کدخبر: ۵۶۸۴۴

دخالت نهادهای رسمی در آیین‌های محرم تا کجا مجاز است؟

فرهنگ عامه و آیین‌های عاشورایی به‌ عنوان نقطه اتکای هویت جمعی ایرانیان، فرایندی از پایین به بالا دارند که استانداردسازی دستوری و دولتی کردن آن‌ها، فلسفه وجودی و اجتماعی‌شان را مخدوش می‌کند.

دخالت نهادهای رسمی در آیین‌های محرم تا کجا مجاز است؟

به گزارش 24 آنلاین، 

به گزارش 24 آنلاین، عاشورا در جغرافیای ایران، صرفا یک واقعه تاریخی یا مناسبت تقویمی نیست؛ رویدادی است که در طول قرن‌ها با تاروپود فرهنگ عامه گره خورده و تکیه‌گاه هویت جمعی ایرانیان شده است. ویژگی بزرگ این فرهنگ عامه، زنده بودن، پویایی و تکثر آن است؛ همان روحی که باعث می‌شود یک ماتم واحد در یزد به شکل نخل‌گردانی، در بوشهر با نوای سنج و دمام جاشوها و در تکیه‌های تهران در قالب تعزیه و حلواپزان تجلی پیدا کند. زیبایی فولکلور محرم در همین بستر داوطلبانه، بومی و درون‌جوش آن است که نسل به نسل و دهان به دهان چرخیده تا به امروز رسیده است.

​با این حال، در دهه‌های اخیر و با گسترش شهرنشینی، پای نهادهای رسمی نیز به مدیریت و انتظام‌بخشی این مناسک باز شده است؛ پدیده‌ای که در کنار نکات مثبت، بعضا چالش‌هایی را در حفظ اصالت‌های محلی پدید آورده است. ​مریم سامعی - پژوهشگر فرهنگ عامه و یکی از نویسندگان کتاب «تقویم آیینی ماه‌های قمری» واحد فرهنگ مردم مرکز تحقیقات صداوسیما - از منظر انسان‌شناسیِ دین به این موضوع پرداخته است.

جایگاه محرم در فرهنگ عامه

مریم سامعی - معاون علمی «دانشنامهٔ فرهنگ مردم ایران» دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی - در بخش اول گفت‌وگوی تفصیلی با ایسنا، با اشاره به جایگاه ویژه ماه محرم در فرهنگ عامه ایرانیان و کارکردهای فراتر از یک سوگواری معمولیِ آن، اظهار کرد: محرم همواره فراتر از یک سرگرمی یا دورهمی صرف بوده و از گذشته، پیوند اجتماعی عمیقی را میان مردم در این ایام شکل داده است. این مناسبت، بهانه‌ای پایدار برای تجمیع مردم و بازآفرینی هویت اجتماعی آنها محسوب می‌شود تا بتوانند مناسبات و اشتراکات اجتماعی خود را در قالب این آیین مذهبی به اشتراک بگذارند.

او به سیر تحول این پیوندها از گذشته تا دوران معاصر پرداخت و تصریح کرد: در گذشته، این آیین‌ها مایۀ شکل‌گیری حس تعلق به یک محله بود؛ اما در دوره معاصر و با خروج از فضای سنتی محله‌ها، این تعلق خاطر به سطح منطقه، شهر و حتی کشور انتقال یافته است؛ به طوری که امروزه حتی شاهد نوعی رقابت‌های شهری در نحوه برگزاری آیین‌های محرم هستیم.

تنوع و تکثر در روایت فرهنگ عامه از واقعه عاشورا

این پژوهشگر فرهنگ عامه با تاکید بر اینکه یکی از ویژگی‌های بارز فولکلور، ارائه روایت خاص هر منطقه از یک واقعۀ واحد است، گفت: واقعه عاشورا، اصل بلا و باور ما به امام حسین (ع) امری ثابت و تغییرناپذیر است، اما هر منطقه از ایران بر اساس کارکردها و ویژگی‌های بومی خود، روایتی متفاوت از این واقعه ارائه می‌دهد؛ روایتی که لزوما به معنای واقعیتی متفاوت نیست، بلکه شکل تجلی آن فرق می‌کند.

او در تشریح این تنوع آیینی افزود: به عنوان نمونه، آیین «نخل‌گردانی» از استان یزد باب شد، آیین «تشت‌گذاری» در میان آذری‌زبان‌ها شکل گرفت و هنر «تعزیه» نیز در ابتدا بیشتر در مناطق مرکزی ایران مرسوم بود و اکنون در تمام نقاط کشور فراگیر شده است؛ همین ویژگی‌ها سبب شده تا محرم به آیینی متمایز و فراتر از سایر مناسک مذهبی تبدیل شود.

تبیین انسان‌شناختی تنوع آیین‌های محرم در ایران

نویسنده کتاب «تقویم آیینی ماه‌های قمری» به تبیین این پدیده از منظر جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی پرداخت و بیان کرد: بسیاری از انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان بزرگ جهان به این نکته اشاره دارند؛ از جمله «برانیسلاو مالینوفسکی» معتقد است که آیین‌ها باید نیاز هر دوره و گروه را برآورده کنند. در خصوص آیین مذهبی محرم نیز، فارغ از اصل واقعه تاریخی، پدیده‌ای که جریان دارد، بازخوانی و روایت آن بر اساس مقتضیات هر منطقه است؛ یعنی آیین نخل‌گردانی در یزد یا رسوم تبریز، هر کدام پاسخگوی نیازهای اجتماعی همان جامعه است.

او در ادامه با استناد به آرای «آلن دانس»، از مردم‌شناسان برجسته جهان، یادآور شد: به تعبیر این مردم‌شناس، مجموعه فولکلور صرفا مجموعه‌ای از سنت‌های به ارث‌رسیده نیست، بلکه هر گروه انسانی، سنت‌های مشترک را متناسب با شرایط و هویت خود بازآفرینی می‌کند.

معاون علمی دانشنامهٔ فرهنگ مردم ایران افزود: شیوه سوگواری ما برای شخصیت‌های تاثیرگذار مذهبی، کاملا برگرفته از شرایط اقتصادی، زیست‌بوم و حتی شرایط آب‌وهوایی هر منطقه است. به عنوان مثال، در گذشته سبک و ساختار هیئت‌ها و تکیه‌ها در مناطق مرکزی کشور با دیگر نقاط متفاوت بود. این مسئله در موضوع نذورات و خوراک‌های آیینی نیز بسیار بارز است؛ چراکه در گذشته برخلاف امروز، دسترسی به همه‌گونه مواد غذایی در همه جا مقدور نبود و هر منطقه بر اساس خوراک‌های بومی و دسترسی‌های زیست‌محیطی خود، نذری متفاوتی را ارائه می‌داد. این دقیقا همان فرایند بازآفرینی رسم مشترک و تبدیل آن به پدیده‌ای قابل قبول و در دسترس برای مردم همان منطقه است که در نهایت منجر به این حجم از تنوع و تکثر می‌شود.

بازآفرینی سنت‌ها بر اساس تغییرات جامعه

او با تاکید بر اینکه سنت‌ها متناسب با نیاز روز جامعه و گروه بازآفرینی می‌شوند، به تشریح تغییرات ملموس آیین‌های محرم در دهه‌های اخیر پرداخت و اظهار کرد: در دهه‌های گذشته، دسترسی محدود به مواد غذایی باعث می‌شد که هر منطقه بر اساس زیست‌بوم خود اقدام به ادای نذر کند؛ به عنوان نمونه در گذشته، خورش قیمه بیشتر در مرکز کشور مرسوم بود، در حالی که شمالی‌ها و جنوبی‌ها عمدتا از ماهی و ماکیان برای خیرات در هیئت‌ها استفاده می‌کردند. همچنین پایۀ حلوا در مناطق جنوبی خرما و در مناطق مرکزی شیره انگور بود.

سامعی اضافه کرد: امروزه با افزایش دسترسی به انواع مواد غذایی در سراسر کشور، این تمایزهای بومی تا حد زیادی کمرنگ شده است؛ هرچند هنوز در برخی روستاها و شهرهای کوچک‌تر، سنت خوراک‌های بومی حفظ شده، اما پدیده‌ای مثل خورش قیمه اکنون به یک غذای کشوری و نمادین برای ماه محرم تبدیل شده است.

یکسان‌سازی موسیقی و متون مداحی

این پژوهشگر فرهنگ عامه تحول در نحوه، متن و موسیقی مداحی‌ها را نیز یکی دیگر از تغییرات جدی دهه‌های اخیر دانست و تصریح کرد: تا پیش از چند دهه گذشته، متن مداحی‌ها و روضه‌خوانی‌ها مستند به مقاتل موجود در همان منطقه، نظیر کتاب «روضةالشهدا» بود که در مساجد محلی نگهداری می‌شد؛ اما در سال‌های اخیر، دسترسی گسترده به رسانه‌های جمعی و فضای مجازی، نوعی همسانی را ایجاد کرده است. امروزه علایق جوانان به سبک‌های خاصی از مداحی باعث شده که حتی در تکیه‌های روستایی نیز همان شیوه‌های رایج در پایتخت اجرا شود. همچنین با گشت‌وگذاری در دهه اول محرم، یک اشتراک موسیقایی فراگیر در سطح شهرها حس می‌شود که سابق بر این به هیچ وجه وجود نداشت.

تحول در کارکرد و ساختار نذورات مذهبی

او با اشاره به تغییر کارکرد و فرم نذورات از حالت صرفا خوراکی به فعالیت‌های اجتماعی و عام‌المنفعه، اظهار کرد: امروزه به دلایل مختلف از جمله شرایط اقتصادی، شاهد شکل‌گیری گردهمایی‌ها برای جمع‌آوری مبالغ نقدی جهت آزادی زندانیان یا کمک به خیریه‌ها در ایام محرم هستیم. 

سامعی در ادامۀ واکاوی تحولات ساختاری نذورات مذهبی درباره ارزیابی پدیده «نذورات فرهنگی و آموزشی» نظیر نذر اهدای کتاب، تدریس داوطلبانه، آزادی زندانیان یا اهدای خون در ماه محرم و احتمال جایگزینی آن‌ها با سنت‌های گذشته، اظهار کرد: هر یک از این تغییرات و سنت‌ها مسیر طبیعی خود را طی می‌کنند. بر اساس آرای برخی از جامعه‌شناسان، در فرایند تطور اجتماعی، هیچ رسمی لزوما جایگزین رسم دیگری نمی‌شود؛ بلکه آیین‌های جدید در خطوطی موازی با رسوم گذشته و ذیل همان آیین کلان شکل می‌گیرند.

تغییر؛ مهم‌ترین نشانه پویایی فولکلور

او این پدیده را نشانۀ زنده بودن فرهنگ عامه دانست و تصریح کرد: تا زمانی که این تغییرات به تحریف معنایی منجر نشود، یک تغییر روساخت مثبت به شمار می‌رود. امروزه در کنار نذورات سنتیِ خوراکی، برخی افراد به دلایل اقتصادی یا با هدف صرفه‌جویی و پرهیز از ریخت‌وپاش‌های ساختاری، ترجیح می‌دهند نذر خود را به صورت هدفمند و مستقیم به دست نیازمندان برسانند. اینکه جامعه امروزی برای برپایی یک آیین سنتی و قدیمی، از روش‌های کاملا مدرن، علمی و کارآمدی همچون اهدای خون یا تدریس داوطلبانه استفاده می‌کند، نشان‌دهنده پویایی فوق‌العاده فولکلور است؛ پدیده‌ای که خود به فولکلور و میراثی برای نسل‌های آینده تبدیل خواهد شد.

معاون علمی دانشنامهٔ فرهنگ مردم ایران این تغییرات را نشانه پویایی و زنده بودن فرهنگ عامه دانست و تاکید کرد: یکی از ویژگی‌های بارز فولکلور، پویایی آن است. در این فرایند، اصل مفهوم، نوع نذری و حاجت‌خواهی در ماه محرم از بین نرفته، بلکه دچار تغییر کارکرد یا «تغییر اجرایی» در فرم شده است. مقاومت در برابر این پدیده شایسته نیست؛ چراکه فرهنگ را نباید تحمیل کرد، بلکه باید اجازه داد همگام با حرکت جامعه به سمت شهرنشینی و تغییر سبک زندگی، آیین‌ها و باورها نیز خود را بازسازی کنند.

مرز میان تغییر و تحریف آیین‌های سنتی

سامعی در پاسخ به پرسشی درباره شکل‌گیری برخی آیین‌های نوظهور در تهران نظیر رسم حلواپزان روز تاسوعا در چهارراه گلوبندک با قدمتی نزدیک به سه دهه و فرضیه عده‌ای مبنی بر خرافی بودن این دست حاجت‌خواهی‌ها به دلیل فقدان سند مکتوب، اظهار کرد: همان‌طور که اشاره شد، پویایی فرهنگ و فولکلور نشان‌دهنده زنده بودن آن است و مقاومت در برابر این تغییرات علمی نیست؛ چراکه بین «تغییر طبیعی» و «تحریف فرهنگ» مرز مشخصی وجود دارد. آیین نوظهوری مانند حلواپزان در بازار تهران، مصداق تحریف نیست، بلکه صرفا نمایانگر تغییرات ساختاری جامعه است.

او با مقایسه این رسم با روضه‌های خانگی افزود: در گذشته روضه‌های خانگی بسیار رایج بودند، اما امروزه این پدیده دست‌کم در مناطق مرکزی به بالای تهران کمتر دیده می‌شود و ممکن است هنوز در جنوب شهر یا شهرهای کوچک‌تر تداوم داشته باشد. امروزه این مناسک در تکیه‌ها، هیئت‌ها و مساجد تجمیع شده‌اند. این جابه‌جایی مکان، معنای اصل آیین را از بین نبرده، بلکه آن را متناسب با مناسبات جدید شهری بازسازی کرده است؛ چراکه در جامعه امروز، همسایگان یک محله ممکن است دیگر شناخت متقابلی از هم نداشته باشند و فضای هیئت و مسجد، جایگزین ساختار سنتی محله و مدیریت ریش‌سفیدان شده است.

این نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه بیان کرد: رسم حلواپزان نیز در گذشته در فضای خانگی رخ می‌داد؛ تصویری آشنا که در آن زنان در حیاطی بزرگ گرد دیگ جمع می‌شدند و آدابی چون نحوه روشن کردن آتش، هم زدن مواد و انتظار برای شکل‌گیری یک تصویر پس از برداشتن درِ دیگ را اجرا می‌کردند. امروز این آیین از بین نرفته و تحریف نشده، بلکه تنها فرم اجرای آن از ساختار خانگی به ساختار تجمیعی و شهری تغییر کرده است و هیچ‌گونه تناقضی با اصل واقعه و معنای نیت‌شده آن ندارد؛ از این رو چنین تغییراتی کاملا قابل پذیرش است.

ضرورت تفکیک «فرم» از «معنا» در تغییرات اجرایی رسوم 

سامعی همچنین درباره مرز دقیق میان تغییر طبیعی و تحریف یا شعارزدگی در فرهنگ عامه، به تشریح دیدگاه‌های نظری این حوزه پرداخت و اظهار کرد: از نظر انسان‌شناسان و فرهنگ‌شناسان، «تحریف» زمانی رخ می‌دهد که ورود عناصر جدید به یک آیین، کارکرد و معنای بنیادین آن را تحت تأثیر قرار داده و تغییر دهد. در شرایط کنونی، عناصری مانند موسیقی‌های متفاوت، مکان‌های جدید یا خوراک‌های متنوع، همگی ابعاد و عناصر جدیدی هستند که وارد آیین محرم شده‌اند؛ اما از آنجا که معنای عزاداری، سوگواری و کارکرد اجتماعی آن دست‌نخورده باقی مانده، تحریفی صورت نگرفته است. در واقع، این پدیده واجد یک روساخت متفاوت با فرم و شکلی جدید است؛ به طوری که می‌توان گفت اصل و هویت آیین ثابت مانده و تنها فرم و قالب اجرایی آن دستخوش تغییر شده است.

مرز میان «دین رسمی» و «دین زیسته» کجاست؟

او با اشاره به ویژگی داوطلبانه و درون‌جوش فرهنگ عامه و مناسک محرم، به ارزیابی پیامدها و آسیب‌های ورود نهادهای رسمی و دولتی به این حوزه پرداخت و اظهار کرد: در حوزه انسان‌شناسی دین، دو اصطلاح و مفهوم کلیدی وجود دارد؛ «دین رسمی» و «دین زیسته» یا دین مردمی. دین رسمی، مانیفست و چارچوبی است که معمولا حکومت‌ها و نهادهای دولتی بر اساس آن سیاست‌گذاری‌های کلان و شرایط اجتماعی را تدوین می‌کنند که در جای خود برای ترسیم خط ‌سیرها لازم است؛ اما دین زیسته، همان باورها و مناسکی است که مردم در زندگی روزمره خود با آن زیست می‌کنند. آیین‌های محرم تا حد بسیار زیادی وابسته به این دین زیسته هستند و این خودِ مردم هستند که به آن شکل، شمایل و ساختار می‌بخشند.

نمی‌توان فرهنگ عامه را دیکته کرد

این پژوهشگر فرهنگ عامه تاکید کرد: آیین‌ها و باورها به طور کلی پدیده‌هایی هستند که فرایند شکل‌گیری و فراگیری آن‌ها از پایین به بالا (توسط مردم) صورت می‌گیرد، نه از بالا به پایین؛ به این معنا که دولت‌ها نمی‌توانند آیینی را تدارک ببینند و به مردم دیکته کنند که بر اساس آن رفتار یا عزاداری کنند. به محض ورود سازمان‌یافته نهادهای رسمی به این حوزه، این حرکت طبیعیِ از پایین به بالا قطع می‌شود که ناخودآگاه آسیب‌هایی به همراه دارد.

او در تشریح دیدگاه فولکلورشناسان نسبت به مداخله نهادهای رسمی تصریح کرد: متخصصان این حوزه ورود نهادها را به صورت مطلق مثبت یا منفی ارزیابی نمی‌کنند. این حضور یک وجه مثبت دارد؛ چراکه با توجه به گسترش شهرنشینی مدرن و از بین رفتن ساختارهای سنتی محلات، در کلان‌شهرهایی مانند تهران دیگر کنترل محلی وجود ندارد و همسایگان شناخت متقابلی از یکدیگر ندارند. در چنین شرایطی، ورود نهادهای دولتی صرفا برای برپایی نظم، تأمین امنیت و جلوگیری از برهم خوردن آرامش محیط‌های شهری بسیار مناسب و لازم است.

سامعی در عین حال نسبت به پیامدهای منفی مخدوش شدن اصالت‌های بومی هشدار داد و گفت: تلاش برای استانداردسازی بیش از حد فرهنگ، امری کاملا آسیب‌زننده است. یکی از اصلی‌ترین جذابیت‌های فولکلور در کشوری مانند ایران، تکثر و تنوع بومی آن است؛ چراکه ما در هر نقطه از این جغرافیا با زبان‌ها، گویش‌ها، آیین‌ها و حتی زیست‌بوم‌های متفاوتی روبه‌رو هستیم که ناخودآگاه آیین‌های منحصربه‌فرد بومی را بازتولید می‌کنند. هنگامی که نهادهای دولتی با هدف استانداردسازی به این حوزه‌ها ورود می‌کنند، این اصالت‌های بومی را از آیین‌ها سلب می‌کنند؛ در نتیجه مناسک به یک مدل استانداردشدۀ مرکزگرا تغییر می‌یابند، اشعار و نوحه‌ها به زبان فارسی معیار محدود می‌شوند، لهجه‌ها از بین می‌روند و موسیقی بومی و محلی از دل این آیین‌ها حذف می‌شود که این خطری بزرگ برای تنوع فرهنگی کشور است.

او خط ‌سیر سیاسی نهادهای دولتی را یکی دیگر از چالش‌های این بخش دانست و گفت: نهادهای دولتی به طور طبیعی وابسته به یک خط‌ سیر سیاسی و اجتماعی مشخص هستند، اما لزوما تمام افراد جامعه موافق یا همراه با آن خط‌ سیر نیستند. وقتی هر آیینی، چه مناسک مذهبی مانند محرم و چه آیین‌های ملی مانند نوروز، از طرف یک نهاد رسمی ترویج شود، افرادی که آن رویه سیاسی را نمی‌پسندند، ممکن است احساس کنند حضورشان در آیین به معنای پذیرش آن سیاست است؛ بنابراین ناخودآگاه از حضور در مناسک کناره‌گیری می‌کنند.

معاون علمی دانشنامهٔ فرهنگ مردم ایران در پایان این بخش از گفت‌وگو اظهار کرد: این ریزش و حذف خودبه‌خودیِ بخشی از جامعه، دقیقا برخلاف کارکرد فلسفی آیین‌هاست؛ چراکه آیین در اصل برای ایجاد وفاق و اتحاد اجتماعی شکل گرفته است. دولتی کردن و نهادینه کردنِ دستوری این مناسک، برعکس فلسفه وجودی آیین عمل کرده و اتحاد جامعه را از بین می‌برد؛ بنابراین، رویکرد بهینه آن است که از ظرفیت نهادها صرفا برای جنبه‌های حمایتی و انتظام‌بخشی استفاده شود و مداخله به گونه‌ای نباشد که به بومی بودن رسوم و یکدستی جامعه لطمه بزند.

منبع: ايسنا
کدخبر: ۵۶۸۴۴
ارسال نظر