کدخبر: ۵۹۷۵۰

با اختلاس‌های چند همتی، چرا برای بازار چند میلیاردی می‌لرزیم؟

«اصلا درباره چه داریم صحبت می‌کنیم؟! در حالی که در سایر حوزه‌ها ارقام بسیار بزرگ‌تری مطرح می‌شود، بازار هنر با حساسیت بسیار بیشتری مواجه است. چطور ما اختلاس‌های‌مان چند همتی است، اما درباره بازار هنر چند میلیاردی که می‌خواهیم صحبت کنیم تن و بدن‌مان می‌لرزد؟!»

با اختلاس‌های چند همتی، چرا برای بازار چند میلیاردی می‌لرزیم؟

به گزارش  آنلاین، این بخشی از صحبت‌های حسین محسنی درباره برخی از شائبه‌هایی است که در زمینه برگزاری «حراج تهران» مطرح می‌شود. او بحث پولشویی را رد می‌کند، از مشخص بودن سازوکارهای حراج و جواب پس دادن آن به نهادهای مالیاتی می‌گوید و تاکید دارد که اعلام عمومی نشدن نام خریداران قانونی است و در هیچ‌یک از حراج‌های معتبر جهان، از جمله در ایران، الزام یا رویه‌ای برای اعلام عمومی نام خریداران وجود ندارد.

در این میان، «حراج تهران» به عنوان بازار اصلی حراج آثار هنرهای تجسمی بزرگ‌ترین مرکز خرید و فروش آثار هنری در ایران محسوب می‌شود که پرسش‌هایی درباره چگونگی برگزاری آن مطرح است. در گفت‌وگوی ایسنا با حسین محسنی - گالری‌دار و دبیر انجمن صنفی نگارخانه‌های تهران - تلاش شده به برخی از این پرسش‌ها پاسخ داده شود. 

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

نسبت دادن پولشویی به حراج تهران بی‌مورد است

- یکی از انتقادهایی که در سال‌های اخیر به «حراج تهران» وارد شده، اعلام نشدن نام خریداران آثار است. برخی معتقدند این موضوع شفافیت را کاهش می‌دهد و ابهاماتی را درباره سرنوشت آثار ایجاد می‌کند. با توجه به تجربه شما در حوزه گالری‌داری و آشنایی با سازوکار حراج‌های بین‌المللی، آیا این رویه در حراج‌های جهانی نیز وجود دارد و این مطالبه منتقدان را تا چه اندازه بجا می‌دانید؟

- واقعیت این است که مزایده هنری بخشی از بازار هنر است که به دلیل ارقام قابل‌توجه معاملات، حساسیت بیشتری نسبت به آن وجود دارد. در حالی که می‌توان این رویداد را یک موفقیت یا اتفاق مثبت برای هنر کشور دانست، گاهی از زاویه‌ای دیگر به آن نگاه می‌شود و موضوعاتی مانند تجمل یا پولشویی به آن نسبت داده می‌شود. در حالی که حتی اگر چنین مباحثی در برخی نقاط دنیا مطرح باشد، در ایران اساساً استانداردها و سازوکارهای مرتبط با چنین موضوعاتی وجود ندارد.

هر خریدار، مانند خرید هر کالای دیگری، از حق حفظ اطلاعات شخصی خود برخوردار است و اینکه اطلاعات او به صورت عمومی منتشر شود یا خیر، به حقوق فردی او مربوط می‌شود. البته فروشنده موظف است اطلاعات خریدار را در اختیار مراجع ذی‌ربط، از جمله مراجع مالیاتی و قانونی، قرار دهد.

حراج نیز یک رقابت است که افراد برای خرید یک اثر هنری با یکدیگر رقابت می‌کنند و برنده این رقابت مشخص می‌شود. «حراج تهران» به عنوان یک مؤسسه فرهنگی و هنری دارای شخصیت حقوقی، پس از فروش اثر فاکتور رسمی صادر می‌کند و تمامی اطلاعات خریدار، از جمله مشخصات هویتی و اطلاعات تماس، ثبت و به مراجع ذی‌صلاح اعلام می‌شود.

از سوی دیگر، فرآیند برگزاری حراج کاملاً شفاف است؛ در حضور دوربین‌ها و حاضران برگزار می‌شود و مشخص است که هر اثر توسط کدام شماره شرکت‌کننده خریداری شده است. اما در هیچ‌یک از حراج‌های معتبر جهان، از جمله در ایران، الزام یا رویه‌ای برای اعلام عمومی نام خریداران وجود ندارددر هیچ‌یک از حراج‌های معتبر جهان، از جمله در ایران، رویه‌ای برای اعلام عمومی نام خریداران وجود ندارد.، مگر آنکه خود خریدار تمایل داشته باشد این موضوع را اعلام کند.

بسیاری از خریداران نیز پس از خرید، این موضوع را در صفحات شخصی یا شبکه‌های اجتماعی خود منتشر می‌کنند، اما چنین اقدامی الزامی نیست. این موضوع هیچ ارتباطی با پولشویی ندارد، زیرا بررسی پولشویی وظیفه رسانه‌ها نیست؛ بلکه بر عهده نهادهای مسئول، از جمله دستگاه‌های مالیاتی، نهادهای نظارتی و مراجع قانونی است و حراج نیز موظف است اطلاعات لازم را در اختیار این مراجع قرار دهد.

به نظر می‌رسد بخشی از این نگاه ناشی از درک‌نشدن مفهوم «ارزش» در آثار هنری است. بسیاری از افراد ارزش یک اثر را با مواد اولیه آن می‌سنجند، در حالی که آنچه در هنر معامله می‌شود، ارزش فکری، خلاقیت، دانش و جایگاه هنرمند است، نه صرفاً بوم، رنگ یا پارچه. همان‌طور که ارزش فرمول یک واکسن را نمی‌توان با قیمت کاغذ و قلمی که روی آن نوشته شده است، سنجید، ارزش یک اثر هنری نیز به مواد تشکیل‌دهنده آن محدود نمی‌شود.

سال‌ها دانش، تجربه و خلاقیت در خلق یک اثر نهفته است و همین موضوع به آن ارزش می‌بخشد. به یاد دارم پس از یکی از حراج‌ها، خبرنگاری درباره اثری از سهراب سپهری که تصویری از پنج درخت بود و حدود سه‌ میلیارد تومان فروخته شده بود، گفت: «یعنی درختی ۶۰۰ میلیون تومان حساب شده است؟!» در حالی که ارزش اثر هنری را نمی‌توان با محاسبه قیمت رنگ، بوم یا تعداد عناصر موجود در آن سنجید.

امروزه نیز در اقتصاد جدید، نمونه‌های متعددی از ارزش‌های غیرمادی وجود دارد؛ مثل ارزهای دیجیتال. بنابراین، نسبت دادن چنین معاملاتی به پولشویی، به‌ویژه در یک مزایده عمومی که در برابر دوربین‌ها و با حضور افراد مختلف برگزار می‌شود، از اساس اشتباه است.

دفاع از حضور بانک‌ها در حراج تهران

- برخی معتقدند اگر خریداران آثار، نهادهای دولتی یا بانک‌ها باشند، این موضوع می‌تواند شائبه‌ها را افزایش دهد. نظر شما در این‌باره چیست؟

- اینکه یک بانک یا نهاد مالی خریدار اثر هنری باشد، اتفاق منفی‌ای نیست. گران‌ترین اثر هنری ایرانی، اثر آقای پرویز تناولی، حدود دو میلیون دلار در حراجی «کریستیز» فروخته شد و مالک آن یک بانک بود. حضور یک بانک معتبر به عنوان مالک اثر، می‌تواند اعتبار آن هنرمند و حتی هنر ایران را در بازارهای بین‌المللی افزایش دهد و خریداران را برای پرداخت قیمت‌های بالاتر ترغیب کند.

بانک‌ها در نظام‌های رتبه‌بندی بین‌المللی با حضور در حوزه‌های فرهنگی نیز امتیاز کسب می‌کنند. خرید آثار هنری علاوه بر ارزش اقتصادی، برای آن‌ها جنبه اعتباری و برندسازی نیز دارد. اگر بانکی برای تبلیغات، بیلبوردهای شهری نصب کند یا برای فعالیت‌های تبلیغاتی و مسئولیت اجتماعی هزینه کند، امری پذیرفته‌شده است.

خرید آثار هنری نیز می‌تواند در همین چارچوب، علاوه بر حمایت از هنرمندان ایرانی و تقویت جایگاه هنر ایران در عرصه بین‌المللی، به حفظ و افزایش ارزش سرمایه آن بانک نیز منجر شود.

نمونه آن، آثار موجود در موزه هنرهای معاصر تهران است که در دهه ۱۳۵۰ خریداری شدند و امروز ارزش آن‌ها چندین برابر شده است. این آثار علاوه بر حفظ سرمایه، به اعتبار فرهنگی کشور و جایگاه بین‌المللی آن نیز کمک کرده‌اند. به اعتقاد من، حتی بهتر بود نهادهای دولتی بر اساس قانونی که در دهه ۱۳۸۰ درباره اختصاص بخشی از بودجه عمرانی به خرید آثار هنری تصویب شد، نقش پررنگ‌تری در این حوزه ایفا می‌کردند. چنین اقدامی می‌توانست به تقویت بازار هنر، حمایت از هنرمندان و ارتقای جایگاه فرهنگی ایران کمک کند.

در مورد بانک‌ها نیز تجربه نشان داده است که برخی از آن‌ها در مقاطعی وارد این حوزه شده و سپس از آن خارج شده‌اند. این رویه در بسیاری از کشورهای جهان نیز وجود دارد. با این حال، انتشار اخبار نادرست و ایجاد فضای منفی باعث شده است که برخی بانک‌ها از حضور در این عرصه دلسرد شوند؛ در حالی که ایجاد مجموعه‌های هنری و موزه‌های وابسته به بانک‌ها می‌تواند هم به حفظ آثار هنری و هم به ارتقای جایگاه فرهنگی کشور کمک کند.

نزدیکی ارزیابی کارشناسان حراج با واقعیت بازار

- شما به عوامل مختلف مؤثر بر قیمت‌گذاری آثار هنری اشاره کردید. لطفا برای مخاطبان توضیح دهید، مهم‌ترین مؤلفه‌های تعیین‌کننده قیمت آثار، بویژه در حراج تهران، چیست؟ همچنین چرا قیمت آثار در حراج معمولاً با قیمت آن‌ها در گالری‌ها و بازار داخلی تفاوت معناداری دارد؟

معمولاً زمانی که یک هنرمند وارد بازار هنر می‌شود، در آغاز مسیر خود به یک مشاور هنری یا مدیر برنامه نیاز دارد تا او را به گالری‌ها معرفی کند. برخی هنرمندان نیز از طریق جشنواره‌های استعدادیابی شناسایی و به گالری‌ها معرفی می‌شوند. گالری‌دار با توجه به شناختی که از هنرمند و آثار او دارد، قیمت اولیه را تعیین می‌کند. پس از برگزاری نمایشگاه و بررسی نحوه فروش آثار، این قیمت‌ها به‌تدریج اصلاح و به نقطه مناسب نزدیک می‌شوند.

در همه مزایده‌های هنری، کارشناسان اقتصادی حراج برای هر اثر یک بازه قیمتی تعیین می‌کنند که شامل حداقل و حداکثر برآورد قیمت است. این بازه نشان می‌دهد کارشناسان معتقدند ارزش اثر در همین محدوده قرار دارد. ممکن است اثر پایین‌تر از این بازه فروخته نشود یا بالاتر از آن به فروش برسد؛ در حالت دوم، یا اشتیاق بازار بیش از پیش‌بینی کارشناسان بوده یا رقابت میان خریداران، قیمت را افزایش داده است.

در مزایده‌ها معمولاً آثار خاص و منحصربه‌فرد، از نظر موضوع، سبک یا ویژگی‌های هنری، عرضه می‌شوند؛ آثاری که ظرفیت رقابت میان خریداران را دارند. بنابراین اگر اثری از سهراب سپهری با قیمت بالایی فروخته شود، به این معنا نیست که همه آثار او یا آثار مشابهش نیز همان قیمت را خواهند داشت. هر اثر ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود را دارد.

در هر بازاری، عرضه و تقاضا نقش تعیین‌کننده دارد. هرچه جامعه مخاطبان یک هنرمند گسترده‌تر باشد، امکان افزایش قیمت آثار او نیز بیشتر است. برای مثال، یک اثر خوشنویسی نستعلیق به دلیل محدود بودن مخاطبان فارسی‌زبان، طبیعتاً بازار کوچک‌تری نسبت به آثاری دارد که برای مخاطبان اروپایی، آمریکایی یا آسیای شرقی نیز قابل درک و جذاب باشند. کارشناسانی که آثار را ارزش‌گذاری می‌کنند، رزومه هنرمند، جایگاه حرفه‌ای او، سابقه نمایشگاه‌ها، روند بازار، مجموعه‌ای که اثر در آن ارائه شده، ابعاد اثر، پیشینه آن و نقدهایی را که درباره اثر نوشته شده است، بررسی می‌کنند. پیشینه یک اثر نیز می‌تواند در ارزش آن مؤثر باشد. برای مثال، اگر اثری پیش‌تر در موزه هنرهای معاصر تهران به نمایش درآمده باشد یا متعلق به مجموعه یک شخصیت شناخته‌شده بوده باشد، این سابقه می‌تواند بر میزان استقبال و رقابت برای خرید آن تأثیر بگذارد.

بنابراین، قیمت یک اثر صرفاً به خود اثر محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از عوامل، از جمله سابقه، روایت و جایگاه آن نیز در ارزش‌گذاری نقش دارندقیمت یک اثر صرفاً به خود اثر محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از عوامل، از جمله سابقه، روایت و جایگاه آن نیز در ارزش‌گذاری نقش دارند.. درباره تفاوت قیمت آثار در مزایده و بازار عمومی نیز باید گفت معمولاً بازه کارشناسی حراج بر اساس قیمت‌های رایج بازار تعیین می‌شود، اما قیمت نهایی فروش لزوماً همان قیمت بازار نیست. ممکن است دو خریدار برای تصاحب یک اثر منحصربه‌فرد با یکدیگر رقابت کنند و همین رقابت قیمت را افزایش دهد. در واقع، قیمت نهایی لزوماً ارزش ذاتی اثر نیست، بلکه مبلغی است که برنده مزایده حاضر است برای آن بپردازد. آنچه با بازار عمومی قابل مقایسه است، همان بازه کارشناسی حراج و نه قیمت نهایی فروش است.

درباره تأثیر نرخ ارز نیز باید توجه داشت که حراج تهران یک مزایده محلی است. در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا (منا)، تنها حراج حرفه‌ای محلی، حراج تهران است و بیشتر هنرمندان و خریداران آن ایرانی هستند. به همین دلیل، برخی هنرمندان در بازار داخلی شناخته‌شده‌تر از بازار جهانی هستند و آثارشان در ایران با استقبال بیشتری مواجه می‌شود. برای مثال، ممکن است آثار استاد فرشچیان یا کمال‌الملک در ایران با قیمت بالاتری نسبت به خارج از کشور معامله شوند، زیرا بازار اصلی و مخاطبان جدی آن‌ها در ایران حضور دارند. در مقابل، برخی هنرمندان ایرانی به دلیل معرفی و برندسازی موفق‌تر در خارج از کشور، در بازارهای بین‌المللی قیمت‌های بالاتری دارند.

اگر بخواهم جمع‌بندی کنم، کارشناسان حراج با در نظر گرفتن رزومه هنرمند، متریال، ابعاد، پیشینه اثر، جایگاه آن و نقدهای هنری، بازه ارزش‌گذاری را تعیین می‌کنند. اگر بخش زیادی از آثار پایین‌تر از این بازه فروخته نشوند، نشان می‌دهد برآورد کارشناسان دقیق نبوده است. اگر آثار بالاتر از بازه به فروش برسند، بیانگر اشتیاق بیشتر بازار است و اگر بیشتر آثار در همان بازه معامله شوند، نشان می‌دهد کارشناسان حراج برآوردی نزدیک به واقعیت بازار داشته‌اند. در سال‌های اخیر نیز عمده آثار حراج تهران در همین بازه‌های کارشناسی به فروش رسیده‌اند که نشان‌دهنده نزدیکی ارزیابی کارشناسان با واقعیت بازار است.

 

- بر اساس تجربه شما، آیا در مزایده‌ها افراد عادی هم جزو خریداران هستند یا عمده خریداران را مجموعه‌داران، بانک‌ها و نهادها تشکیل می‌دهند؟

بله؛ افراد عادی هم در مزایده‌ها حضور دارند. محدودیتی وجود ندارد که فقط قشر خاصی بتواند در مزایده شرکت کند. البته مزایده فضایی رقابتی است و معمولاً افرادی در آن موفق‌تر هستند که شناخت بیشتری از بازار هنر و آثار داشته باشند. برخی افراد صرفاً برای تجربه این رقابت یا به دلیل علاقه به هنر، وارد مزایده می‌شوند و ممکن است یک یا دو اثر خریداری کنند. حتی ممکن است اطلاعات تخصصی زیادی درباره بازار هنر نداشته باشند یا این نخستین تجربه خرید اثر هنری آن‌ها باشد.

اما اگر کسی بخواهد به‌صورت جدی وارد بازار هنر شود، بهتر است ابتدا از گالری‌ها آغاز کند، آثار مختلف را ببیند و دانش هنری خود را افزایش دهد. پس از آن، زمانی که به شناخت بیشتری از هنرمندان و بازار رسید، می‌تواند برای خرید آثاری که به‌ راحتی در بازار اولیه در دسترس نیستند، وارد بازار ثانویه و مزایده‌ها شود.

به طور معمول، حراج‌ها محل عرضه آثار بازار ثانویه هستند، نه بازار اولیه. به همین دلیل، افرادی که تجربه کمتری دارند، بهتر است ابتدا از بازار اولیه خرید کنند؛ هم با قیمت مناسب‌تر اثر تهیه می‌کنند و هم فرصت بیشتری برای شناخت بازار و افزایش دانش خود خواهند داشت. سپس می‌توانند برای خرید آثار گران‌تر وارد بازار ثانویه شوند.

البته این به معنای آن نیست که افراد عادی امکان حضور در مزایده را ندارند. چنین اتفاقی بارها رخ داده است و افراد مختلف در مزایده‌ها آثار هنری خریداری کرده‌اند و از تجربه حضور در فضای رقابتی و خرید اثر مورد علاقه خود نیز لذت برده‌اند.

چرا تن و بدن‌مان می‌لرزد؟!

- به طور کلی، برگزاری رویدادهایی مانند حراج تهران تا چه اندازه می‌تواند به رونق واقعی بازار هنر ایران کمک کند؟

- قطعاً تأثیرگذار است. در دهه ۱۳۸۰ اتفاقات مثبتی در بازار هنر ایران رخ داد. موزه هنرهای معاصر تهران فعالیت گسترده‌ای داشت، هنرمندان فعال در مدیوم‌های جدید بیشتر دیده شدند و نسل تازه‌ای از هنرمندان مطرح شدند. همچنین در سال ۲۰۰۸ اگر اشتباه نکنم، «کریستیز» به منطقه آمد و فعالیت خود را آغاز کرد. در همان مقطع، گروهی از افرادی که امروز «حراج تهران» را راه‌اندازی کرده‌اند نیز در آن روند نقش مؤثری داشتند. در نتیجه، تعداد گالری‌ها افزایش یافت و بازار هنر رونق بیشتری پیدا کرد.

ایجاد زیرساخت‌های لازم برای شکل‌گیری بازار، وظیفه دولت است؛ وظیفه‌ای که به اعتقاد من به‌درستی انجام نشده است.البته ایجاد زیرساخت‌های لازم برای شکل‌گیری بازار، وظیفه دولت است؛ وظیفه‌ای که به اعتقاد من به‌درستی انجام نشده است. امروز یک گالری‌دار حتی نمی‌تواند برای کارکنان خود بیمه رد کند، تبلیغات مناسبی داشته باشد یا فاکتور رسمی صادر کند. یعنی ساده‌ترین زیرساخت‌های یک فعالیت اقتصادی و فرهنگی فراهم نشده است.

بازار هنر یک زیست‌بوم است که بازیگران مختلفی دارد؛ گالری‌ها، واسطه‌های هنری، کیوریتورها، نمایشگاه‌ها، هنرمندان، آرت‌فرها، موزه‌ها و حراج‌ها. طبیعی است که یک بازیگر به‌تنهایی نمی‌تواند بار کل این زیست‌بوم را بر دوش بکشد. اگر امروز با برخی آسیب‌ها روبه‌رو هستیم، دلیل آن حضور حراج نیست، بلکه به این دلیل است که سایر اجزای این زیست‌بوم به اندازه کافی فعال نیستند. حراج می‌تواند به بازار کمک کند، اما وقتی سایر بخش‌ها وجود ندارند یا ضعیف هستند، طبیعتاً نمی‌تواند به تنهایی همه مشکلات را حل کند.

به جای آنکه مدام از حراج انتقاد کنیم، باید بپرسیم چرا آرت‌فرها در ایران شکل نمی‌گیرند یا اگر شکل می‌گیرند، ادامه پیدا نمی‌کنند؟ چرا با وجود علاقه مردم، گالری‌ها امکان رشد ندارند؟ چرا به هنرمند و گالری به چشم بخشی از صنایع خلاق و یک ظرفیت ارزآور نگاه نمی‌شود؟ اگر من بتوانم اثری از سهراب سپهری را به قیمت یک میلیون دلار بفروشم، برای کشور ارزآوری کرده‌ام و همزمان جایگاه هنر ایران را در بازار جهانی ارتقا داده‌ام. انتظار این است که دستگاه‌های مرتبط، از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت اقتصاد، وزارت صمت و سازمان توسعه تجارت، این حوزه را به عنوان یک ظرفیت اقتصادی نیز ببینند.

در عمل اما گالری‌دار ایرانی برای حضور در رویدادهای بین‌المللی با محدودیت‌های مختلف مواجه است؛ از مسائل مربوط به نقل‌وانتقال پول گرفته تا ارسال آثار و همکاری با شرکت‌های بین‌المللی. در چنین شرایطی، «حراج تهران» به مهم‌ترین ویترین بازار هنر ایران تبدیل شده است. با وجود این، به جای آنکه مشکلات زیرساختی برطرف شود، گاهی اصل فعالیت حراج زیر سؤال می‌رود و موضوعاتی مانند پولشویی مطرح می‌شود.

اصلا بگذارید با جسارت بیشتری بگویم، بر فرض پولشویی است، باید به مقیاس ارقام نیز توجه کنیم. اصلا ۴۰۰ میلیون تومان، ۵۰۰ میلیون تومان پولشویی است. یک مقدار به اسم‌ها نگاه کنیم. ببینیم هنرمندان پیشکسوت ما آثارشان در یک شب ۴۰۰ - ۵۰۰ میلیارد تومان می‌فروشد. چند دلار می‌شود؟ ارزش کل فروش آثار پیشکسوتان هنر ایران در یک شب رقمی نیست. اصلا درباره چه داریم صحبت می‌کنیم؟! در حالی که در سایر حوزه‌ها ارقام بسیار بزرگ‌تری مطرح می‌شود، بازار هنر با حساسیت بسیار بیشتری مواجه است. چطور ما اختلاس‌های‌مان چند همتی است، اما درباره بازار هنر چند میلیاردی که می‌خواهیم صحبت کنیم تن و بدن‌مان می‌لرزد؟!چطور ما اختلاس‌های‌مان چند همتی است، اما درباره بازار هنر چند میلیاردی که می‌خواهیم صحبت کنیم تن و بدن‌مان می‌لرزد؟!

در مقابل، بسیاری از کشورهای منطقه، از جمله امارات، قطر، عربستان، ترکیه و لبنان، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در حوزه هنر انجام داده‌اند. آرت‌فر ابوظبی و آرت‌فر دبی با حمایت دولت امارات برگزار می‌شوند، قطر یکی از بزرگ‌ترین موزه‌های هنر اسلامی جهان را ایجاد کرده و عربستان نیز سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در هنر انجام داده است. با این حال، ایران با وجود همه محدودیت‌ها، همچنان حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد بازار هنر خاورمیانه و شمال آفریقا را در اختیار دارد و بخش مهمی از این جایگاه، به واسطه فعالیت حراج تهران به دست آمده است.

به اعتقاد من، به جای طرح این پرسش که «حراج تهران» چه مشکلی دارد، بهتر است بپرسیم که دولت چه کمکی می‌تواند به این بازار بکند؟ اگر یک خریدار خارجی بخواهد اثر هنری ایرانی بخرد، چگونه می‌تواند به‌راحتی پول پرداخت کند؟ اگر یک گالری بخواهد اثر را به خارج از کشور ارسال کند، چه حمایت‌هایی دریافت می‌کند؟ این‌ها موضوعاتی است که دستگاه‌های مسئول باید برای آن راه‌حل ارائه دهند.

از سوی دیگر، گاهی خریداران آثار هنری نیز با نگاه‌های بدبینانه مواجه می‌شوند. برای مثال، پس از خرید یک اثر در حراج، پیامک‌هایی درباره بررسی منشأ منابع مالی برای خریدار ارسال می‌شود. در حالی که خرید در حراج کاملاً شفاف است، اطلاعات خریدار ثبت می‌شود و همه فرآیند زیر نظر مراجع قانونی انجام می‌گیرد. اگر کسی قصد انجام فعالیت غیرقانونی داشته باشد، طبیعتاً چنین مسیری را انتخاب نمی‌کند.

در نهایت، کسی که اثر هنری ایرانی خریداری می‌کند، در واقع از هنر ایران، از هنرمند ایرانی و از اعتبار فرهنگی کشور حمایت می‌کند. این حمایت، هم ارزش اقتصادی و هم ارزش اعتباری دارد.

بازار هنر ایران با وجود همه محدودیت‌ها و بدون حمایت جدی دولت توانسته است جایگاه مهمی در منطقه به دست آورد. انتظار من این نیست که دولت از این بازار حمایت ویژه‌ای کند؛ تنها انتظار این است که مانعی بر سر راه آن ایجاد نکند.

- با توجه به اینکه تعداد هنرمندان زن شاخص در هنرهای تجسمی نسبت به مردان کمتر است، به نظر شما در رویدادهایی مانند حراج تهران زمینه مناسبی برای دیده شدن هنرمندان زن، بویژه نسل جوان و کمتر شناخته‌شده، وجود دارد؟

- ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که در سطح جهان نیز بازار آثار هنرمندان خانم، در مقایسه با هنرمندان مرد، کوچک‌تر است و این موضوع صرفاً به ایران مربوط نمی‌شود. با این حال، نگاه بازار هنر نگاه جنسیتی نیست و هیچ گالری یا مزایده‌ای صرفاً به دلیل زن یا مرد بودن یک هنرمند، درباره خرید یا فروش اثر تصمیم‌گیری نمی‌کند.

یکی از افتخارات هنر ایران، حضور هنرمندان زنی مانند منیر فرمانفرمائیان، بهجت صدر و منصوره حسینی است. همچنین هنرمندانی مانند فریده لاشایی آثار ارزشمندی خلق کرده‌اند. بسیاری از این هنرمندان در معتبرترین موزه‌های جهان حضور دارند و آثارشان جزو گران‌ترین آثار هنرمندان ایرانی به شمار می‌رود. بنابراین، هیچ‌گاه تبعیض جنسیتی در ارزش‌گذاری آثار آن‌ها وجود نداشته است.

نکته دیگری که برای من، در ابتدای ورود به بازار هنر جالب بود، این است که بخش قابل‌توجهی از گالری‌های ایران توسط زنان اداره می‌شد و  زنان در سال‌های گذشته نقش بسیار پررنگی در مدیریت بازار هنر ایران داشته‌اند. بسیاری از گالری‌های شناخته‌شده نیز به نام زنان گالری‌دار شناخته می‌شوند. در واقع، زنان در سال‌های گذشته نقش بسیار پررنگی در مدیریت بازار هنر ایران داشته‌اند.

به همین دلیل، واژه «حمایت» را برای این موضوع چندان مناسب نمی‌دانم، زیرا معمولاً زمانی از حمایت صحبت می‌کنیم که یک ضعف یا نابرابری ذاتی وجود داشته باشد، در حالی که در بازار هنر، جنسیت به خودی خود مانعی برای فعالیت حرفه‌ای نیست. زنان به همان اندازه مردان امکان حضور و موفقیت در این حوزه را دارند و حضور پررنگ آن‌ها در بخش‌های مختلف این اکوسیستم نیز مایه افتخار است. این اتفاق نه حاصل یک سیاست ویژه، بلکه نتیجه علاقه، دانش و حضور مؤثر زنان در این حوزه بوده است.

اگر قرار باشد از حمایت صحبت کنیم، این حمایت باید در ایجاد زیرساخت‌های مناسب برای فعالیت حرفه‌ای همه هنرمندان باشد. با توجه به ساختار سنتی جامعه، بسیاری از زنان پس از ازدواج یا به دلیل مسئولیت‌های خانوادگی، بخشی از زمان و انرژی خود را صرف زندگی شخصی می‌کنند و این موضوع ممکن است بر فعالیت حرفه‌ای آن‌ها تأثیر بگذارد. این مسئله محدود به حوزه هنر نیست و در بسیاری از مشاغل دیگر نیز دیده می‌شود. بنابراین، به نظر من باید زیرساخت‌های کشور به گونه‌ای فراهم شود که زنان، بدون آنکه مسئولیت‌های خانوادگی آن‌ها نادیده گرفته شود، بتوانند فعالیت حرفه‌ای خود را نیز بدون آسیب ادامه دهند.

امیدوارم شرایطی فراهم شود که همه افراد، بدون نگاه جنسیتی و با برخورداری از حقوق برابر، بتوانند در حوزه فرهنگ و هنر فعالیت کنند.

منبع: ايسنا
کدخبر: ۵۹۷۵۰
ارسال نظر