کدخبر: ۶۴۶۵۷

چرا برخی بازیگران از فیلم‌های جنگی فاصله می‌گیرند؟ روایت تهیه‌کننده «آن سوی آوار»

در نشست نقد و بررسی فیلم «آن سوی آوار»، محمدحسین عابد از دشواری‌های تولید آثار جنگی پرده برداشت؛ از مخالفت برخی بازیگران با حضور در این فیلم‌ها تا تأمین شخصی هزینه‌های تولید و نبود حمایت نهادها. محسن منشی‌زاده، کارگردان اثر، نیز به انتقادها درباره شعارزدگی فیلم پاسخ داد.

چرا برخی بازیگران از فیلم‌های جنگی فاصله می‌گیرند؟ روایت تهیه‌کننده «آن سوی آوار»

به گزارش 24 آنلاین، به نقل از روابط عمومی گروه سینمایی هنر و تجربه، نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «آن سوی آوار» به کارگردانی محسن منشی‌زاده و نویسندگی و تهیه‌کنندگی محمدحسین عابد، شامگاه دوشنبه ۱۱ آبان‌ماه با حضور سازندگان اثر، مخاطبان، جمعی از اهالی رسانه و ناصر سهرابی، منتقد مهمان، در پردیس سینمایی چارسو برگزار شد.

محمدحسین عابد در ابتدای برنامه درباره روند شکل‌گیری این اثر گفت: «این فیلم از آنجا آغاز شد که جنگی ناعادلانه اتفاق افتاد. همین تجربه باعث شد تصمیم بگیرم واقعیت جنگ را از طریق فیلم بیان کنم. به این نتیجه رسیدم که بزرگ‌ترین سلاح ما هنر است و می‌توانیم با حداقل امکانات، از این ابزار برای بیان آنچه اتفاق افتاده استفاده کنیم.»

او افزود: «در همین بستر، ایده شخصیت محمدحسین در ذهنم شکل گرفت؛ دانشمند هسته‌ای‌ای که قصد دارد یک رادیودارو تولید کند و تمام تلاش خود را برای رسیدن به این هدف به کار می‌گیرد، اما قدرت‌های بزرگ جهان با فعالیت او مخالفت می‌کنند. بر همین اساس، داستان فیلم را با الهام از این واقعیت‌ها نوشتم.»

عابد ادامه داد: «ما با چالش‌های متعددی در روند تولید مواجه بودیم. متأسفانه هیچ نهاد یا سازمانی از نظر مالی از پروژه حمایت نکرد و فیلم کاملاً به‌صورت شخصی تولید شد. تمامی هزینه‌ها را به‌صورت شخصی تأمین کردیم و کارگردان، بازیگران و سایر عوامل نیز با انگیزه و علاقه شخصی در این پروژه همکاری کردند.

دیگر چالش‌های جدی ما، محدودیت زمانی و شرایط خاص فیلم‌برداری در دوران جنگ بود. در آن شرایط، هر لحظه احتمال حمله و اصابت موشک وجود داشت. بنابراین پیش از آغاز کار، درباره تمام جوانب با همکارانمان در این اثر صحبت کردیم و گفتیم اگر اتفاقی برای اطرافیان یا محل فیلم‌برداری رخ داد، باید در کنار یکدیگر بمانیم و کار را رها نکنیم. خوشبختانه با کمک خداوند توانستیم پروژه را به سرانجام برسانیم.»

او درباره انتخاب بازیگران فیلم گفت: «درباره بازیگران، گزینه‌های مختلفی داشتیم و با تعدادی از آن‌ها تماس گرفتیم. وقتی توضیح می‌دادیم که قصد ساخت فیلمی درباره جنگ را داریم، با نوعی مقاومت مواجه می‌شدیم. برخی از بازیگران به‌محض شنیدن موضوع، اعلام می‌کردند که فعلاً مشغله دارند و امکان همکاری برایشان وجود ندارد. ما با تعداد زیادی از بازیگران تماس گرفتیم، اما در مواردی صرفاً با مطرح شدن موضوع جنگ، تمایلی به همکاری نشان نمی‌دادند.»

محسن منشی‌زاده، کارگردان فیلم، درباره چگونگی آغاز روند ساخت آن گفت: «در ابتدا آقای عابد از من دعوت کردند و داستان را در اختیارم قرار دادند تا مطالعه کنم. عنوان اولیه قصه نیز «رستگاری در رمضان» بود. ایشان داستان را با سرعت زیادی نوشته بودند و گفتند قصد دارند این اثر را تولید کنند. من نیز قصه را خواندم و خوشم آمد. از سویی معتقد بودم همان‌طور که مردم در میدان حضور دارند، ما نیز باید سهم خود را در این شرایط ایفا کنیم. از آنجا که ما هم در حوزه فرهنگ فعالیت می‌کنیم و می‌توانیم از این طریق حمایت و همراهی کنیم، وارد این پروژه شدیم و نگارش فیلم‌نامه را آغاز کردیم.»

او ادامه داد: «متأسفانه در مرحله تولید، هیچ‌یک از نهادهایی که پیش‌تر وعده همکاری داده بودند، عملاً با ما همراهی نکردند. به اعتقاد من، تنها مجموعه‌ای که واقعاً پای کار ایستاد، گروه هنر و تجربه بود که زحمات زیادی برای پیشبرد این پروژه کشید. از همین‌جا از دوستان این مجموعه تشکر می‌کنم.»

این کارگردان در پاسخ به نقدهایی که فیلم را دچار شعارزدگی می‌دانند، گفت: «وقتی سراغ ساخت فیلم‌هایی با چنین موضوعاتی می‌رویم، باید بپذیریم که بیان صریح برخی مفاهیم نیز بخشی از رسالت اثر است. قرار نیست از شعار دادن پرهیز کنیم؛ ما می‌خواهیم حرف خود را بیان کنیم و به مخاطب نشان دهیم که دشمن آن چیزی نیست که در تبلیغات خود معرفی می‌کند. هدف دشمن این است که همه‌چیز را از ما بگیرد و کشور را به خود وابسته کند. من تلاش کردم این مفهوم را در فیلم نشان دهم و بر این نکته تأکید کنم که دشمن به دنبال وابستگی ما به خود است. فیلم ما در واقع یک مانیفست انسانی بود.»

ناصر سهرابی در ابتدای نقد اثر، با اشاره به سینمای استراتژیک گفت: «این فیلم دو موضوع مهم را به یکدیگر پیوند می‌دهد؛ نخست، جنگ و تهدید جان انسان‌ها و دیگری، ترور دانشمندان هسته‌ای. در تاریخ سینما مفهومی با عنوان «سینمای استراتژیک» شکل گرفته است و به اعتقاد من، فیلم آقای منشی‌زاده و آقای عابد نیز در زمره آثار این جریان قرار می‌گیرد؛ سینمایی که تلاش می‌کند با وجود تمام مفاهیم و شعارهایی که در پس‌زمینه خود دارد، با مخاطب ارتباط برقرار کند و حرف اصلی فیلم را به او منتقل سازد. یکی از نمونه‌های شاخص این نوع سینما، فیلم «رم، شهر بی‌دفاع» ساخته روبرتو روسلینی است.»

او در توضیح دیگر نکات فیلم گفت: «یکی از نکات مهم و مثبت فیلم، استفاده مناسب از موسیقی است. همچنین به نظرم جلوه‌های ویژه، به‌ویژه در صحنه‌های انهدام و انفجار، به‌خوبی اجرا شده‌اند و تأثیرگذاری لازم را دارند.»

سهرابی ادامه داد: «یکی دیگر از مواردی که به نظرم می‌توانست تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد، استفاده از ظرفیت دراماتیک داستان برای ایجاد هم‌ذات‌پنداری عمیق‌تر با مخاطب است.»

سعیده عرب، از بازیگران این فیلم، نیز درباره دلایل پیوستن خود به این پروژه گفت: «حدود ۳۲ سال است که در این عرصه فعالیت می‌کنم و بیشتر نقش‌هایی که ایفا کرده‌ام، نقش مادر بوده است. خودم فرزند جنگ هستم و دو سال در کرمانشاه خدمت داوطلبانه کردم. وقتی این قصه را خواندم، برایم بسیار ملموس بود. در این قصه، با مادری مواجه بودیم که پسرش پزشک بود و در عین حال که دارو تجویز می‌کرد، به خانواده‌ای نیز پناه می‌داد که زندگی‌شان زیر آوار رفته بود و دیگر سرپناهی نداشتند. دغدغه او فقط دارو و درمان نبود، بلکه نگران جامعه، کشور و انسان‌هایی بود که به او پناه می‌آوردند و تلاش می‌کرد به آن‌ها پناه بدهد.»

اجرای این نشست را علی زادمهر بر عهده داشت.

منبع: ايسنا
کدخبر: ۶۴۶۵۷
ارسال نظر