بیرانوند دوباره حاشیهساز میشود؟
در نمایشهای خارج از مستطیل سبز، برخی بازیگران هرگز از قالب سوژه شدن بیرون نمیآیند؛ حتی اگر سنوسالشان از مرز پختگی بگذرد. علیرضا بیرانوند مثال بارزی است. آن صحنه کوتاه در یک برنامه اینترنتی، بیش از آنکه یک مصاحبه ساده باشد، بیشتر به یک میزانسن از پیش طراحیشده شباهت داشت. دختر، دیالوگ را میگوید؛ پدر، با لبخند رضایت اعتراض میکند، اما پیام مخابره میشود!
به گزارش 24 آنلاین، در دنیای حرفهای، اینها اتفاقی نیست. چرا باید در این مقطع که بیرانوند دروازهبان تراکتور است، نام استقلال از زبان نزدیکان او بر سر زبانها بیفتد؟ برای کسی که پیراهن تراکتور را بر تن دارد، این رفتار شبیه چیست؟ بازی دوسره؟ یا شاید هم مقدمهچینی برای یک کوچ بزرگ دیگر؟
در بخشی از مصاحبه اخیر علیرضا بیرانوند با یک پلتفرم اینترنتی مجری برنامه از دختر بیرانوند سوال میکند که آیا دوست دارد پدرش در صورت جدایی از تراکتور به پرسپولیس برگردد یا به استقلال برود؟ دختر بیرانوند در جواب میگوید: من دوست دارم به پرسپولیس برگردد اما خودش استقلالی است. البته بیرانوند با خنده به این ادعای دخترش اعتراض کرد اما دختر او یک بار دیگر تاکید کرد که پدرش دوست دارد به استقلال برود.
یاد آن روزهای نفت تهران میافتیم؛ وقتی بیرانوند با صدایی رسا از عشقش به استقلال میگفت و درست در لحظهی آخر، سر از قرمزهای پایتخت درآورد. آن انتقال، شروع دورانِ طلایی او بود، اما برای تراکتور و تبریز، اینگونه پرسه زدن در فضای مجازی و زمزمههای پیوستن به پایتختنشینها، دهنکجی آشکار به پیراهنی است که حالا بر تن دارد. تراکتور، باشگاهی با هواداران بیبدیل، لایق سنگربانی است که با تمام وجود در دروازهاش بایستد، نه کسی که ذهنش هر لحظه میان تهران و تبریز معلق است و هر روز با یک پروژه رسانهای سعی دارد تیتر اول باشد!
بیرانوند، که روزگاری با چنگ و دندان از دروازهاش دفاع میکرد، حالا گویی بیش از آنکه نگران کلینشیت باشد، نگران موجسازی است. او که تجربه آن مذاکره پرحاشیه با حجت کریمی و بازارگرمی معروفش را دارد، خوب میداند چطور با احساسات هواداران بازی کند تا قیمت سهام شهرت و قراردادش را در بازار نقلوانتقالات بالا نگه دارد.
اما این بار، شاید تماشاگران این نمایش، دیگر آن تماشاگران سادهدل گذشته نباشند. استقلالیها زخمخورده وعدههای او هستند و تبریزیها هم به چیزی کمتر از تعهد محض رضایت نمیدهند. بیرانوند ۳۳ ساله، انگار درگیر یک نوستالژی ناکام است؛ تلاش برای زنده کردن همان جنجالهای جوانی.
این نمایش دختر و پدر، شاید در فضای مجازی وایرال شود و چند صباحی نام او را در صدر اخبار بنشاند، اما آیا این همان درخشش واقعی است؟