقای مهرآموز که اهالی کشتی به اسم حسین قلی او را می شناختند به اخوی من گفت داداش کوچکت را بیار و من تا اواخر ۱۴ سالگی کشتی را در نوجوانان ادامه دادم.

* در مسابقات جهانی بوداپست آسیب دیدم
من ۳ یا ۴ جلسه کشتی گرفتم. آن زمان کشتی را زیاد تماشا می کردم چون آقا یوسف برادرم کشتی میگرفت. در مسابقات تهران اول شدم. بعد قهرمانی کشور دوم شدم که به عبدالله زروک از مازندران باختم. ۲ یا ۳ ماه بعد قرار بود تیم ایران به عراق برود. در انتخابی تیم ملی اول شدم و به عراق رفتم. اوایل سال ۵۷ قبل از انقلاب با تیم جوانان به یک مسابقه در آمریکا رفتم که سوم شدم. تا اینکه سال ۶۱ عضو تیم ملی بزرگسالان شدم. مثل الان خیلی مسابقه نبود. جام ۲۲ بهمن یا تختی کشتی گرفتم و سال ۱۹۸۵ جهانی بوداپست رفتم که متاسفانه در کشتی دوم پایم آسیب دید. در مسابقات قهرمانی آسیا در تهران هم دوم شدم و به کشتی گیر ژاپنی که چهارم جهان بود باختم.
* نفر اول تیم ملی حاضر به مبارزه با من نشد
به نوعی نفر دوم تیم ملی بودم و قرار بود با نفر اول تیم ملی انتخابی بگذارند. برابر علیرضا امیری الیاس که آن موقع قهرمان جوانان جهان بود و خیلی کشتی گیر خوبی بود و الان خارج کشور زندگی می کند و یک کشتی گیر دیگر پیروز شدم. بعد به مدت دو هفته قرار بود با نفر اول تیم ملی مبارزه کنم اما من هر بار آمدم او نیامد کشتی بگیرد. دوران خیلی بدی بود و همین موضوع باعث شد ۴ دفعه وزن کم کنم و در فینال قهرمانی آسیا تایم دوم کم آوردم و دوم آسیا شدم.
*خیلی زود مربیگری را شروع کردم
زمان کشتی گیری هم به نوعی مربیگری می کردم. خیلی دوست داشتم و زود به عرصه مربیگری آمدم. مربی بودم که خودم هم تمرین می کردم. ۲ دفعه در لیگ کشتی گرفتم. امین زاده و اعتصامی در تیم سازمان گوشت بودند. سال ۶۸ یا ۶۹ با نفری که می خواستند قرارداد ببندند نیامد و با توجه شناختی که از من داشتند و چند شاگرد من هم در سازمان گوشت بودند به عنوان مربی به آنجا رفتم.
* قهرمانان جهان و المپیک برای تمرین پیش من می آمدند
خیلی زود به مربیگری آمدم. هر جا که رفتم و شروع به کار در مربیگری کردم یک پایگاه خیلی خوبی شد و کشتی گیران خوبی می آمدند. آن ها که قهرمان جهان و المپیک شدند، رییس فدراسیون، سرمربی و مربی تیم ملی شدند. این افتخار را داشتم که خیلی از بچه ها پیش ما برای تمرین آمدند و هیچوقت دوست نداشتم بگویم فلانی شاگرد من بوده. من هیچوقت مربی پایه نبودم و آن ها که کشتی گیران خیلی خوبی بودند پیش من می آمدند. زمان آقای خادم برگه ای به کشتی گیران می دادند که اسم مربی های سازنده شان را بنویسند و من می گفتم هر مربی که اول رفتید را بنویسید.
*مربی نباید به کشتی گیر احتیاج داشته باشد
مربی نباید هیچوقت به کشتی گیر احتیاج داشته باشد کشتی گیر است که به مربی احتیاج دارد و همیشه این بحث در کارم نمود داشته است.
* اولین بار دبیر و طلایی را به تورنمنت های خارجی بردم
سال ۱۹۹۷ وارد تیم ملی شدم. زمان حضور طالقانی و ترکان در فدراسیون کارهای خوبی می شد و من دو سه تیم را خودم به تورنمنت های خارجی بردم. یک تیم منتخب ایران به تورنمنت های دانکلوف و یک تیم به یاشاردوغو بردم. در تیم دانکلوف مثلا محمد طلایی و مهرداد سعدی نژاد که کشتی گیران خوبی بودند و تقربیا نفر دوم تیم ملی بودند حضور داشتند یا در یاشاردوغو نفراتی که دوم یا سوم تیم ملی بودند مثل علیرضا دبیر و خیلی های دیگر حضور داشتند. قبل از آن من تیم های تهران را به کشوری می بردم و وقتی اول می شدند مسئولان به من اعتماد کردند و تیم ها را به من می سپردند.

*روزهای خوبی را با امیر خادم داشتم
برای اولین بار می گویم سال ۱۹۹۷ حاج آقا طالقانی که آن زمان رییس فدراسیون بود به امیرخادم هم مدیر تیم های ملی بود من را توصیه کرد چون خادم اعتقادش کسان دیگری بود و افراد دیگری را آورده بود. با هم صحبت کردیم. بعد از آن مسابقات جهانی کراسنویارسک روزهای خیلی خوبی را در کنار امیرخادم داشتم. شروع کار من در تیم ملی از جهانی ۹۷ کراسنویارسک و ۹۸ تهران بود. بعد از آن هم در دوره هایی نبودم و رفت و آمد داشتم.
*امیر خادم مشورت پذیر بود
همین الان هم ارتباط خیلی خوبی با ایشان(امیررضا خادم) دارم و ایشان را انسان بسیار فرهیخته ای می دانم. وقتی می دید من منطقی صحبت می کنم قبول می کرد و مشورت پذیر بود. الان هم ارتباط خیلی خوبی با هم داریم.
* بر خلاف خیلی از مربیان همیشه در باشگاه کار کردم
با سند می گویم و نه شعار. کسانی که مربی تیم ملی می شوند عاشق کشتی هستند اما وقتی کنار می روند اصلا در کشتی نیستند اما من حتی مربی تیم ملی بودم باشگاه داشتم و بیشترین افرادی که ناراحت می شدند شاگردان من بودند. من حتی در زمان تعطیلی اردوهای تیم ملی به باشگاهم می رفتم. در آن زمان هایی هم که مربی تیم ملی نبودم در باشگاه کار می کردم. مثلا از ۱۹۹۷ که استارت زدم در سال های ۹۹ و ۲۰۰۰ نبودم اما در باشگاه بودم و خیلی فعالیت داشتم.
*به رسول خادم خیلی اعتقاد داشتم
فکر کنم سال ۲۰۱۳ یا ۲۰۱۴ مسابقات جام جهانی بود دعوت شدم و با رسول خادم جلسه داشتم اما شاید آن خواسته هایی که من به عنوان مربی داشتم وجود نداشت. خیلی ها من را محکوم می کنند که با هر کسی کار کردم اما من به هر طریقی کار نمی کنم. با رسول خادم کار کردم و خیلی هم دوستانه جدا شدم چرا که در حوزه کاری دیدم محدود هستم. آقای خادم مثلا در بحث برنامه ریزی تمرین و کارهای دیگر خیلی پای کار بود و برنامه ریزی می کرد. اعتقاد داشتم که بیشتر باید مشورت می کردند. روراست بگویم در اصول کاری شاید ایراداتی می توانستم بگیرم اما انجام نمی شد. به ایشان خیلی اعتقاد داشتم. برای جام جهانی آمریکا حتی به دوبی هم رفتیم و ویزای من هم گرفته شد ولی خب دیدم در این بحث ها نمی توانم کاری کنم خیلی دوستانه نشستیم و ایشان هم خیلی محبت داشت و جدا شدیم. چیزی هم نبود. برای اولین بار میگویم چون برادر من آمریکا زندگی می کند حتی به من گفت اگر می خواهی در این سفر همراه تیم باش که گفتم نه اگر بخواهم بروم بعدا خودم آمریکا می روم. بخاطر سلیقه کاری بود و اینکه بخواهیم بگوییم اختلاف داشتیم اصلا اینطور نبود.
*پیشنهاد نعمتی را قبول نکردم
من نسبت به آقای بهروز نعمتی (سرپرست فدراسیون کشتی بعد از استعفای رسول خادم) شناخت زیادی نداشتم و فقط می دانستم آدم سیاسی است که عضو هیات رییسه آقای خادم بود. بعدا که سرپرست شد یادم است من را برای کمیته فنی مسابقات ۲۰۱۹ دعوت کردند. دو سه بار صحبت کردیم ایشان به من نزدیکتر شد و یک سری صحبت داشتیم. بعدا به من پیشنها سرمربیگری تیم ملی را دادند. همان موقع هم تمرین می دادم. یکی از دوستان که خیلی به ایشان نزدیک بود سر تمرین بودم چند مرتبه به من زنگ زده بود من فکر کردم شاید اتفاق خاصی افتاده است. من هیچوقت چه در باشگاه یا تیم ملی مثل خیلی از آقایان نیستم که موبایل به من وصل باشد. بعد از تمرین موبایل را دیدم که گفت آقای نعمتی می خواهد شما را حتما ببیند. بعد خیلی اصرار کردند برای سرمربیگری تیم ملی که من نپذیرفتم و به عنوان مدیر تیم های ملی انتخاب شدم. روزی هم که آقای نعمتی رفتند با علی دبیر ادامه کار دادم. به غیر از بحث مدیریت به عنوان سرمربی جوانان کار کردم و ۳ سال خوب با بچه ها داشتیم.
* ۳ بار سرمربیگری تیم ملی را رد کردم
۳ بار پیشنهاد هدایت تیم ملی به من شد. حتی زمان یزدانی خرم هم به من پیشنهاد سرمربیگری بزرگسالان شد که قبول نکردم گفتم همینطوری کار می کنم. زمان حاج آقا طالقانی که قرار بود به جهانی ۲۰۰۵ بوداپست برویم این پیشنهاد شد اما چون ما تازه از المپیک آتن آمده بودیم آقایان عسکری محمدیان، امیر توکلیان و غلامرضا محمدی را به پیشنهاد من آوردیم و ۴ تایی چرخاندیم.

* طوری حرف میزنند که انگار هیچوقت در کشتی نبوده ام
من خیلی اهل دنیای مجازی و اهل اینکه هر روز با پیج ها تماس بگیرم نیستم. یک زمان هایی تهمت هایی در پیج ها به من می زنند که انگار من اصلا در کشتی نبودم. اینکه چه کسانی پیش من تمرین می کردند. ده تا دوازده قهرمانی کشور تیم تهران را بردم، چند قهرمانی جهان بزرگسالان و جوانان، بازی های آسیایی و المپیک بودم اما صحبت هایی می کنند انگار که من همین الان آمده ام.
*جزو هیچ باندی نیستم
من هیچ کس را ندارم و این را بگویم که جزو هیچ باندی نیستم. خودم مستقلم و هر جا که ایده و تفکراتم غالب نباشد و موقعیت کاری نباشد خیلی راحت و آرام به باشگاه خودم می روم و تمرین می کنم. همین کاری که الان می کنم.
* برای رییس فدراسیون شدن دبیر تلاش کردم
آقای دبیر چند سالی نبودند و قبلا در شورا بودند و شناخت کافی از بدنه کشتی آن موقع نداشتند چرا که دور بودند. خب آدم های کشتی عوض می شوند. من یک آشنایی داشتم و دوستان محبت داشتند ارتباطاتی می گرفتیم. چند سفر استانی هم با رفتیم. همه این ها بخاطر این بود که اعتقاد داشتم ایشان می توانست به کشتی کمک کند.
*کشتی گیران می گفتند هر کجا شما باشی می آییم
خیلی شفاف بگویم. من مدیر تیم ملی بودم ۸ میلیون تومان حقوق می گرفتم. این هم بگویم بنده نه کار آزاد دارم نه کارمند جایی هستم که حقوق بگیرم. برخی حتی موقعی هم که فدراسیون نیستند یک سال یک سال نامه می گیرند تا سرکار نروند. من زندگی داشتم و با رییس فدراسیون صحبت می کردم. یک مورد بگویند فلانی زور گفت به ما. یکسری کشتی گیر همیشه به من میگفتند هر کجا شما باشی می آییم. نه الان بلکه در گذشته هم همین بود. یک سال با تیم نفت صحبت هایی کردیم ولی ما را دواندند. گفتند خارجی نگیر یا اگر تیم اول نشود ۳۰ درصد از قرارداد بچه ها را کم میکنیم یا سوم نشود ۴۰ درصد کم می کنیم. گفتم من اینجوری کار نمی کنم. صحبت کردیم رفتیم تیم دیگر و موفق بودیم. این بچه ها به من اعتقاد داشتند و هر کجا که می رفتم می آمدند.
*اصلانی تحت تاثیر بقیه علیه من مصاحبه کرد
مثلا محمد اصلانی وقتی در تیم تاکستان بودم خود او هم مربی تیم بود. بعدا تحت تاثیر افراد دیگر آمد صحبت هایی را مطرح کرد. من گفتم خود شما با من بودی چرا این حرف ها را می زنی؟ ما یک کشتی گیر به اسم شهداد خسروی داشتیم. او لیگ یک بود نفر اول انتخابی من بود و من باید ۲۵ روز بعد او را به قهرمانی آسیا می بردم. همه پیامک ها را دارم. با من صحبت کرد گفتم پسرجان صلاح نیست در لیگ کشتی بگیری. گفت به این پول احتیاج دارم. گفتم باشه فقط یک کشتی بیشتر نگیر. او هم با تیمش صحبت کرده بود. یک کشتی برایشان در نوبت صبح گرفت بعد به او گفته بودند بعد از ظهر هم کشتی بگیر که گفته بود فلانی به من گفته یک کشتی بگیر. بله من گفته بودم خب می گذاشتید بعد از ظهر کشتی بگیرد. بعد چه حرف هایی درآمد چه استوری هایی گذاشتند. من حقیقتا خیلی ناراحت شدم چون خلاف واقع بود. بعد همان ها که استوری گذاشتند با گل آمدند عذرخواهی کردند.
*هیچ وقت از قدرتم در لیگ استفاده نکردم
هیچ موقع من از قدرتی که به عنوان مدیریت داشتم استفاده نکردم. اگر حرفی به کشتی گیر می زدم مثلا انقدر برایت پول می گیرم ادا می کردم و بچه ها هم می آمدند و مشکلی نداشتیم.
* این لیگ به کشتی ما کمکی نمی کند
لیگ امسال را در ۳ بخش می توانیم تعریف کنیم. یکی اینکه تیم هایی که آمدند مخصوصا بانک شهر و استقلال بار مالی خوبی داشتند. حتی خیبر هم بار مالی خوبی داشت. ستارگان هم نسبت به گذشته بودجه بهتری گرفته بود. خب این پولی که وارد کشتی می شود اتفاق مثبتی است. یک بحث دیگر این است که بگوییم این لیگ آیا به کشتی ما کمک می کند؟ من خیلی حرف ها دارم. این لیگ اصلا به کشتی ما کمک نکرد.
* نتوانستیم از حضور کشتی گیران روس در ایران بهره ببریم
ما یک سری نیروهایی داشتیم که مجانی می توانستند جلوی نخبه ها کشتی بگیرند. حتی داخلی های ما هم خوب رو در رو با هم کشتی نگرفتند. شاید دوستان ناراحت شوند اما عیب ندارد من حرفم را می زنم. مثلا ای کاش میلاد والی زاده با کشتی گیر ۵۷ کیلوگرم روسی بانک شهر کشتی می گرفت. اصلا خالی گذاشتند. نه والی زاده نه سرلک نه کسان دیگری را گذاشتند که اصلا خوب نبود. ای کاش ابراهیم خواری با شامیل ممدوف کشتی می گرفت. ای کاش علی کرم پور که در آینده حرف های زیادی برای گفتن دارد یا رضایی با سیداکوف کشتی می گرفتند این دوتا دیگر کجا می توانند سیداکوف را ببینند؟ سیداکوف از آن سر دنیا ایران می آید و فکر کنم برای آن کشتی ۱۰ هزار دلار گرفت اما ما علی کرم پور یا رضایی را جلوی او نگذاشتیم تا کشتی بگیرند. یا مثلا مهدی یوسفی کجا می توانست مقابل نخودی کشتی بگیرد چرا نگرفتند؟ یا ابوالفضل رحمانی مقابل کادیف روس که آماده هم نبود کشتی نگرفت. در گذشته نیروهای جوانی می آمدند و در لیگ خودشان را نشان می دادند و بعدا این نیروهای جوان می آمدند و برای نفر اول تیم ملی شاخ می شدند.

* لیگ امسال کیفی نبود
استنباط من این بود که این تیم خالی کرده که برود سوم شود. در حالی که این پتانسیل وجود داشت و اگر این نفرات می آمدند کشتی می گرفتند به نفع کشتی ما بود. جالب است در تیم ها هم مربیان تیم ملی و هم تیم ملی جوانان داشتیم که خوب بود. لیگ به اندازه کیفی زیاد خوب نبود. مثلا کادیف با عزت الله اکبری ما کشتی می گیرد که کشتی اش تمام شده. این ایراد ها بود.
* اتفاقات خوبی در هفتم تیر رخ نداد
تماشاگران استقبال خیلی خوبی داشتند اما سالن هفتم تیر نهایتا حدود ۲ هزار نفر گنجایش دارد. ای کاش فضای بهتری تدارک دیده می شد. آلارم هایی از قبل بود چرا که در جویبار و تنکابن جمعیت زیادی آمده بودند اما در سالن هفتم تیر اتفاقات خوبی رخ نداد.
* کشتی از دو قطبی دبیر و خادم ضربه می خورد
کشتی ما نباید دوقطبی باشد. کشتی ما باید یک قطب باشد. همه فکر کنند همه چیزشان کشتی است. اینکه هی بگوییم یک گروه رسول خادم و یک گروه علی دبیر، خوب نیست. بابا این ها هر دو قهرمان بزرگ ما هستند و باید بیایند در کنار هم به کشتی کمک کنند. ما نباید به سمتی برویم که جدا کنیم. متاسفانه یکسری از کسانی که می توانند به کشتی کمک کنند بخاطر این دو قطبی از کشتی دور شده اند و کشتی ما دارد ضرر می کند. همه می گویند به جای اینکه قهرمان باشید پهلوان باشید. همه از کشتی اخلاق و جوانمردی را دنبال می کنند. هیچ کس دوست ندارد در کشتی به کسی توهین شود. در هیچ ورزشی نباید باشد اما از کشتی توقع بیشتری است. این دو قطبی نباید به کشتی ما آسیب بزند اما من می بینم دارد ضربه می زند. این خوب نیست و نباید اینطور باشد. خیلی حرف ها را نمی شود زد اما بخدا این به ضرر کشتی ما و هم رسول خادم و علی دبیر است. این دو قطبی بودن به آن ها هم ضربه می زند. مثلا من نوعی برای خود شیرینی نباید به این موضوع دامن بزنم و پست و استوری بگذاریم.
*چرا یک نماینده مجلس ۵ تا پیج دارد
بابا این دنیای مجازی را کنار بگذاریم. متاسفانه ما ایرانی ها بلد نیستیم خوب از دنیای مجازی استفاده کنیم و به بدترین شکل از آن استفاده می کنیم. این دنیای مجازی خیلی از خانواده های ما را از بین برد و آسیب جدی به خانواده و ورزش زده است. مثلا سر در نمی آورم که یک نماینده مجلس ۵ تا پیج دارد. این ها به ضرر ماست.
*بد است که مربی به کشتی گیر بگوید برای من استوری بگذار
خیلی بد است که من مربی به این پیج و آن پیج زنگ می زنم که اینطوری بنویس و این کار را بکن یا زنگ می زنم به کشتی گیر که چرا استوری برای من نگذاشتی. بابا یعنی چه؟ بگذارید آن بالایی ببیند.
*دبیر قبول نکرد میان او و درستکار وساطت کنم
حقیقتا بار اول است میگویم. یک صحبتی شد. اختلافاتی با درستکار داشتند و به این نتیجه رسیدند. صحبتی هم با آقای هاشمی وزیر ورزش کرده بودند به این نتیجه رسیدند که من سرمربی تیم ملی شوم. این ها با هم صحبت کرده بودند و فکر می کنم تمام این ها در ۴ یا ۵ روز اتفاق افتاد. بعد هم با من صحبت شد و من در عمل انجام شده بودم. من گفتم نه و بگذارید من مثل چند مرتبه قبل از آن که آمدم و وساطت کردم این بار هم وساطت کنم اما علی دبیر گفت نه من دیگر نمی خواهم و باید این کار را انجام بدهم.
*روزهای سختی تا المپیک داشتم
شرایط سختی بود. خیلی روزهای سختی تا المپیک داشتم. یک چیزی در حدود ۷ تا ۸ ماه تا المپیک داشتیم. تیم ۲ یا ۳ سال با تفکرات یک کادر و نحوه آمادگی جسمانی کار کرده بود. من چند تا بچه ها را وارد کردم مثلا مهدی تقوی و احسان لشگری را وارد کردم. احسان متاسفانه عجول بود و برای بار اول میگویم مصاحبه ای کرد که خلاف واقع بود. تمام تلاش من این بود که در آن برهه در تیم آرامش باشد.
*ماجرای جدا شدن احسان لشگری از کادر فنی پیش از المپیک
یک اتفاقی سر تمرین افتاد. برای بار اول میگویم ما تقسیم کار کرده بودیم که چه مربیانی با کدام کشتی گیران کار کنند. چند بار خود کشتی گیران می گفتند مثلا فلانی به ما می گوید چه کار کن. در مورد یک کشتیگیری که مربوط به ایشان نبود من دوستانه گفتم احسان جان وظیفه شما این است که با فلان کشتی گیران کار کنی. خیلی به او برخورد و به من اطلاع دادند احسان با ماشین از کمپ رفته است. واقعا مسئله ای نبود و بدون اینکه با من صحبتی کند رفت. این بساط خوب نبود و بعد مصاحبه کرد و چیزهایی گفت که اصلا حقیقت نداشت اما من گذشت کردم.
*مدال های کشتی آزاد در المپیک زیر مدال های کشتی فرنگی محو شد
روزهایی بود که باید تیم را با یک روحیه خوب به المپیک می رساندیم. ما باید ببینیم چه داشتیم و چه بدست آوردیم. برای اولین بار است این صحبت ها را مطرح می کنم. ۴ مدال ما زیر مدال های خوشگل فرنگی کاران محو شد.

*حسن یزدانی بخاطر المپیک خیلی زود برگشت
رحمان عموزاد سال قبل پنجم دنیا شده بود اما در المپیک دوم شد. او سال قبل به موسکایف و ممدوف باخته بود اما در المپیک موسکایف را زیر ۳ دقیقه ده بر صفر کرد و روند رو به رشدی داشت. در ۷۴ یونس امامی را داشتیم که چامیزو را برد و به کایل دیک باخت. او در سطح خودش بود. در ۸۶ حسن آقای یزدانی بعد از دوران آسیب دیدگی کتف، بخاطر المپیک خیلی زود برگشت. او به مجارستان رفت و مشکلی هم نداشت و انتخاب شد. در فینال واقعا حسن یزدانی ۵ دقیقه یک دستی کشتی گرفت.
*آذرپیرا بهترین کشتی هایش را در المپیک گرفت
در مورد آذرپیرا همین الان هم می گویم بهترین کشتی هایش را در المپیک گرفت. او به این خود باوری رسیده بود که تاج الدین اف را می تواند ببرد. تا یک دقیقه به آخر ۳ تا جلو بود و فکر می کرد کشتی تمام شده است. او اسنایدر را برد خب اینکه کشتی گیر آمریکا را در المپیک ببرید کار راحتی نیست. اینکه خیلی از آمریکایی ها را در تورنمنت ها ببریم بزرگ کنیم نه، اما این ها که به المپیک می آیند فرق می کند.
*نقطه تاریک تیم ما امیرحسین زارع بود
تنها نقطه تاریک در تیم ما امیرحسین زارع بود. فینال او در المپیک شامل دو قسمت است. اول اینکه به نظر من اصلا انگار قرار بود طلا را به زارع ندهند. آن اتفاقاتی که در کشتی افتاد و پتریاشویلی هر موقع که می خواست کشتی را قطع می کرد و داوران هم هیچ تذکری به او نمی دادند. از آن طرف روز بد کشتی امیرحسین زارع بود. زارع فکر می کرد کار تمام شده است و راحت می برد. هر کشتی گیری خطرناک است و حریف نمی آید که ببازد بلکه تو باید او را ببری. حسن یزدانی هم که آنطور شد.
*به سوریان گفتم رحمان حنابندان را با عروسی اشتباه گرفت!
کشتی که رحمان عموزاد امسال با حریف ژاپنی گرفت خیلی متفاوت بود و این ژاپنی شباهتی به المپیک نداشت. من هم در المپیک احساس خطر کردم. سوریان شاهد است وقتی قبل فینال رحمان آن شادی خاص را کرد همان جا داد زدم و سعی کردم کنترلش کنم. به مزاح هم به حمید سوریان گفتم رحمان حنابندان را با عروسی اشتباه گرفته است!
*رحمان در فینال المپیک مثل همیشه نبود
رحمان در فینال المپیک رحمان همیشگی نبود. حریف ژاپنی را قبل از المپیک در مجارستان دیده بودم. او کشتی های خوبی گرفت اما همانجا مقابل آذربایجان گیر افتاد. تنها کشتی گیری که احساس خطر می کردم همین ژاپنی بود. خیلی او را آنالیز کرده بودیم. البته یکسری حرف هایی می زنند. من اهل پاسخ دادن و ارتباط با پیج ها نیستم. خطرناکترین حریفی که برای رحمان میدیدم همان ژاپنی بود. رحمان روز اول عالی بود اما حالا بحث روحی روانی بود و اینکه ژاپنی از فرصتی که گیرش آمد به بهترین شکل استفاده کرد. به هر حال زارع هم باید حتما طلا می گرفت. همه این اتفاق در کشتی رحمان در ۱۵ ثانیه افتاد.
* به عموزاد و زارع گفتم می توانستید بهتر کار کنید
اعتقادم این است وقتی کشتی گیر بیرون می آید بخاطر باختی که کرده به اندازه کافی تحت فشار است و باید بگذاریم آرام شود. بعد با خود او یا زارع هم صحبت کردم گفتم می توانستید بهتر کار کنید و برای آینده این اشتباه را نکنید.
*نگران بودیم برای حسن یزدانی در المپیک اتفاق بدی نیفتد
همین ترنت هیدلای که امسال با اقتدار در جهانی در وزن ۹۲ کیلوگرم قهرمان شد شد را حسن در مسابقات بوداپست قبل از المپیک با اختلاف ۱۰ امتیاز برد. حسن در آن مسابقات خوب بود. آنچه مشخص بود حسن عزمش را جزم کرده بود در المپیک کشتی بگیرد و صاحب بهترین مدال شود. بله ما نگران بودیم و در خفای خودمان صحبت می کردیم اما به حسن نمی گفتیم. برای کشتی گیری مثل حسن که وزن کم کن است و کتفش هم آسیب دیده، بیاید عمل کند و در حدود ۶ یا ۷ ماه بعد از عمل فیزیوتراپی و حرکات اصلاحی زمان می خواست با حریف سبک مرور کند و بعد تا بخواهد کشتی بگیرد، این ها کارهایی بود که به زمان کافی نیاز داشت. حسن روز دوم المپیک برای فینال دوباره وزن کم کرد. حسن وزن کم کن است و بخاطر بدنش خوب وزن کم می کند. بدن داریم ۴ کیلو وزن کم کند نمی تواند کشتی بگیرد اما یک کشتی گیر ۸ کیلو هم وزن کم کند می تواند کشتی بگیرد.
* چرا کتف یزدانی در فینال المپیک درآمد؟
بعد از آن اتفاق صحبتی که با حسن کردیم و بعد از آن هم با چند دوست متخصص پزشک جراح و فیزیوتراپ صحبت کردم بیشتر آن ها این را گفتند که چون روز دوم المپیک هم او وزن کم کرد عضلاتش تحلیل رفت و مفصل ها آسیب پذیری بیشتری پیدا کردند. متاسفانه روز دوم چون وزن کم کرد اول کشتی فینال این اتفاق برای او رخ داد.
*به حسن یزدانی گفتیم تیپکن اما قبول نکرد
قبل از کشتی فینال همه چیز خوب بود و حسن مثل همیشه کار خودش را انجام داد. خیلی دوستان صحبت کردند به اینکه چرا تیپ نکردید. ما حتی روز اول هم به حسن گفتیم این کار را انجام دهیم. دکتر کیهانی و دوستان دیگر هم بودند از حسن پرسیدم می خواهی تیپ کنی گفت نه راحت هستم. یکسری طوری صحبت کردند که انگار ما چیزی نمی دانیم اما نه تنها برای فینال بلکه روز اول هم به او گفتیم تیپ کن کهگفت من عادت ندارم خوبم. مثلا آذرپیرا موقعی که کشتی اش تمام شد احساس ناراحتی کرد بلافاصله دکتر کیهانی پای او را معاینه کرد آمد به من گفت پایش آسیب جدی دیده اما می تواند کشتی بگیرد. آن موقع این را به آذرپیرا انتقال ندادم. راجب حسن هم گفتیم تیپ میخواهی که گفت عادت ندارم و طبق تجویز پزشک خودش با کش کار می کرد تا عضلات دور و بر مفصل تقویت شود. کاری نبود برای حسن نکرده باشیم اما بعدها از متخصصان پرسیدیم حسن روز اول ۳ تا کشتی گرفت چه شد که روز دوم همان دقیقه اول فینال کتفش آسیب دید و تنها چیزی که گفتند این بود که چون روز دوم هم وزن کم کرده بود عضلاتش تحلیل رفت، باعث این اتفاق شد.
*حسن یزدانی وقتی می نشیند یک دیس غذا می خورد!
حسن ماشاءالله پرخور است و وقتی می نشیند یک دیس را می خورد. او وزن کم کن است و نوع بدنش و درصد چربی اش خوب است اما روز دوم تحلیل رفت. او آن زمان حدود ۹۰ تا ۹۱ کیلوگرم وزنش بود که وزن طبیعی او بود. ما دو سری کشتی گیر داریم یک سری وزن را کنترل می کنند مثلا کشتی گیر ۷۴ کیلو می گوید ۷۸ کیلو هستم اما وزن طبیعی او ۷۸ کیلو نیست و با کنترل کردن این وزن را دارد در حالیکه بخواهد کنترل نکند وزن طبیعی او ۸۲ کیلوگرم است اما حسن ماشاءالله غذا خوب می خورد و حدود ۹۰ کیلوگرم بود. درصد چربی او هم خوب بود.
*یزدانی محبوب ترین ورزشکار ایران است
حسن یزدانی بعد از فینال المپیک خیلی ناراحت بود. ای کاش انقدر به جای این حواشی کشتی به متن توجه کنیم. باید حقایق را از او بگوییم نه صحبت های واهی. حقیقت های او باید به جوانان گفته شود.به نظر من حسن یزدانی نه تنها در کشتی بلکه به اعتقاد من محبوب ترین ورزشکار ایران است. اینکه او انقدر متین و مودب باشد و به قول ما کشتی گیران فول نداشته باشد خیلی کار بزگی است. یک نفر حسن یزدانی باشد و وقتی هر چه به او میگوییم بگوید چشم؟
*ماجرای حسن یزدانی و پسری که می خواست با او عکس بگیرد
یک خاطره از او بگویم که نشان دهنده بزرگی حسن است نه اینکه بخواهیم او را الکی بزرگ کنیم. یادم است فردای مسابقه فینال او در المپیک که او آسیب دیده بود، یک خانواده ای به هتل آمدند. ما هم در لابی بودیم با من صحبت کردند و گفتند پسرم وقتی دیروز حسن یزدانی آسیب دید دوست داشت با حسن یزدانی عکس بگیرد. پسرمان خیلی ناراحت شد و گریه کرد. ما پروازمان صبح بود انداختیم شب. نتوانستیم او را آرام کنیم و گفت می خواهد با حسن یزدانی عکس بگیرد. باور کنید این فقط از آدمی مثل حسن یزدانی برمی آید. وقتی به او زنگ زدم گفت چشم و زیر ۵ دقیقه از اتاقش به لابی آمد و خیلی با خوشرویی با این بچه در آن شرایط سخت برخورد کرد و خندید.
*حسن شب بعد از باختش در اتاقش ضجه می زد
روراست بگویم شب بعد از باخت دیدم چطور حسن یزدانی در اتاقش گریه می کرد و چه ضجه هایی می زد. این حسن یزدانی را ما باید بزرگ کنیم. آی کشتی گیران بخدا حسن یزدانی یک ذره پودر هم نمی خورد اما کار می کند. حسن یزدانی روح بزرگی دارد. به نظر من از لحاظ علمی اصلا او المپیک نباید کشتی می گرفت و این حسن بود که توانست. حسنی که از ۹ سالگی کشتی گرفته از نوجوانان کشتی گرفته و خیلی از مقاطع چه در نوجوانان یا جوانان و بزرگسالان وزن کم کرده است. حسن از ۷۰ کیلوگرم در بزرگسالان شروع کرد همان موقع هم ۵ یا ۶ کیلو وزن کم می کرد. برای چه او سال به سال یک وزن بالا می رفت. بدنش تحلیل می رفت اما انقدر روح بزرگی داشت به المپیک رسید و چیزی هم کم نگذاشت. تقدیر و حقیقت این بود که شاید بدن نتوانست روح را یاری کند اما او کار خودش را کرد.

*عملکرد حسن یزدانی در وزن جدید؟
این چیزی که در لیگ دیدم خوب بود. حسن نشان داده هر جا رفته خوب بوده. شاید از ۷۰ کیلو که آمد و تنها به یک روس در جهانی ۲۰۱۵ به ماگمدوف باخت اما بعد در ۷۴ کیلو همه روس ها را برد. در ۸۶ هم مشکل او در سالهای آخر فقط با دیوید تیلور بود اما همیشه خوب بوده الان هم خوب است. حسن در ایران یک حریف دارد. چند روز پیش مسابقات دوستانه در روسیه بود که چقدر جمعیت آمده بودند. روس ها دارند تکان می خوردند دیده اند که عقب افتاده اند. کاش ما هم مردممان را از کشتی حسن یزدانی با آذریپرا یا آذرپیرا با گلیج و بابالو محروم نکنیم. وزن های دیگر هم همینطور تا باعث شور و نشاط شود.
*عباس جدیدی را رسول خادم، جدیدی کرد
من همیشه می گویم عباس جدیدی را رسول خادم، عباس جدیدی کرد رسول خادم را هم عباس جدیدی رسول خادم کرد. آن مقطع در ۹۰ کیلوگرم مبارزه کردند. یک سال رسول وزن بالاتر رفت عباس ۹۰ گرفت و سال بعد تغییر کرد. هر دو بهترین های دنیا شدند. اگر حسن یزدانی یا امیرعلی آذرپیرا هر کدام بیرون بیاید قهرمان جهان می شود. امیرعلی باید بداند کار سختی دارد و حسن هم باید مدل کشتی گرفتنش را در ۹۷ کیلو عوض کند.
امیرعلی هم واقعا خوب شده است. قدیم هر وزنی ۵ کشتی گیر درجه یک بود و در کنار آن همین تعداد درجه ۲ هم بود که گاهی درجه ۲ می توانست درجه یک را شکست بدهد. این خیلی اتفاق خوبی بود. خروجی این می تواند در دنیا خوب بشود. چه حسن یا امیرعلی.
سعدالله یف هم امسال چون مسابقات جهانی اردن است می آید و من فکر نمی کنم برد او دست نیافتنی باشد. روس ها شرایط خاص خودشان را در این ۲ یا ۳ سال داشته اند.
*در پشتوانه سازی خوب کار نکردیم
به نظر من در پشتوانه سازی خوب کار نکردیم. مثلا رحمان عموزاد با اقتدار در قهرمانی جهان اول می شود اما نفر بعدی ما در جوانان و امیدها اوت می شوند، این خوب نیست. ما باید برسانیم. ما مثلا می آییم می گوییم بر روی یونس امامی چند سال است سرمایه گذاری می کنیم. من یونس را خیلی دوست دارم اما یونس به غیر از برنز جهان دیگر مدالی نگرفت. از این طرف ما باید به فکر آنجا می بودیم. فکر کنم خوب کار نکردیم. این تفکری که ما مثلا یونس را در پر قو بخوابانیم چرا که به این معتقد باشیم ۱۰ امتیاز یونس بخاطر پنجمی دنیا برای جایگاه تیمی ما خوب است، خب ۳ سال دیگر چشم به هم بزنیم المپیک است.
*اوضاع ما در سنگین وزن خوب است
در سنگین وزن شرایط دنیا فرق می کند. وضعیت سنگین وزن ما مخصوصا بعد از المپیک که پتریاشویلی و آکگل رفتند خوب است. خوشبختانه ما ۲ یا ۳ نفر خوب داریم و بچه های دیگر هم اضافه می شوند.
*کاش معصومی به آذربایجان نمی رفت
معصومی باید رقیبش را ببرد. شاید فرار رو به جلو را نمی پسندم اما از آن طرف هم تفکر او این است که مثلا آنجا برود و مدال بگیرد. دو تا تفکر است. در گذشته هم خیلی از قهرمانان بزرگ در سایه قهرمانانی که واقعا خوب بودند چیزی نشدند. مثلا در ۵۷ کیلوگرم سابق محمد طلایی، علی دبیر، دودانگه و اویس ملاح را داشتیم که برخی از آنها زیر سایه رقیبان محو شدند. ای کاش معصومی می ایستاد و مبارزه می کرد تا حقش را بگیرد.
*گفته بودید برخی ها نذر کرده بودند تا در المپیک نتیجه نگیریم؟
خیلی آدم ها کوچک هستند. این کشتی از همه بزرگتر است. ما باید قبول کنیم کشتی مثل سکانی است که هر کس یک مسئولیتی دارد. من چیزهایی شنیدم و به من گفتند که خیلی بد می دانستم. اهالی کشتی هم بودند. دوست ندارم درباره آن ها صحبت کنم.
*عملکرد پژمان درستکار؟
بله خوب بودند. تیمی که بسته شده بود برای قهرمانی جهان بود. نوع چرخه ای که تعریف شده بود برای این بود که تیمی در بیاید که بتوانند امتیاز یا مدال بگیرند.
*چرخه انتخابی تیم ملی را قبول ندارم
خیلی شفاف بگویم من این چرخه را قبول ندارم. من میگویم بچه های ما باید بیایند کشتی بگیرند. چرا مهدی یوسفی سال گذشته با مهدی یوسفی الان از نظر کیفی پایین تر بود. ابوالفضل رحمانی همینطور. چرا یوسفی نباید با نخودی بگیرد؟ در همین لیگ نخودی با شیخ اعظمی کشتی نزدیکی داشت. چرا این ها نباید با هم کشتی بگیرند؟ می گوییم تماشاچی نداریم خب تماشاچی بیاید کشتی چه کسی را ببیند؟ چرا برای فینال لیگ انقدر تماشاگر آمد؟ چون آمدند که کشتی حسن یزدانی با گلیج را ببینند. ابتدای کار هم به دبیر وقتی این چرخه را نوشتند گفتم منطقی نیست و خیلی از کشتی گیران حذف می شوند. همین الان کسانی که قهرمانی کشور می گیرند نفر اول یا دوم آسیا نشوند حذف می شوند. خب این ها برای کجا باید تمرین کنند؟ بالاخره کشتی نفر دوم سوم دهم و حریف تمرینی می خواهد.

*چرخه را فدراسیون باید بنویسد و سرمربی اجرا کند
یک مدل انتخابی تیم ملی بود که مکتوب به علی دبیر هم دادم. کلی هم بگویم این خوب نیست هر سال یک چرخه بنویسیم. این نمی شود. به اعتقاد من فدراسیون باید چرخه را بنویسد و سرمربی مجری آن باشد. نه اینکه من سرمربی بنویسم و فدراسیون اجرا کند. خیلی جاها چرخه وسط کار می ماند و بعد بیانیه ای می شود.
*درباره کامران قاسمپور اشتباه استراتژیک داشتیم
به نظر من خیلی شفاف بگویم ما راجب کامران قاسمپور اشتباه استراتژیک می کنیم. یک جا احساسی تصمیم گرفتیم و گفتیم کامران به یکباره به ۹۷ کیلوگرم برود. مثلا در جام جهانی در آمریکا یک دفعه در تفکر خودمان می گوییم کامران به ۹۷ برود اسنایدر را می برد. فیروزپور در ۹۲ می برد و علیرضا کریمی والنسیا را می برد و تیمی اول می شویم. کامران اگر قرار است با اسنایدر در آمریکا بگیرد باید قبل از آن دو تورنمنت برود و آمادگی قبلی داشته باشد.
*کامران دیگر کشتی گیر ۸۶ کیلوگرم نیست
این چیزی که من از کامران دیدم روراست بگویم شاید هم خیلی ها بگویند اشتباه می گویم اما کامران کشتی گیر ۸۶ کیلوگرم نیست. آن چیزی که من می بینم، کامران در مسابقات جهانی نشان داد وقتی به والنسیا خورد و تحت فشار قرار گرفت ۳ دقیقه دوم کم کرد چون کامران کشتی گیری نیست که در ۶ دقیقه روی گارد بایستد. دوران اوج کامران را اگر بخواهیم حساب کنیم ۲۰۲۱ نروژ بود که با کاکس دلاورانه کشتی گرفت و کاکس خوب را برد. آن فرق می کند اگر همش داریم آن را نگاه میکنیم اما کامران حال حاضر آن کامران نیست. درصد چربی بدن کامران پایین است و همه بدنش عضله است. با وزنی هم که بخواهد کم کند از عضلاتش کم می شود و کارآیی او پایین می آید. الان هم در ۸۶ چند کشتی گیر هستند که نزدیک به هم کار می کنند. یک زمان در ۸۶ کیلو حسن یزدانی و دیوید تیلور بودند همه از ۸۶ فرار و به ۹۲ می رفتند اما الان همه امیدوار هستند و دارند کار می کنند. من کار کامران را سخت می بینم.
*بهترین کشتی گیر داخلی؟
با اختلاف حسن یزدانی بهترین کشتی گیر ماست.
*دیوید تیلور بهترین کشتی گیر خارجی
این را بگویم تیلور درست است در ۹۲ به سعداالله یف باخت اما جاودانه از کشتی رفت. کشتی گیری که یک کسی مثل حسن یزدانی را می برد خیلی بزرگ است.
*بهترین خاطره؟
اینکه عضو کوچکی از خانواده کشتی هستم.

*بدترین خاطره؟
کشتی مثل زندگی است و بالا و پایین دارد باید در بالا مغرور نشد و در پایین ضعف نشان ندهیم. اگر با باخت بد کنار بیایی همیشه می بازی و با برد مغرور شوی کیفیتت پایین می آید.
* دیگر در رده ملی کار نمی کنم
۵ تا ۶ سال گذشته خیلی در فشار بودم. آدم رفیق بازی هستم و خیلی جاها می روم. حالم با کشتی خوب است و الان کارم را انجام می دهم دیگر دنبال بحث کار در تیم ملی نیستم.
*امیدوارم وضع معیشت مردم بهتر شود
امیدوارم کشتی ما روزهای بهتری داشته باشد و حال مردم ما بهتر شود. من بچه جنوب شهر هستم. در جایی که زندگی می کنم افراد سطح پایین را می بینم. امیدوارم بحث معیشت مردم بهتر شود و دولتمردان کاری کنند که آرامش و رفاه به زندگی مردم وارد شود.
انتهای پیام
محسن کاوه مربی قدیمی و کارکشته کشتی ایران، دهه هاست چه در عرصه ملی یا باشگاهی در حال خدمت به کشتی ایران بوده و قهرمانان زیادی را در کشتی ایران پرورش داده است.
کاوه طی سال های گذشته با فدراسیون های مختلفی کار کرد اما نقش او پس از روی کار آمدن علیرضا دبیر به عنوان رییس فدراسیون کشتی پررنگ تر از همیشه شد تا جاییکه بسیاری او را مرد همه کاره کشتی آزاد ایران دانستند.
کاوه در دوران ریاست علیرضا دبیر هدایت تیم ملی جوانان و مدیریت فنی تیم های ملی را بر عهده گرفت اما در فاصله ۸ ماه مانده به المپیک، علیرضا دبیر در اقدامی غیرمنتظره محسن کاوه را جانشین پژمان درستکار کرد تا کاوه هدایت تیم ملی را در المپیک ۲۰۲۴ پاریس بر عهده بگیرد.
در شرایطی که انتظار می رفت کشتی آزاد در المپیک به ۲ یا ۳ مدال طلا برسد اما رحمان عموزاد در اوج آمادگی در فینال مغلوب کشتی گیر نخبه ژاپنی شد، حسن یزدانی در فینال کتفش درآمد و شکست خورد و امیرحسین زارع نیز با نمایشی عجیب و دور از انتظار به پتریاشویلی پا به سن گذاشته باخت تا ۳ نقره جایگزین ۳ طلا شود و دست شاگردان محسن کاوه از مدال طلای المپیک دور بماند.
کاوه بعد از المپیک از هدایت تیم ملی کناره گیری کرد تا بار دیگر پژمان درستکار هدایت تیم ملی را بر عهده بگیرد.
کاوه بعد از المپیک نیز همچون همه سال هایی که دور از تیم های ملی بوده به باشگاه خود بازگشت و مثل همیشه مشغول به کار شد.
محسن کاوه با حضور در استودیوی خبرگزاری ایسنا، مصاحبه ای جذاب و خواندنی با خبرنگار ایسنا درباره اتفاقات سال های اخیر داشت و ضمن مرور اتفاقات المپیک، از ایجاد دو قطبی رسول خادم و علیرضا دبیر انتقاد کرد و این را به ضرر کشتی ایران دانست.
گفتگوی ۹۰ دقیقه ای محسن کاوه با ایسنا را در ادامه می خوانید:
* توسط برادر بزرگم وارد کشتی شدم
متولد محله خزانه بخارایی هستم که زمان ما جنوبی ترین نقطه تهران بود اما الان می توان گفت تا حدی مرکز شهر شده است. من هم مثل بچه های آن موقع خیلی فوتبال دوست داشتم و بازی هایی مثل الک دولک، تیله بازی، گل کوچک خیلی بازی می کردیم.
سال ۵۴ چون اخوی بزرگ ما کشتی می رفت، من هم یکی دو ماهی کشتی می رفتم اما مسابقه ای و حریف نداشتیم تا اولین دوره مسابقات نوجوانان که خدا رحمت کند مربی داشتیم به نام آقای مهرآموز که اهالی کشتی به اسم حسین قلی او را می شناختند به اخوی من گفت داداش کوچکت را بیار و من تا اواخر ۱۴ سالگی کشتی را در نوجوانان ادامه دادم.

* در مسابقات جهانی بوداپست آسیب دیدم
من ۳ یا ۴ جلسه کشتی گرفتم. آن زمان کشتی را زیاد تماشا می کردم چون آقا یوسف برادرم کشتی میگرفت. در مسابقات تهران اول شدم. بعد قهرمانی کشور دوم شدم که به عبدالله زروک از مازندران باختم. ۲ یا ۳ ماه بعد قرار بود تیم ایران به عراق برود. در انتخابی تیم ملی اول شدم و به عراق رفتم. اوایل سال ۵۷ قبل از انقلاب با تیم جوانان به یک مسابقه در آمریکا رفتم که سوم شدم. تا اینکه سال ۶۱ عضو تیم ملی بزرگسالان شدم. مثل الان خیلی مسابقه نبود. جام ۲۲ بهمن یا تختی کشتی گرفتم و سال ۱۹۸۵ جهانی بوداپست رفتم که متاسفانه در کشتی دوم پایم آسیب دید. در مسابقات قهرمانی آسیا در تهران هم دوم شدم و به کشتی گیر ژاپنی که چهارم جهان بود باختم.
* نفر اول تیم ملی حاضر به مبارزه با من نشد
به نوعی نفر دوم تیم ملی بودم و قرار بود با نفر اول تیم ملی انتخابی بگذارند. برابر علیرضا امیری الیاس که آن موقع قهرمان جوانان جهان بود و خیلی کشتی گیر خوبی بود و الان خارج کشور زندگی می کند و یک کشتی گیر دیگر پیروز شدم. بعد به مدت دو هفته قرار بود با نفر اول تیم ملی مبارزه کنم اما من هر بار آمدم او نیامد کشتی بگیرد. دوران خیلی بدی بود و همین موضوع باعث شد ۴ دفعه وزن کم کنم و در فینال قهرمانی آسیا تایم دوم کم آوردم و دوم آسیا شدم.
*خیلی زود مربیگری را شروع کردم
زمان کشتی گیری هم به نوعی مربیگری می کردم. خیلی دوست داشتم و زود به عرصه مربیگری آمدم. مربی بودم که خودم هم تمرین می کردم. ۲ دفعه در لیگ کشتی گرفتم. امین زاده و اعتصامی در تیم سازمان گوشت بودند. سال ۶۸ یا ۶۹ با نفری که می خواستند قرارداد ببندند نیامد و با توجه شناختی که از من داشتند و چند شاگرد من هم در سازمان گوشت بودند به عنوان مربی به آنجا رفتم.
* قهرمانان جهان و المپیک برای تمرین پیش من می آمدند
خیلی زود به مربیگری آمدم. هر جا که رفتم و شروع به کار در مربیگری کردم یک پایگاه خیلی خوبی شد و کشتی گیران خوبی می آمدند. آن ها که قهرمان جهان و المپیک شدند، رییس فدراسیون، سرمربی و مربی تیم ملی شدند. این افتخار را داشتم که خیلی از بچه ها پیش ما برای تمرین آمدند و هیچوقت دوست نداشتم بگویم فلانی شاگرد من بوده. من هیچوقت مربی پایه نبودم و آن ها که کشتی گیران خیلی خوبی بودند پیش من می آمدند. زمان آقای خادم برگه ای به کشتی گیران می دادند که اسم مربی های سازنده شان را بنویسند و من می گفتم هر مربی که اول رفتید را بنویسید.
*مربی نباید به کشتی گیر احتیاج داشته باشد
مربی نباید هیچوقت به کشتی گیر احتیاج داشته باشد کشتی گیر است که به مربی احتیاج دارد و همیشه این بحث در کارم نمود داشته است.
* اولین بار دبیر و طلایی را به تورنمنت های خارجی بردم
سال ۱۹۹۷ وارد تیم ملی شدم. زمان حضور طالقانی و ترکان در فدراسیون کارهای خوبی می شد و من دو سه تیم را خودم به تورنمنت های خارجی بردم. یک تیم منتخب ایران به تورنمنت های دانکلوف و یک تیم به یاشاردوغو بردم. در تیم دانکلوف مثلا محمد طلایی و مهرداد سعدی نژاد که کشتی گیران خوبی بودند و تقربیا نفر دوم تیم ملی بودند حضور داشتند یا در یاشاردوغو نفراتی که دوم یا سوم تیم ملی بودند مثل علیرضا دبیر و خیلی های دیگر حضور داشتند. قبل از آن من تیم های تهران را به کشوری می بردم و وقتی اول می شدند مسئولان به من اعتماد کردند و تیم ها را به من می سپردند.

*روزهای خوبی را با امیر خادم داشتم
برای اولین بار می گویم سال ۱۹۹۷ حاج آقا طالقانی که آن زمان رییس فدراسیون بود به امیرخادم هم مدیر تیم های ملی بود من را توصیه کرد چون خادم اعتقادش کسان دیگری بود و افراد دیگری را آورده بود. با هم صحبت کردیم. بعد از آن مسابقات جهانی کراسنویارسک روزهای خیلی خوبی را در کنار امیرخادم داشتم. شروع کار من در تیم ملی از جهانی ۹۷ کراسنویارسک و ۹۸ تهران بود. بعد از آن هم در دوره هایی نبودم و رفت و آمد داشتم.
*امیر خادم مشورت پذیر بود
همین الان هم ارتباط خیلی خوبی با ایشان(امیررضا خادم) دارم و ایشان را انسان بسیار فرهیخته ای می دانم. وقتی می دید من منطقی صحبت می کنم قبول می کرد و مشورت پذیر بود. الان هم ارتباط خیلی خوبی با هم داریم.
* بر خلاف خیلی از مربیان همیشه در باشگاه کار کردم
با سند می گویم و نه شعار. کسانی که مربی تیم ملی می شوند عاشق کشتی هستند اما وقتی کنار می روند اصلا در کشتی نیستند اما من حتی مربی تیم ملی بودم باشگاه داشتم و بیشترین افرادی که ناراحت می شدند شاگردان من بودند. من حتی در زمان تعطیلی اردوهای تیم ملی به باشگاهم می رفتم. در آن زمان هایی هم که مربی تیم ملی نبودم در باشگاه کار می کردم. مثلا از ۱۹۹۷ که استارت زدم در سال های ۹۹ و ۲۰۰۰ نبودم اما در باشگاه بودم و خیلی فعالیت داشتم.
*به رسول خادم خیلی اعتقاد داشتم
فکر کنم سال ۲۰۱۳ یا ۲۰۱۴ مسابقات جام جهانی بود دعوت شدم و با رسول خادم جلسه داشتم اما شاید آن خواسته هایی که من به عنوان مربی داشتم وجود نداشت. خیلی ها من را محکوم می کنند که با هر کسی کار کردم اما من به هر طریقی کار نمی کنم. با رسول خادم کار کردم و خیلی هم دوستانه جدا شدم چرا که در حوزه کاری دیدم محدود هستم. آقای خادم مثلا در بحث برنامه ریزی تمرین و کارهای دیگر خیلی پای کار بود و برنامه ریزی می کرد. اعتقاد داشتم که بیشتر باید مشورت می کردند. روراست بگویم در اصول کاری شاید ایراداتی می توانستم بگیرم اما انجام نمی شد. به ایشان خیلی اعتقاد داشتم. برای جام جهانی آمریکا حتی به دوبی هم رفتیم و ویزای من هم گرفته شد ولی خب دیدم در این بحث ها نمی توانم کاری کنم خیلی دوستانه نشستیم و ایشان هم خیلی محبت داشت و جدا شدیم. چیزی هم نبود. برای اولین بار میگویم چون برادر من آمریکا زندگی می کند حتی به من گفت اگر می خواهی در این سفر همراه تیم باش که گفتم نه اگر بخواهم بروم بعدا خودم آمریکا می روم. بخاطر سلیقه کاری بود و اینکه بخواهیم بگوییم اختلاف داشتیم اصلا اینطور نبود.
*پیشنهاد نعمتی را قبول نکردم
من نسبت به آقای بهروز نعمتی (سرپرست فدراسیون کشتی بعد از استعفای رسول خادم) شناخت زیادی نداشتم و فقط می دانستم آدم سیاسی است که عضو هیات رییسه آقای خادم بود. بعدا که سرپرست شد یادم است من را برای کمیته فنی مسابقات ۲۰۱۹ دعوت کردند. دو سه بار صحبت کردیم ایشان به من نزدیکتر شد و یک سری صحبت داشتیم. بعدا به من پیشنها سرمربیگری تیم ملی را دادند. همان موقع هم تمرین می دادم. یکی از دوستان که خیلی به ایشان نزدیک بود سر تمرین بودم چند مرتبه به من زنگ زده بود من فکر کردم شاید اتفاق خاصی افتاده است. من هیچوقت چه در باشگاه یا تیم ملی مثل خیلی از آقایان نیستم که موبایل به من وصل باشد. بعد از تمرین موبایل را دیدم که گفت آقای نعمتی می خواهد شما را حتما ببیند. بعد خیلی اصرار کردند برای سرمربیگری تیم ملی که من نپذیرفتم و به عنوان مدیر تیم های ملی انتخاب شدم. روزی هم که آقای نعمتی رفتند با علی دبیر ادامه کار دادم. به غیر از بحث مدیریت به عنوان سرمربی جوانان کار کردم و ۳ سال خوب با بچه ها داشتیم.
* ۳ بار سرمربیگری تیم ملی را رد کردم
۳ بار پیشنهاد هدایت تیم ملی به من شد. حتی زمان یزدانی خرم هم به من پیشنهاد سرمربیگری بزرگسالان شد که قبول نکردم گفتم همینطوری کار می کنم. زمان حاج آقا طالقانی که قرار بود به جهانی ۲۰۰۵ بوداپست برویم این پیشنهاد شد اما چون ما تازه از المپیک آتن آمده بودیم آقایان عسکری محمدیان، امیر توکلیان و غلامرضا محمدی را به پیشنهاد من آوردیم و ۴ تایی چرخاندیم.

* طوری حرف میزنند که انگار هیچوقت در کشتی نبوده ام
من خیلی اهل دنیای مجازی و اهل اینکه هر روز با پیج ها تماس بگیرم نیستم. یک زمان هایی تهمت هایی در پیج ها به من می زنند که انگار من اصلا در کشتی نبودم. اینکه چه کسانی پیش من تمرین می کردند. ده تا دوازده قهرمانی کشور تیم تهران را بردم، چند قهرمانی جهان بزرگسالان و جوانان، بازی های آسیایی و المپیک بودم اما صحبت هایی می کنند انگار که من همین الان آمده ام.
*جزو هیچ باندی نیستم
من هیچ کس را ندارم و این را بگویم که جزو هیچ باندی نیستم. خودم مستقلم و هر جا که ایده و تفکراتم غالب نباشد و موقعیت کاری نباشد خیلی راحت و آرام به باشگاه خودم می روم و تمرین می کنم. همین کاری که الان می کنم.
* برای رییس فدراسیون شدن دبیر تلاش کردم
آقای دبیر چند سالی نبودند و قبلا در شورا بودند و شناخت کافی از بدنه کشتی آن موقع نداشتند چرا که دور بودند. خب آدم های کشتی عوض می شوند. من یک آشنایی داشتم و دوستان محبت داشتند ارتباطاتی می گرفتیم. چند سفر استانی هم با رفتیم. همه این ها بخاطر این بود که اعتقاد داشتم ایشان می توانست به کشتی کمک کند.
*کشتی گیران می گفتند هر کجا شما باشی می آییم
خیلی شفاف بگویم. من مدیر تیم ملی بودم ۸ میلیون تومان حقوق می گرفتم. این هم بگویم بنده نه کار آزاد دارم نه کارمند جایی هستم که حقوق بگیرم. برخی حتی موقعی هم که فدراسیون نیستند یک سال یک سال نامه می گیرند تا سرکار نروند. من زندگی داشتم و با رییس فدراسیون صحبت می کردم. یک مورد بگویند فلانی زور گفت به ما. یکسری کشتی گیر همیشه به من میگفتند هر کجا شما باشی می آییم. نه الان بلکه در گذشته هم همین بود. یک سال با تیم نفت صحبت هایی کردیم ولی ما را دواندند. گفتند خارجی نگیر یا اگر تیم اول نشود ۳۰ درصد از قرارداد بچه ها را کم میکنیم یا سوم نشود ۴۰ درصد کم می کنیم. گفتم من اینجوری کار نمی کنم. صحبت کردیم رفتیم تیم دیگر و موفق بودیم. این بچه ها به من اعتقاد داشتند و هر کجا که می رفتم می آمدند.
*اصلانی تحت تاثیر بقیه علیه من مصاحبه کرد
مثلا محمد اصلانی وقتی در تیم تاکستان بودم خود او هم مربی تیم بود. بعدا تحت تاثیر افراد دیگر آمد صحبت هایی را مطرح کرد. من گفتم خود شما با من بودی چرا این حرف ها را می زنی؟ ما یک کشتی گیر به اسم شهداد خسروی داشتیم. او لیگ یک بود نفر اول انتخابی من بود و من باید ۲۵ روز بعد او را به قهرمانی آسیا می بردم. همه پیامک ها را دارم. با من صحبت کرد گفتم پسرجان صلاح نیست در لیگ کشتی بگیری. گفت به این پول احتیاج دارم. گفتم باشه فقط یک کشتی بیشتر نگیر. او هم با تیمش صحبت کرده بود. یک کشتی برایشان در نوبت صبح گرفت بعد به او گفته بودند بعد از ظهر هم کشتی بگیر که گفته بود فلانی به من گفته یک کشتی بگیر. بله من گفته بودم خب می گذاشتید بعد از ظهر کشتی بگیرد. بعد چه حرف هایی درآمد چه استوری هایی گذاشتند. من حقیقتا خیلی ناراحت شدم چون خلاف واقع بود. بعد همان ها که استوری گذاشتند با گل آمدند عذرخواهی کردند.
*هیچ وقت از قدرتم در لیگ استفاده نکردم
هیچ موقع من از قدرتی که به عنوان مدیریت داشتم استفاده نکردم. اگر حرفی به کشتی گیر می زدم مثلا انقدر برایت پول می گیرم ادا می کردم و بچه ها هم می آمدند و مشکلی نداشتیم.
* این لیگ به کشتی ما کمکی نمی کند
لیگ امسال را در ۳ بخش می توانیم تعریف کنیم. یکی اینکه تیم هایی که آمدند مخصوصا بانک شهر و استقلال بار مالی خوبی داشتند. حتی خیبر هم بار مالی خوبی داشت. ستارگان هم نسبت به گذشته بودجه بهتری گرفته بود. خب این پولی که وارد کشتی می شود اتفاق مثبتی است. یک بحث دیگر این است که بگوییم این لیگ آیا به کشتی ما کمک می کند؟ من خیلی حرف ها دارم. این لیگ اصلا به کشتی ما کمک نکرد.
* نتوانستیم از حضور کشتی گیران روس در ایران بهره ببریم
ما یک سری نیروهایی داشتیم که مجانی می توانستند جلوی نخبه ها کشتی بگیرند. حتی داخلی های ما هم خوب رو در رو با هم کشتی نگرفتند. شاید دوستان ناراحت شوند اما عیب ندارد من حرفم را می زنم. مثلا ای کاش میلاد والی زاده با کشتی گیر ۵۷ کیلوگرم روسی بانک شهر کشتی می گرفت. اصلا خالی گذاشتند. نه والی زاده نه سرلک نه کسان دیگری را گذاشتند که اصلا خوب نبود. ای کاش ابراهیم خواری با شامیل ممدوف کشتی می گرفت. ای کاش علی کرم پور که در آینده حرف های زیادی برای گفتن دارد یا رضایی با سیداکوف کشتی می گرفتند این دوتا دیگر کجا می توانند سیداکوف را ببینند؟ سیداکوف از آن سر دنیا ایران می آید و فکر کنم برای آن کشتی ۱۰ هزار دلار گرفت اما ما علی کرم پور یا رضایی را جلوی او نگذاشتیم تا کشتی بگیرند. یا مثلا مهدی یوسفی کجا می توانست مقابل نخودی کشتی بگیرد چرا نگرفتند؟ یا ابوالفضل رحمانی مقابل کادیف روس که آماده هم نبود کشتی نگرفت. در گذشته نیروهای جوانی می آمدند و در لیگ خودشان را نشان می دادند و بعدا این نیروهای جوان می آمدند و برای نفر اول تیم ملی شاخ می شدند.

* لیگ امسال کیفی نبود
استنباط من این بود که این تیم خالی کرده که برود سوم شود. در حالی که این پتانسیل وجود داشت و اگر این نفرات می آمدند کشتی می گرفتند به نفع کشتی ما بود. جالب است در تیم ها هم مربیان تیم ملی و هم تیم ملی جوانان داشتیم که خوب بود. لیگ به اندازه کیفی زیاد خوب نبود. مثلا کادیف با عزت الله اکبری ما کشتی می گیرد که کشتی اش تمام شده. این ایراد ها بود.
* اتفاقات خوبی در هفتم تیر رخ نداد
تماشاگران استقبال خیلی خوبی داشتند اما سالن هفتم تیر نهایتا حدود ۲ هزار نفر گنجایش دارد. ای کاش فضای بهتری تدارک دیده می شد. آلارم هایی از قبل بود چرا که در جویبار و تنکابن جمعیت زیادی آمده بودند اما در سالن هفتم تیر اتفاقات خوبی رخ نداد.
* کشتی از دو قطبی دبیر و خادم ضربه می خورد
کشتی ما نباید دوقطبی باشد. کشتی ما باید یک قطب باشد. همه فکر کنند همه چیزشان کشتی است. اینکه هی بگوییم یک گروه رسول خادم و یک گروه علی دبیر، خوب نیست. بابا این ها هر دو قهرمان بزرگ ما هستند و باید بیایند در کنار هم به کشتی کمک کنند. ما نباید به سمتی برویم که جدا کنیم. متاسفانه یکسری از کسانی که می توانند به کشتی کمک کنند بخاطر این دو قطبی از کشتی دور شده اند و کشتی ما دارد ضرر می کند. همه می گویند به جای اینکه قهرمان باشید پهلوان باشید. همه از کشتی اخلاق و جوانمردی را دنبال می کنند. هیچ کس دوست ندارد در کشتی به کسی توهین شود. در هیچ ورزشی نباید باشد اما از کشتی توقع بیشتری است. این دو قطبی نباید به کشتی ما آسیب بزند اما من می بینم دارد ضربه می زند. این خوب نیست و نباید اینطور باشد. خیلی حرف ها را نمی شود زد اما بخدا این به ضرر کشتی ما و هم رسول خادم و علی دبیر است. این دو قطبی بودن به آن ها هم ضربه می زند. مثلا من نوعی برای خود شیرینی نباید به این موضوع دامن بزنم و پست و استوری بگذاریم.
*چرا یک نماینده مجلس ۵ تا پیج دارد
بابا این دنیای مجازی را کنار بگذاریم. متاسفانه ما ایرانی ها بلد نیستیم خوب از دنیای مجازی استفاده کنیم و به بدترین شکل از آن استفاده می کنیم. این دنیای مجازی خیلی از خانواده های ما را از بین برد و آسیب جدی به خانواده و ورزش زده است. مثلا سر در نمی آورم که یک نماینده مجلس ۵ تا پیج دارد. این ها به ضرر ماست.
*بد است که مربی به کشتی گیر بگوید برای من استوری بگذار
خیلی بد است که من مربی به این پیج و آن پیج زنگ می زنم که اینطوری بنویس و این کار را بکن یا زنگ می زنم به کشتی گیر که چرا استوری برای من نگذاشتی. بابا یعنی چه؟ بگذارید آن بالایی ببیند.
*دبیر قبول نکرد میان او و درستکار وساطت کنم
حقیقتا بار اول است میگویم. یک صحبتی شد. اختلافاتی با درستکار داشتند و به این نتیجه رسیدند. صحبتی هم با آقای هاشمی وزیر ورزش کرده بودند به این نتیجه رسیدند که من سرمربی تیم ملی شوم. این ها با هم صحبت کرده بودند و فکر می کنم تمام این ها در ۴ یا ۵ روز اتفاق افتاد. بعد هم با من صحبت شد و من در عمل انجام شده بودم. من گفتم نه و بگذارید من مثل چند مرتبه قبل از آن که آمدم و وساطت کردم این بار هم وساطت کنم اما علی دبیر گفت نه من دیگر نمی خواهم و باید این کار را انجام بدهم.
*روزهای سختی تا المپیک داشتم
شرایط سختی بود. خیلی روزهای سختی تا المپیک داشتم. یک چیزی در حدود ۷ تا ۸ ماه تا المپیک داشتیم. تیم ۲ یا ۳ سال با تفکرات یک کادر و نحوه آمادگی جسمانی کار کرده بود. من چند تا بچه ها را وارد کردم مثلا مهدی تقوی و احسان لشگری را وارد کردم. احسان متاسفانه عجول بود و برای بار اول میگویم مصاحبه ای کرد که خلاف واقع بود. تمام تلاش من این بود که در آن برهه در تیم آرامش باشد.
*ماجرای جدا شدن احسان لشگری از کادر فنی پیش از المپیک
یک اتفاقی سر تمرین افتاد. برای بار اول میگویم ما تقسیم کار کرده بودیم که چه مربیانی با کدام کشتی گیران کار کنند. چند بار خود کشتی گیران می گفتند مثلا فلانی به ما می گوید چه کار کن. در مورد یک کشتیگیری که مربوط به ایشان نبود من دوستانه گفتم احسان جان وظیفه شما این است که با فلان کشتی گیران کار کنی. خیلی به او برخورد و به من اطلاع دادند احسان با ماشین از کمپ رفته است. واقعا مسئله ای نبود و بدون اینکه با من صحبتی کند رفت. این بساط خوب نبود و بعد مصاحبه کرد و چیزهایی گفت که اصلا حقیقت نداشت اما من گذشت کردم.
*مدال های کشتی آزاد در المپیک زیر مدال های کشتی فرنگی محو شد
روزهایی بود که باید تیم را با یک روحیه خوب به المپیک می رساندیم. ما باید ببینیم چه داشتیم و چه بدست آوردیم. برای اولین بار است این صحبت ها را مطرح می کنم. ۴ مدال ما زیر مدال های خوشگل فرنگی کاران محو شد.

*حسن یزدانی بخاطر المپیک خیلی زود برگشت
رحمان عموزاد سال قبل پنجم دنیا شده بود اما در المپیک دوم شد. او سال قبل به موسکایف و ممدوف باخته بود اما در المپیک موسکایف را زیر ۳ دقیقه ده بر صفر کرد و روند رو به رشدی داشت. در ۷۴ یونس امامی را داشتیم که چامیزو را برد و به کایل دیک باخت. او در سطح خودش بود. در ۸۶ حسن آقای یزدانی بعد از دوران آسیب دیدگی کتف، بخاطر المپیک خیلی زود برگشت. او به مجارستان رفت و مشکلی هم نداشت و انتخاب شد. در فینال واقعا حسن یزدانی ۵ دقیقه یک دستی کشتی گرفت.
*آذرپیرا بهترین کشتی هایش را در المپیک گرفت
در مورد آذرپیرا همین الان هم می گویم بهترین کشتی هایش را در المپیک گرفت. او به این خود باوری رسیده بود که تاج الدین اف را می تواند ببرد. تا یک دقیقه به آخر ۳ تا جلو بود و فکر می کرد کشتی تمام شده است. او اسنایدر را برد خب اینکه کشتی گیر آمریکا را در المپیک ببرید کار راحتی نیست. اینکه خیلی از آمریکایی ها را در تورنمنت ها ببریم بزرگ کنیم نه، اما این ها که به المپیک می آیند فرق می کند.
*نقطه تاریک تیم ما امیرحسین زارع بود
تنها نقطه تاریک در تیم ما امیرحسین زارع بود. فینال او در المپیک شامل دو قسمت است. اول اینکه به نظر من اصلا انگار قرار بود طلا را به زارع ندهند. آن اتفاقاتی که در کشتی افتاد و پتریاشویلی هر موقع که می خواست کشتی را قطع می کرد و داوران هم هیچ تذکری به او نمی دادند. از آن طرف روز بد کشتی امیرحسین زارع بود. زارع فکر می کرد کار تمام شده است و راحت می برد. هر کشتی گیری خطرناک است و حریف نمی آید که ببازد بلکه تو باید او را ببری. حسن یزدانی هم که آنطور شد.
*به سوریان گفتم رحمان حنابندان را با عروسی اشتباه گرفت!
کشتی که رحمان عموزاد امسال با حریف ژاپنی گرفت خیلی متفاوت بود و این ژاپنی شباهتی به المپیک نداشت. من هم در المپیک احساس خطر کردم. سوریان شاهد است وقتی قبل فینال رحمان آن شادی خاص را کرد همان جا داد زدم و سعی کردم کنترلش کنم. به مزاح هم به حمید سوریان گفتم رحمان حنابندان را با عروسی اشتباه گرفته است!
*رحمان در فینال المپیک مثل همیشه نبود
رحمان در فینال المپیک رحمان همیشگی نبود. حریف ژاپنی را قبل از المپیک در مجارستان دیده بودم. او کشتی های خوبی گرفت اما همانجا مقابل آذربایجان گیر افتاد. تنها کشتی گیری که احساس خطر می کردم همین ژاپنی بود. خیلی او را آنالیز کرده بودیم. البته یکسری حرف هایی می زنند. من اهل پاسخ دادن و ارتباط با پیج ها نیستم. خطرناکترین حریفی که برای رحمان میدیدم همان ژاپنی بود. رحمان روز اول عالی بود اما حالا بحث روحی روانی بود و اینکه ژاپنی از فرصتی که گیرش آمد به بهترین شکل استفاده کرد. به هر حال زارع هم باید حتما طلا می گرفت. همه این اتفاق در کشتی رحمان در ۱۵ ثانیه افتاد.
* به عموزاد و زارع گفتم می توانستید بهتر کار کنید
اعتقادم این است وقتی کشتی گیر بیرون می آید بخاطر باختی که کرده به اندازه کافی تحت فشار است و باید بگذاریم آرام شود. بعد با خود او یا زارع هم صحبت کردم گفتم می توانستید بهتر کار کنید و برای آینده این اشتباه را نکنید.
*نگران بودیم برای حسن یزدانی در المپیک اتفاق بدی نیفتد
همین ترنت هیدلای که امسال با اقتدار در جهانی در وزن ۹۲ کیلوگرم قهرمان شد شد را حسن در مسابقات بوداپست قبل از المپیک با اختلاف ۱۰ امتیاز برد. حسن در آن مسابقات خوب بود. آنچه مشخص بود حسن عزمش را جزم کرده بود در المپیک کشتی بگیرد و صاحب بهترین مدال شود. بله ما نگران بودیم و در خفای خودمان صحبت می کردیم اما به حسن نمی گفتیم. برای کشتی گیری مثل حسن که وزن کم کن است و کتفش هم آسیب دیده، بیاید عمل کند و در حدود ۶ یا ۷ ماه بعد از عمل فیزیوتراپی و حرکات اصلاحی زمان می خواست با حریف سبک مرور کند و بعد تا بخواهد کشتی بگیرد، این ها کارهایی بود که به زمان کافی نیاز داشت. حسن روز دوم المپیک برای فینال دوباره وزن کم کرد. حسن وزن کم کن است و بخاطر بدنش خوب وزن کم می کند. بدن داریم ۴ کیلو وزن کم کند نمی تواند کشتی بگیرد اما یک کشتی گیر ۸ کیلو هم وزن کم کند می تواند کشتی بگیرد.
* چرا کتف یزدانی در فینال المپیک درآمد؟
بعد از آن اتفاق صحبتی که با حسن کردیم و بعد از آن هم با چند دوست متخصص پزشک جراح و فیزیوتراپ صحبت کردم بیشتر آن ها این را گفتند که چون روز دوم المپیک هم او وزن کم کرد عضلاتش تحلیل رفت و مفصل ها آسیب پذیری بیشتری پیدا کردند. متاسفانه روز دوم چون وزن کم کرد اول کشتی فینال این اتفاق برای او رخ داد.
*به حسن یزدانی گفتیم تیپکن اما قبول نکرد
قبل از کشتی فینال همه چیز خوب بود و حسن مثل همیشه کار خودش را انجام داد. خیلی دوستان صحبت کردند به اینکه چرا تیپ نکردید. ما حتی روز اول هم به حسن گفتیم این کار را انجام دهیم. دکتر کیهانی و دوستان دیگر هم بودند از حسن پرسیدم می خواهی تیپ کنی گفت نه راحت هستم. یکسری طوری صحبت کردند که انگار ما چیزی نمی دانیم اما نه تنها برای فینال بلکه روز اول هم به او گفتیم تیپ کن کهگفت من عادت ندارم خوبم. مثلا آذرپیرا موقعی که کشتی اش تمام شد احساس ناراحتی کرد بلافاصله دکتر کیهانی پای او را معاینه کرد آمد به من گفت پایش آسیب جدی دیده اما می تواند کشتی بگیرد. آن موقع این را به آذرپیرا انتقال ندادم. راجب حسن هم گفتیم تیپ میخواهی که گفت عادت ندارم و طبق تجویز پزشک خودش با کش کار می کرد تا عضلات دور و بر مفصل تقویت شود. کاری نبود برای حسن نکرده باشیم اما بعدها از متخصصان پرسیدیم حسن روز اول ۳ تا کشتی گرفت چه شد که روز دوم همان دقیقه اول فینال کتفش آسیب دید و تنها چیزی که گفتند این بود که چون روز دوم هم وزن کم کرده بود عضلاتش تحلیل رفت، باعث این اتفاق شد.
*حسن یزدانی وقتی می نشیند یک دیس غذا می خورد!
حسن ماشاءالله پرخور است و وقتی می نشیند یک دیس را می خورد. او وزن کم کن است و نوع بدنش و درصد چربی اش خوب است اما روز دوم تحلیل رفت. او آن زمان حدود ۹۰ تا ۹۱ کیلوگرم وزنش بود که وزن طبیعی او بود. ما دو سری کشتی گیر داریم یک سری وزن را کنترل می کنند مثلا کشتی گیر ۷۴ کیلو می گوید ۷۸ کیلو هستم اما وزن طبیعی او ۷۸ کیلو نیست و با کنترل کردن این وزن را دارد در حالیکه بخواهد کنترل نکند وزن طبیعی او ۸۲ کیلوگرم است اما حسن ماشاءالله غذا خوب می خورد و حدود ۹۰ کیلوگرم بود. درصد چربی او هم خوب بود.
*یزدانی محبوب ترین ورزشکار ایران است
حسن یزدانی بعد از فینال المپیک خیلی ناراحت بود. ای کاش انقدر به جای این حواشی کشتی به متن توجه کنیم. باید حقایق را از او بگوییم نه صحبت های واهی. حقیقت های او باید به جوانان گفته شود.به نظر من حسن یزدانی نه تنها در کشتی بلکه به اعتقاد من محبوب ترین ورزشکار ایران است. اینکه او انقدر متین و مودب باشد و به قول ما کشتی گیران فول نداشته باشد خیلی کار بزگی است. یک نفر حسن یزدانی باشد و وقتی هر چه به او میگوییم بگوید چشم؟
*ماجرای حسن یزدانی و پسری که می خواست با او عکس بگیرد
یک خاطره از او بگویم که نشان دهنده بزرگی حسن است نه اینکه بخواهیم او را الکی بزرگ کنیم. یادم است فردای مسابقه فینال او در المپیک که او آسیب دیده بود، یک خانواده ای به هتل آمدند. ما هم در لابی بودیم با من صحبت کردند و گفتند پسرم وقتی دیروز حسن یزدانی آسیب دید دوست داشت با حسن یزدانی عکس بگیرد. پسرمان خیلی ناراحت شد و گریه کرد. ما پروازمان صبح بود انداختیم شب. نتوانستیم او را آرام کنیم و گفت می خواهد با حسن یزدانی عکس بگیرد. باور کنید این فقط از آدمی مثل حسن یزدانی برمی آید. وقتی به او زنگ زدم گفت چشم و زیر ۵ دقیقه از اتاقش به لابی آمد و خیلی با خوشرویی با این بچه در آن شرایط سخت برخورد کرد و خندید.
*حسن شب بعد از باختش در اتاقش ضجه می زد
روراست بگویم شب بعد از باخت دیدم چطور حسن یزدانی در اتاقش گریه می کرد و چه ضجه هایی می زد. این حسن یزدانی را ما باید بزرگ کنیم. آی کشتی گیران بخدا حسن یزدانی یک ذره پودر هم نمی خورد اما کار می کند. حسن یزدانی روح بزرگی دارد. به نظر من از لحاظ علمی اصلا او المپیک نباید کشتی می گرفت و این حسن بود که توانست. حسنی که از ۹ سالگی کشتی گرفته از نوجوانان کشتی گرفته و خیلی از مقاطع چه در نوجوانان یا جوانان و بزرگسالان وزن کم کرده است. حسن از ۷۰ کیلوگرم در بزرگسالان شروع کرد همان موقع هم ۵ یا ۶ کیلو وزن کم می کرد. برای چه او سال به سال یک وزن بالا می رفت. بدنش تحلیل می رفت اما انقدر روح بزرگی داشت به المپیک رسید و چیزی هم کم نگذاشت. تقدیر و حقیقت این بود که شاید بدن نتوانست روح را یاری کند اما او کار خودش را کرد.

*عملکرد حسن یزدانی در وزن جدید؟
این چیزی که در لیگ دیدم خوب بود. حسن نشان داده هر جا رفته خوب بوده. شاید از ۷۰ کیلو که آمد و تنها به یک روس در جهانی ۲۰۱۵ به ماگمدوف باخت اما بعد در ۷۴ کیلو همه روس ها را برد. در ۸۶ هم مشکل او در سالهای آخر فقط با دیوید تیلور بود اما همیشه خوب بوده الان هم خوب است. حسن در ایران یک حریف دارد. چند روز پیش مسابقات دوستانه در روسیه بود که چقدر جمعیت آمده بودند. روس ها دارند تکان می خوردند دیده اند که عقب افتاده اند. کاش ما هم مردممان را از کشتی حسن یزدانی با آذریپرا یا آذرپیرا با گلیج و بابالو محروم نکنیم. وزن های دیگر هم همینطور تا باعث شور و نشاط شود.
*عباس جدیدی را رسول خادم، جدیدی کرد
من همیشه می گویم عباس جدیدی را رسول خادم، عباس جدیدی کرد رسول خادم را هم عباس جدیدی رسول خادم کرد. آن مقطع در ۹۰ کیلوگرم مبارزه کردند. یک سال رسول وزن بالاتر رفت عباس ۹۰ گرفت و سال بعد تغییر کرد. هر دو بهترین های دنیا شدند. اگر حسن یزدانی یا امیرعلی آذرپیرا هر کدام بیرون بیاید قهرمان جهان می شود. امیرعلی باید بداند کار سختی دارد و حسن هم باید مدل کشتی گرفتنش را در ۹۷ کیلو عوض کند.
امیرعلی هم واقعا خوب شده است. قدیم هر وزنی ۵ کشتی گیر درجه یک بود و در کنار آن همین تعداد درجه ۲ هم بود که گاهی درجه ۲ می توانست درجه یک را شکست بدهد. این خیلی اتفاق خوبی بود. خروجی این می تواند در دنیا خوب بشود. چه حسن یا امیرعلی.
سعدالله یف هم امسال چون مسابقات جهانی اردن است می آید و من فکر نمی کنم برد او دست نیافتنی باشد. روس ها شرایط خاص خودشان را در این ۲ یا ۳ سال داشته اند.
*در پشتوانه سازی خوب کار نکردیم
به نظر من در پشتوانه سازی خوب کار نکردیم. مثلا رحمان عموزاد با اقتدار در قهرمانی جهان اول می شود اما نفر بعدی ما در جوانان و امیدها اوت می شوند، این خوب نیست. ما باید برسانیم. ما مثلا می آییم می گوییم بر روی یونس امامی چند سال است سرمایه گذاری می کنیم. من یونس را خیلی دوست دارم اما یونس به غیر از برنز جهان دیگر مدالی نگرفت. از این طرف ما باید به فکر آنجا می بودیم. فکر کنم خوب کار نکردیم. این تفکری که ما مثلا یونس را در پر قو بخوابانیم چرا که به این معتقد باشیم ۱۰ امتیاز یونس بخاطر پنجمی دنیا برای جایگاه تیمی ما خوب است، خب ۳ سال دیگر چشم به هم بزنیم المپیک است.
*اوضاع ما در سنگین وزن خوب است
در سنگین وزن شرایط دنیا فرق می کند. وضعیت سنگین وزن ما مخصوصا بعد از المپیک که پتریاشویلی و آکگل رفتند خوب است. خوشبختانه ما ۲ یا ۳ نفر خوب داریم و بچه های دیگر هم اضافه می شوند.
*کاش معصومی به آذربایجان نمی رفت
معصومی باید رقیبش را ببرد. شاید فرار رو به جلو را نمی پسندم اما از آن طرف هم تفکر او این است که مثلا آنجا برود و مدال بگیرد. دو تا تفکر است. در گذشته هم خیلی از قهرمانان بزرگ در سایه قهرمانانی که واقعا خوب بودند چیزی نشدند. مثلا در ۵۷ کیلوگرم سابق محمد طلایی، علی دبیر، دودانگه و اویس ملاح را داشتیم که برخی از آنها زیر سایه رقیبان محو شدند. ای کاش معصومی می ایستاد و مبارزه می کرد تا حقش را بگیرد.
*گفته بودید برخی ها نذر کرده بودند تا در المپیک نتیجه نگیریم؟
خیلی آدم ها کوچک هستند. این کشتی از همه بزرگتر است. ما باید قبول کنیم کشتی مثل سکانی است که هر کس یک مسئولیتی دارد. من چیزهایی شنیدم و به من گفتند که خیلی بد می دانستم. اهالی کشتی هم بودند. دوست ندارم درباره آن ها صحبت کنم.
*عملکرد پژمان درستکار؟
بله خوب بودند. تیمی که بسته شده بود برای قهرمانی جهان بود. نوع چرخه ای که تعریف شده بود برای این بود که تیمی در بیاید که بتوانند امتیاز یا مدال بگیرند.
*چرخه انتخابی تیم ملی را قبول ندارم
خیلی شفاف بگویم من این چرخه را قبول ندارم. من میگویم بچه های ما باید بیایند کشتی بگیرند. چرا مهدی یوسفی سال گذشته با مهدی یوسفی الان از نظر کیفی پایین تر بود. ابوالفضل رحمانی همینطور. چرا یوسفی نباید با نخودی بگیرد؟ در همین لیگ نخودی با شیخ اعظمی کشتی نزدیکی داشت. چرا این ها نباید با هم کشتی بگیرند؟ می گوییم تماشاچی نداریم خب تماشاچی بیاید کشتی چه کسی را ببیند؟ چرا برای فینال لیگ انقدر تماشاگر آمد؟ چون آمدند که کشتی حسن یزدانی با گلیج را ببینند. ابتدای کار هم به دبیر وقتی این چرخه را نوشتند گفتم منطقی نیست و خیلی از کشتی گیران حذف می شوند. همین الان کسانی که قهرمانی کشور می گیرند نفر اول یا دوم آسیا نشوند حذف می شوند. خب این ها برای کجا باید تمرین کنند؟ بالاخره کشتی نفر دوم سوم دهم و حریف تمرینی می خواهد.

*چرخه را فدراسیون باید بنویسد و سرمربی اجرا کند
یک مدل انتخابی تیم ملی بود که مکتوب به علی دبیر هم دادم. کلی هم بگویم این خوب نیست هر سال یک چرخه بنویسیم. این نمی شود. به اعتقاد من فدراسیون باید چرخه را بنویسد و سرمربی مجری آن باشد. نه اینکه من سرمربی بنویسم و فدراسیون اجرا کند. خیلی جاها چرخه وسط کار می ماند و بعد بیانیه ای می شود.
*درباره کامران قاسمپور اشتباه استراتژیک داشتیم
به نظر من خیلی شفاف بگویم ما راجب کامران قاسمپور اشتباه استراتژیک می کنیم. یک جا احساسی تصمیم گرفتیم و گفتیم کامران به یکباره به ۹۷ کیلوگرم برود. مثلا در جام جهانی در آمریکا یک دفعه در تفکر خودمان می گوییم کامران به ۹۷ برود اسنایدر را می برد. فیروزپور در ۹۲ می برد و علیرضا کریمی والنسیا را می برد و تیمی اول می شویم. کامران اگر قرار است با اسنایدر در آمریکا بگیرد باید قبل از آن دو تورنمنت برود و آمادگی قبلی داشته باشد.
*کامران دیگر کشتی گیر ۸۶ کیلوگرم نیست
این چیزی که من از کامران دیدم روراست بگویم شاید هم خیلی ها بگویند اشتباه می گویم اما کامران کشتی گیر ۸۶ کیلوگرم نیست. آن چیزی که من می بینم، کامران در مسابقات جهانی نشان داد وقتی به والنسیا خورد و تحت فشار قرار گرفت ۳ دقیقه دوم کم کرد چون کامران کشتی گیری نیست که در ۶ دقیقه روی گارد بایستد. دوران اوج کامران را اگر بخواهیم حساب کنیم ۲۰۲۱ نروژ بود که با کاکس دلاورانه کشتی گرفت و کاکس خوب را برد. آن فرق می کند اگر همش داریم آن را نگاه میکنیم اما کامران حال حاضر آن کامران نیست. درصد چربی بدن کامران پایین است و همه بدنش عضله است. با وزنی هم که بخواهد کم کند از عضلاتش کم می شود و کارآیی او پایین می آید. الان هم در ۸۶ چند کشتی گیر هستند که نزدیک به هم کار می کنند. یک زمان در ۸۶ کیلو حسن یزدانی و دیوید تیلور بودند همه از ۸۶ فرار و به ۹۲ می رفتند اما الان همه امیدوار هستند و دارند کار می کنند. من کار کامران را سخت می بینم.
*بهترین کشتی گیر داخلی؟
با اختلاف حسن یزدانی بهترین کشتی گیر ماست.
*دیوید تیلور بهترین کشتی گیر خارجی
این را بگویم تیلور درست است در ۹۲ به سعداالله یف باخت اما جاودانه از کشتی رفت. کشتی گیری که یک کسی مثل حسن یزدانی را می برد خیلی بزرگ است.
*بهترین خاطره؟
اینکه عضو کوچکی از خانواده کشتی هستم.

*بدترین خاطره؟
کشتی مثل زندگی است و بالا و پایین دارد باید در بالا مغرور نشد و در پایین ضعف نشان ندهیم. اگر با باخت بد کنار بیایی همیشه می بازی و با برد مغرور شوی کیفیتت پایین می آید.
* دیگر در رده ملی کار نمی کنم
۵ تا ۶ سال گذشته خیلی در فشار بودم. آدم رفیق بازی هستم و خیلی جاها می روم. حالم با کشتی خوب است و الان کارم را انجام می دهم دیگر دنبال بحث کار در تیم ملی نیستم.
*امیدوارم وضع معیشت مردم بهتر شود
امیدوارم کشتی ما روزهای بهتری داشته باشد و حال مردم ما بهتر شود. من بچه جنوب شهر هستم. در جایی که زندگی می کنم افراد سطح پایین را می بینم. امیدوارم بحث معیشت مردم بهتر شود و دولتمردان کاری کنند که آرامش و رفاه به زندگی مردم وارد شود.