«زلزله مه ۱۹۷۷»؛ ورود راست تجدیدنظرطلب به قدرت و تغییر نقشه اشغال
انتخابات ۱۷ مه ۱۹۷۷ نقطه پایان یک دوره طولانی از دولت ماپای و حزب کارگر بود. پس از ۲۹ سال از تشکیل دولت اسراییل و حکومت جریان کارگری، لیکود به رهبری مناخم بگین با ۴۳ کرسی به بزرگترین حزب کنست تبدیل شد. در این انتخابات، ائتلاف کارگر به ۳۲ کرسی سقوط کرد. این تحول در اسرائیل به "دگرگونی" شناخته می شود. اهمیت این انتخابات فقط در این نبود که حزب حاکم عوض شد؛ برای نخستین بار جریان سیاسیای که ریشه اصلی آن در صهیونیسم تجدیدنظرطلب و حزب حیروت بود، کنترل دولت را در دست گرفت. مؤسسه دموکراسی اسرائیل این پیروزی را نتیجه روندی تدریجی میداند که طی آن حیروت از یک نیروی حاشیهای و اپوزیسیون به یک جریان سیاسی پرقدرت تبدیل شد.
نسل اولیه حیروت تا حد زیادی از فعالان و فرماندهان سازمانهای زیرزمینی پیش از ۱۹۴۸ شکل گرفته بود. مناخم بگین پیش از تأسیس اسرائیل فرمانده ایرگون بود؛ اسحاق شامیر ابتدا عضو ایرگون و سپس از رهبران لحی شد؛ گئولا کوهن از فعالان لحی بود. چهرههایی مانند حاییم لاندائو، ایتان لیونی و شموئل کاتز نیز از شبکه ایرگون وارد حیروت و بعدها لیکود شدند. شامیر در ۱۹۷۰ به حیروت پیوست و در ۱۹۷۵ رئیس تشکیلات آن شد؛ پس از پیروزی ۱۹۷۷ نیز رئیس کنست و چند سال بعد هم رهبر لیکود و نخستوزیر شد.
این سابقه مشترک به معنی یکدستی کامل سیاسی نبود، اما یک چارچوب فکری مشترک قابل مشاهده بود: تأکید بر امنیت، حق تاریخی یهودیان برای اشغال سرزمین فلسطین، بدبینی به عقبنشینی زمین تحت اشغال و نگاه انتقادی به سازشهایی که حاکمیت اسرائیل را محدود میکردند. اسناد آمریکایی مربوط به سالهای نخست دولت بگین نشان میدهند که مقامهای نزدیک به لیکود، از جمله شموئل کاتز، موضع حزب را بر "حق اساسی مردم یهود بر تمام فلسطین غربی" بنا میکردند. دولت بگین نیز در موضوع شهرکها با درخواست آمریکا برای توقف توسعه آنها مخالف بود.
از تفکر به سیاست؛ چه چیزی بعد از قدرت گرفتن لیکود تغییر کرد؟
یکی از مهمترین پیامدهای سیاسی این تغییر قدرت، تقویت جایگاه شهرکسازی و مسئله کنترل کرانه باختری در سیاست دولت بود. دولت بگین میان سینا و مناطقی که در گفتمان لیکود "یهودا و سامره" نامیده میشدند تفاوت قائل بود. بگین حاضر شد در چارچوب پیمان صلح با مصر از سینا عقبنشینی کند و شهرکهای آنجا را تخلیه کند، اما نگاه او به کرانه باختری، غزه و اورشلیم متفاوت بود. اسناد دیپلماتیک آمریکا نیز نشان میدهد که دولت او با توقف بلندمدت شهرکسازی در کرانه باختری و غزه موافق نبود و بر حق ادامه حضور اسرائیلیان در این مناطق تأکید داشت.
بگین علیرغم سابقه فرماندهی ایرگون، پیمان صلح با مصر را امضا کرد و با خروج کامل از سینا موافقت کرد. این تصمیم باعث شکاف در میان نسل قدیمی حیروت و لحی شد. اسحاق شامیر که طرفدار ایده "سرزمین اسرائیل کامل" بود، در رأیگیری درباره توافقهای کمپدیوید و پیمان صلح با مصر رأی ممتنع داد. گئولا کوهن نیز به دلیل مخالفت با کمپدیوید از لیکود جدا شد و حزب تهیا Tehiya را تأسیس کرد.
در نتیجه، پس از ۱۹۷۷ دو گرایش درون سنت تجدیدنظرطلب آشکار شد. یک گرایش، به رهبری بگین، حاضر بود در شرایط خاص برای دستیابی به صلح رسمی با یک دولت عربی امتیاز سرزمینی بدهد؛ گرایش دیگر، که در چهرههایی مانند شامیر و گئولا کوهن دیده میشد، نسبت به عقبنشینی سرزمینی بسیار سختگیرانهتر بود. این اختلاف بعدها نیز در سیاست راست اسرائیل باقی ماند و یکی از شکافهای مهم درون لیکود و احزاب منشعب از آن شد.
تثبیت حاکمیت راستگراها و جایگاه اورشلیم
در همین دوره، سیاستهای نمادین و حقوقی نگاه اشغالگرایانه دولت را آشکار می کرد. اورشلیم، به عنوان پایتخت اسرائیل در سال ۱۹۸۰ تصویب شد. گئولا کوهن از ابتکارهای سیاسی مرتبط با این موضوع حمایت میکرد و بعدها نیز یکی از چهرههای اصلی جریان مخالف عقبنشینی از مناطقی بود که صهیونیسم راست آنها را بخشی از سرزمین تاریخی اسرائیل میدانست.
دوره شامیر؛ تداوم بخش سختگیرتر این سنت
با رسیدن اسحاق شامیر به نخستوزیری در دهه ۱۹۸۰، بخش سختگیرتر این سنت سیاسی نفوذ بیشتری پیدا کرد. اسناد کنست او را از حامیان ایده "سرزمین اسرائیل کامل" معرفی میکند و تصریح میکند که در دوران نخستوزیری او فعالیتهای گستردهای برای توسعه شهرکها در کرانه باختری و غزه انجام شد. شامیر بعداً نیز با توافق اسلو مخالفت کرد و حتی از دولت نتانیاهو به دلیل ادامه اجرای بخشهایی از این توافق انتقاد داشت. در عین حال، او در ۱۹۹۱ در کنفرانس مادرید شرکت کرد و مذاکراتی با هیئت اردنی-فلسطینی، سوریه و لبنان را پذیرفت.
نتیجه بلندمدت ۱۹۷۷
از این منظر، انتخابات ۱۹۷۷ را میتوان نقطهای دانست که در آن صهیونیسم تجدیدنظرطلب از یک سنت اپوزیسیونی به یک سنت حکومتی تبدیل شد. افرادی که پیشتر در ایرگون و لحی فعالیت کرده بودند، حالا در مقام نخستوزیر، رئیس کنست، وزیر، نماینده و مشاور دولت حضور داشتند. این تغییر به سیاست اسرائیل وزن بیشتری در جهت موضوعاتی مانند اشغال بیشتر، کنترل سرزمین، شهرکسازی و تأکید بر حاکمیت ملی داد؛ اما در عین حال تجربه حکومت نشان داد که این جریان نیز در برابر ضرورتهای دیپلماتیک و امنیتی میتوانست دچار شکاف شود.
به همین دلیل، نتیجه اصلی پیروزی ۱۹۷۷ را می توان "تبدیل سیاست تروریستی زیرزمینی به سیاست دولتی"، و البته تبدیل یک سنت ایدئولوژیک و سازمانی قدیمی به یکی از دو ستون اصلی حکومت اسرائیل دانست. از این پس، بحث بر سر مرزهای اسرائیل، آینده کرانه باختری، شهرکها، رابطه با فلسطینیان و میزان آمادگی برای عقبنشینی سرزمینی، بیش از گذشته تحت تأثیر رقابت میان سنت کارگری و سنت تجدیدنظرطلب قرار گرفت؛ رقابتی که آثار آن در ساختار راست اسرائیل تا دهههای بعد نیز باقی ماند.
|
نام |
سازمان پیش از ۱۹۴۸ |
نقش در سازمان |
جایگاه در حیروت/لیکود و دولت پس از ۱۹۷۷ |
جهتگیری و موضع سیاسی بعدی |
|---|---|---|---|---|
|
مناخم بگین |
ایرگون (اتسل) |
فرمانده ایرگون از ۱۹۴۳؛ رهبری شورش مسلحانه علیه حکومت بریتانیا |
بنیانگذار و رهبر حیروت، سپس رهبر لیکود؛ نخستوزیر از ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۳ |
راست تجدیدنظرطلب؛ حامی "سرزمین اسرائیل" و مخالف تشکیل کشور فلسطینی؛ با این حال در مقام نخستوزیر پیمان صلح با مصر را پذیرفت و خروج از سینا را اجرا کرد. |
|
اسحاق شامیر |
ایرگون، سپس لحی |
عضو ایرگون از ۱۹۳۷؛ بعد از انشعاب به لحی رفت و پس از مرگ آبراهام اشترن یکی از سه رهبر اصلی لحی شد |
در ۱۹۷۰ به حیروت پیوست؛ رئیس تشکیلات حیروت؛ پس از پیروزی ۱۹۷۷ رئیس کنست؛ بعداً وزیر خارجه، رهبر لیکود و نخستوزیر |
از جناح سختگیرتر راست؛ هوادار مفهوم "سرزمین اسرائیل کامل" و مخالف بخشهایی از روند صلح و بعدها توافق اسلو. |
|
گئولا کوهن |
لحی |
عضو فعال لحی؛ گوینده رادیوی مخفی سازمان؛ در ۱۹۴۶ بازداشت و بعداً از زندان گریخت |
در اوایل دهه ۱۹۷۰ به حیروت پیوست؛ از ۱۹۷۴ نماینده لیکود؛ بعداً به دلیل مخالفت با کمپدیوید از لیکود جدا شد و حزب تهیا را تأسیس کرد |
از جناح ملیگرای سختگیر؛ مخالف عقبنشینی از سینا و حامی گسترش شهرکهای اسرائیلی در کرانه باختری و غزه. |
|
حاییم لاندائو |
ایرگون |
عضو ستاد کل ایرگون؛ از چهرههای ارشد عملیاتی و از نزدیکان بگین |
از بنیانگذاران حیروت؛ نماینده چندین دوره کنست؛ پس از پیروزی بگین در دولت او وزیر شد و از ۱۹۷۹ وزیر حملونقل بود |
از چهرههای قدیمی راست تجدیدنظرطلب؛ در درون حیروت از نزدیکترین افراد به بگین محسوب میشد و در اختلافات مربوط به روند صلح مصر نیز نقش داشت. |
|
ایتان لیونی |
ایرگون |
عضو ستاد کل و رئیس عملیات ایرگون؛ بر برنامهریزی و اجرای عملیاتها نظارت داشت؛ در عملیات خرابکاری راهآهن بازداشت شد |
فعال حیروت؛ عضو کنستهای هشتم، نهم و دهم از فهرست لیکود؛ بنابراین هنگام پیروزی ۱۹۷۷ نماینده لیکود بود |
از نسل قدیمی ایرگون در ساختار پارلمانی لیکود؛ پیوند میان تشکیلات زیرزمینی پیش از ۱۹۴۸ و حزب حاکم پس از ۱۹۷۷ را نمایندگی میکرد. |
|
شموئل کاتز |
ایرگون |
عضو ستاد فرماندهی ایرگون و مسئول روابط خارجی و تبلیغات؛ از فرماندهان سازمان در اورشلیم |
از بنیانگذاران حیروت؛ در ۱۹۷۷ مشاور بگین در امور اطلاعرسانی خارجی و فرستاده او به آمریکا شد |
در موضوع سرزمینها از بگین سختگیرتر بود؛ به دلیل مخالفت با پیشنهادهای صلح با مصر در اوایل ۱۹۷۸ از مقام خود استعفا کرد. |