جفری اپستین که بود؟ روایت کامل پرونده، قربانیان، رابطه با اسراییل و اسناد محرمانه
پرونده جفری اپستین داستان یک مجرم جنسی ثروتمند و شکست پیدرپی پلیس فدرال، دادستانها، زندانها، بانکها، رسانهها و نهادهای سیاسی در برابر فردی برخوردار از ثروت و ارتباطات گسترده است.
هسته اصلی پرونده که با اسناد قضایی میتوان قطعی دانست چنین است:
-
اپستین دستکم از دهه ۱۹۹۰ با دختران نوجوان و زنان جوان ارتباط برقرار میکرد.
-
در فلوریدا شبکهای از «ماساژ»های پولی شکل گرفته بود که در آن بعضی قربانیان برای معرفی دختران دیگر پول میگرفتند.
-
پلیس پالمبیچ در سال ۲۰۰۵ پروندهای جدی ساخت و آن را به افبیآی ارجاع داد.
-
دادستانهای فدرال در سال ۲۰۰۷ پیشنویس یک کیفرخواست ۵۳صفحهای آماده کردند، اما بهجای طرح آن، با اپستین یک توافق محرمانه عدم تعقیب منعقد کردند.
-
اپستین در سال ۲۰۰۸ فقط به دو اتهام ایالتی اقرار کرد، ۱۸ ماه حبس گرفت و پس از ۱۳ ماه ــ عمدتاً با امکان خروج روزانه از زندان ــ آزاد شد.
-
قربانیان از توافق فدرال مطلع نشده بودند؛ یک قاضی در سال ۲۰۱۹ این نحوه برخورد را ناقض حقوق آنان دانست، هرچند رأیهای بعدی امکان جبران قضایی را محدود کردند.
-
پس از تحقیقات روزنامهنگارانه سال ۲۰۱۸، اپستین در ژوئیه ۲۰۱۹ در نیویورک به قاچاق جنسی افراد زیر سن قانونی متهم شد، اما پیش از محاکمه در زندان درگذشت.
-
گیلین مکسول، نزدیکترین همکار شناختهشده او، در سال ۲۰۲۱ محکوم و در سال ۲۰۲۲ به ۲۰ سال زندان محکوم شد.
-
تا امروز، مکسول تنها شخص محوری این شبکه است که در یک محاکمه فدرال بهدلیل مشارکت در جذب و قاچاق دختران برای اپستین محکوم شده است.
-
وجود ارتباط اجتماعی، حضور در دفترچه تلفن، پرواز با هواپیمای اپستین یا ذکرشدن نام یک فرد در اسناد، بهتنهایی دلیل مشارکت او در جرم نیست.
این گزارش تا شهریورماه ۱۴۰۵ بهروز شده است.
۱. آغاز ماجرا: هشدارهایی که جدی گرفته نشدند
ماریا و آنی فارمر؛ هشدار زودهنگام
ماریا فارمر، هنرمند جوانی که مدتی برای اپستین کار میکرد، گفته است در سال ۱۹۹۶ رفتار اپستین و گیلین مکسول را به پلیس و افبیآی گزارش کرده بود. او همچنین ادعا کرد خودش و خواهر نوجوانش، آنی فارمر، در همان دوره هدف تعرض قرار گرفتند.
اسناد منتشرشده بعدی وجود یک شکایت در سال ۱۹۹۶ را تأیید کردند، هرچند درباره دامنه اطلاعاتی که در آن زمان به افبیآی ارائه شد اختلاف وجود داشته است. آنی فارمر سالها بعد در محاکمه مکسول شهادت داد. اهمیت روایت خواهران فارمر در این است که اگر گزارش سال ۱۹۹۶ بهطور مؤثر پیگیری میشد، ممکن بود سوءاستفاده از قربانیان بعدی متوقف شود. گزارش درباره تلاش خواهران فارمر برای هشدار به افبیآی، شکایت مدنی آنی فارمر
در سال ۲۰۰۳ نیز ماریا فارمر اطلاعات خود را در اختیار ویکی وارد، خبرنگار مجله Vanity Fair، گذاشت. بخش مربوط به ادعاهای خواهران فارمر در نسخه نهایی گزارش چاپ نشد. این واقعه بعدها به یکی از نمونههای اصلی فشار افراد بانفوذ بر فرایندهای رسانهای تبدیل شد.
تحقیقات پالمبیچ
پرونده رسمی که سرانجام به محکومیت اپستین انجامید در مارس ۲۰۰۵ آغاز شد. خانواده یک دختر ۱۴ساله به پلیس پالمبیچ گزارش دادند که او برای انجام «ماساژ» به خانه اپستین برده و در ازای تماس جنسی پول دریافت کرده است.
کارآگاه جوزف ریکری و رئیس پلیس مایکل رایتر با دختران متعددی گفتوگو کردند. الگوی روایتها مشابه بود: پرداخت پول برای ماساژ، تبدیل تدریجی آن به تماس جنسی، و پرداخت مبلغ دیگری برای معرفی دختران تازه. پلیس معتقد بود پرونده باید شامل اتهامهای جدی جنسی علیه کودکان باشد.
اما بری کریشر، دادستان وقت پالمبیچ، پرونده را به هیئت منصفه عالی فرستاد و در نهایت فقط یک اتهام سبکترِ «درخواست فحشا» مطرح شد. رایتر که از این نتیجه ناراضی بود، در مه ۲۰۰۶ پرونده را به افبیآی ارجاع داد. اسناد بعدی نشان میدهند پلیس خواهان اتهامهای سنگینتری، از جمله فعالیت جنسی غیرقانونی با فرد زیر سن قانونی و تعرض شهوانی، بود. شرح رسمی تحقیقات پالمبیچ و ارجاع به افبیآی
۲. توافق محرمانه سال ۲۰۰۷؛ نقطه مرکزی رسوایی
افبیآی و دفتر دادستان فدرال جنوب فلوریدا تحقیقات گستردهتری انجام دادند. تا مه ۲۰۰۷، دادستانها یک پیشنویس کیفرخواست ۵۳صفحهای درباره جرایم جنسی فدرال آماده کرده بودند.
تیم حقوقی اپستین ــ متشکل از وکلای بسیار بانفوذ ــ مذاکرات فشردهای را با دفتر الکساندر آکوستا، دادستان فدرال وقت، آغاز کرد. نتیجه، «توافق عدم تعقیب» یا NPA بود.
بر اساس این توافق:
-
اپستین باید در دادگاه ایالتی به دو اتهام اقرار میکرد.
-
دادستانی فدرال جنوب فلوریدا او را تحت تعقیب قرار نمیداد.
-
توافق نهفقط اپستین، بلکه «همدستان بالقوه» نامبرده و نامنبرده را نیز در همان حوزه فدرال از تعقیب مصون میکرد.
-
تحقیقات هیئت منصفه فدرال و احضاریهها متوقف میشد.
-
قربانیان پیش از نهاییشدن توافق در جریان آن قرار نگرفتند.
اسناد دولت آمریکا تأیید میکنند که پیشنویس کیفرخواست فدرال آماده بود و توافق، اپستین و همدستان احتمالی را در حوزه جنوب فلوریدا از تعقیب مصون میکرد. خلاصه رسمی دولت از پیشنویس کیفرخواست و NPA
این مصونیت مطلق و سراسری نبود. دادگاه تجدیدنظر در پرونده مکسول بعداً حکم داد که توافق دفتر دادستانی جنوب فلوریدا مانع تعقیب او در حوزه فدرال نیویورک نمیشود. همین تفسیر امکان محاکمه مکسول را فراهم کرد.
۳. محکومیت سال ۲۰۰۸ و «حبس» استثنایی
اپستین در ۳۰ ژوئن ۲۰۰۸ به دو اتهام ایالتی اقرار کرد:
-
درخواست فحشا؛
-
فراهمکردن فرد زیر ۱۸ سال برای فحشا.
او به ۱۸ ماه حبس، یک سال کنترل اجتماعی و ثبت بهعنوان مجرم جنسی محکوم شد. با این حال، پس از مدت کوتاهی وارد برنامه «آزادی برای کار» شد و میتوانست تا ۱۲ ساعت در روز و شش روز در هفته زندان را ترک کند. او پس از حدود ۱۳ ماه آزاد شد. اسناد رسمی پرونده ایالتی، خلاصه سابقه محکومیت
نه تنها حکم کوتاه بود، بلکه قربانیان در حالی نامههایی دریافت میکردند که پرونده را همچنان «در حال بررسی» نشان میداد، که توافق عدم تعقیب از پیش منعقد شده بود. بعداً دادگاه این رفتار را گمراهکننده توصیف کرد.
در سال ۲۰۲۰، دفتر مسئولیت حرفهای وزارت دادگستری اعلام کرد مدرکی از «تخلف حرفهای» دادستانها پیدا نکرده، اما نتیجه گرفت آکوستا در پذیرش توافق و نحوه رفتار با قربانیان «قضاوت ضعیفی» داشته است. گزارش رسمی وزارت دادگستری
۴. نبرد قربانیان برای لغو توافق
کورتنی وایلد و قانون حقوق قربانیان
کورتنی وایلد که گفته است از ۱۴سالگی قربانی اپستین بود، همراه با وکلای خود بردلی ادواردز و پل کسل، از سال ۲۰۰۸ علیه دولت آمریکا شکایت کرد. مبنای پرونده «قانون حقوق قربانیان جرم» یا CVRA، مصوب ۲۰۰۴، بود.
در فوریه ۲۰۱۹، قاضی کنت مارا حکم داد که دادستانها با پنهانکردن توافق و محرومکردن قربانیان از حق گفتوگو با دادستانی، حقوق آنان را نقض کردهاند. اما مرگ اپستین و اختلاف بر سر زمان آغاز حقوق CVRA باعث شد قربانیان به راهحل عملی مورد نظرشان ــ لغو توافق ــ نرسند.
دادگاه تجدیدنظر حوزه یازدهم در سال ۲۰۲۱ رأی داد CVRA اجازه نمیدهد قربانی، در نبود یک پرونده کیفری فدرال موجود، دعوای مدنی مستقلی برای اجرای این حقوق مطرح کند. چند قاضی مخالف این نتیجه را عملاً بیاثرکردن حمایتهای قانونی از قربانیان دانستند. دیوان عالی نیز در فوریه ۲۰۲۲ از بررسی پرونده خودداری کرد. رأی کامل حوزه یازدهم، پرونده کورتنی وایلد در دیوان عالی
نتیجه حقوقی متناقض بود: رفتار دادستانها گمراهکننده و در رأی بدوی ناقض حقوق قربانیان شناخته شد، اما سازوکار مؤثری برای جبران آن باقی نماند.
ویرجینیا جیوفر و بازشدن اسناد
ویرجینیا جیوفر یکی از مهمترین چهرههای عمومی پرونده شد. او گفت در نوجوانی پس از آشنایی با مکسول در مارالاگو وارد شبکه اپستین شد و سپس برای رابطه جنسی با اشخاص دیگر منتقل شد.
دادخواست افترا علیه مکسول در سال ۲۰۱۵ به گردآوری شهادتها، ایمیلها و اسناد گستردهای انجامید. تلاش رسانهها و فعالان برای رفع مهر محرمانه از این اسناد، از سال ۲۰۱۹ به بعد بخش مهمی از آنچه امروز «فایلهای اپستین» نامیده میشود در اختیار عموم قرار داد.
جیوفر در سال ۲۰۲۱ علیه شاهزاده اندرو در نیویورک شکایت مدنی کرد. پرونده در فوریه ۲۰۲۲ با پرداخت محرمانه و کمک مالی اندرو به نهاد حمایت از قربانیان حلوفصل شد. اندرو مسئولیت حقوقی را نپذیرفت و اتهامها را انکار کرد، اما در متن مصالحه پذیرفت که جیوفر قربانی شناختهشده سوءاستفاده و قاچاق بوده است. گزارش و سند مصالحه
در مورد آلن درشوویتز باید دقت ویژه داشت: جیوفر قبلاً او را متهم کرده بود، اما در سال ۲۰۲۲ دعاوی متقابل طرفین بدون پرداخت پول مختومه شد و جیوفر گفت ممکن است در شناسایی او اشتباه کرده باشد. بنابراین تکرار آن ادعا بهصورت یک واقعیت قطعی نادرست است.
۵. روزنامهنگاری که پرونده را دوباره زنده کرد
در نوامبر ۲۰۱۸، جولی کی. براون و امیلی میشوت در Miami Herald مجموعه «انحراف عدالت» یا Perversion of Justice را منتشر کردند. براون بیش از ۶۰ زن را که گفته میشد قربانی بودهاند پیدا کرد و سازوکار توافق محرمانه، مذاکرات وکلا، رفتار دادستانها و شرایط ویژه زندان اپستین را بازسازی کرد.
این مجموعه دوباره توجه ملی را به پرونده جلب کرد، فشار بر الکساندر آکوستا ــ که در آن زمان وزیر کار دولت ترامپ بود ــ را افزایش داد و زمینه سیاسی و عمومی لازم برای بازگشایی پرونده را فراهم کرد. مجموعه «انحراف عدالت»، مصاحبه دموکراسی ناو با جولی براون
آکوستا چند روز پس از بازداشت تازه اپستین در ژوئیه ۲۰۱۹ از وزارت کار استعفا داد.
۶. بازداشت دوم و مرگ پیش از محاکمه
دادستانی فدرال جنوب نیویورک در ژوئیه ۲۰۱۹ اپستین را به دو جرم متهم کرد:
-
توطئه برای قاچاق جنسی افراد زیر سن قانونی، تحت 18 U.S.C. §371؛
-
قاچاق جنسی افراد زیر سن قانونی، تحت 18 U.S.C. §1591.
کیفرخواست میگفت اپستین از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ دهها دختر ــ برخی فقط ۱۴ساله ــ را در نیویورک و فلوریدا مورد استثمار قرار داده و برای معرفی قربانیان تازه پول پرداخت کرده است. اعلام رسمی کیفرخواست ۲۰۱۹
اپستین در ۱۰ اوت ۲۰۱۹ در سلول خود در زندان فدرال منهتن مرد. نتیجه رسمی پزشکی قانونی «خودکشی با حلقآویزشدن» بود.
گزارش بازرس کل وزارت دادگستری در سال ۲۰۲۳ تخلفات سنگینی را ثبت کرد:
-
مأموران بازرسیهای الزامی را انجام ندادند؛
-
سوابق جعلی ثبت کردند؛
-
اپستین ساعتها بدون نظارت و بدون همسلولی ماند؛
-
ملحفه اضافی در اختیار داشت؛
-
بخشهایی از سامانه دوربین زندان کار نمیکرد.
با این حال، بازرس کل اعلام کرد مدرکی نیافته که نتیجه رسمی خودکشی را رد کند. این جمعبندی ضعف و قصور شدید زندان را ثابت میکند، نه قتل را. گزارش بازرس کل درباره مرگ اپستین
وزارت دادگستری و افبیآی در یادداشت ژوئیه ۲۰۲۵ نیز گفتند در بررسی خود «فهرست مجرمانه مشتریان» یا مدرک معتبر دال بر باجگیری از افراد بانفوذ پیدا نکردهاند. این موضع رسمی است، اما منتقدان به تناقضهای قبلی، ویرایش فایل ویدئویی و حجم اسناد منتشرنشده اعتراض کردهاند. یادداشت رسمی ژوئیه ۲۰۲۵
۷. محکومیت گیلین مکسول
مکسول در ژوئیه ۲۰۲۰ بازداشت شد. دادستانها گفتند او بین سالهای ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۴ دختران نوجوان را شناسایی و آماده میکرد، اعتماد آنان و خانوادههایشان را به دست میآورد و آنان را به خانههای اپستین میبرد.
هیئت منصفه در دسامبر ۲۰۲۱ او را در پنج مورد از شش اتهام محاکمهشده مجرم شناخت. حکم نهایی شامل جرایم غیرتکراریِ توطئه برای انتقال افراد زیر سن قانونی، انتقال یک فرد زیر سن قانونی با هدف فعالیت جنسی مجرمانه، و قاچاق جنسی یک فرد زیر سن قانونی بود. او در ژوئن ۲۰۲۲ به ۲۰ سال زندان محکوم شد.
دادگاه تجدیدنظر حوزه دوم در سپتامبر ۲۰۲۴ محکومیت و مجازات را تأیید کرد و حکم داد NPA فلوریدا مانع تعقیب در نیویورک نبوده است. دیوان عالی در ۶ اکتبر ۲۰۲۵ درخواست تجدیدنظر مکسول را نپذیرفت. رأی تجدیدنظر مکسول
۸. غرامتها و مسئولیت مالی
اموال اپستین
برنامه مستقل جبران خسارت قربانیان اپستین در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ به ۱۳۶ متقاضی بیش از ۱۲۱ میلیون دلار پرداخت کرد. پذیرش پول مستلزم صرفنظرکردن از برخی دعاوی علیه اموال اپستین بود. اسناد برنامه غرامت
دولت جزایر ویرجین آمریکا نیز با اموال اپستین به توافقی شامل ۱۰۵ میلیون دلار نقد و نیمی از عواید فروش جزیره لیتل سنت جیمز رسید.
بانکها
قربانیان و دولت جزایر ویرجین مدعی شدند بانکها با ادامه ارائه حساب، برداشت نقدی و انتقال پول، عملیات اپستین را تسهیل کردهاند. بانکها بدون پذیرش مسئولیت کیفری یا مدنی با پرداختهای عمده موافقت کردند:
-
جیپیمورگان: ۲۹۰ میلیون دلار برای حل دعوای گروهی قربانیان؛
-
جیپیمورگان: ۷۵ میلیون دلار در توافق جداگانه با جزایر ویرجین؛
-
دویچه بانک: ۷۵ میلیون دلار برای حل دعوای قربانیان.
دادگاه در نوامبر ۲۰۲۳ تأیید کرد جیپیمورگان مبلغ ۲۹۰ میلیون دلار را به صندوق توافق واریز کرده است.
این توافقها محکومیت کیفری بانکها نیستند؛ اما نشان میدهند مسئولیت نهادهای مالی در قبال نشانههای قاچاق انسان به بخش مهمی از پیامدهای حقوقی پرونده تبدیل شده است.
۹. چه کسانی در آمریکا به افشای پرونده کمک کردند؟
بازماندگان و شاهدان
-
ماریا فارمر: از نخستین افرادی که گفت اپستین و مکسول را در سال ۱۹۹۶ به مقامها گزارش کرده است.
-
آنی فارمر: درباره تجربه خود شهادت داد و در محاکمه مکسول حاضر شد.
-
کورتنی وایلد: بیش از یک دهه برای اثبات نقض حقوق قربانیان توسط دولت مبارزه کرد.
-
ویرجینیا جیوفر: با کنارگذاشتن ناشناسبودن، طرح دعاوی مدنی و ارائه اسناد، پرونده را به سطح بینالمللی رساند.
-
جنیفر آرائوز، جوهانا شوبرگ، سارا رنسوم، کارولین آندریانو، ترزا هلم و دیگران: با شهادت، شکایت مدنی یا مصاحبه عمومی، الگوی سوءاستفاده را مستند کردند.
پلیس و وکلا
-
جوزف ریکری: کارآگاه اصلی پرونده پالمبیچ که روایتهای دختران را کنار هم گذاشت.
-
مایکل رایتر: رئیس پلیس پالمبیچ که در برابر محدودشدن اتهامها اعتراض کرد و پرونده را به افبیآی فرستاد.
-
بردلی ادواردز: وکیل چندین قربانی و از معماران دعوای طولانی علیه توافق عدم تعقیب.
-
پل کسل: استاد حقوق و قاضی فدرال سابق که پرونده کورتنی وایلد را بر مبنای CVRA پیگیری کرد.
-
سیگرید مککاولی و دیوید بویز: در دعاوی مدنی و بازکردن اسناد مهرومومشده نقش داشتند.
روزنامهنگاران و رسانهها
-
جولی کی. براون و امیلی میشوت: تحقیقات ۲۰۱۸ آنان پرونده را دوباره به دستور کار عمومی و قضایی بازگرداند.
-
Palm Beach Post: برای انتشار صورتجلسات هیئت منصفه عالی فلوریدا شکایت کرد.
-
Democracy Now!: صدای قربانیان و روزنامهنگاران پرونده را در رسانه مستقل برجسته کرد.
-
رایان گریم و مرتضی حسین در Drop Site News: اسناد مربوط به نقش اپستین بهعنوان واسطه امنیتی، تجاری و سیاسی را پیگیری کردهاند.
-
ویتنی وب و Unlimited Hangout: ارتباطات مالی، اطلاعاتی و تاریخی شبکه اپستین را بررسی کردهاند؛ بخشی از نتیجهگیریهای این مجموعه مبتنی بر منابع ناشناس یا ادعاهای مأموران سابق است و باید بهعنوان فرضیه تحقیقی، نه واقعیت اثباتشده، عرضه شود.
قانونگذاران
-
رو کانا، نماینده دموکرات کالیفرنیا، و توماس مَسی، نماینده جمهوریخواه کنتاکی: ائتلافی دوحزبی برای اجبار وزارت دادگستری به انتشار اسناد تشکیل دادند.
-
سامر لی: در کمیته نظارت مجلس برای احضار اسناد وزارت دادگستری تلاش کرد.
-
پگی گاست–سایدمن: از حامیان اصلی قانون فلوریدا برای انتشار اسناد هیئت منصفه عالی بود.
۱۰. یافتههای Drop Site
تحقیقات Drop Site پرونده را از سطح «جرایم جنسی یک سرمایهدار» به نقش اپستین در شبکههای امنیتی و دیپلماتیک گسترش داده است.
این رسانه با بررسی ایمیلهای هکشده منتسب به ایهود باراک و تطبیق آنها با اسناد منتشرشده کنگره و وزارت دادگستری گزارش داده است که اپستین:
-
در ایجاد مسیر ارتباطی میان باراک و مقامهای روسیه در جریان جنگ سوریه نقش داشت؛
-
در مقدمات روابط امنیتی اسرائیل با مغولستان و ساحل عاج مشارکت کرد؛
-
با شرکتهای نظارتی و امنیتی اسرائیلی، از جمله Carbyne، ارتباط مالی داشت؛
-
در شبکهای متشکل از مقامهای سابق امنیتی، سرمایهگذاران و واسطههای سیاسی فعالیت میکرد؛
-
در سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ آپارتمانی در منهتن را در اختیار باراک و یکی از مقامهای اطلاعاتی اسرائیل قرار میداد؛
-
در مکاتبات منتشرشده وزارت دادگستری، با ترتیبات امنیتی انجامشده توسط نمایندگی اسرائیل در ساختمانی مرتبط با او در تماس بود.
Drop Site درباره منبع ایمیلها توضیح داده که آنها ابتدا توسط گروه هکری حنظله منتشر و سپس در اختیار Distributed Denial of Secrets قرار گرفتهاند؛ این رسانه میگوید اصالت بخشهایی از مجموعه را با تصاویر خصوصی، اسناد مستقل و پروندههای کنگره تطبیق داده است.
این اسناد، نشان میدهند اپستین یک واسطه فعال امنیتی و سیاسی بود.
گزارشهای MintPress و Unlimited Hangout فرضیه «عملیات اطلاعاتی و باجگیری جنسی» را با استناد به ارتباطات خانواده مکسول، اظهارات آری بنمناشه و منابع ناشناس مطرح کردهاند. این مواد برای یافتن مسیرهای تحقیقاتی ارزشمندند، اما در هیچ حکم کیفری آمریکا این فرضیه بهعنوان واقعیت اثبات نشده است.
۱۱: رد پای اسرائیل در شبکه اپستین؛ از وکسنر و باراک تا معاملات امنیتی
نام اپستین در کنار سرمایهگذاران بزرگ حامی اسرائیل، نخستوزیر پیشین این کشور، یک افسر اطلاعات نظامی، شرکتهای فناوری امنیتی و مذاکرات غیررسمی اسرائیل با دولتهای دیگر دیده میشود. مجموعه این ارتباطات نشان میدهد اپستین در سالهای پس از محکومیت سال ۲۰۰۸ نیز به محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل دسترسی داشت و در بعضی پروژهها نقش واسطه را بازی میکرد.

لزلی وکسنر و ورود اپستین به شبکه حامی رژیم اسرائیل در آمریکا
لزلی وکسنر، بنیانگذار امپراتوری تجاری L Brands، مهمترین حامی مالی اپستین در دوره صعود او بود. وکسنر اختیارات گستردهای برای مدیریت داراییها، امضای اسناد و انجام معاملات به اپستین داده بود. خانه مشهور اپستین در منهتن نیز پیشتر متعلق به وکسنر بود.
وکسنر از چهرههای اصلی شبکه حامیان مالی اسرائیل در آمریکا محسوب میشد. او همراه با چارلز برانفمن در تأسیس حلقهای موسوم به «مگا گروپ» نقش داشت؛ جمعی از ثروتمندان یهودی آمریکایی که منابع مالی خود را برای تقویت نهادهای یهودی، حمایت از اسرائیل و اثرگذاری بر سیاستهای مرتبط با خاورمیانه هماهنگ میکردند.
بنیاد وکسنر نیز برای چند دهه برنامههایی برای آموزش مدیران، رهبران اجتماعی و مقامهای اسرائیلی برگزار کرده است. دسترسی اپستین به وکسنر، او را در مجاورت شبکهای قرار داد که هم در سیاست آمریکا نفوذ داشت و هم با نخبگان سیاسی اسرائیل در ارتباط بود. Vanity Fair
وکسنر بعدها گفت اپستین مبالغ بزرگی از داراییهای او را تصاحب کرده و رابطه آنها در سال ۲۰۰۷ پایان یافته است. اما تا پیش از آن، همین رابطه زمینه ثروت، اعتبار اجتماعی و دسترسی اپستین به حلقههای قدرت را فراهم کرده بود. آسوشیتدپرس
پرداخت پول به نهادهای حامی رژیم اسرائیل
اسناد مالی نشان میدهند بنیاد COUQ متعلق به اپستین در سال ۲۰۰۶ مبلغ ۲۵ هزار دلار به «دوستان نیروهای دفاعی اسرائیل» و ۱۵ هزار دلار به «صندوق ملی یهود» پرداخت کرده بود.
«دوستان نیروهای دفاعی اسرائیل» یک سازمان آمریکایی است که برای سربازان ارتش اسرائیل پول جمعآوری میکند. صندوق ملی یهود نیز از نهادهای باسابقه در خرید زمین و اجرای پروژههای جمعیتی و عمرانی در اسرائیل و سرزمینهای تحت کنترل آن است. این پرداختها اپستین را در جایگاه یکی از حامیان مالی نهادهای مرتبط با دولت و ارتش اسرائیل قرار میدهد. الجزیره
ایهود باراک؛ رابطهای فراتر از معاشرت اجتماعی
مهمترین چهره اسرائیلی در شبکه اپستین، ایهود باراک، نخستوزیر و وزیر دفاع پیشین اسرائیل بود. براساس گزارشهای منتشرشده، شیمون پرز در سال ۲۰۰۳ باراک را به اپستین معرفی کرد. این رابطه پس از محکومیت اپستین در فلوریدا نیز ادامه یافت.
برنامههای ملاقات، ایمیلها و گزارشهای مطبوعاتی از دیدارهای متعدد باراک با اپستین در نیویورک و اقامتگاههای دیگر او حکایت دارند. باراک در ساختمانی در خیابان ۶۶ شرقی منهتن اقامت میکرد که اپستین چند واحد آن را در اختیار داشت یا مدیریت میکرد.
اپستین همچنین حدود یک میلیون دلار در شرکت فناوری امنیتی «ریپورتی» سرمایهگذاری کرد؛ شرکتی که بعداً به «کارباین» تغییر نام داد. باراک ریاست هیئتمدیره این شرکت را بر عهده گرفت. حوزه فعالیت کارباین، انتقال تماس، تصویر، موقعیت جغرافیایی و اطلاعات شهروندان به پلیس و مراکز اضطراری بود. مدیران و مشاوران این شرکت نیز سابقه کار در ارتش و واحدهای اطلاعاتی اسرائیل داشتند.
بنابراین رابطه باراک و اپستین فقط به دیدارهای خصوصی محدود نبود. سرمایهگذاری مشترک در فناوری نظارتی، اقامتهای مکرر، ارتباطات سیاسی و استفاده از اپستین بهعنوان واسطه، چهار بخش قابلمشاهده این رابطهاند.

اپستین بهعنوان واسطه معاملات امنیتی اسرائیل
ایمیلهای ایهود باراک که مبنای مجموعه گزارشهای تحقیقی Drop Site News قرار گرفتهاند، اپستین را در حال پیگیری منافع امنیتی و تجاری اسرائیل در چند کشور نشان میدهند.
در پرونده مغولستان، اپستین برای ایجاد ارتباط میان باراک، تره رود-لارسن و مقامهای مغولستان فعالیت کرد. مذاکرات شامل فناوریهای امنیتی، سیستمهای نظارتی و همکاری با صنایع دفاعی اسرائیل بود. اپستین جلسات را هماهنگ میکرد، پیامها را انتقال میداد و درباره مسیر پیشبرد توافق نظر میداد. Drop Site: توافق امنیتی مغولستان
در ساحل عاج، مکاتبات از مشارکت اپستین و باراک در پیشنهاد ساخت یک سامانه گسترده امنیتی و نظارتی خبر میدهند. این طرح حوزههایی مانند جمعآوری اطلاعات، کنترل ارتباطات، شناسایی تهدیدها و همکاری امنیتی با شرکتهای اسرائیلی را در بر میگرفت. مذاکرات آنها پیش از توافق امنیتی اسرائیل و ساحل عاج جریان داشت. Drop Site: پروژه نظارتی ساحل عاج
در مورد سوریه نیز اپستین برای برقراری یک کانال غیررسمی میان باراک و ولادیمیر پوتین تلاش کرد. موضوع مذاکرات، جنگ سوریه، آینده بشار اسد و موقعیت امنیتی اسرائیل بود. اپستین در این مکاتبات مانند فردی عمل میکرد که بهطور همزمان به محافل قدرت در آمریکا، اسرائیل و روسیه دسترسی دارد. Drop Site: کانال باراک و پوتین
این اسناد یک کارکرد مشخص را نشان میدهند: اپستین روابط شخصی خود را در اختیار پروژههای دیپلماتیک، امنیتی و تجاری اسرائیل میگذاشت.
حضور یونی کورن، افسر اطلاعاتی اسرائیل
یونی کورن از نزدیکترین افراد به ایهود باراک و از چهرههای اطلاعات نظامی اسرائیل بود. بررسی تقویمهای اپستین و ایمیلهای باراک نشان میدهد کورن بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ چندین بار در واحدی واقع در ساختمان تحت مدیریت اپستین در منهتن اقامت داشته است. بعضی از این اقامتها چند هفته طول کشیدهاند.
کورن یک میهمان عادی یا تاجر مستقل نبود. او سابقه فعالیت در اطلاعات نظامی اسرائیل داشت و در حلقه سیاسی و امنیتی باراک کار میکرد. حضور طولانی او در ملکی که اپستین در اختیار داشت، یکی از مستقیمترین نقاط تماس شبکه اپستین با ساختار اطلاعاتی اسرائیل است. Drop Site: اقامت یونی کورن
تجهیزات امنیتی دولت اسرائیل در ساختمان مرتبط با اپستین
اسناد منتشرشده وزارت دادگستری آمریکا نشان میدهند تجهیزات امنیتی مورد استفاده باراک در ساختمان خیابان ۶۶ شرقی با مشارکت مأموران امنیتی وابسته به نمایندگی اسرائیل نصب و نگهداری میشد.
مکاتبات مربوط به این ساختمان از هماهنگی برای نصب تجهیزات، کنترل دسترسی و مراجعه نیروهای امنیتی اسرائیلی حکایت دارند. بخشی از دسترسی فنی به این سامانه نیز در اختیار طرف اسرائیلی بود. در نتیجه، ساختمانی که اپستین بر واحدهای آن کنترل داشت، هم محل اقامت یک نخستوزیر پیشین اسرائیل بود، هم یک افسر اطلاعاتی اسرائیلی در آن اقامت میکرد و هم تجهیزات امنیتی دولتی اسرائیل در آن قرار داشت. Drop Site: تجهیزات امنیتی اسرائیل
خانواده مکسول و مسیر اطلاعاتی پرونده
گیسلین مکسول، نزدیکترین همکار اپستین و مدیر بخش مهمی از شبکه جذب دختران، دختر رابرت مکسول بود. رابرت مکسول یک ناشر و سرمایهدار پرنفوذ بریتانیایی با روابط گسترده در اسرائیل بود. گزارشهای متعددی درباره همکاری او با نهادهای اطلاعاتی اسرائیل منتشر شده است و مراسم خاکسپاریاش در اسرائیل با حضور مقامهای بلندپایه، از جمله نخستوزیر و رئیسجمهور وقت، برگزار شد.
آری بنمناشه، که خود را مأمور پیشین اطلاعاتی اسرائیل معرفی میکند، گفته است رابرت مکسول با اطلاعات اسرائیل همکاری داشت و اپستین و گیسلین مکسول نیز یک شبکه اخاذی جنسی را برای جمعآوری اطلاعات درباره افراد بانفوذ اداره میکردند. در این روایت، ضبط روابط جنسی ابزار تولید اهرم سیاسی و اطلاعاتی بود. MintPress و Unlimited Hangout
این روایت با چند ویژگی شناختهشده شبکه اپستین همپوشانی دارد: حضور گسترده دوربینها در اقامتگاهها، ارتباط با سیاستمداران و میلیاردرها، ثبت دقیق ملاقاتها، رفتوآمد افراد امنیتی و برخورداری اپستین از مصونیتی غیرعادی در توافق قضایی سال ۲۰۰۷.
تصویری که اسناد کنار هم میسازند
اسناد موجود یک زنجیره قابلردیابی را نشان میدهند: وکسنر منابع مالی و دسترسی اجتماعی را در اختیار اپستین گذاشت؛ این دسترسی او را وارد شبکه ثروتمندان حامی اسرائیل کرد؛ شیمون پرز او را به ایهود باراک متصل کرد؛ اپستین و باراک در پروژههای امنیتی و فناوری همکاری کردند؛ یک افسر اطلاعاتی اسرائیلی در ملک مرتبط با اپستین اقامت داشت؛ نیروهای امنیتی اسرائیلی در همان محل تجهیزات نصب و مدیریت میکردند؛ و اپستین برای معاملات و کانالهای دیپلماتیک اسرائیل در مغولستان، ساحل عاج و روسیه واسطهگری میکرد.
این مجموعه، رابطهای واقعی و چندلایه را ثبت میکند: پول، سیاست، فناوری نظارتی، دیپلماسی غیررسمی و ارتباط با افراد دارای سابقه اطلاعاتی. پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا اپستین با شبکه قدرت اسرائیل ارتباط داشت؛ اسناد این ارتباط را نشان میدهند. پرسش باز این است که این شبکه تا چه اندازه از فعالیتهای جنایی او اطلاع داشت و اطلاعات جمعآوریشده در املاک اپستین در اختیار چه کسانی قرار میگرفت.
یک مرز روششناختی کافی است: اسناد علنی، شبکه روابط و همکاریها را روشن میکنند؛ جزئیات احتمالی عملیات اطلاعاتی و زنجیره فرماندهی هنوز بهطور کامل منتشر نشده است. این مرز نباید بهانهای برای نادیده گرفتن آن چیزی باشد که همین حالا در اسناد دیده میشود.