جان میرشایمر: هند چارهای جز همراهی نهایی با ایالات متحده ندارد، هرچند دکترین بسنت شکستخورده است
جان میرشایمر، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل، در تازهترین ارزیابی خود از تحولات ژئوپلیتیک، با اشاره به رویکرد هند در قبال سازمان همکاری شانگهای (SCO) و جنگ جاری در خلیج فارس، ابعاد انزوای فزاینده واشنگتن را بررسی کرده است. به باور وی، با وجود شکلگیری یک بلوک قدرتمند ضدآمریکایی، هند در نهایت به دلیل الزامات ساختاری چارهای جز ایستادن در کنار ایالات متحده ندارد.
آنچه در ادامه میخوانید، بررسی دقیق استدلالهای این نظریهپرداز بر اساس مصاحبه اخیر او با شبکه خبری «سیانان – نیوز ۱۸» هند است:
پروفسور میرشایمر حمایت اخیر هند از بیانیه سازمان همکاری شانگهای (بهویژه در ارتباط با ایران) را نشانهای از تغییر بنیادین در سیاست خارجی دهلینو نمیداند، بلکه آن را یک «حرکت تاکتیکی» ارزیابی میکند. او استدلال میکند که هند اکنون «یک پای خود را در دو اردوگاه متفاوت قرار داده است.»
میرشایمر در این باره میگوید: «هند چارهای ندارد جز اینکه به دلایل استراتژیک و اقتصادی روابط خوبی با ایالات متحده داشته باشد.» با این حال، او تأکید میکند که سیاستهای دولت ترامپ، حفظ این روابط نزدیک را برای دهلینو به شدت دشوار کرده است. در نتیجه، هند با استفاده از عضویت خود در نهادهایی که «اساساً رویکردی ضدآمریکایی دارند» (مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای)، به دنبال حفظ منافع خود است.
یکی از محورهای کلیدی صحبتهای میرشایمر، جنگ جاری در ارتباط با ایران و تلاش واشنگتن برای اعمال تحریمهای ثانویه بر کشورهای طرفِ تجارت با تهران است؛ رویکردی که او از آن با عنوان «استراتژی یا دکترین بسنت» (Bessant doctrine) یاد میکند.
به گفته میرشایمر، هند و سایر کشورهای جهان از طریق بیانیههایی چون بیانیه بیشکک، پیام روشنی به واشنگتن میفرستند که «با استراتژی بسنت برای خفه کردن اقتصاد ایران همراهی نخواهند کرد.» او با قاطعیت میگوید: «استراتژی بسنت از همان ابتدا محکوم به شکست (Dead on arrival) بود.»
وی تأکید میکند که نه تنها روسیه و چین به تجارت و حتی کمک نظامی به ایران ادامه میدهند، بلکه کشورهایی نظیر ترکیه و پاکستان نیز با واشنگتن همراهی نخواهند کرد. به گفته او، حتی امارات متحده عربی نیز از ترس اقدامات تلافیجویانه ایران و با توجه به پیامدهای ویرانگر اقتصادی این جنگ، تمایلی به همراهی نشان نمیدهد.
میرشایمر با اشاره به وضعیت میدانی و دیپلماتیک جنگ میگوید که ایالات متحده و تا حدودی اسرائیل، در این درگیری کاملاً منزوی شدهاند.
او تصریح میکند: «اسرائیلیها آمریکا را به این جنگ کشاندند، اما اکنون خود در حاشیه نشستهاند و این آمریکاییها هستند که جنگ را پیش میبرند.» وی میافزاید که تلاشهای گسترده رئیسجمهور آمریکا برای جلب مشارکت کشورهای دیگر - بهویژه اروپاییها - برای باز نگه داشتن تنگه هرمز کاملاً بینتیجه بوده و هیچ کشوری حاضر به کمک نشده است.
میرشایمر هشدار میدهد که سیاستهای واشنگتن در حال تسریع روند شکلگیری یک ائتلاف قدرتمند شرقی است. او با اشاره به حضور چین و روسیه در بریکس و سازمان همکاری شانگهای میگوید:
«روسیه، چین و ایران در حال نزدیکتر شدن به یکدیگر هستند، زیرا با گذشت هر ماه، بیشتر متوجه میشوند که ایالات متحده واقعاً یک تهدید مرگبار برای هر سه آنهاست؛ و من کره شمالی را نیز به این جمع اضافه میکنم.»
در پاسخ به این پرسش که آیا فشارهای مداوم ترامپ میتواند هند را به طور بنیادین به سمت روسیه، چین و نهادهای غیرغربی سوق دهد، میرشایمر پاسخ منفی میدهد.
او معتقد است که رفتار «غیرقابلپیشبینی و دمدمیمزاجِ» دولت آمریکا، وضعیت را برای هند بسیار دشوار کرده است. با این حال، نیروهای ساختاریِ ژئوپلیتیک - به ویژه نیاز مبرم هند به همکاری با آمریکا برای مقابله با تهدیدات چین و پاکستان - جهتگیری نهایی دهلینو را تعیین خواهند کرد.
جان میرشایمر در پایان چنین نتیجهگیری میکند: «در تحلیل نهایی، به اعتقاد من وقتی کار به جاهای باریک بکشد، هند چارهای جز این ندارد که در برابر اتحاد روسیه، چین و ایران، در کنار ایالات متحده بایستد.»