از هیئت تا اینستاگرام؛ فضای مجازی با آیینهای محرم چه کرد؟
تلاقی آیینهای سنتی با ابزارهای جهان مدرن، الگوهای مشارکت مردمی در مناسک مذهبی را متحول کرده است. به گفته یک پژوهشگر، این روزها شبکههای اجتماعی به بستری برای بازخوانی، ثبت تصویری و احیای رسوم کهن و بومی تبدیل شدهاند؛ فرآیندی که نشان میدهد فرهنگ عامه با ابزارهای نوین بهروزرسانی میشود تا علاوه بر حفظ هویت تاریخی خود، بستری برای پیوند مجدد نسلها و فرارفتن از مرزهای جغرافیایی باشد.
به گزارش 24 آنلاین، فرهنگ عامه در ماه محرم، هویت خود را از تکثر رسوم، آواهای بومی و مشارکت داوطلبانۀ مردم میگیرد؛ مناسکی که در طول قرون متمادی، از دل باورهای جامعه جوشیده و تکیهگاه انسجام اجتماعی بوده است. پویایی این فرهنگ عامه باعث شده تا با تغییر سبک زندگی، الگوهای حضور مردم نیز دستخوش تحول و بهروزرسانی شوند. مریم سامعی - پژوهشگر فرهنگ عامه و یکی از نویسندگان کتاب «تقویم آیینی ماههای قمری» - در بخش نخست گفتوگو با ایسنا، با تشریح دوگانه «دین رسمی و دین زیسته»، به این پرسش پاسخ داد که ورود نهادهای بالادستی چگونه میتواند بر فرهنگ عامۀ شکلگرفته پیرامون سنتهای محرمی تاثیر بگذارد.
او اکنون در بخش دوم این گفتوگو، به سراغ مصادیق ملموس پویاییِ فولکلور رفته است؛ از نقش فضای مجازی در تغییر یا یادآوری برخی مراسمهای کهن گرفته، تا تشریح فرایند جامعهشناختی تقدسبخشی به نمادها و تجلی همزیستی مسالمتآمیز ادیان در سوگواری محرم.
تغییر در الگوهای مشارکت مردمی در آیینهای محرمی
مریم سامعی - معاون علمی «دانشنامهٔ فرهنگ مردم ایران» دایرةالمعارف بزرگ اسلامی - در بخش دوم گفتوگوی تفصیلی با ایسنا، با واکاوی تغییرات آیینهای محرم در کلانشهرها و شهرهای کوچکتر، بزرگترین دگرگونی را در نوع مشارکت مردم دانست و بیان کرد: در گذشته، مشارکتها کاملا خویشاوندمحور و محلهمحور بود، اما امروزه این الگو به گروههای اجتماعی بزرگتری انتقال یافته است. در حال حاضر، نسل جوان لزوما وابسته به تکیۀ محله خود نیست و آیین محرم را در جغرافیایی فراتر از محل سکونتش اجرا میکند؛ به طوری که امروزه جوانان هیئت خود را بر اساس معیارهایی مثل سلیقه موسیقایی یا نوع مداحی انتخاب میکنند که این امر نشاندهنده خروج آیین از پوسته سنتی محلهمحوری است.
او یکی دیگر از تغییرات جدی را گذار از حضور فیزیکی به حضور معنوی و رسانهای دانست و توضیح داد: یکی از کارکردهای اصلی محرم، اجتماعمحور بودن آن است؛ اما در دهههای اخیر به واسطه پخش آیینهای مناطق مختلف از طریق شبکههای مجازی و رسانههای جمعی، بخشی از مردم بدون حضور فیزیکی در مناسک، از طریق تلویزیون و فضای مجازی به تماشای مراسم مینشینند که این پدیده، نوع جدیدی از حضور صرفا معنوی را پدید آورده است.
تخصصی شدن برپایی مناسک عاشورایی
نویسنده کتاب «تقویم آیینی ماههای قمری» (نوشته جمعی از نویسندگان) به تخصصی شدن مشاغل و ارکان مرتبط با هیئتهای مذهبی اشاره کرد و گفت: در گذشته، امور هیئت به صورت سنتی و بومی اداره میشد؛ برای نمونه، فردی از اهالی محل که دستپخت خوبی داشت آشپزی میکرد یا شخصی با تکیه بر مقاتل در دسترس و با صدای خوش نوحهخوانی میکرد. اما امروزه، بهویژه در هیئتهای بزرگ، شاهد ساختاری کاملا حرفهای هستیم؛ از بهکارگیری آشپزان، صدابرداران و فیلمبرداران حرفهای گرفته تا دعوت از مداحان سرشناس برای اجرای برنامه در دهه اول محرم که این ساختار دیجیتال و حرفهای، وجه سنتی و بومی پیشین را تحت تأثیر قرار داده است.
نسل جدید با آیین گذشتگان ارتباط میگیرد؟
این پژوهشگر فرهنگ عامه درباره میزان ارتباط و آشنایی نسل جدید با آیینهای اصیل بومی ماه محرم نظیر «تشتگذاری»، «نخلبرداری» و... به تشریح رویکرد چندگانه این نسل پرداخت و افزود: نسل جوان رویکردی چندگانه و فراتر از یک نگاه دوگانه ساده دارد. بخشی از این نسل بر اساس الگوهای تربیتی خانواده، دقیقا همان روش پدران خود را دنبال کرده و از کودکی با سبک سنتی همراه شدهاند. در مقابل، گروه دیگری از جوانان آیینهای سنتی را تغییر داده یا سبکهای مدرنی را ابداع کردهاند که بهرهگیری از ابزارهایی مثل پخش زنده هیئت در فضای مجازی، نمودی از این سبک جدید است.
او با اشاره به پدیده بازگشت و زایش مجدد برخی آیینهای کهن در سالهای اخیر، تصریح کرد: نکته جالب توجه، بازآفرینی برخی آیینهای قدیمی توسط نسل جدید است؛ به عنوان نمونه، رسم شمعگذاری «چهلمنبران» پدیدهای است که شاید چند دهه قبل کمتر به چشم میآمد، اما در ده یا بیست سال اخیر به شدت بازآفرینی شده و امروزه شاهد حضور پررنگ دختران جوان با هر نوع سبک زندگی و باوری در این آیین حاجتخواهی هستیم.
معاون علمی «دانشنامهٔ فرهنگ مردم ایران» دایرةالمعارف بزرگ اسلامی گفت: در چند سال اخیر شاهد حضور دختران و پسران با پوششها و سلایق گوناگون در دستههای سینهزنی و زنجیرزنی هستیم. هرچند ممکن است برخی از این جوانان در گفتوگوها دلیل فلسفی و دقیق حضور خود را ندانند، اما اصل آن باور، عُلقه و اعتقاد درونی همچنان پابرجا مانده و تنها فرم و سبک اجرای آن متناسب با مقتضیات عصر جدید دگرگون شده که این پویایی نیز بخشی طبیعی از جریان فرهنگ عامه است.
اینفلوئنسرها و محرم
سامعی در ادامه با تأیید این نکته که نسل جدید بر اساس علایق و به روش خود در مناسک محرم حضور پیدا میکند، درباره نقش فضای مجازی و فعالیت بلاگرها و اینفلوئنسرها در بازتولید برخی رسوم، توضیح داد: پویایی فضای مجازی اقتضا میکند که فعالان آن همواره به دنبال تولید محتوای جذاب و متمایز باشند. در ایام محرم نیز پرداختن به آیینهای خاص و متفاوتی که شاید پیش از این کمتر شناخته شده بودند، مانند رسم چهلمنبران و مناسک حاجتخواهی، به خوراک اصلی تولید محتوا تبدیل میشود و حتی خود این افراد را برای بازنمایی این رسوم به میدان میکشاند.
او این پدیده را زمینهساز شکلگیری یک حافظه جمعی گسترده دانست و تصریح کرد: در گذشته، حافظه جمعی جامعه بسیار محدود بود و مردم از رسوم یکدیگر اطلاعات چندانی نداشتند؛ به طوری که تا چند دهه پیش، کمتر کسی خارج از مناطق آذریزبان از جزئیات آیین تشتگذاری باخبر بود. همچنین عموم مردم نمیدانستند که در ترکمنصحرا چطور عزاداری میشود یا اقلیتهای دینی مانند ارامنه تهران و زرتشتیان از دهههای گذشته چه آیینهای ویژهای برای بزرگداشت امام حسین (ع) داشتهاند. اما اکنون شبکههای مجازی دقیقا بر روی همین تفاوتها و تمایزهای آیینی دست میگذارند و آنها را به افکار عمومی معرفی میکنند.
فضای مجازی با آیین عزاداری «نوشآباد» چه کرد؟!
این نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه، رونق اقتصادی و جمعیتی برخی آیینهای منطقهای را دستاورد مستقیم این فرایند رسانهای شدن دانست و گفت: بازنمایی رسانهای آیینها، مخاطبان بیشتری را جذب کرده و سبب پرجمعیتتر شدن مناسک در نقاط مختلف کشور میشود. یک نمونه عینی و تماشایی در این زمینه، آیینهای دهه اول محرم در شهر «نوشآباد» از توابع کاشان است که شخصا در آن شرکت داشتهام؛ این مناسک امروزه به برکت شبکههای مجازی رونق فوقالعادهای گرفته و ساختاری شبیه به یک جشنواره مذهبیِ عظیم پیدا کرده است.
او به پدیده رقابت آیینی و ورود عناصر مدرن به این بخش اشاره کرد و ادامه داد: این روزها نوعی رقابت شایسته میان دو هیئت اصلی این منطقه جریان دارد تا هر کدام بتوانند آیین پرشورتر و باکیفیتتری را برگزار کنند؛ به گونهای که هر سال یک عنصر جدید به مراسم خود اضافه میکنند. بیتردید اگر پدیده فضای مجازی نبود، نوشآباد نیز همچنان آیین سنتی، بومی و مختصر خود را در ابعادی کوچک حفظ میکرد؛ اما در سالهای اخیر این مراسم بسیار مدرن شده است. تعزیهای که امروز در این منطقه اجرا میشود، از نظر ابعاد، چیدمان و تجهیزات، از بسیاری از تئاترهای حرفهای گستردهتر و تماشاییتر است؛ چراکه برگزارکنندگان از پیشرفتهترین ابزارها بهره میگیرند و حتی بازیگران، ابزارها و تجهیزات لازم را از شهرهای مختلف کشور تامین و انتخاب میکنند تا کارآمدترین عناصر را در زمین اجرای این آیین به کار بگیرند.
آسیبشناسی ورود خرافات به آیینهای نمایشی
معاون علمی «دانشنامهٔ فرهنگ مردم ایران» دایرةالمعارف بزرگ اسلامی در ادامه با بیان اینکه رقابتهای رسانهای و تلاش برای تولید مطالب جذابتر در فضای مجازی میتواند زمینهساز بروز آفت خرافات و بازتولید رسوم طردشده شود، درباره ورود اِلِمانهای نوظهور و بحثبرانگیز به آیینهای نمایشی مانند حضور نمادین «شیر» یا «لشکر جنیان» در تعزیهها، اظهار کرد: بخشی از موضوعات موجود در تمام آیینهای مذهبی، برگرفته از قصهها و باورهایی است که مردم در طول تاریخ ساختهاند تا از این طریق، میزان علقه، وابستگی و ارادت درونی خود را به پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) نشان دهند. اگر این روایات عامیانه و قصهها قرار باشد به عنوان واقعیت تاریخی یا یک عنصر مذهبی اصیل به مناسک وارد شوند، به یکی از آفتهای جدی و مصادیق خرافات تبدیل میشوند. این پدیده سبب میشود نسل جوان یا هر گروهی که با نگاه علمی و مستند به این مسائل نگاه میکند، دچار دلزدگی شده و این تصور در آنها شکل بگیرد که تمام این رسوم، غیرواقعی و آمیخته با خرافات هستند.
نمادهای عاشورایی؛ از ایران پیشااسلام تا فرهنگ شیعی
این پژوهشگر فرهنگ عامه درباره منشأ ورود نمادهایی چون عَلَم، کُتَل، بیرق و طوق به حوزه عزاداری و فرآیند مقدس شدن و توسل مردم به آنها، به تشریح لایههای تاریخی این نمادها پرداخت و گفت: نمادهای عاشورایی همواره ترکیبی از خُردهنمادهای دیگر هستند. بخشی از این نشانهها از دوران پیش از اسلام و فرهنگ ایرانی نشأت میگیرند، بخشی در دوران اسلامی شکل گرفتهاند و بخشی دیگر نیز پس از ورود به جغرافیا و مذهب تشیع، خصلتی کاملا ایرانی و شیعی به خود گرفتهاند.
سامعی درباره این سیر تحولی توضیح داد: به عنوان نمونه، آیین «نخلبرداری» در اصل نمادی از پیکر متوفا است که پیشینه و سابقه اساطیری آن به دوران پیش از اسلام و مناسک «سوگ سیاوش» بازمیگردد؛ این رسم بعدها با تغییر رویکرد مذهبی و ساختاری، وارد دوره اسلامی شد. همچنین «عَلَم» نمادی ملموس از علمدار کربلا است. قطعا عموم مردم میدانند که اینها صرفا یک شیء مادی هستند، اما نوع نگاه و احترامی که به آن دارند، معطوف به شخصیت والای حضرت ابوالفضل العباس (ع) به عنوان علمدار واقعه عاشورا است.
او برای توضیح فرایند شکلگیری این تقدس، به تشریح سه گام کلیدی از منظر نظریات جامعهشناسی و انسانشناسی پرداخت و بیان کرد: در گام نخست، میتوان به نظریه مشهور «جیمز جورج فریزر» اشاره کرد؛ او معتقد است اشیاء از دو جهتِ مجاورت و مشابهت قابل بررسی هستند. فریزر در تبیین تفکر جادویی و مقدس شرح میدهد که تأثیرگذاری بر یک کل، یا از طریق دسترسی به بخشی از آن (قانون مجاورت) صورت میگیرد یا از طریق شبیهسازی فرمی (قانون مشابهت).
سامعی ادامه داد: در امر مقدس نیز پدیده «مشابهت» کاملا حاکم است؛ مردم به خوبی آگاهند که این علم، همان پرچم موجود در کربلا نیست، اما به دلیل مشابهت فرمی با علم حضرت عباس (ع)، نزد مردم تقدس دارد و به بستری برای حاجتخواهی تبدیل میشود. در گام دوم، نوبت به نظریه امیل دورکیم - جامعهشناس برجسته - میرسد که معتقد است امر مقدس در اصل بازتابی از امر جمعی است؛ به این معنا که تکرار مداوم و منسجم یک آیین و واقعه توسط جمع، به مرور زمان نوعی احترام عمیق و تقدس ساختاری را برای آن نمادها پدید میآورد.
فرایند جامعهشناختی تقدسبخشی آیینها
او در ادامۀ تشریح فرایند تقدسبخشی به نمادهای عاشورایی، گفت: گام سوم در این فرآیند، انتقال نسلی آیینها است که عمدتا به صورت شفاهی و دهانبهدهان صورت میگیرد. کودکان از دوران کودکی در مناسک مذهبی حضور دارند و رفتار خانوادههای خود را بازتولید میکنند. این استمرار مکرر سبب تداوم آیینهای سنتی میشود؛ به طوری که اگر پدری در تعزیه «شبیهخوان» بوده باشد، معمولا فرزند او نیز همان نقش و حتی دیالوگها را تکرار میکند. این فرآیند سهمرحلهای مجاورت و مشابهت، بازتاب امر جمعی و انتقال نسلی سبب میشود پدیدهای که برای والدین مقدس بوده، برای فرزندان نیز تقدس داشته باشد.
اصالتهای موسیقایی در نوحههای بومی
معاون علمی «دانشنامهٔ فرهنگ مردم ایران» دایرةالمعارف بزرگ اسلامی درباره میزان پایبندی مناطق مختلف به آواها، نغمهها و تصنیفهای بومی در مداحیهای امروز، تصریح کرد: در حال حاضر با ساختاری دوگانه مواجه هستیم؛ در پایتخت مداحیها تا حدودی قالب استاندارد و یکسانی به خود گرفتهاند، اما در نقاط دیگر کشور، در کنار شنیده شدن مداحیهای رایج امروزی، برخی هیئتهای قدیمیتر همچنان سبک موسیقایی و متون سنتی خود را حفظ کردهاند.
او در تشریح مصادیق این اصالتهای موسیقایی گفت: به عنوان نمونه در بوشهر، سبک مداحی سنتی کماکان تداوم دارد. این شیوه اجرایی تاریخی، برگرفته از حرکات بدنی جاشوها و ملوانان بر روی قایق و در حین کار است که از سبک زندگی ساحلی و اقلیم شغلی آنان نشأت گرفته و وارد آیینهای محرم شده است. همچنین در شمال ایران، نغمهها و آواهای محلیِ مأنوس، به وضوح در ساختار نوحهها جریان دارند. اگرچه این اصالتها به مرور زمان دستخوش تغییر میشوند، اما فضای مجازی در این بخش میتواند کارکردی مثبت داشته باشد و با بازنمایی این آیینها و نوحههای بومی، مردم هر منطقه را به بازگشت به سبک موسیقایی و آیینی سابق خود تشویق کند.
رد پای واقعه عاشورا در سایر مناسک شیعی ایرانیان
سامعی در تحلیل چرایی فراگیر بودن یاد واقعه کربلا و امام حسین (ع) در دیگر مناسبتهای مذهبی و شهادت سایر ائمه (ع)، بیان کرد: ارادت و عُلقه خاص ایرانیان به حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) سبب شده تا فرهنگ شیعی در ایران حول محور این دو شخصیت بزرگوار شکل بسیار پررنگتری به خود بگیرد.
او آرمانهای واقعه کربلا را دلیل اصلی این ماندگاری دانست و گفت: مفاهیمی چون عدالتخواهی، ایثار و وفاداری در واقعه کربلا تجلی منحصربهفردی دارند که همواره برای جامعه ایرانی برجسته بوده است؛ به همین دلیل در فرهنگ عامه مردم، در تمامی مراسمهای مذهبی اعم از اعیاد یا شهادتها، گریزی به واقعه کربلا زده و مصیبت امام حسین (ع) یادآوری میشود که این پدیده نشانه توجه ویژه و پایدار ایرانیان به این رویداد تاریخی است.
کدام میراث محرم کمترین تغییر را داشته؟
این نویسنده و پژوهشگر در پاسخ به این پرسش که کدامیک از میراثهای عاشورایی کمترین تغییر بنیادی و بیشترین فراگیری را در میان ایرانیان داشتهاند، به نمونههایی کلیدی اشاره کرد و گفت: نخستین میراث حائز اهمیت، هنر «تعزیه» است. اگرچه تعزیه دستخوش تغییرات روبنایی زیادی شده و به سمت تخصصگرایی حرکت کرده است، اما همچنان به عنوان یک آیین منحصربهفرد ایرانی شناخته میشود که یک روایت مذهبی را بر روی صحنه بازآفرینی میکند. تعزیه در واقع حافظه نمایشی مردم ایران است؛ هنری که واقعه کربلا را با روایتی مرثیهگونه به تصویر میکشد و از طریق برقرار کردن ارتباط دیداریِ مستحکم با مخاطب و تبادل حزن میان شبیهخوان و تماشاچی، اثرگذاری خود را حفظ کرده است.
او «روضهخوانی» را دومین میراث فراگیر عاشورایی دانست و خاطرنشان کرد: در کنار حافظه نمایشی، نیازمند توجه به «حافظه شفاهی» جامعه هستیم که تجلی بارز آن در سنت روضهخوانی است. این سنت جزو آداب کاملا همهگیر در سراسر ایران بوده و هیچ منطقهای را نمیتوان یافت که فارغ از این رسم بوده باشد. روضهخوانی نیز اگرچه در فرم اجرایی دچار تحول شده و از فضای خانگی به سطح محلی، شهری و حتی کشوری انتقال یافته است، اما به عنوان لنگرگاه حافظه شفاهی ایرانیان، همچنان اصالت خود را در بازروایت حزنآلود و مرثیهگونه یک واقعه تاریخی برای مخاطبان حاضر حفظ کرده است.
سامعی در ادامه تشریح ارکان ماندگار آیینهای عاشورایی، به پدیده دستهروی به عنوان سومین میراث فراگیر اشاره و اظهار کرد: آیین دستهروی علاوه بر حافظه دیداری و شنیداری، تجلیبخش نوعی «حافظه بدنی» در فرهنگ عامه است. در واقع، ساختار این مناسک به گونهای بازتعریف شده که بدن انسان نیز باید در امر سوگواری مشارکت فیزیکی داشته باشد تا بخش معنوی و درونی افراد اغنا شود.
او با تاکید بر پایداری این سنت حرکتی تصریح کرد: انواع شیوههای دستهروی، اعم از سینهزنی و زنجیرزنی، تا حدودی منحصربهفرد هستند؛ زیرا به نیاز جامعه برای حضور فیزیکی پاسخ میدهند. امروزه با وجود تمام دگرگونیهایی که فضای مجازی در سبک زندگی ایجاد کرده، مردم صرفا در خانهها نمینشینند، بلکه در روزهای تاسوعا و عاشورا به صورت پیاده در این دستهها شرکت میکنند که این خود یکی از رسوم جالبتوجه و زنده در محرم است.
تعصب بر اجرای آیینهای بومی هر منطقه
این پژوهشگر فرهنگ عامه درباره فرضیه غلبه سنتهای اقوام خاصی نظیر ترکزبانان یا عربزبانان بر کل آیینهای پایتخت و کشور، این گزاره را رد کرد و گفت: اگرچه در تهران به دلیل ساختار جمعیتی، آیینهای ترکزبانان و عربزبانان جلوه بیشتری دارد، اما این پدیده به معنای چیرگی یک فرهنگ بر کل کشور نیست.
سامعی با استناد به مطالعات خود افزود: در مناطق خارج از تهران، تعصب بسیار بالایی بر اجرای آیینهای بومی و محلی وجود دارد؛ به طوری که حتی میان مناطقی با فاصله کمتر از نیمساعت، مثل کاشان و نوشآباد، دو سبک کاملا متمایز و اصرار بر حفظ آنها دیده میشود. این تمایز و هویت مستقل حتی در سطح محلات و روستاهای همجوار کویری نیز مشهود است، جایی که هر محله نخل، علم یا طوق منحصربهفرد خود را دارد.
او به یک نمونه تاریخی از تقابلهای محلی بر سر حفظ نشانههای آیینی اشاره کرد و یادآور شد: در گذشته، برخی نمادها مانند «طوق» مایه آبرو و شرف یک محله محسوب میشد؛ به طوری که گاه محلهای دیگر به نشانه خصومت، طوق محله رقیب را میدزدید که این امر توهین بزرگی تلقی میشد. از این رو، گروهی در تمام دهه اول محرم وظیفه محافظت از طوق را بر عهده میگرفتند تا آسیبی به آن وارد نشود. این تمایزهای سنتی نشان میدهد که گرایش به باورهای بومی حتی در سطح محلات سنتی به شدت زنده بوده است.
مشارکت ارامنه و زرتشتیان در مناسک عاشورایی
سامعی در پایان به تشریح جلوههای همزیستی مسالمتآمیز ادیان در ایران و مشارکت اقلیتهای دینی در آیینهای محرم پرداخت و اظهار کرد: درباره ارامنه، مناسک ویژه آنها در مناطقی از تهران مانند محدوده میدان هفت تیر برگزار میشود که نشان از پیشینه حضور آنان دارد؛ اما درباره زرتشتیان، بهویژه در مناطق یزد، اردکان یا ابیانه که پیشینه زرتشتینشین دارند، همزیستی تاریخی با شیعیان منجر به شکلگیری الگوهای رفتاری مشترک در محرم شده است.
او با اشاره به مصادیق حاجتخواهی اقلیتها در فرهنگ عامه توضیح داد: به عنوان نمونه، از دهههای ۳۰ و ۴۰ خورشیدی در مناطق زرتشتینشین یزد، سنت پخت آبگوشت نذری در روزهای تاسوعا و عاشورا توسط هموطنان زرتشتی جریان داشته است. این امر فارغ از تفاوتهای دینی، نشاندهنده یک باور درونی و حاجتخواهی است؛ به طوری که زرتشتیان گامبهگام با همسایگان شیعه خود مراسمهایی را در ابعاد محلی برگزار میکردند و شیعیان نیز نذورات آنان را به عنوان تبرک دریافت میکردند. این همزیستی آیینها، گواهی بر زیست مسالمتآمیز تاریخی و احترام عمیق و متقابل به باورهای مذهبی در فرهنگ عامه ایران است.