نهادهای امنیتی و رسانهها باید سر خطوط قرمز توافق داشته باشند
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تأکید بر اینکه خط قرمزهای مبهم و تعریفنشده میتوانند رسانهها را به خودسانسوری سوق داده و از میزان اثرگذاری آنها بکاهند، گفت: برای کاهش افت مرجعیت رسانهای، نهادهای امنیتی و حوزههای فرهنگی و رسانهای باید به یک تفاهم روشن درباره خط قرمزها برسند؛ خط قرمزهایی که البته خیلی طولانی نباشند.
به گزارش 24 آنلاین، موضوع «کاهش مرجعیت رسانهای» در کشور دیگر یک بحث نظری در نشستهای تخصصی و علمی نیست؛ بلکه چالش عینی و ملموسی است که درست در بزنگاههای مهم، زیستبوم خبری کشور را با چالش مواجه میکند. زمانی که اعمالنظرهای سلیقهای، رسانههای شناسنامهدار و قدیمی را دچار خودسانسوری میکنند، رسانه رسمی عملا توان روایتگری شفاف و بهموقع را از دست میدهد و مرجعیتش پیش چشم مخاطبی که تشنه «روایت اول» است، خدشهدار میشود.
همین خلأ اطلاعرسانی و انفعالِ رسانههای رسمی، زمینه را برای شکلگیری و رشد پدیده «انسانرسانهها» هموار کرد. مخاطبی که احساس میکرد پاسخ پرسشهایش را در اخبار رسمی پیدا نمیکند، به چهرهها و فعالان فضای مجازی متوسل شد؛ افرادی که بدون خودسانسوری، اخبار را با سرعت و جذابیت لحظهای ارائه میدادند. انسانرسانهها دقیقا در همان فضای خالیِ ناشی از محدودیتِ رسانههای ساختارمند قد کشیدند و دستکم اتفاقات یک سال و نیم گذشته نشان داد که این افراد چه آسیبهایی به شکلگیری روایت و انتقال اصولی اخبار وارد کردند.
حالا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی سیاستگذاری و تنظیمگری در حوزه رسانه، اگرچه خط قرمزهای مبهم را یکی از عوامل مؤثر بر کاهش مرجعیت رسانهای میداند، اما این مسئله را به یک عامل تقلیل نمیدهد و اقتصاد ناپایدار رسانه، نبود بنگاههای رسانهای بزرگ و ضعف آموزش حرفهای را نیز در شکلگیری این وضعیت مؤثر میداند؛ مجموعهای از عوامل که در کنار یکدیگر، رسانه رسمی را در رقابت با روایتهای خارج از ساختار رسانهای با دشواری مواجه کردهاند.
خط قرمزها شفاف نیستند
سیدعباس صالحی در گفتوگو با ایسنا، درباره فاصله میان تعداد بالای رسانههای دارای مجوز فعالیت و کاهش مرجعیت رسانهای در کشور و همچنین تأثیر محدودیتها و سختگیریهای نهادهای مختلف بر این وضعیت، اظهار کرد: به نظر من عوامل متعددی در موضوع مرجعیت رسانهای دخالت داشتهاند و این مسئله حتما یکی از این عوامل است.
او با بیان اینکه خط قرمزهای شفاف و روشنی در این زمینه نداریم افزود: هر کشوری طبیعتا برای خودش خط قرمزهایی دارد، اما خط قرمزهای مبهم، سیگنالی و بدون تعریف مشخص، حتما به میدان عمل رسانه آسیب میزند و رسانه را هم در سطح مدیریت و هم در سطح خبرنگاران گرفتار بخشی از خودسانسوریها میکند که طبیعتا آثار خودش را در مراحل بعدی فعالیت رسانهای نشان خواهد داد.
ضرورت درک امنیت ملی توسط رسانهها
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تأکید بر اهمیت این مسئله در شرایط بحرانی گفت: این موضوع بهخصوص زمانی که شرایط کشور ملتهبتر میشود، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ مانند شرایطی که در فضای جنگ ۱۲روزه و جنگ اخیر داشتیم و هنوز هم ادامه دارد. از یک طرف، در شرایط سخت باید بپذیریم که امنیت ملی ما در معرض تهدید است و رسانه نیز نمیتواند نسبت به اینکه امنیت ملی با چه تهدیدهایی مواجه است، بیتوجه باشد. از طرف دیگر، اگر دامنه و میدان این مسئله نامشخص و ناشناخته باشد، طبیعتا زمینه ورود و اثرگذاری رسانه را کاهش میدهد. بنابراین این عامل حتما مهم و اثرگذار است.
نهادهای امنیتی و رسانهها بر سر خط قرمز تفاهم کنند
او درباره راهکار کاهش این مشکل اظهار کرد: به نظر میرسد برای رفع یا دستکم کاهش این مسئله، نیاز داریم نهادهای امنیتی و حوزههای فرهنگی و رسانهای به یک تفاهم روشن درباره خط قرمزها برسند؛ خط قرمزهایی که البته نباید خیلی طولانی باشند. در مقابل، باید در ماورای آن خطوط قرمز، میدان عمل رسانه را برای همه رسانهها قرار دهیم و رسانهها را به خودی و غیرخودی تقسیم نکنیم و تفکیک خاصی در این زمینه ایجاد نشود.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: مشخص نبودن خطوط اصلی قرمز و تعریف روشن آنها موجب بخشی از این وضعیت شده و حتما در کاهش مرجعیت رسانهای مؤثر بوده است، اما به نظر من عوامل دیگر نیز در این مسئله بیتأثیر نیستند.
اقتصاد رسانهها ناپایدار است
صالحی با اشاره به یکی دیگر از عوامل مؤثر بر مرجعیت رسانهای گفت: بخش مهم دیگری از مسئله رسانه، به اقتصاد رسانه مربوط میشود. رسانه برای حفظ و تقویت مرجعیت خود، نیازمند گردش درست منابع مالی و یک اقتصاد پایدار است و نبود منابع مالی پایدار، عملا مرجعیت رسانهای ما را نیز گرفتار اختلال کرده است.
او افزود: نکته دیگری که در این زمینه وجود دارد، این است که رسانههای بزرگ در کشور شکل نگرفتهاند. البته رسانههای کوچک و متوسط نیز طبیعی و لازم هستند، اما ما به رسانههای بزرگی نیاز داریم که علاوه بر برخورداری از اقتصاد پایدار، بتوانند قدرت عاملیت خود را به عنوان یک بنگاه رسانهای بزرگ تعریف کنند.
صالحی در پاسخ به این نکته که آیا مسئله، شکل نگرفتن رسانههای بزرگ است یا تضعیف رسانههای موجود، گفت: ترکیبی از هر دو است. رسانههایی با این عنوان و شکل وجود داشتهاند و برخی نمونهها را نیز داشتهایم، اما وقتی از «بنگاه رسانهای بزرگ» صحبت میکنیم، منظور رسانهای است که بتواند اجزای مختلف خود را به صورت همزمان و در کنار ساختار اصلی شکل دهد.
او توضیح داد: در یک بنگاه رسانهای بزرگ، اقتصاد رسانه باید همراه و در کنار بخش محتوایی آن حرکت کند. ما به نوعی رسانههایی داریم که بخش اقتصادی آنها به منابع و شرایط ناپایدار متصل است. بنابراین ممکن است بخش محتوایی و رسانهای آنها شکل گرفته باشد، اما آن بخش اقتصادی که باید به پایداری حرکت رسانه کمک کند، به عنوان یک منبع ثابت و پایدار شکل نگرفته و به شرایط ناپایدار متصل مانده است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی عامل دیگر را ضعف آموزش حرفهای دانست و اظهار کرد: نکته دیگری که به نظر میرسد در این عدم مرجعیت رسانهای مؤثر بوده، این است که باید حوزه آموزشهای حرفهای رسانه را جدیتر بگیریم. طبیعتا در این بخش نیز به ارتقا و تقویت بیشتری نیاز داریم.
همه «انسانرسانهها» را نمیتوان با یک چوب راند
صالحی در ادامه درباره شکلگیری پدیده «انسانرسانه» در سالهای اخیر و فعالیت این افراد در وقایع و بحرانهای اخیر کشور، اظهار کرد: انسانرسانهها پدیدهای نوظهور هستند و نمیتوان همه آنها را با یک چوب راند؛ بنابراین نمیتوان درباره انسانرسانهها یک نوع قضاوت واحد داشت.
او افزود: ما در این زمینه هم با مشکل مقررات مواجه هستیم و هم با مشکل نوع مواجهه با این حوزه. فناوریهای جدید فرصتهایی را فراهم کردهاند و طبیعی است که افرادی بخواهند در محیطهای عمومیتر حضور پیدا کنند و این حضور را بخشی از حق شخصی و فردی خود تلقی کنند. مسئله مهم این است که انسانرسانهها از یک جایی به بعد، اگر واقعا تبدیل به رسانه میشوند، باید ملزومات رسانه را نیز رعایت کنند. از اینجا به بعد باید دامنه بحث را دقیقتر و روشنتر کرد.
صالحی با تفکیک میان حق فردی و فعالیت رسانهای گفت: باید به یک تعریف برسیم. افراد تا یک جایی حق شخصی دارند که اظهارنظر کنند و از فناوریهای جدید استفاده کنند، اما از یک جایی به بعد واقعا به یک رسانه تبدیل میشوند و طبیعتا ملزومات رسانه اهمیت پیدا میکند. در آن نقطه، این الزامات باید هم مورد توجه خود آنها قرار گیرد و هم فعالیتشان در چارچوب این قواعد باشد اما قوانین موجود ما هنوز این مسئله را بهطور روشن تبیین نکردهاند و طبیعتا باید نسبت به این موضوع به شکل جدی اقدام شود.