کدخبر: ۶۱۷۵۰

وقتی رسانه از نظارت عمومی به اهرم فشار تبدیل می‌شود؛ «باج‌نیوز» چیست؟

به گفته حمید شکری خانقاه، استاد ارتباطات، روزنامه‌نگاری انتقادی با هدف نظارت و نقد انجام می‌شود، اما هنگامی که انتشار مطالب برای گرفتن پول، قرارداد یا امتیاز به کار گرفته شود، دیگر با روزنامه‌نگاری انتقادی مواجه نیستیم.

وقتی رسانه از نظارت عمومی به اهرم فشار تبدیل می‌شود؛ «باج‌نیوز» چیست؟

به گزارش 24 آنلاین، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران در بیانیه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، «گسترش پدیده باج‌نیوزها در فضای غیرشفاف» را از چالش‌های رسانه‌ای برشمرد و از برخورد با اخاذی رسانه‌ای و ضرورت کنشگری حرفه‌ای سخن گفت. برای بررسی ابعاد این پدیده حمید شکری خانقاه، نویسنده کتاب‌های «برنامه‌ریزی راهبردی ارتباطی در روابط عمومی» و «مدیریت ارتباطات راهبردی و روابط عمومی هوشمند»، مشاور ارشد ارتباطات راهبردی و مدرس دانشگاه در گفت‌وگویی با ایسنا با تاکید بر اینکه باج‌نیوز از نقد ارتزاق نمی‌کند، از اعتبار دیگران ارتزاق می‌کند، گفت: آنچه امروز با آن مواجهیم صرفاً انتشار چند خبر جعلی یا تخلف پراکنده نیست. با گسترش شبکه‌های اجتماعی و انسان‌رسانه‌ها، بازار اتهام‌زنی، تحریف، تقطیع و انتشار ادعاهای اثبات‌نشده علیه مدیران، سازمان‌ها و بنگاه‌های اقتصادی گسترده‌تر شده است. صورت خطرناک‌تر ماجرا زمانی شکل می‌گیرد که قدرت انتشار خبر از ابزار آگاهی‌بخشی و نظارت عمومی، به اهرم فشار برای کسب پول، قرارداد، تبلیغ، انتصاب، امتیاز یا منفعت تبدیل شود. من این نقطه را «باج‌نیوز» می‌نامم.

وی افزود: در شکل حاد این پدیده، گویی اتهام‌زنی به یک مدل کسب‌وکار تبدیل می‌شود. نقطه‌ضعفی واقعی یا ساختگی پیدا می‌شود، موضوعی کوچک بزرگ‌نمایی می‌شود، ادعایی با تکرار و بازنشر به مسئله‌ای بزرگ تبدیل می‌شود و فشار اعتباری شکل می‌گیرد. اگر این فشار به مطالبه منفعت گره بخورد، دیگر با روزنامه‌نگاری انتقادی مواجه نیستیم؛ با بازاری‌شدن فشار رسانه‌ای روبه‌رو هستیم.

این مشاور ارشد ارتباطات راهبردی با اشاره به «اثر لنگر» تصریح کرد: نخستین اطلاعات درباره یک مدیر یا سازمان می‌تواند نقطه شروع قضاوت مخاطب را شکل دهد و تکرار یک ادعا، آن را در ذهن بخشی از مخاطبان به «واقعیت ادراک‌شده» نزدیک کند. از این منظر، فیک‌نیوز و باج‌نیوز در صورت گسترش‌یافته‌شان به غده‌ای بدخیم در زیست‌بوم رسانه‌ای تشبیه می‌شوند؛ زیرا فقط اعتبار فرد یا سازمان هدف را تخریب نمی‌کنند، بلکه اعتماد عمومی به رسانه حرفه‌ای را نیز فرسوده می‌سازند.

وی تأکید کرد: اما یک مرز کاملاً روشن است: نقد تند، خبر منفی، افشاگری مستند و مطالبه‌گری، باج‌نیوز نیست. مدیر باید پاسخگوی رسانه باشد. خط قرمز زمانی است که قدرت انتشار به ابزار تهدید، اخاذی یا معامله تبدیل شود.

سازمان غیرشفاف، زمین بازی باج‌نیوز می‌سازد

شکری خانقاه درباره عوامل زمینه‌ساز رشد باج‌نیوز گفت: اگر مسئله را فقط به اخلاق چند خبرنگار یا فعال رسانه‌ای تقلیل دهیم، ریشه‌ها را نمی‌بینیم. باج‌نیوز در یک اکوسیستم ارتباطی معیوب رشد می‌کند: اقتصاد ناپایدار رسانه، خلأ اطلاعات معتبر، گسترش منابع خبری فاقد سازوکارهای حرفه‌ای پاسخگویی و روابط عمومی‌های تبلیغات‌محور، چهار زمینه مهم آن هستند.

وی افزود: رسانه حرفه‌ای برای کشف حقیقت هزینه می‌کند؛ خبرنگار، تحقیق، داده، راستی‌آزمایی و مسئولیت حقوقی دارد، اما تولید و انتشار یک اتهام در شبکه اجتماعی می‌تواند بسیار کم‌هزینه‌تر باشد. وقتی تولید حقیقت گران و تولید اتهام ارزان شود، اقتصاد اطلاعات بیمار می‌شود.

این مدرس دانشگاه با اشاره به نقش سازمان‌ها تصریح کرد: سازمان غیرشفاف، زمین بازی مناسبی برای باج‌نیوز ایجاد می‌کند. سازمانی که داده منتشر نمی‌کند، پاسخ را به تأخیر می‌اندازد و روابط عمومی فقط تولیدکننده خبر مثبت است، خلأیی ایجاد می‌کند که شایعه، تحریف و فرصت‌طلبی می‌تواند آن را پر کند. با این حال، عدم شفافیت سازمان، باج‌خواهی را مشروع نمی‌کند؛ فقط فرصت آن را افزایش می‌دهد.

وی با طرح مفهوم «اصل خلأ-بازار ارتباطی» گفت: هرجا خلأ اطلاعات معتبر شکل بگیرد، بازار روایت بدید می‌آید؛ و هرجا این بازار بدون شفافیت و پاسخگویی رها شود، امکان تجارت با اعتبار دیگران افزایش می‌یابد.

اعتبار انسان‌ها وارد بازار معامله می‌شود

شکری خانقاه با تأکید بر اینکه باج‌نیوز از نقد ارتزاق نمی‌کند، گفت: باج‌نیوز از تبدیل اعتبار دیگران به کالای قابل معامله ارتزاق می‌کند. در این الگو، اعتبار مدیر یا سازمان به ماده اولیه یک کسب‌وکار انحرافی تبدیل می‌شود؛ یافتن یا ساختن نقطه‌ضعف، بزرگ‌نمایی، تکرار و لنگرسازی، ایجاد فشار اعتباری و سپس مطالبه منفعت.

وی افزود: نگران‌کننده‌تر زمانی است که میزان حساسیت نسبت به یک کاستی، نه متناسب با اهمیت آن، بلکه متناسب با منفعت احتمالی تغییر کند؛ یعنی موضوعی به دور از عنوان یک بحران بزرگ مطرح شود، اما در صورت تأمین منفعت مورد انتظار، همان حساسیت ناگهان فروکش کند. اگر چنین رابطه‌ای اثبات شود، دیگر هدف اصلاح نیست؛ اعتبار انسان‌ها وارد بازار معامله شده است. به همین دلیل این الگو با تغییر یک مدیر، دولت یا سازمان الزاماً از میان نمی‌رود. اگر منطق اقتصادی آن باقی بماند، فقط سوژه‌ها تغییر می‌کنند.

ائتلاف باید علیه اخاذی باشد، نه علیه رسانه منتقد

شکری خانقاه درباره نقش ائتلاف نیروهای اجتماعی و رسانه‌ای گفت: ائتلاف می‌تواند مؤثر باشد، مشروط بر اینکه دقیقاً بدانیم علیه چه چیزی ائتلاف می‌کنیم. ائتلاف علیه رسانه منتقد و روزنامه‌نگار پرسشگر خطاست؛ ائتلاف باید علیه اخاذی، جعل، تهدید و معامله با قدرت رسانه‌ای شکل بگیرد.

وی افزود: انجمن‌های صنفی می‌توانند حافظ استانداردهای حرفه‌ای باشند؛ هم از خبرنگار در برابر فشار صاحبان قدرت حمایت کنند و هم درباره تعارض منافع، دریافت پول و هدایا، رابطه آگهی و تحریریه و استقلال حرفه‌ای، قواعد روشن‌تری ایجاد کنند. قاعده باید دوطرفه باشد: مدیر نباید بتواند هر منتقدی را «باج‌نیوز» بنامد و رسانه نیز نباید بتواند قدرت انتشار را به ابزار معامله تبدیل کند.

برخورد قضایی ضروری است، نه کافی

شکری خانقاه درباره برخورد قضایی و انتظامی گفت: هرجا رفتار از مرز تخلف حرفه‌ای عبور کند و وارد حوزه تهدید، اخاذی، جعل یا جرایم مالی شود، موضوع دیگر فقط اخلاق رسانه‌ای نیست و مراجع قانونی مسئولیت دارند. اما برخورد قضایی ضروری است، نه کافی.

وی تصریح کرد: پلیس می‌تواند با جرم برخورد کند، اما نمی‌تواند اقتصاد رسانه را اصلاح کند. دادگاه می‌تواند درباره یک پرونده حکم بدهد، اما نمی‌تواند اعتماد ازدست‌رفته مخاطب را بازسازی کند. بنابراین مقابله باید همزمان در سه سطح صورت گیرد: اجرای قانون در برابر جرم، خودتنظیم‌گری حرفه‌ای رسانه و اصلاح اکوسیستم اقتصادی و ارتباطی.

«اقتصاد باج»؛ باج‌نیوز فقط عرضه‌کننده ندارد

شکری خانقاه درباره کاهش وابستگی رسانه‌ها به منابع مالی غیرشفاف گفت: رسانه‌ای که مدل اقتصادی شفاف و پایدار ندارد، برای حفظ استقلال حرفه‌ای خود با فشار بیشتری مواجه است. تنوع منابع درآمدی، اشتراک و عضویت، خدمات تخصصی و پژوهشی، تبلیغات شفاف، تفکیک آگهی از تحریریه و اعلام تعارض منافع، بخشی از راه‌حل است.

وی با طرح مفهوم «اقتصاد باج» افزود: باج‌نیوز فقط عرضه‌کننده ندارد؛ تقاضاکننده هم دارد. تا زمانی که سازمان یا مدیری حاضر باشد برای خرید سکوت، حذف خبر، منفعت‌کردن فشار یا تغییر جهت روایت پول یا امتیاز بدهد، این بازار بازتولید می‌شود. بنابراین سازمان‌ها نیز باید اصل روشنی داشته باشند: نه خرید سکوت؛ نه خرید ستایش. بودجه ارتباطی باید صرف تولید اطلاعات معتبر، پاسخگویی، دسترسی رسانه‌ها و گفت‌وگو با ذی‌نفعان شود.

وی با اشاره به استانداردهای حرفه‌ای روابط عمومی گفت: برای نمونه، کد اخلاقی انجمن روابط عمومی آمریکا ـ PRSA ـ بر صداقت، استقلال، انصاف، افشای اطلاعات و مدیریت تعارض منافع تأکید دارد و راهنمای «Pay-for-Play» این انجمن، پرداخت‌های پنهان به رسانه یا خبرنگار در ازای پوشش‌ها را تحریریه‌ای یا مغایر اصول اخلاقی حرفه روابط عمومی می‌داند.

روابط عمومی هوشمند؛ معمار اعتماد

شکری خانقاه درباره نقش روابط عمومی هوشمند گفت: روابط عمومی هوشمند قرار نیست ماشین دفاع از مدیر باشد؛ باید معمار اعتماد باشد. سازوکارش: داده معتبر ← تجربه شفاف ← تأمین مستقل ← اعتبار پایدار.

وی توضیح داد: اگر سازمان ادعای موفقیت می‌کند، باید داده ارائه کند؛ داده باید قابل بررسی باشد و تجربه ذی‌نفع نیز نباید با روایت رسمی سازمان فاصله جدی داشته باشد. گزارش روابط عمومی باید از «چه کردیم؟» عبور کند و به سه سؤال پاسخ دهد: چه تغییر ایجاد شد؟ چه ارزشی برای مردم و ذی‌نفعان ساخته شد؟ چه کسی و چگونه می‌تواند آن را تأیید کند؟

این مشاور ارشد ارتباطات راهبردی با اشاره به «لنگرگذاری پیش‌دستانه ارتباطی» تصریح کرد: سازمان باید منتظر نماند تا شایعه یا اتهام، نخستین لنگر را در ذهن مخاطب بسازد و سپس روابط عمومی با تکذیبیه وارد میدان شود. باید پیش از بحران، با انتشار مستمر داده معتبر، روایت شفاف و عملکرد قابل‌اثبات، مرجع اولیه ادراک را شکل دهد. این یعنی عبور از روابط عمومی واکنشی به ارتباطات راهبردی پیش‌دستانه.

اعتماد از فراوانی پیام به دست نمی‌آید

شکری خانقاه درباره مسئله اعتماد گفت: فراتر از اعتبار ما با سه بخش حیاتی سازمان مواجهیم: اعتماد، شهرت و مشروعیت. یک ادعا ممکن است ابتدا شهرت را زخمی کند؛ تکرار آن اعتماد را فرسوده کند و در ادامه، مشروعیت سازمان را زیر فشار قرار دهد.

وی افزود: اما اعتماد با انبوه خبر مثبت ساخته نمی‌شود. در عصر هوشمندی مصنوعی و انسان‌رسانه‌ها، اعتماد از فراوانی پیام به دست نمی‌آید؛ زمانی شکل می‌گیرد که ادعای سازمان، شواهد عملکرد و تجربه ذی‌نفع یکدیگر را تأیید کند.

دروغ را گران و دسترسی به حقیقت را ارزان کنیم

شکری خانقاه در جمع‌بندی گفت: مبارزه با باج‌نیوز با بستن دهان رسانه آغاز نمی‌شود؛ با شفافیت، روزنامه‌نگاری حرفه‌ای، اقتصاد سالم رسانه، پاسخگویی سازمان‌ها و اجرای قانون آغاز می‌شود. باید کاری کنیم که دروغ‌گران‌تر و دسترسی به حقیقت ارزان‌تر شود.

وی تأکید کرد: مدیر باید پاسخگو باشد؛ خبرنگار باید مستقل باشد؛ رسانه باید شفاف باشد؛ روابط عمومی باید سند و قابلیت اثبات ایجاد کند؛ سازمان نباید خریدار سکوت باشد و قانون نیز باید در برابر اخاذی و تهدید اجرا شود. در میدان روایت، تکرار می‌تواند ادراک بسازد؛ اما نمی‌تواند جای سند را بگیرد. نقد کنید؛ اما مسئولانه. دفاع کنید؛ اما مستند. قضاوت کنید؛ اما تمام واقعیت را ببینید. زیرا وقتی رسانه اعتبار خود را از دست می‌دهد، فقط یک رسانه آسیب نمی‌بیند؛ یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های اعتماد اجتماعی آسیب می‌بیند.

منبع: ايسنا
کدخبر: ۶۱۷۵۰
ارسال نظر