هشدار مایکل هادسون: بحران انرژی خلیج فارس جرقهای برای فروپاشی نظام مالی دلاری است
پروفسور مایکل هادسون، اقتصاددان سرشناس آمریکایی و منتقد برجسته ساختار مالی بینالمللی، هشدار داده است که پیامدهای مسدود شدن صادرات نفت خلیج فارس از حوزه انرژی فراتر رفته و جهان را در آستانه موجی از ورشکستگیهای مالی و یک رکود اقتصادی عمیق در پاییز پیشرو قرار داده است.
به گزارش پایگاه خبری ۲۴ آنلاین، آقای هادسون در یادداشتی که چکیدهای از سخنرانی اخیر وی در همایش اقتصادی ولادیوستوک روسیه است، تصریح کرده که اختلال در عرضه نفت، کود شیمیایی و مواد غذایی، کشورهای وابسته به واردات را با بحرانی وجودی روبهرو ساخته است. به گفته این اقتصاددان، دولتها اکنون ناچارند میان «بازپرداخت بدهیهای سنگین دلاری به نهادهای مالی غربی» یا «تأمین سوخت، گرمایش صنایع و غذای مردم خود» یکی را انتخاب کنند.
این استاد اقتصاد با به چالش کشیدن سیاستهای نهادهایی چون صندوق بینالمللی پول (IMF) اظهار داشت که جهان به یک نقطه عطف تاریخی نزدیک میشود؛ نقطهای که در آن مشخص خواهد شد آیا کشورهای مقروض مجدداً زیر بار سیاستهای ریاضتی و حراج زیرساختهای ملی خواهند رفت، یا بقای اقتصادی و حاکمیت ملی خود را در اولویت قرار میدهند.
هادسون با یادآوری طرح تاریخی جان مینارد کینز در دهه ۱۹۴۰، بر لزوم لغو بدهیهای دلاریِ غیرقابل پرداخت و ایجاد ساختاری مالی که بار تمام بحرانها را بر دوش کشورهای ضعیف نیندازد تأکید کرد. او در این چارچوب خاطرنشان کرد که همکاری سهجانبه میان روسیه، چین و ایران میتواند بستر شکلگیری یک نظام پولی جایگزین را فراهم سازد؛ نظامی که بر پایه تأمین مالی مولد، سرمایهگذاری مشترک در زیرساختها و رهایی از چرخه وابستگی به بدهیهای دلاری بنا شده باشد.
هادسون نوشت: «روسیه، چین و ایران اکنون فرصتی تاریخی برای ساخت چنین نظام جایگزینی در اختیار دارند. مبنای اخلاقی و اقتصادی این ساختار باید "همیاری و کمک متقابل" باشد: تأمین مالی مولد، سهامداری مشترک در زیرساختها، و سود متقابل برای سرمایهگذاران و اقتصادهای میزبان، بدون بازتولید وابستگی ناشی از بدهی که در ساختار نظام دلاریِ پس از ۱۹۴۵ نهادینه شده است.»
از نگاه این تحلیلگر باسابقه والاستریت، شوک کنونی انرژی در خلیج فارس میتواند در نقش یک کاتالیزور تاریخی عمل کرده و نظام مالی برآمده از دوران پس از جنگ جهانی دوم را تغییر دهد. او همچنین نوشت: «جهان در حال نزدیک شدن به یک دوراهی است: تداوم حاکمیت طلبکاران از طریق ریاضت اقتصادی، یا ایجاد یک نظم پولی سازمانیافته بر مدار رشد، حاکمیت ملی و توسعه متقابل. شوک نفتی اخیر ممکن است همان جرقهای باشد که سرنوشت این انتخاب را تعیین خواهد کرد.»
حملات آمریکا به ایران از ۹ اسفند ۱۴۰۴ شروع شد. اگرچه پس از درگیریهای اولیه، یک توافق آتشبس موقت و تفاهمنامه دریایی میان دو کشور شکل گرفته بود، اما این تفاهم در پی نقضهای مکرر از سوی واشنگتن دوام چندانی نیاورد و سرانجام در ۱۷ تیر ۱۴۰۵، دونالد ترامپ پس از حملات دوباره نیروهای آمریکایی، این توافق را رسماً «پایانیافته» اعلام کرد.
بلافاصله پس از فروپاشی آتشبس، کاخ سفید سیاست محاصره خلیج فارس و اعمال تحریمهای ثانویه گسترده را برای قطع کامل شاهرگهای صادرات انرژی ایران در پیش گرفت. تداوم این محاصره نظامی-اقتصادی و تشدید ناامنیها در تنگه هرمز، عبور و مرور تجاری و انتقال نفت را با بحرانی فلجکننده روبهرو کرده و با ایجاد اختلال در زنجیره جهانی انرژی، کود شیمیایی و غلات، بازارهای بینالمللی را به ورطه یک رکود و شوک بیسابقه کشانده است.