این نسل فوتبال قلبها را ربود نه جامها را
نسل طلایی فوتبال هلند در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰، علیرغم ارائه فوتبالی زیبا و تأثیرگذار، هرگز موفق به فتح جامی نشد. این تیم که هسته اولیهاش در آژاکس و تحت هدایت لوئیس فان خال شکل گرفت (با ستارگانی مثل ادوین فان در سار، ادگار داویدز، کلارنس سیدورف و پاتریک کلایورت)، در جام جهانی ۱۹۹۸ و یورو ۲۰۰۰ به نیمهنهایی رسید اما در هر دو دوره در ضربات پنالتی شکست خورد.
به گزارش 24 آنلاین، داستان نسل طلایی هلند در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰، داستان فوتبالی است که تقریبا کامل بود اما هرگز به حقش نرسید و قهرمان نشد؛ تیمی که دو بار به قهرمانی نزدیک شد و هر دو بار در ضربات پنالتی فرو ریخت.
هسته اولیه در آژاکس
هسته اصلی این تیم در آژاکس و تحت هدایت لوئیس فان خال شکل گرفت. ادوین فان در سار، مایکل رایزیگر، فرانک و رونالد دی بوئر، ادگار داویدز، کلارنس سیدورف و پاتریک کلایورت در این تیم درخشیدند. اوج این مکتب در سال ۱۹۹۵ بود؛ زمانی که آژاکس با تیمی بسیار جوان قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد. این یک انقلاب فوتبالی بود؛ سریع، هوشمند، شجاع و تمام عیار.
شکافها و درگیریهای داخلی
با وجود موفقیت، تنشها نیز شکل گرفت. گروههای مختلف در تیم ملی شکل گرفتند و اختلافات قومی و باشگاهی بر جو تیم تأثیر گذاشت. درگیری بین داویدز و سیدورف به نماد فروپاشی تبدیل شد. در یورو ۱۹۹۶، این تنشها به طور عمومی بروز کرد و هلند زود حذف شد.
جام جهانی ۱۹۹۸؛ نزدیکی به قله
گاس هیدینک با رویکردی بهتر سرمربی هلند شد تا حواشی را مدیریت کند. در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، هلند با برکمپ، کلایورت، داویدز و سیدورف قدرتمند و دیدنی بازی کرد. لحظه نمادین، گل برکمپ مقابل آرژانتین در یکچهارم نهایی بود اما نیمهنهایی مقابل برزیل هم با شکست در ضربات پنالتی به پایان رسید.
یورو ۲۰۰۰؛ تراژدی در خانه
یورو ۲۰۰۰ فرصتی جدید در خانه و تحت هدایت فرانک ریکارد بود. تیم با برکمپ، کلایورت، اورمارس و سیدورف درخشید و مرحله گروهی را با سه برد پشت سر گذاشت. در مرحله حذفی، یوگسلاوی را ۶ بر یک شکست داد و همه از قهرمانی صحبت میکردند اما نیمهنهایی مقابل ایتالیا به تراژدی تبدیل شد. کلایورت و فرانک دی بوئر پنالتی از دست دادند و بار دیگر در ضربات پنالتی، هلند حذف شد.
پایان یک دوران
این پایان یک دوران بود. ریکارد رفت و نسل بااستعداد تیم هلند فروپاشید اما این نسل در تاریخ ماندگار شد؛ نه به خاطر جامها، بلکه به خاطر سبک فوتبالشان. به خاطر برکمپ و هنر او، به خاطر کلایورت و قدرتش، به خاطر داویدز و انرژیاش. شاید هیدینک راست میگفت وقتی که گفت: «ما همه چیز داشتیم، جز شانس.»