نیوزیلند؛ زادگاه ضعیفترین تیم جام جهانی و قدرتمندترین تیم تاریخ
نیوزیلند با تیم ملی فوتبال خود به عنوان ضعیفترین تیم جام جهانی ۲۰۲۶ (رتبه ۸۵ فیفا) پا به مسابقات میگذارد، در حالی که همین کشور قدرتمندترین تیم تاریخ راگبی جهان را دارد.
به گزارش 24 آنلاین، «تمام سفیدها» (تیم ملی فوتبال نیوزیلند) سومین جام جهانی خود را تجربه میکنند اما همیشه در سایه «تمام سیاهها» (تیم ملی راگبی نیوزیلند) بودهاند. راگبی چگونه در فرهنگ مائوری ریشه دواند، به نماد هویت ملی تبدیل شد و سرنوشت فوتبال را برای بیش از یک قرن تعیین کرد؟
مارس ۲۰۲۵؛ نیوزیلند در فینال انتخابی اقیانوسیه، نیوکالدونیا را ۳-۰ شکست داد و پس از ۱۶ سال به جام جهانی صعود کرد. آن بازی مهمترین بازی تیم فوتبال نیوزیلند در سالهای اخیر بود اما سکوهای ایدن پارک نیمهپر بود. از ۵۰ هزار صندلی، فقط ۲۵ هزار بلیت به زحمت فروخته شد؛ آن هم با قیمتهای تخفیفخورده از ۲۰ دلار نیوزیلند.
سپتامبر ۲۰۲۵؛ «آل بلکس» آفریقای جنوبی را ۲۴-۱۷ شکست داد و رکورد شکستناپذیری خود در اوکلند را به ۵۱ بازی رساند. ورزشگاه مملو از جمعیت بود و هواداران برای ارزانترین بلیت بیش از ۱۰۰ دلار نیوزیلند پرداخت کرده بودند.
همان ورزشگاه، شش ماه فاصله، دو چشمانداز متضاد. این کشور ۵ میلیون نفری، منزوی در جنوب اقیانوس آرام، یکی از عجیبترین موارد را در ورزش جهان به تصویر میکشد، موفقیت در زمین، برخلاف روند جهانی است.
در حالی که نیوزیلند به داشتن قدرتمندترین تیم راگبی تاریخ مباهات میکند، به تیم فوتبال خود (آل وایتس) با بیاعتمادی نگاه میکند. تیمی که به عنوان ضعیفترین تیم از میان ۴۸ تیم (رتبه ۸۵ فیفا) راهی آمریکا میشود.
لقب «تمام سفیدها» را یک گزارشگر در جریان مقدماتی جام جهانی ۱۹۸۲ اسپانیا به دلیل لباس کاملا سفیدشان بر آنها نهاد و حالا سومین جام جهانی خود را در نزدیک به یک قرن تجربه میکنند.
شکاف بین دو تیم را نه از استعداد ژنتیکی، بلکه از فرهنگ میتوان توضیح داد. مائوریها، بومیان پلینزیایی که بین سالهای ۱۳۰۰ تا ۸۰۰ پس از میلاد در این جزایر ساکن شدند، راگبی را به عنوان اقدامی برای مقاومت و طغیان در آغوش کشیدند تا آن را به سلوک خود تبدیل کنند. آل بلکس نتیجه بیش از یک قرن ایمان جمعی است.
نخستین توپهایی که با کشتیهای انگلیسی به دو جزیره بزرگ رسیدند (حدود ۱۸۷۰) گرد نبودند، بلکه بیضی شکل بودند. ایده فوتبال یک دهه بعد به نیوزیلند رسید. دوران استعمار بود، دوران اجرای یک فرآیند سیستماتیک برای محرومیت مائوریها از زمینهایشان، دوران قتلعام بیگناهان و نژادپرستی نهادینه، دوران بیماریهای واگیردار و فروپاشی جمعیتی.
راگبی با فرهنگ آنها ارتباط برقرار میکرد. تماس فیزیکی مداوم، ضرورت شجاعت جمعی، این یقین که هیچکس به تنهایی برنده نمیشود و فداکاری فردی فقط در چارچوب گروه معنا مییابد، ارزشهای جدیدی برای یادگیری نبودند، بلکه صفات ذاتی بودند که در قالبی دیگر بازشناسی شدند.
بیهویت و بدون ساختار حرفهای و ناتوان از برانگیختن شور و اشتیاق مردمی، تیم فوتبال نیوزیلند تصمیم گرفت در آینه راگبی نگاه کند تا تصویر خود را بسازد. در سال ۱۹۳۳، پیش از بازی مقابل استرالیا، بازیکنان لباس سیاه پوشیدند و هاکا اجرا کردند. درست همان هاکای آل بلکس اما کسی اهمیت نداد و این مراسم در فراموشی دفن شد.
جاهطلبیها برای صعود به جام جهانی نیز رنگ باختند. نیوزیلند که در سال ۱۹۴۸ به فیفا پیوست برای اولین بار در سال ۱۹۶۹ در مقدماتی جام جهانی شرکت کرد.
نتایج ضعیف فوتبال، دیگر بیتفاوتی ایجاد نمیکرد، بلکه انتقادهای تندی را برمیانگیخت. مخصوصا که تیم فوتبال، بازیکنان زیادی با ریشههای بریتانیایی داشت، بر خلاف آل بلکس که به لطف قلب، سر و عضله مائوری، هرکس را که مقابلشان قرار میگرفت، زیر و رو میکرد.
در دهه بعدی، ایده حضور در جام جهانی فوتبال جدیتر شد و لیگ ملی نیوزیلند در سال ۱۹۷۰ ایجاد شد و نیوزیلند بالاخره راهی جام جهانی شد. جام جهانی ۱۹۸۲.
نیوزیلند در هر سه بازی گروهش متحمل شکستهای سنگینی شد. ۵-۲ به اسکاتلند، ۳-۰ به شوروی و ۴-۰ به برزیل باخت. با خداحافظی زودهنگام، نگاهها دوباره به راگبی بازگشت.
در ادامه نیوزیلند که در فوتبال دچار افت شده بود، در پنج جام جهانی متوالی از صعود بازماند تا اینکه در سال ۲۰۰۶ نقشه اقیانوسیه کاملا تغییر کرد و استرالیا به کنفدراسیون آسیا مهاجرت کرد و نیوزیلند را به عنوان شانس اول برای مبارزه برای سهمیه رها ساخت.
نیوزیلند برای دومین بار در جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی حاضر بود ولی آنها دوباره پیش از باز کردن کامل چمدانهایشان، با جام خداحافظی کردند. نیوزیلند تنها تیم شکستناپذیر جام جهانی بود و هر سه بازی را مساوی کرد؛ ۱-۱ با اسلواکی، ۱-۱ برابر ایتالیا (مدافع عنوان قهرمانی) و ۰-۰ مقابل پاراگوئه. نباختند و با این حال حذف شدند؛ استعارهای کامل برای فوتبالی که وجود دارد اما نمیتواند به طور کامل عرض اندام کند.
در سال ۲۰۱۱ آل بلکس دوباره قهرمان راگبی جهان شد. آنها در ۲۰۱۵ دور افتخار را تکرار کردند و به عنوان قهرمانان ملی در جزایر مورد استقبال قرار گرفتند ولی تیم فوتبال شرایط بسیار بدی داشت. بین آوریل و مه ۲۰۱۶ فوتبال نیوزیلند به ته خط رسید؛ رتبه ۱۶۱ جهان، به دلیل بازی در تنها سه مسابقه در سال، یعنی حداقل الزام فیفا.
رفته رفته آکادمیها باز و استعدادیابهایی در نقاط مختلف جهان استخدام شدند. هدف واضح بود؛ بیشتر بازیکنان نیوزیلند از ولینگتون فونیکس میآمدند، صرفاً به این دلیل که تنها تیم حرفهای کشور بود (از ۲۰۲۴، اوکلندسیتی نیز حرفهای شده است).
وینستون رید مدافع اسبق وستهم و زننده یکی از دو گل آخرین حضور در جام جهانی، افسوس میخورد: «ما ورزشکاران فوقالعادهای داریم، مخصوصا در میان مائوریها و جزیرهنشینان اقیانوس آرام. با ژنهایی که سریع و قوی هستند ولی بیشتر آنها به راگبی میروند. فکر میکنم پتانسیل بکر زیادی در فوتبال نیوزیلند وجود دارد. پسران مائوری اکنون فوتبال بازی میکنند اما به نظر میرسد وقتی ۱۲ یا ۱۳ ساله میشوند آن را رها میکنند…»
از نزدیک به یک قرن و نیم پیش، راگبی زبان مشترک مردم نیوزیلند و دلیل اصلی غرور ورزشی این کشور بوده است. در مورد فوتبال اما همیشه با صدای آهسته صحبت شده است. نظرسنجیها، با این حال، داستان متفاوتی را روایت میکنند. تعداد بازیکنان ثبت نام شده در فوتبال از راگبی پیشی گرفته است: ۱۷۰ هزار در مقابل ۱۴۱ هزار.
این رونق فوتبال با الهام از جام جهانی زنان که نیوزیلند یکی از میزبانهای مشترک بود رخ داد.
در حال حاضر، راگبی همچنان معیار همه چیز در نیوزیلند است. آنها خود را برای چهارمین قهرمانی در جام جهانی در سال ۲۰۲۷ آماده میکنند. فوتبال اما فعلا میخواهد حضور در جام جهانی را برای خود به یک عادت تبدیل کند.