وقتی اعداد حرف میزنند
وقتی به برخی اعداد نگاه میکنیم، ناخواسته به این فکر فرو میرویم که دنیا میتوانست جای بسیار بهتری باشد.
برآورد میشود ارزش کل بازار سرمایه ایران، با حضور صدها شرکت فعال در صنایع نفت، پتروشیمی، فلزات، معادن، بانک، فناوری، دارو، کشاورزی و سایر بخشها، در حدود ۹۸ میلیارد دلار باشد. از سوی دیگر، این روزها در رسانهها از تصویب بستهای نزدیک به ۹۵ میلیارد دلار در مجلس نمایندگان آمریکا برای تأمین هزینههای مرتبط با جنگ و امنیت سخن گفته میشود.
این مقایسه، صرفنظر از جزئیات و تفاوت ماهیت این ارقام، یک سؤال اساسی را مطرح میکند:
اگر چنین منابع مالی عظیمی بهجای هزینه شدن در جنگ، در مسیر سرمایهگذاری، تولید، زیرساخت، فناوری و توسعه اقتصادی به کار گرفته میشد، چه اتفاقی میافتاد؟
۹۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری میتواند هزاران کارخانه و پروژه صنعتی را تأمین مالی کند، میلیونها فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند، زیرساختهای حملونقل، انرژی، آموزش و سلامت را متحول سازد و زمینه رشد اقتصادی پایدار را برای نسلهای آینده فراهم کند. این حجم از سرمایه حتی میتواند چندین برابر ارزش فعلی بسیاری از بازارهای مالی کشورهای در حال توسعه را تحت تأثیر قرار دهد.
اقتصاد جهانی بارها نشان داده است که سرمایهگذاری، تجارت و همکاری، ثروت خلق میکنند؛ اما جنگ، هرچقدر هم که از نظر سیاسی توجیه شود، در نهایت سرمایه، جان انسانها، اعتماد و فرصتهای توسعه را از بین میبرد.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای رقابت بر سر هزینههای نظامی، درباره همکاریهای اقتصادی، سرمایهگذاری مشترک و توسعه بازارها گفتوگو کنیم. منفعت چنین رویکردی تنها برای ایران یا آمریکا نیست؛ بلکه به سود اقتصاد جهانی، امنیت منطقه و مهمتر از همه، مردم خواهد بود.
شاید بزرگترین پیروزی، نه در میدان جنگ، بلکه در ساختن کارخانهها، توسعه بازارها، خلق ثروت و ایجاد امید برای نسلهای آینده باشد.