روایتی از مهاجرت اهالی موسیقی
مهاجرت نیما مسیحا، خواننده موسیقی پاپ، بار دیگر موضوع مهاجرت اهالی موسیقی را مطرح کرده است؛ پدیدهای که در سالهای اخیر از نوازندگان و آهنگسازان فراتر رفته و شماری از خوانندگان را نیز دربر گرفته؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از فعالان این حوزه از دشوار شدن فعالیت حرفهای سخن میگویند.
به گزارش 24 آنلاین، خروج یکی از صداهای شناختهشده موسیقی پاپ ایران، «نیما مسیحا» که سابقه شاگردی بابک بیات را نیز در کارنامه خود دارد، تازهترین نمونه از مهاجرت برخی فعالان موسیقی ایران است.
در هفتههای اخیر، ویدیوهایی از اجراها و تمرینهای نیما مسیحا در آمریکا منتشر شده است. همچنین آنچه از فعالیتهای اخیر او و اظهارات نزدیکانش منتشر شده، نشان میدهد فعالیت حرفهای او عملاً به خارج از ایران منتقل شده است.
مسیحا از جمله خوانندگانی بود که کمتر وارد جریانهای تبلیغاتی و بازاریابی رایج موسیقی پاپ شد. او در سالهای حضورش در ایران نیز بارها از افت کیفیت ذائقه موسیقایی، ساختار تهیهکنندگی در موسیقی پاپ و کمتوجهی به موسیقی غیرتجاری انتقاد کرده بود. اکنون نیز پس از دورهای کمفعالیت، به نظر میرسد فصل تازهای از فعالیت حرفهای خود را در خارج از کشور آغاز کرده است.
اگر نگاهی به مسئله مهاجرت هنرمندان داشته باشیم، معمولاً این دیدگاه مطرح میشود که بستر اصلی رشد و تداوم فعالیت حرفهای بسیاری از آنان، کشور زادگاهشان است؛ جایی که زبان، مخاطب و شبکه حرفهای خود را بهتر میشناسند. با این حال، گاهی هنرمندان، بهویژه در حوزه موسیقی، مهاجرت را به عنوان راهی برای ادامه فعالیت حرفهای یا تغییر مسیر زندگی برمیگزینند؛ تصمیمی که معمولاً با چالشهای اقتصادی، حرفهای و فرهنگی نیز همراه است.
البته بخشی از فعالان موسیقی تا حدی از این قاعده مستثنا هستند. بررسی تجربه موسیقیدانان مهاجر ایرانی نشان میدهد که بسیاری از نمونههای موفق در خارج از کشور، در حوزه موسیقی کلاسیک و موسیقی هنری فعالیت داشتهاند؛ حوزهای که به دلیل ماهیت فراملی خود، امکان حضور در ارکسترها، دانشگاهها، جشنوارهها و مراکز آموزشی کشورهای مختلف را فراهم میکند. با این حال، موفقیت در این مسیر بیش از هر چیز به توانایی حرفهای، تحصیلات، شبکه ارتباطی و فرصتهای فردی وابسته است. چهرههایی همچون علی رهبری، رضا فکری، لیلا رمضان، شهرداد روحانی و آفتاب درویشی از جمله هنرمندانی هستند که توانستهاند فعالیت حرفهای خود را در خارج از ایران ادامه دهند.
کشورهای اروپایی، آمریکای شمالی و در سالهای اخیر برخی کشورهای شرق آسیا، سرمایهگذاری گستردهای در آموزش، اجرا و توسعه موسیقی کلاسیک انجام دادهاند. همین موضوع موجب شده است رقابت برای ورود به این عرصه نیز بسیار فشرده باشد. از سوی دیگر، بسیاری از کارشناسان موسیقی در ایران طی سالهای گذشته از کمبود حمایتهای آموزشی و حرفهای در این حوزه انتقاد کردهاند؛ موضوعی که میتواند رقابت هنرمندان ایرانی را در بازارهای بینالمللی دشوارتر کند.
با این همه، فعالیت حرفهای موسیقیدانان مهاجر، حتی در فضایی با محدودیتهای کمتر، الزاماً مسیر آسانی نیست. بسیاری از آنان برای تأمین معاش ناچارند علاوه بر اجرای موسیقی، به آموزش، همکاری با پروژههای بینالمللی، فعالیت چندزبانه یا همکاری با هنرمندان کشورهای دیگر روی بیاورند. با این حال، حتی در چنین شرایطی نیز بخش قابل توجهی از اجراهای آنان همچنان برای جامعه فارسیزبان برگزار میشود.
در مقابل، برخی هنرمندان فعالیت خود را به زبان انگلیسی یا دیگر زبانهای بینالمللی دنبال میکنند، اما ورود به بازار جهانی موسیقی مستلزم عواملی فراتر از انتخاب زبان است. موفقیت در این عرصه معمولاً به وجود صنعت موسیقی قدرتمند، شبکه توزیع، سرمایهگذاری، تبلیغات و حمایت حرفهای وابسته است. برای نمونه، موفقیت جهانی موسیقی کره جنوبی (کیپاپ) تنها حاصل فعالیت به زبانهای بینالمللی نیست، بلکه نتیجه سالها سرمایهگذاری سازمانیافته بر صنعت موسیقی، آموزش هنرمندان و توسعه بازارهای جهانی است.
با این حال، در سالهای اخیر و بهویژه پس از همهگیری کرونا، شماری از هنرمندان موسیقی به دلایل مختلف، از جمله محدودیتهای حرفهای، مشکلات اقتصادی و چشمانداز نامطمئن فعالیت در ایران، مسیر مهاجرت را انتخاب کردهاند. این تصمیم البته لزوماً به معنای دستیابی به آیندهای تضمینشده نیست؛ چراکه بسیاری از آنان در خارج از کشور نیز با چالشهایی چون ورود به بازار جدید، رقابت حرفهای و تأمین معاش از راه موسیقی روبهرو هستند. با این همه، واقعیت این است که شرایط امروز موسیقی در ایران نیز تضمینی برای ادامه فعالیت حرفهای و کسب درآمد پایدار فراهم نمیکند. در سالهای اخیر، بسیاری از فعالان این حوزه ناگزیر شدهاند فعالیت موسیقایی خود را محدود یا متوقف کنند و برای تأمین هزینههای زندگی به مشاغلی خارج از حوزه تخصصی خود روی آورند.
از این منظر، مهاجرت برای بخشی از هنرمندان بیش از آنکه انتخابی صرفاً هنری باشد، تلاشی برای یافتن فضایی است که امکان تداوم فعالیت حرفهای در آن وجود داشته باشد. در خارج از کشور، دستکم برخی محدودیتهای موجود بر سر راه تولید اثر، اجرای زنده، همکاریهای بینالمللی و حضور در بازار موسیقی کمتر است و همین موضوع میتواند فرصتهای تازهای، بهویژه برای نوازندگان، آهنگسازان و گروههای مستقل، ایجاد کند؛ هرچند موفقیت در این مسیر نیز به عوامل متعددی از جمله شبکه ارتباطی، توانایی حرفهای و ظرفیت بازار مقصد بستگی دارد.
در گفتوگوهای ایسنا با شماری از ناشران موسیقی، بسیاری از فعالان این حوزه میگویند بستر فعالیت حرفهای موسیقی در سالهای اخیر با چالشهای جدی مواجه بوده است؛ از دشواریهای تولید و انتشار آثار گرفته تا محدود شدن اجرای کنسرتها و نبود نظام مؤثر برای حمایت از حقوق مؤلف و کپیرایت؛ مسائلی که درآمد هنرمندان از تولیدات موسیقایی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
در چنین شرایطی، کاهش فرصتهای اجرای زنده و تولید اثر، زنجیرهای از مشاغل موسیقی، از خوانندگان و نوازندگان گرفته تا آهنگسازان، تنظیمکنندگان و دیگر فعالان این حوزه را با دشواریهای معیشتی روبهرو کرده است. با این حال، برای برخی از نوازندگان، بهویژه در حوزه موسیقی ایرانی، حضور در خارج از کشور این گمان را ایجاد میکند که احتمالا امکان همکاری با گروههای بینالمللی، حضور در جشنوارهها و معرفی موسیقی ایرانی به مخاطبان گستردهتر فراهم میشود.
در سالهای اخیر نیز شاهد مهاجرت برخی هنرمندان موسیقی بودهایم و این روند تنها به آهنگسازان و نوازندگان محدود نمانده، بلکه شماری از خوانندگان را نیز دربر گرفته است. هرچند شرایط فعالیت برای خوانندگان، در مقایسه با آهنگسازان، نوازندگان و حتی فعالان موسیقی کلاسیک، تفاوتهای قابل توجهی دارد.
در مقابل، گروهی از هنرمندان همچنان رفتوآمد خود به ایران را حفظ کردهاند. بابک جهانبخش از جمله خوانندگانی بود که دستکم تا چندی پیش میان ایران و خارج از کشور در رفتوآمد بود؛ هرچند در مقاطع مختلف، شایعاتی درباره مهاجرت او نیز مطرح شد. محسن یگانه نیز از جمله هنرمندانی است که در دورههایی اخباری درباره اقامتش در کانادا منتشر شد، اما همزمان فعالیت حرفهای و برگزاری کنسرت در ایران را نیز ادامه میداد. حمید حامی نیز از چهرههایی بود که زمانی خبر مهاجرتش مطرح شد اما به ایران برگشت و اینجا مشغول کار و اجراست. مانی رهنما هم از جمله خوانندگانی است که پس از مهاجرت، به ایران بازگشت. او پیشتر درباره دلیل خروج خود از ایران گفته بود: «یک تصمیم سخت اما ضروری برای آرامش و فضای کاری جدید.» رهنما همچنین عنوان کرده بود: «افت کیفیت مارکت موسیقی، اعمال سلیقههای شخصی در صدور مجوزها و محدودیتهای متعدد باعث شد تا تصمیم بگیرم فعالیتم را در خارج از ایران ادامه دهم.»
در این میان، هنرمندانی همچون کیهان کلهر سالهاست معرفی موسیقی ایرانی به مخاطبان جهانی را به عنوان بخشی از مسیر حرفهای خود دنبال میکنند و در عین حال، ارتباط خود را با ایران حفظ کرده و میان ایران و دیگر کشورها در رفتوآمد هستند.