«مظنون»؛ روایتی از قهرمانی فراتر از کلیشههای جنگ
کارگردان اپیزود «مظنون» معتقد است آثار دفاع مقدس زمانی اثرگذارتر میشوند که جنگ را نه هدف روایت، بلکه زمینهای برای پرداختن به کهنالگوهای اخلاقی و نسبت انسان با وطن قرار دهند.
به گزارش 24 آنلاین، امیر ابیلی در گفتوگویی با ایسنا درباره رویکرد خود به روایت جنگ در «مظنون» گفت: به نظر من قصهها باید درباره کهنالگوها باشند؛ درباره مفاهیمی مانند خیانت، دروغ و انتقام. موضوعات روز مثل جنگ میتوانند بستر وقوع این قصهها باشند.
وی افزود: یک سوءتفاهم در ایران وجود دارد و وقتی گفته میشود قصهای درباره جنگ ۱۲ روزه، ۴۰ روزه یا اتفاقات مختلف است، کاراکترها شروع میکنند درباره آن واقعه صحبت کردن، نظر دادن و واکنش نشان دادن. این طراحی قصه درباره جنگ نیست. قصهها باید واقعاً یک ماجرا داشته باشند و بر اساس کهنالگوها شکل بگیرند؛ حالا این اتفاق میتواند در بستر جنگ رخ دهد و جنگ نیز بر آن اثر بگذارد.
ابیلی ادامه داد: در «مظنون» نقطه آغاز قصه مرخصیای است که به بهانه جنگ داده شده و نقطه پیچ قصه نیز انفجاری است که به خاطر جنگ اتفاق میافتد. سوءظن مردم نسبت به شخصیت اصلی هم در بستر جنگ شکل میگیرد و تبعات آن جنگی است اما فیلم درباره قضاوت و خیانت است.
این کارگردان تأکید کرد: به نظرم قصههای اینچنینی پرمخاطب و ماندگار میشوند. طراحی قصهای که در آن آدمها فقط درباره یک مفهوم صحبت کنند، کار راحتی است اما حتی در قصهای مربوط به جنگ ۴۰ روزه یا ۱۲ روزه هم باید یک قصه وجود داشته باشد؛ اتفاقات واقعی جنگ روی آن اثر بگذارند و بسترش جنگ باشد اما خود قصه باید روایت کهنالگوهای اخلاقی باشد، نه صرفا نمایش یک موقعیت.
وی در پاسخ به اینکه «مظنون» را در چه ژانری تعریف میکند، اظهار کرد: ژانر ما درام خانوادگی نیست؛ بیشتر تریلر، رازآلود و معمایی است که در بستر جنگ روایت میشود. سعی کردیم لحنمان امنیتی نباشد. در زاویه دید قصه اساساً نیروی امنیتی نداریم و قرار است یک قصه رازآلود را در بستر جنگ روایت کنیم.
ابیلی درباره انتخاب فضای خارج از تهران برای این اپیزود نیز گفت: «سرو، سپید، سرخ» قصههای متنوعی دارد و هر کسی با لحن و نگاه خودش جنگ را روایت کرده است. من سعی کردم اولاً از تهران خارج شوم، چون عمده قصهها در فضای شهری روایت میشوند و میخواستم یک جامعه کوچکتر پیدا کنم و در دل جنگ حرف اجتماعیتری بزنم.
وی افزود: من هم قصه آدمها را روایت کردم اما ابتدا خواستم به الگوهای ژانر و کهنالگوها وفادار بمانم و بعد از تهران خارج شوم تا بتوانم حرف عامتری بزنم؛ درباره قضاوت، انگ زدن به آدمها، پیشفرض داشتن، سوءظن و خیانت و مفاهیم کلیتر.
کارگردان «مظنون» ادامه داد: شاید تفاوت من با بعضی اپیزودهای دیگر این بود که برخی دوستان سراغ یک موقعیت محدود در جنگ رفتهاند، اما من سعی کردم درباره یک مفهوم حرف بزنم؛ قصهای کلیتر، اجتماعیتر و عامتر داشته باشم، نه صرفاً یک موقعیت شخصی.
قضاوت، هسته اصلی «مظنون»
این کارگردان با اشاره به مضمون اصلی اپیزود اظهار کرد: اساساً قضاوت، مهمترین مضمون این اپیزود است؛ قضاوت جمعی آدمها درباره یک فرد. ما میخواستیم مخاطب را در جایگاه مردم آن محل قرار دهیم تا درباره این آدم قضاوتهایی داشته باشد.
وی افزود: برای رسیدن به این هدف، ابزارهایی مثل انتخاب بازیگر، نوع دیالوگها و بکاستوری کاراکترها داشتیم که همه کمک میکنند مخاطب درباره یک شخصیت قضاوت کند اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، شاید بتوانیم به اصل ماجرا پی ببریم.
ابیلی با اشاره به طراحی شخصیت پیمان گفت: پیمان ظاهر غلطاندازی دارد، از زندان آزاد شده، قبلاً وجه لاتی داشته و مردم روستا نیز دل خوشی از او ندارند. در مقابل، برادرش را آدمی باپرستیژتر و باکلاستر طراحی کردیم؛ لباسهای گرانقیمتتر میپوشد و ماشین گرانقیمت دارد.
وی ادامه داد: در واقع میتوانیم حدس بزنیم پولهایی که در این میان بالا کشیده شده، کجا رفته است. کسی که ظاهر پولدارتر و وضعیت بهتری دارد، از ابتدا میتواند مظنون باشد. مسئله این است که از روی کلیشهها قضاوت نکنیم؛ کسی که قیافه لاتیتر یا ظاهر غلطاندازتری دارد، لزوماً آدم بد ماجرا نیست و باید از کلیشهها عبور کنیم و دنبال نشانههای جدیتری بگردیم.
ابیلی درباره مفهوم «مظنون» و نقش برچسبهای اجتماعی در زندگی افراد نیز گفت: بعضی آدمها در افکار عمومی، چه یک جامعه، چه یک محله یا حتی یک خانواده، برچسبی میخورند و پیشفرضهایی درباره آنها شکل میگیرد که خیلی وقتها غلط است اما همین قضاوت میتواند بر تمام زندگی آن آدم سایه بیندازد.
وی افزود: آدم ممکن است هر جا بخواهد درست زندگی کند، با مانع مواجه شود و هرجا بخواهد حرف راست بزند، همین قضاوتها جلوی او را بگیرند. این قضاوتها حتی میتوانند به زندگی آدم جهت بدهند.
این کارگردان ادامه داد: در «مظنون» آدمی داریم که در یک موقعیت قرار گرفته و حرف راست را میزند اما هیچکس حرفش را قبول نمیکند، چون درباره این آدم انگار از قبل یک تصمیمگیری جمعی انجام شده است. اینکه یک شخصیت هرچه دستوپا بزند و بگوید جرمی مرتکب نشده، اما همه از قبل تصمیم خودشان را گرفته باشند، ذاتاً یک موقعیت دراماتیک است.
از مظنون تا کشف خائن
وی در ادامه درباره چرخش شخصیت پیمان گفت: یکی از سختترین کارها در فیلمنامهنویسی، طراحی توئیست یا چرخش شخصیت است؛ یعنی یک شخصیت تصویری در ذهن مخاطب ایجاد کند و بعد در نقطهای مشخص، مخاطب بفهمد تصورش درباره او اشتباه بوده و کاراکتر کاری انجام دهد که انتظارش را نداشته است.
ابیلی اظهار کرد: این بههم زدن تصور مخاطب و چرخش شخصیت از قطب منفی به قطب مثبت، کار بسیار سختی است؛ چه در سینما و چه در سریالسازی. وقتی زمان را به ۴۰ دقیقه محدود میکنیم، کار سختتر هم میشود؛ چون باید در این مدت یک تصور نسبت به کاراکتر ایجاد و بعد همان تصور را به هم بزنیم.
وی افزود: در «مظنون» سعی کردم این را امتحان کنم؛ کسی که کمترین انتظار را از او داریم که عمل خیر یا قهرمانانه انجام دهد، در نهایت بیاید و خیانتکار را گیر بیندازد. بازخوردهایی که گرفتم، به نظرم نشان داد که نسبتاً موفق شدیم این کار را انجام دهیم.
کارگردان «مظنون» درباره انتخاب رابطه خانوادگی برای نمایش خیانت نیز بیان کرد: یکی از مشکلات کارهای امنیتی در ایران این است که ماجرا را آنقدر بزرگ و غیرملموس میکنند که مخاطب معنای خیانت را نمیفهمد. هرچه بد بودن خیانت را دمدستی، ملموس و عینی کنیم، مخاطب بیشتر از آن منزجر میشود.
وی توضیح داد: ما در «مظنون» میگوییم کسی که به کشورش خیانت میکند، همان کسی است که به برادر خودش، که همخون اوست، رحم نمیکند؛ به همکاران خودش رحم نمیکند و به همسایههای خودش هم رحم نمیکند.
ابیلی ادامه داد: اگر همه اینها را از داستان میگرفتیم، صرفاً یک آدم داشتیم که جایی را لو داده بود و مخاطب آنقدر حس انزجار از این آدم پیدا نمیکرد. باید خیانتکار بودن یک آدم به کشورش را عینیتر کنیم و به مخاطب بگوییم خیانتکار بودن یعنی اینکه زندگی برادرت را نابود کنی، زندگی رفقایت را نابود کنی و زندگی همکارانت را هم نابود کنی. بنابراین وقتی قصه یک آدم خائن را تصویر میکنیم، به نظرم هرچه خانوادگیتر باشد، عینیتر است.
بازی با پیشفرض مخاطب در انتخاب بازیگران
ابیلی درباره انتخاب بازیگران «مظنون» نیز گفت: سعی کردیم پیشفرضهایی را که مخاطب درباره کاراکترها دارد، رعایت کنیم. مثلاً کاوه خداشناس معمولاً در تلویزیون نقشهای مثبت بازی کرده و خودش هم چهره و بیان مثبتی دارد و تصور مخاطب از او آدم خوب است.
وی افزود: وقتی فیلم درباره پیشفرضها، تصورات و قضاوتهای ماست، چه بهتر که در انتخاب بازیگر هم این قضاوتها را به هم بزنیم و با آنها چالش ایجاد کنیم. خداشناس که همیشه نقش مثبت، آدمهای آرام و بچهخوبها را بازی کرده، اینجا آدم خائن است.
این کارگردان ادامه داد: در مقابل، علی مرادی کمی چهره غلطاندازی دارد و مخاطب از او سابقه سریال «سوجان» را داشت که آنجا نقش منفی بازی کرده بود. اینجا از همان پیشفرض مخاطب استفاده کردیم و گفتیم قضاوت شما درباره این آدم منفی است، اما میتواند آدم خوبی باشد.
حفظ تنش از قاب تا تدوین
وی درباره شیوه انتقال سوءظن و ناامنی در اجرا نیز اظهار کرد: تمام تلاشمان این بود که آنچه در قصه وجود دارد، در ریتم اپیزود هم دربیاید. اپیزود از ابتدا تا انتها باید ریتم بالایی داشته باشد و مخاطب احساس کند قصهای پرهیجان و پرتنش در حال روایت است.
ابیلی افزود: در دکوپاژ، پلانبندی، تدوین، گریم و ریتم دیالوگ گفتن آدمها، در حد بضاعتمان تلاش کردیم تنش را حفظ کنیم. بازخوردهایی که گرفتیم هم نشان میداد ریتم قصه بالا و روایت پرهیجان بوده است. به نظرم در نهایت تنش موجود میان آدمها و ناامنیای که برای شخصیت اصلی وجود دارد، منتقل شده است.
گذشتهای که علیه کاراکتر اصلی استفاده میشود
این کارگردان درباره تأثیر گذشته پیمان بر قضاوت دیگران گفت: یکی از تمهای این اپیزود، قضاوتهای جمعی درباره آدمها و برچسبهایی است که افراد در طول زندگی میخورند؛ برچسبهایی که میتوانند شخصی، کاری یا حرفهای باشند.
وی افزود: این برچسبها معمولاً زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهند و حتی ممکن است ما را از امکانات و فرصتهایی که میتوانستیم در طول زندگی داشته باشیم، محروم کنند. اگر قضاوتهای دیگران غلط باشد، ببینید چه بلایی ممکن است سر زندگی یک آدم بیاید.
ابیلی ادامه داد: پیمان قصه ما دچار همین موضوع شده است. به خاطر قضاوتهای غلط جامعه ممکن است برچسب جاسوس بودن بخورد و اصلاً زندگیاش نابود شود، در حالی که جامعه در حال اشتباه کردن است. ما باید بفهمیم افکار عمومی خیلی وقتها میتواند در قضاوتش اشتباه کند و یک آدم را از روی ظاهر قضاوت کند.
وی گفت: پیمان این فرصت را پیدا میکند که خودش خیانتکار را بگیرد؛ انگار این فرصت به او داده میشود که زندگیاش از بحران خارج شود اما ممکن است خیلیها این فرصت را پیدا نکنند.
ابیلی در پایان با اشاره به پرسشی که میخواهد پس از تماشای «مظنون» در ذهن مخاطب باقی بماند، اظهار کرد: دوست دارم مخاطب از خودش بپرسد که چقدر قضاوتها و پیشفرضهایش نسبت به آدمهای مختلف ممکن است غلط بوده باشد.
وی افزود: ممکن است آدمی کنار ما باشد که ظاهر اتوکشیده، خوشبرخورد و مثبتی داشته باشد، اما در باطن به ما خیانت کند. ممکن است آدمی را اطرافمان داشته باشیم که ظاهر غلطاندازی دارد و حتی خطاهای کوچکی هم کرده باشد اما اتفاقاً ذات درستی داشته باشد. باید بتوانیم از خطاهای او چشمپوشی کنیم، فرصت دوباره به او بدهیم و در جاهایی او را از حقش محروم نکنیم.
این کارگردان در پایان گفتوگو خاطرنشان کرد: میشود ظاهر غلطانداز داشت اما در نسبت با میهن و کشور و وطن قهرمان بود و میشود ظاهر خیلی اتوکشیده و مثبتی داشت، اما در نسبت با رفقا، خانواده و کشور آدم خائنی بود؛ از ظاهر نمیشود درباره باطن آدمها قضاوت کرد.