مأموریت فرهنگی صداوسیما در قاب «دستآفریدهها»؛ پای اعتبار ایران در میان است
فصل سوم مستند «دستآفریدهها» با رویکردی متفاوت به گردشگری و صنایع دستی تولید شده است؛ سازنده این مجموعه معتقد است رسانه در معرفی مکانها و هنرمندان مسئولیتی فراتر از اطلا
به گزارش 24 آنلاین، داود سماواتییار، تهیهکننده مجموعه «دستآفریدهها»، در گفتگویی با ایسنا درباره مسئولیتپذیری صداوسیما در قبال پیامدهای معرفی مکانهای گردشگری معتقد است: صداوسیما نمیتواند تنها به پخش برنامه بسنده کند و باید در قبال پیامدهای معرفی مکانهای گردشگری و هنرمندان مسئولیتپذیر باشد.
اهداف چندگانه برنامههای گردشگری
سماواتییار درباره اهداف برنامههای گردشگری و صنایع دستی تلویزیون اظهار کرد: این برنامهها اهداف چندگانهای دارند؛ معرفی ظرفیتهای فرهنگی و لوکیشنهای طبیعی، معرفی رشتههای هنری و هنرمندان کمتر دیدهشده و نشان دادن پیوند میراث کهن با زندگی امروز.
او توضیح داد که فلسفه این آثار، خارج کردن میراث کهن از حالت موزهای و ویترینی و جاری کردن آن بهعنوان بخشی زنده در زندگی امروز مردم است و مستندسازانی مانند جواد قارایی، حمید مجتهدی، یاسر طالبی، حسن جعفری و احمد شادیعیسیلو هر کدام با روایت خود همین هدف را دنبال کردهاند.
معاصرسازی در هنرهای صناعی
او درباره مجموعه «دستآفریدهها» اظهار کرد: سری سوم این مجموعه با تمرکز بر «معاصرسازی در هنرهای صناعی» تولید شده است و به معرفی هنرمندانی میپردازد که آثار خود را از طریق رسانههای نوین و دیجیتال به جهان معاصر عرضه میکنند؛ هنرمندانی با کمترین ارتباط با بخشهای حمایتی دولتی که آثارشان از نظر فرم و محتوا متفاوت است. به گفته او، ممکن است مخاطب داخلی با این آثار ارتباط برقرار نکند چون فرمی ذهنی و خلاقانه دارند.
این تهیهکننده معتقد است وجه تمایز این مجموعه در سه نکته است: موضوع آن هنر معاصر است نه بازتولید گذشته؛ رویکردش به هنرمند نوگراست و صدای او را بدون واسطه منتقل میکند؛ و شکل اثر را سادهسازی نمیکند تا ماهیت ذهنی و خلاقانه آن حفظ شود. او اظهار کرد: این رویکرد ریسکپذیر است، اما باور ما این است که رسانه ملی باید فضایی برای هنرهایی فراهم کند که حاصل تجربه ذهنی هنرمند امروز است و هنوز به جریان اصلی نرسیده است.
او توضیح داد: مجموعه از مراحل اولیه طراحی و اتود زدن هنرمند تا تهیه مواد خام و فرآیند تولید اثر او را همراهی میکند و کل فرایند را بهعنوان سوم شخص حاضر در کارگاه ثبت میکند. او معتقد است هدف فقط آموزش تولید نیست، بلکه انتقال ذهنیت، خلاقیت و کارآفرینی هنرمند معاصر به نسل جوان است و تفاوتها در طراحی و اجرا ملاک اصلی است. او به فیلم «هیاس» به کارگردانی زندهیاد امیرحسن ندایی و فیلم «اندک جایی برای زیستن» به کارگردانی شبنم قلیخانی اشاره کرد.
معرفی صرف یا رویکردی فراتر؟
سماواتییار در پاسخ به این پرسش که آیا هدف برنامه معرفی صرف است، اظهار کرد: در مجموعه به دنبال معرفی هنرمندان معاصری بوده که در فرم و محتوای آثارشان خلاقیت و تفاوت باشد، نوگرا باشند و به زبان روز دنیا آثارشان را به مخاطب داخلی و بینالمللی عرضه کنند. به گفته او، دوربین این مجموعه بیش از شرح فنی هنرهای صناعی، به هنرمند و نگاه او توجه دارد و جزئیات فرایند ساخت در قالب روایت آفرینش اثر بیان میشود.
تهیهکننده دست آفریدهها در پاسخ به این پرسش که این مستند تا چه اندازه به آسیبهای معرفی ساده توجه داشته، اظهار کرد: این انتقاد مهم و جدی است که باید در دستور کار مدیران صداوسیما قرار گیرد. او توضیح داد که خطر تخریب طبیعت یا هجوم گردشگران در این سری کمتر است چون تمرکز بر هنرمندان است نه جاذبههای گردشگری، اما بیخطر نیست. او معتقد است سه پیامد باید مدنظر قرار گیرد؛ مزاحمت برای کارگاه و محل زندگی هنرمند، تجاریشدن و سادهسازی اثر، و فشار بر جریان فکری و خلق اثر. به گفته او، فیلمساز باید با هنرمند درباره نحوه تصویربرداری توافق کند و از افشای اطلاعات حساس پرهیز شود.
مسئولیت سهگانه تلویزیون
سماواتییار با اشاره به اتفاقاتی که پس از برنامه جواد قارایی رخ داد و منطقهای دچار تخریب شد، اظهار کرد: این موضوع را باید جدی بررسی کرد و صداوسیما نمیتواند تنها به پخش بسنده کند. او معتقد است تلویزیون باید پیش از پخش ظرفیت مکان را ارزیابی کند و از معرفی نشانی دقیق مکانهای حساس بپرهیزد، همراه با پخش حفظ محیط زیست و حریم خصوصی را یادآوری کند و پس از پخش گزارشهای آسیب را با همکاری نهادهای متولی پیگیری کند. به گفته او، فقط آگاهسازی کافی نیست و نظارت نهادهای مسئول هم باید همراه باشد.
سه تعهد دستآفریدهها
وی اظهار کرد: دستآفریدهها صرفاً یک معرفی ساده نیست، اما مسئولیت آن با برنامههای مکانمحور تفاوت دارد؛ پیامدهایش به نحوه نمایش هنرمند، حفظ حریم شخصی و معنای اثر مربوط است. او توضیح داد که این مجموعه سه تعهد دارد: شفافیت در معرفی معنا و روند تولید اثر، احترام به هنرمند با رضایت او و بدون افشای اطلاعات غیرضرور، و آگاهی از پیامد شهرت تا هنرمند به تجاریسازی وادار نشود.
از حضور شبنم قلیخانی تا آشا محرابی
او همچنین درباره حضور چهرههای شناختهشده اظهار کرد: در سری جدید ۱۶ فیلمساز حضور دارند و سه بازیگر سینما و تلویزیون در مجموع ۷ قسمت را روایت میکنند؛ آشا محرابی مستندهای «کاغذهای تشنه»، «قدمهای رنگین» و «مینا در آتش» را کارگردانی کرده، صحرا اسدالهی «دستها قصه میسازند» و «سارو» را ساخته و شبنم قلیخانی روایتگر «در یالهاشان گره میخورد آرزوهایم» و کارگردان «اندک جایی برای زیستن» بوده است. او معتقد است چهرههای شناختهشده توجه عمومی را جلب میکنند، اما دیدهشدن با ارتقای کیفیت یکی نیست و شهرت کیفیت اثر را تضمین نمیکند.
تجربهای سینمایی در قاب تلویزیون
او توضیح داد که دستآفریدهها در سری سوم در فرم و محتوا با فصل اول و دوم متفاوت است؛ از دوربینهای بلکمجیک با برداشت ۲۴ فریم سینمایی و لوازم حرکتی پرتابل بهره برده، از فیلمسازان دهه ۴۰ تا ۷۰ استفاده کرده و ۳۰ قسمت را در گونههای مختلف مستند تقسیم کرده است.
به گفته او، اصلاح رنگ سینمایی، طراحی و ترکیب صدا، ساخت موسیقی تیتراژ، خوشنویسی استاد سلیمان میری و طراحی ۳۲ پوستر از دیگر ویژگیهای این مجموعه است.
این مستندساز درباره ماندگاری دانش هنرمندان اظهار کرد: مستند نباید صرفاً فرآیند مکانیکی را نشان دهد، بلکه باید نشان دهد چگونه دست، چشم و ابزار به یک اندام واحد تبدیل میشوند. او توضیح داد که از لنزهای ماکرو برای ثبت لحظاتی چون اندازهگیری حرارت گل و رام کردن ورق برنز استفاده کردهاند. به گفته او، مستند بلند حکم مرجع دانشگاهی برای نسلهای بعد را دارد و مستندهای کوتاه شوک بصری و قلاب معرفتی نسل جوان است.
او معتقد است پخش مستند از رسانه ملی، تماشای تلویزیون را به تجربهای مشترک میان نسل گذشته و امروز تبدیل میکند.
مستندساز آینده باید دوربینش را از روی چکش و قلم بردارد و روی چشم و مغز هنرمند بگذارد
وی درباره مسیر سه فصل این مجموعه اظهار کرد: این مسیر یک منحنی یادگیری برای مخاطب امروز است؛ ما از مستندسازی توصیفی به تحلیلی و نهایتاً راهبردی رسیدیم. او معتقد است هنر صناعی ایران اگر بخواهد در قرن ۲۱ زنده بماند باید صنعتی خلاق و دیزاینمحور باشد و در قاب رسانه نه بهعنوان موزه بلکه بهعنوان پیشران توسعه بازتعریف شود. به گفته او، مستندساز آینده باید دوربینش را از روی چکش و قلم بردارد و روی چشم و مغز هنرمند بگذارد و هر قاب مستند باید حامل امضای هویت هنرمند باشد تا در برابر کپیکاری صنعتی، مدرکی بصری برای دفاع از حقوق هنرمند باشد.
سماواتییار درباره تراز بینالمللی این مستندها اظهار کرد: تصویر یک کشور در اذهان جهانیان امروز از مجرای کیفیت محصولات بصری و روایتهای سینمایی ساخته میشود. او توضیح داد که فصل سوم با فرمت 4K، نورپردازی مناسب، تدوین متفاوت، طراحی و ترکیب صدای حرفهای و اصلاح رنگ گرم تولید شده است.
او معتقد است ساخت مستند در تراز جهانی بازتعریف دقیق کیفیت تولید و زبان روایت است و وقتی کیفیت تولید بالاست، پرستیژ و قیمت کالای فرهنگی ایران در بازارهای هنر بینالمللی چند برابر میشود.
به گفته او، روایت بینالمللی نباید از موضع ضعف یا با رویکرد مردمنگاری جهان سومی به سراغ هنرمند برود؛ زبان هنر معاصر زبان واحد است و مستند حرفهای میتواند تصویری از ایران بهعنوان سرزمین خلاقیت، فرم و معنا ارائه دهد.