بلژیک؛ کشوری که دو نیمه دارد اما یک تیم/ شیاطین سرخ، پل اتحاد فلاندرز و والونیا
بلژیک کشوری است که توسط دو جامعه درگیر، از هم جدا شده و فوتبال میان آنها نقش واسطه را بازی میکند.
به گزارش 24 آنلاین، بلژیک، کشوری با ۱۱ میلیون نفر جمعیت، به دو بخش فلاندرز (فلاندیزبانها) و والونیا (فرانسویزبانها) تقسیم شده است. این دو جامعه تقریبا هیچ مراودهای با یکدیگر ندارند؛ مدارس جدا، رسانههای جدا، حتی کمتر از یک درصد ازدواج مختلط اما در روزهای بازی شیاطین سرخ (لقب تیم ملی بلژیک)، تمام این مرزها ناپدید میشوند.
آیا ممکن است کشوری توسط دو جامعه که طوری زندگی میکنند گویی هموطنشان تقریبا وجود ندارد، از هم شکافته باشد؟ به نظر میرسد در مورد بلژیک پاسخ مثبت است. این کشور کوچک اروپایی که بین هلند، آلمان، فرانسه و لوکزامبورگ قرار گرفته، از زمان استقلالش از همسایگان هلندی خود در ۴ اکتبر ۱۸۳۰، درگیریهای سیاسی و فرهنگی شدیدی را تجربه کرده است.
شما آن طرف، ما این طرف
علیرغم اینکه بلژیک یک کشور چندزبانه با سه زبان رسمی است، در «میدان نبرد اروپا» (لقب این کشور به دلیل تعداد زیاد نبرد بین قدرتهای اروپایی که در طول تاریخ در قلمرو آن رخ داده) یک مرز درونزبانی بسیار قابل توجه وجود دارد. از ۱۱ میلیون بلژیکی، حدود ۶۰ درصد فلاندیزبان، ۳۵ درصد فرانسویزبان و یک اقلیت، آلمانیزبان هستند.
درگیری اصلی قومی بین فلاندیها و فرانسویزبانهاست اما تفاوتهای آنها فقط زبانی نیست، بلکه فرهنگی، سیاسی، سرزمینی و اقتصادی نیز است. در حالی که اولیها از جریانهای استقلالطلب و راستگرا حمایت میکنند و از استفاده انحصاری از هلندیها در پایتخت دفاع میکنند، دومیها سیستم فدرال موجود را حفظ میکنند، عمدتا با ایدههای سوسیالیستی همسو هستند و برای حقوق فرانسویزبانها مبارزه میکنند.
در بلژیک، همه چیز بر اساس زبان هدایت میشود که در زندگی روزمره شهروندان منعکس میشود. فلاندیها و فرانسویزبانها کانالهای تلویزیونی متفاوت تماشا میکنند، به مدارس و دانشگاههای جداگانه میروند، روزنامههای متفاوت میخوانند و به ندرت در محیطهای کاری یا اجتماعی با یکدیگر میجوشند. تخمین زده میشود که آمار ازدواج بین این دو گروه حتی به یک درصد هم نمیرسد.
این شکاف داخلی همچنین بیان جغرافیایی خود را دارد. کمی بیش از ۳۰ هزار کیلومتر مربع قلمرو ملی به سه منطقه تقسیم میشود:
شمال (فلاندرز): از نظر اقتصادی مرفهترین منطقه، محل سکونت فلاندیها.
جنوب (والونیا): محل سکونت فرانسویزبانها.
بروکسل - پایتخت: اگرچه در داخل فلاندرز قرار دارد اما منطقهای دو زبانه با اکثریت فرانسویزبان است و ۷۵ درصد جمعیت آن اصالت خارجی دارند.
فوتبال ۱ - ملیگراها ۰
در بحبوحه این بحران هویت ملی - که مردم بلژیک را به کموطنپرستترین مردم اروپا تبدیل کرده است - پدیدهای وجود دارد که هرگونه مخالفتی را از بین میبرد؛ فوتبال و به طور دقیقتر، تیم ملی. مهم نیست به چه زبانی صحبت میکنید، در کدام منطقه زندگی میکنید یا از چه ایدئولوژی سیاسی حمایت میکنید، وقتی بلژیک بازی میکند، خیابانهای سراسر کشور به رنگ قرمز، زرد و سیاه درمیآید.
این احساس اتحاد ملی که توسط فوتبال برانگیخته میشود، به ویژه در جامهای جهانی ۲۰۱۴ برزیل (نقطه عطف بازگشت بلژیک پس از ۲۲ سال دوری) و ۲۰۱۸ روسیه (مقام سومی، بهترین عملکرد تاریخ بلژیک) به اثبات رسید.
فوتبال جزئی از DNA بلژیکیهاست. علاوه بر اینکه بلژیک یکی از هفت عضو بنیانگذار فیفا در سال ۱۹۰۴ بود، اولین کشور خارج از بریتانیای کبیر بود که در آن فوتبال بازی شد. در ۲۶ اکتبر ۱۸۶۳، یک دانشجوی ایرلندی به نام سیریل بی. مورو، توپی را به مدرسه خود در فلاندرز برد و معلمان انگلیسی او به محبوبیت این بازی در میان همکلاسیهایش کمک کردند.
نژادپرستی و تبعیض از مد افتاده است
چندفرهنگی بودن این کشور (ناشی از موجهای مهاجرت دهه ۵۰ با ورود اسپانیاییها، ایتالیاییها، یونانیها، ترکها، آلبانیاییها، کنگوییها، مراکشیها و غیره) باعث رشد نژادپرستی و تبعیض شده بود اما خوشبختانه این موضوع اخیرا تغییر کرده است.
روملو لوکاکو برترین گلزن تاریخ بلژیک که در چهارمین جام جهانی خود شرکت میکند در مصاحبهای در جریان جام جهانی ۲۰۱۸ گفت: وقتی اوضاع خوب پیش میرفت، روزنامهها مرا "مهاجم بلژیکی" صدا میزدند. وقتی اوضاع بد بود، "مهاجم بلژیکی با اصالت کنگویی!"
اکنون، ورزشکاران توانستهاند هر برچسبی را از روی خود بردارند و رسانههای بلژیکی دیگر از این نوع تمایزات استفاده نمیکنند. نکته دیگر این است که فوتبالیستهای بلژیکی دیگر همگی بلندقد، سفیدپوست و بور نیستند مثل جام جهانی مکزیک ۱۹۸۶، بلکه تیم ملی از بسیاری از بازیکنان با اصالت خارجی تغذیه شده است.