"منوچهر سالیا"؛ بعضیها از فوتبال نمیروند
بعضی آدمها وقتی از دنیا میروند، فقط یک نفر از میان ما کم نمیشود؛ گاهی بخشی از خاطرات یک شهر هم با آنها رنگ دیگری میگیرد؛ منوچهر سالیا از همان آدمها بود، مردی که رفت، اما خاطرهاش در آبادان ماند.
به گزارش 24 آنلاین، عادت کردهایم سالی یکبار، در سالگرد رفتن آدمهای بزرگ، چند خط درباره آنها بنویسیم، خاطرهای تعریف کنیم و دوباره عکسشان را به قاب خاطرات بسپاریم؛ اما بعضی نامها را نمیشود فقط در سالگردشان به یاد آورد. سالیا متعلق به یک سال و یک تاریخ نبود؛ او بخشی از تاریخ فوتبال آبادان بود.
مردی از جنس فوتبال قدیم
منوچهر سالیا فوتبال را فقط یک شغل نمیدید. برای او فوتبال با زندگی مردم آبادان گره خورده بود؛ ورزشی که در کوچهها، زمینهای خاکی و محلههای این شهر نفس میکشید و جوانان زیادی رؤیای رسیدن به پیراهن تیمهای بزرگ را در سر داشتند.
او در فوتبال آبادان فقط یک بازیکن یا مربی نبود؛ سالها در نقشهای مختلف کنار این فوتبال ایستاد و آنچه بیش از هر عنوانی از او باقی ماند، رفتار انسانی و نگاه دلسوزانهاش به جوانان بود.
صنعت نفت و مردی که با فوتبال زندگی کرد
نام منوچهر سالیا با فوتبال آبادان و صنعت نفت گره خورده بود؛ فوتبالی که برای مردم این شهر فقط نتیجه یک مسابقه نبود، بلکه بخشی از هویت و زندگی آنان محسوب میشد.
سالیا در این فوتبال حضور داشت، کار کرد، ساخت و نسلهایی از بازیکنان را همراهی کرد. شاید خیلیها امروز جزئیات آن سالها را به خاطر نیاورند، اما نام مردانی مانند سالیا همچنان در حافظه فوتبال آبادان باقی مانده است.
مربیای که برای جوانان پدری میکرد
آنچه سالیا را از بسیاری جدا میکرد، فقط دانش فوتبال نبود؛ دلش برای جوانان میسوخت.برای بسیاری از بچههای فوتبال آبادان، او فقط مربی نبود؛ تکیهگاهی بود که میشد به او اعتماد کرد، از او آموخت و در کنار او بزرگ شد.
شاید به همین دلیل است که پس از گذشت دو دهه، هنوز وقتی نامش به میان میآید، بسیاری از اهالی فوتبال آبادان با احترام از او یاد میکنند.
مردی که مقام نداشت، اما اعتبار داشت
سالیا وزیر نبود، مدیرکل نبود و صاحب منصب هم نبود؛ اما روز رفتنش، بسیاری از چهرههای شناختهشده برای بدرقه او آمدند. این اتفاق یک پیام روشن داشت؛ اعتبار واقعی همیشه از عنوان و صندلی نمیآید.
گاهی یک مربی ساده که سالها بیسروصدا برای جوانان کار کرده، آنقدر در دل مردم جا میگیرد که هنگام رفتنش، یک شهر برای او دلتنگ میشود.
آبادان در روز رفتن سالیا گریست
روزی که منوچهر سالیا از دنیا رفت، آبادان حال دیگری داشت. شهر برای مردی گریست که سالها با مردمش زندگی کرده بود. انگار فقط یک مربی از فوتبال آبادان نرفته بود؛ مردی از جنس همان روزهای قدیمی رفته بود؛ روزهایی که فوتبال هنوز بیش از آنکه با قرارداد و عدد و عنوان شناخته شود، با رفاقت، معرفت، جوانمردی و عشق معنا داشت.
روح سالیا هنوز در آبادان زنده است
بیش از دو دهه زمان کمی نیست. یک نسل کامل میتواند در این مدت بزرگ شود، اما بعضی خاطرات پیر نمیشوند.
هنوز تصویر سالیا در خانهها و مغازههای آبادان دیده میشود و هنوز کسانی هستند که با شنیدن نامش، خاطرهای از او به یاد میآورند.این یعنی یک انسان میتواند از دنیا برود، اما اثر زندگیاش باقی بماند.
فوتبال به چنین مردانی نیاز داشت
امروز که فوتبال بیش از هر زمان دیگری گرفتار هیاهو، قرارداد، نتیجه و حاشیه شده است، یادآوری مردانی مانند منوچهر سالیا فقط یک کار نوستالژیک نیست.
نسل امروز فوتبال باید بداند که فوتبال آبادان را فقط ستارهها و جامها نساختند؛ مردانی ساختند که بیادعا کنار جوانان ایستادند و سالهای عمرشان را برای ساختن نسل بعد گذاشتند.سالیا یکی از همان مردان بود
.
بعضی آدمها از فوتبال نمیروند
شاید بهترین تعریف از منوچهر سالیا همین باشد "او رفت، اما از فوتبال آبادان نرفت"؛ سالیا نامش هنوز در خاطرههاست. هنوز وقتی از فوتبال قدیم آبادان صحبت میشود، جایی برای او وجود دارد و هنوز نسلهایی که او را دیدهاند، از نجابت، صداقت و محبتش میگویند.اینها همان چیزهایی است که با مرگ از بین نمیرود.
به گزارش ایسنا، منوچهر سالیا ۲۴ سال است که در میان ما نیست؛ اما در حافظه فوتبال آبادان هنوز زنده است. بعضی مردها وقتی میروند، فقط جای خالیشان باقی نمیماند؛ خودشان تبدیل به خاطرهای میشوند که هیچوقت از فوتبال یک شهر پاک نمیشود.روح منوچهر سالیا شاد و یادش برای همیشه در فوتبال آبادان و خوزستان گرامی باد.