جنگ موعود، پیروزی ناموعود
سه سال از هفتم اکتبر گذشتهاست، یعنی درست سه سال از آغاز جنگی که اسرائیل «شمشیر آهنین» نامیدش. سه سال جنگ، کشتار، ویرانی و وعدههای پیروزی. اما حالا که از مردم اسرائیل میپرسند چه به دست آوردهاند، جوابها چندان شباهتی به آن وعدهها ندارد. انگار سه سال جنگیدهاند، اما هنوز باید به همان سؤال اول جواب بدهند: امنتر شدهایم؟ جواب روشنی وجود ندارد.
نتایج تازه نظرسنجی مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) تصویری بغرنج از جامعهای را تصویر میکند که سه سال درگیر جنگ بودهاست؛ اما هنوز نمیداند برنده شده یا نه. اجتماعی که به ارتشش بیشتر از دولتش اعتماد دارد، از تکرار فاجعه میترسد و میخواهد بداند چه کسی مسئول آن چیزی است که اتفاق افتاده است.
در کنار تردید نسبت به نتیجه کلی و راهبردی جنگ، شکافی عمیق در اعتماد میان سطوح عملیاتی و سیاسی وجود دارد و همزمان، در میان طیفهای مختلف سیاسی، مطالبهای گسترده برای روشنشدن حقیقت و پاسخگویی دیده میشود.
فقط ۲۷ درصد مردم معتقدند اسرائیل درجبهه غزه پیروز شده است. درباره لبنان این رقم به ۳۸ درصد میرسد و در رویارویی با ایران، حتی کمتر است:۲۳ درصد.
جنگها اتفاق افتادهاند، هزینهها پرداخت شدهاند، کودکان کشته شدهاند، اما پیروزی، دستکم در ذهن بخش بزرگی از مردم، هنوز اتفاق نیفتاده است.


شاید عجیبتر از همه این باشد که جامعه حتی درباره امنیت خودش هم به توافق نرسیده است. ۳۸ درصد میگویند وضعیت امنیتی اسرائیل نسبت به پیش از هفتم اکتبر بهتر شده، ۳۲ درصد معتقدند بدتر شده و ۲۶ درصد هم تفاوت چندانی نمیبینند.

شکاف عمیق در مدیریت جنگ: ارتش در برابر دولت
سه سال جنگ برای رسیدن به وضعیتی که درباره بهتر یا بدتر شدنش هم اتفاقنظری وجود ندارد.اما یک چیز روشن است. مردم میان کسانی که جنگ را در میدان پیش بردهاند و کسانی که درباره آن تصمیم گرفتهاند، تفاوت بزرگی میبینند.
۶۱ درصد از مردم از نحوه مدیریت جنگ غزه توسط ارتش اسرائیل رضایت دارند، در حالی که تنها ۳۴ درصد از نحوه مدیریت جنگ توسط دولت راضیاند.
این فاصله نشاندهنده قدردانی از تلاشهای عملیاتی در میدان، در کنار انتقاد شدید از سیاستگذاری و رهبری دولت است.

ترس از بازگشت تهدید و تردید درباره یهودا و سامره
اما ترس هم هنوز سر جایش است. ۵۹ درصد مردم احتمال میدهند که در سالهای آینده اتفاقی شبیه هفتم اکتبر دوباره از مرز غزه تکرار شود. سال گذشته این رقم ۵۲ درصد بود. یعنی با گذشت زمان و ادامه جنگ، نگرانی کمتر که نشده؛ بیشتر هم شده است. فقط ۳۲ درصد چنین احتمالی را بعید میدانند.
این شاید یکی از تلخترین تناقضهای نظرسنجی باشد. جنگی که قرار بود مانع تکرار یک فاجعه شود، هنوز نتوانسته اکثریت جامعه را متقاعد کند که آن فاجعه تکرار نخواهد شد.

اعتماد به توان دفاعی ارتش هم در همهجا یکسان نیست. ۵۴ درصد معتقدند ارتش برای دفاع از مناطق جنوبی آماده است. در شمال این رقم ۴۹ درصد است. اما در کرانه باختری، منطقهای که اسرائیل در ادبیات رسمی خود «یهودا و سامره» مینامد. تنها ۳۳ درصد معتقدند ارتش برای دفاع از جوامع این منطقه آمادگی دارد؛ رقمی که نسبت به ۳۹ درصد در سال گذشته کاهش یافته است.

حمایت گسترده عمومی از تشکیل کمیسیون رسمی تحقیق
و بعد میرسیم به این سؤال قدیمی که معمولاً پس از هر فاجعهای مطرح میشود و جواب دادنش از خود فاجعه هم دشوارتر است: چه کسی مسئول بود؟
اینجا هم موضوع تحقیقات نظامی و درسآموزی از جنگ، شکافی میان روندهای داخلی ارتش و انتظارات عمومی برای یک سازوکار مستقل ملیِ بررسی ایجاد کرده است:
اعتماد محدود به تحقیقات نظامی: کمتر از نیمی از مردم، یعنی فقط ۴۴ درصد از کل پاسخدهندگان به تحقیقات داخلی ارتش و فرایند درسآموزی آن اعتماد زیادی دارند. در میان پاسخدهندگان یهودی این رقم ۴۷ درصد است.

حمایت گسترده از کمیسیون رسمی تحقیق:
اما وقتی صحبت از تشکیل یک کمیسیون رسمی تحقیق میشود، اختلافها تا اندازه زیادی کنار میروند.
۷۵ درصد مردم خواهان تشکیل چنین کمیسیونی هستند. حتی در میان رأیدهندگان ائتلاف حاکم، ۵۲ درصد از آن حمایت میکنند. این دیگر صرفاً اختلاف میان دولت و مخالفانش نیست. مطالبهای است که از مرز اردوگاههای سیاسی عبور کرده است. مردم میخواهند بدانند چه اتفاقی افتاد، چرا اتفاق افتاد و چه کسانی باید پاسخ بدهند.

سه سال گذشته است. ارتش جنگیده، دولت تصمیم گرفته، جبهههای تازه باز شدهاند و وعدههای زیادی داده شده است. اما جامعهای که قرار بود در پایان این جنگ احساس امنیت بیشتری داشته باشد، هنوز از تکرار همان روز اول میترسد.
این آمار نمودار این ایدهاند که «پیروزی» آن واژهای نیست که دولتها اعلام میکنند. پیروزی حقیقتیست که مردم باید آن را در زندگیشان احساس کنند، سه سال گذشتهاست و بخش بزرگی از جامعه اسرائیل، چنین احساسی ندارد.