کدخبر: ۵۷۱۸۷

«مختارنامه»؛ میان شکوه تولید و فرسایش تکرار/ گورستان تصویری روی آنتن تلویزیون؛ کدام بازیگران مختارنامه دیگر در میان ما نیستند؟

سریال «مختارنامه» هر سال با فرارسیدن محرم به قاب تلویزیون بازمی‌گردد، اما این پخش مکرر، اکنون دیگر تنها مرور یک حماسه تاریخی نیست؛ بلکه مواجهه با یک «موزه ارواح روی نگاتیو» است. این اثر چهل‌قسمتی با گذشت پانزده سال از نخستین پخش خود، به یک گورستان تصویریِ زنده از نسل تکرارناپذیر بازیگری ایران بدل شده است؛ کهکشانی از نابغه‌ترین ستاره‌های تئاتر و سینما، از ایفاگران نقش‌های منفی و هولناک تا سرداران جبهه مقابل که در طول این سال‌ها یکی پس از دیگری از دنیا رفتند.

«مختارنامه»؛ میان شکوه تولید و فرسایش تکرار/ گورستان تصویری روی آنتن تلویزیون؛ کدام بازیگران مختارنامه دیگر در میان ما نیستند؟

به گزارش 24 آنلاین، هر ساله با فرارسیدن روزهای سوگواری ماه محرم، قاب تلویزیون رسمی ایران دستخوش تغییری پیش‌بینی‌پذیر، غریب و آمیخته به تکرار می‌شود. طنین موسیقی تیتراژ ابتدایی یک مجموعه تاریخی، بار دیگر در خانه‌ها می‌پیچد؛ اثری چهل‌قسمتی به کارگردانی داوود میرباقری که ساختار بصری آن حاصل سال‌ها کار بود و از پاییز سال ۱۳۸۹ برای نخستین بار روی آنتن رفت.

این سریال در سال جاری نیز،  هر شب ساعت ۲۳ از شبکه آی‌فیلم پخش می‌شود. با گذشت پانزده سال از اولین پخش تلویزیونی این مجموعه، «مختارنامه» به یکی از عجیب‌ترین و تکرارشونده‌ترین پدیده‌های بصری در تاریخ ایران بدل شده است. بازپخش مکرر این سریال که گاه به طور هم‌زمان از شبکه‌های مختلف سیما و در قالب‌های گوناگونی همچون سریال روزانه، تله‌فیلم‌های چندقسمتی و خلاصه‌های مناسبتی صورت می‌گیرد، جریانی دوگانه از فرسودگی مخاطب و پناه بردن ساختاری به نوستالژی را ایجاد کرده است.

این چرخه بی‌انتهای تکرار، سال‌هاست که واکنش‌هایی را از سوی جامعه هنری و حتی آفرینندگان اصلی اثر به همراه داشته است. داوود میرباقری در یکی از صریح‌ترین اعتراض‌های خود به این وضعیت اعلام کرد که مدیران رسانه ملی با بضاعت ناچیز سازندگان، رمق این سریال را کشیده‌اند و آن‌قدر آن را پخش کرده‌اند که صدا و داد خود او نیز درآمده است.

 

در کنار کارگردان، بازیگران اصلی کار نیز از این روند گلایه‌مند بوده‌اند؛ به طوری که محمد فیلی، بازیگر نقش شمر بن ذی‌الجوشن، با ابراز تاسف از پخش هر ساله این اثر اشاره کرده است که این تکرار مکرر نه‌تنها ارزش کار را ارتقا نمی‌دهد، بلکه آن را دستمایه طنز، شوخی و دابسمش در شبکه‌های اجتماعی می‌کند و این اثر فاخر را به موضوعی برای شوخی‌های مجازی فرومی‌کاهد. با این حال، متولیان رسانه ملی همچنان با استناد به حجم بالای پیامک‌ها و ارتباطات مخاطبان با شبکه‌های مذهبی، به این روند بازپخش ادامه می‌دهند و آن را ناشی از نیاز و تقاضای انبوه جامعه قلمداد می‌کنند. حتی در این میان، جریانات رسانه‌ای خاصی وجود دارند که معتقدند انتقادات مجازی به بازپخش این اثر، جریانی هدایت‌شده از سوی ناتوی فرهنگی برای تخریب آثار هویت‌محور شیعی است.

اما در ورای این کشمکش‌ها، یک بحران ساختاری عمیق‌تر در حوزه تولیدات نمایشی ایران آشکار است. واقعیت این است که بازپخش مداوم این مجموعه، سپری برای پوشش دادن خلأ بزرگ تولیدات فاخر و الف ویژه در بیش از یک دهه گذشته است. در شرایطی که ساخت آثار بزرگی همچون سلمان فارسی سال‌ها به طول انجامیده و جایگزین شایسته‌ای برای مجموعه‌های تاریخی-مذهبی گذشته ساخته نشده، قاب تلویزیون ناگزیر به تکرار مکرر داشته‌های قدیمی خود روی می‌آورد. این تکرار مکرر، هرچند کیفیت فنی و دراماتیک اثر میرباقری را به رخ می‌کشد، اما به شکلی غم‌انگیز نشان‌دهنده بن‌بست خلاقیت و توقف جریان تولیدات فاخر در رسانه ملی است.

موزه ارواح روی آنتن؛ نسل تکرارناپذیری که به زیر خاک رفت

پروسه ساخت این مجموعه عظیم تاریخی نزدیک به ده سال از زمان پیش‌تولید تا پایان مراحل فنی به طول انجامید. در طول این سال‌ها و بیش از یک دهه‌ای که از پخش اولیه آن می‌گذرد، یک تراژدی موازی و تلخ در دنیای واقعی رخ داده است. کهکشانی از نامدارترین بازیگران تئاتر، سینما و تلویزیون ایران که جان‌مایه خود را در قالب نقش‌های یاران و دشمنان مختار دمیده بودند، یکی پس از دیگری رخ در نقاب خاک کشیده‌اند. امروزه تماشای دوباره این سریال، دیگر تنها مرور یک روایت تاریخی صدر اسلام نیست، بلکه مواجهه با یک آرشیو زنده و موزه تصویری از هنرمندانی است که اکنون تنها یاد و چند فریم از بازی‌های درخشانشان برای ما باقی مانده است.

مرگ این هنرمندان، صرفا یک فقدان فیزیکی نیست، بلکه به معنای پایان یافتن یک دوران طلایی در بازیگری کلاسیک و آکادمیک ایران است؛ نسلی از بازیگران قدرتمند تئاتر که تسلط بی‌نظیری بر بیان، گریم‌های سنگین و دیالوگ‌های سخت داشتند.

در ادامه این گزارش، به بررسی کارنامه هنری، نقش‌آفرینی‌ها و سرنوشت ستاره‌های درگذشته این اثر می‌پردازیم که امروز به بنای یادبودی برای این رفتگان بدل شده است.

سیمای نقش‌های منفی؛ نبوغ دراماتیک در آفرینش شر و جنون

برخلاف جریان‌های متداول که نقش‌های منفی را سطحی و تک‌بعدی می‌بینند، میرباقری در این اثر با کمک بازیگران برجسته تئاتر، ابعاد پیچیده، لایه‌لایه و هولناکی از شر را خلق کرد. بازیگران نقش‌های منفی یا همان اشقیا، با مهارتی خیره‌کننده توانستند جنون، طمع، ترس و تضادهای درونی انسان‌های سقوط‌کرده را به تصویر بکشند که متاسفانه بسیاری از آنان امروز در میان ما نیستند.

سید صدرالدین حجازی یکی از تکان‌دهنده‌ترین و ماندگارترین نقش‌آفرینی‌های منفی در تاریخ مجموعه‌های تاریخی ایران را در نقش خولی بن یزید اصبحی ارائه داد. حجازی که در ۲۴ شهریور سال ۱۴۰۳ در سن ۷۶ سالگی و پس از یک دوره کما دار فانی را وداع گفت، کارنامه قابل توجهی در تئاتر و آثار بزرگی چون روزی روزگاری، کوچک جنگلی، نابرده رنج و تفنگ سرپر داشت. او در دوران دانشجویی خود با کارگردانی نمایشنامه‌های بزرگ تئاتر و دریافت جایزه اسب طلایی در سال ۱۳۵۶ به عنوان بازیگر برتر، تسلط خود را اثبات کرده بود. حجازی که پدر سینا حجازی، خواننده پاپ است، در خاطرات خود نقل کرده که میرباقری ابتدا چهار نقش متفاوت با دستمزدی کلان و حضور مستمر تا پایان پروژه را به او پیشنهاد داده بود، اما او با خواندن متن، شیفته شخصیت پیچیده و روان‌پریش خولی شد و بازی در این نقش کوتاه اما کلیدی را ترجیح داد. او برای درک این کاراکتر تاریخی، ماه‌ها به تحقیق و تفحص پرداخت و بیش از دو هزار صفحه مطلب درباره ابعاد روان‌شناختی خولی مطالعه کرد تا بتواند تجسمی دقیق از ترس، جنون و طمع کاراکتر را به تصویر بکشند. سکانس معروف بازگشت خولی به خانه در دل مه و تاریکی، در حالی که توبره‌ای حامل سر مبارک سیدالشهدا را در دست دارد و با واکنش هولناک همسرانش مواجه می‌شود، از شاهکارهای بازیگری اوست. بازی باورپذیر حجازی به حدی قوی بود که تا سال‌ها بعد، با واکنش‌های احساسی و گاه ناسزاهای مردم در خیابان مواجه می‌شد.

 

رضا خندان نیز با پذیرش نقش سنان بن انس، یکی دیگر از سخت‌ترین بازی‌های این مجموعه را ارائه داد. سنان در این سریال مردی دائم‌الخمر، روان‌پریش، هذیان‌گو و به شدت ترسو است که تحت تاثیر جنایت خود در روز عاشورا، تعادل روانی‌اش را کاملا از دست داده است. خندان با تولید صداهای ناهنجار از گلو و حرکات لرزان دست و پا، تصویری تکان‌دهنده از سقوط اخلاقی یک انسان را به نمایش گذاشت. او که فارغ‌التحصیل هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای دراماتیک دانشگاه تهران بود، سابقه درخشانی در فیلم‌های دندان مار و دو زن داشت و در تلویزیون نیز در نقش عدی بن حاتم در سریال امام علی (ع) درخشیده بود. او در شامگاه ۱۰ مهرماه ۱۳۸۹، درست در روزهای آغازین پخش سریال، بر اثر بیماری کلیوی در سن ۵۷ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان اهواز به خاک سپرده شد و هرگز فرصت نیافت تا بازخوردهای بازی خود را ببیند.

 

ماه‌چهره خلیلی، دیگر ستاره جوانی بود که در مرداد سال ۱۳۹۹ در سن ۴۳ سالگی در لندن بر اثر ابتلا به سرطان لوزالمعده درگذشت. او که نوه دختری بازیگر پیشکسوت، پروین سلیمانی بود، تحصیلات عالیه خود را در مقطع کارشناسی ارشد معماری در دانشگاه آکسفورد به پایان رسانده و دوره‌های بازیگری را در لندن گذرانده بود. بازی در نقش جاریه، خواهر ناتنی مختار ثقفی و همسر عمر بن سعد، اولین تجربه تلویزیونی او بود که به یکی از درخشان‌ترین نقاط کارنامه‌اش بدل شد.

خلیلی در نقش جاریه، زنی جاه‌طلب، کینه‌توز و در عین حال مغرور را به تصویر کشید که تضاد میان عشق خانوادگی و حرص دستیابی به قدرت در کوفه را  به نمایش گذاشت. جالب اینجاست که مادربزرگ او، پروین سلیمانی نیز در این سریال در نقش کوتاه سلیمه (زن ترشی‌فروش) بازی کرده بود. پروین سلیمانی در سال ۱۳۸۸ پیش از آغاز پخش رسمی سریال به دلیل کهولت سن و تومور مغزی از دنیا رفت و سال‌ها بعد، نوه جوانش نیز در غربت به او پیوست تا قاب‌های مشترک خانوادگی آنان در این سریال برای همیشه جاودانه شود.

 

ولی‌الله مؤمنی نیز با فیزیک بدنی مناسب و تسلط بر فنون رزم‌آوری، تصویری از اشرافیت خشن شامی را در قامت شرحبیل بن ذی‌الکلاع خلق کرد. مؤمنی که متولد ۱۰ خرداد ۱۳۲۳ در اردبیل بود، از سال ۱۳۴۷ به طور حرفه‌ای وارد کار دوبلاژ شد و صدای ماندگار او در مجموعه‌هایی چون جنگجویان کوهستان و فیلم‌های ای ایران و مادر شنیده می‌شد. گریم جالب و صدای باصلابت او، صحنه‌های نبرد تن‌به‌تن و مجادلات لفظی کاراکتر شرحبیل را بسیار دیدنی ساخته بود. او که دوره‌های عالی خوشنویسی را نزد استاد امیرخانی گذرانده بود، در دی‌ماه سال ۱۳۹۴ بر اثر عارضه قلبی ناگهانی چشم از جهان فروبست.

 

تبلور ایمان و تردید؛ جبهه یاران و مصلحت‌اندیشان

در سوی دیگر ماجرا، جبهه حق و یاران مختار یا چهره‌های خنثی و مصلحت‌اندیش مکه و کوفه قرار داشتند که بازیگران هر یک با استفاده از تکنیک‌های بازیگری کلاسیک، به این شخصیت‌ها روح دمیدند.

پرویز پورحسینی، فارغ‌التحصیل رشته بازیگری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، از ستون‌های بازیگری متد و کلاسیک در ایران بود. او که سابقه همکاری با بزرگانی چون حمید سمندریان، بهرام بیضایی و علی حاتمی را در کارنامه داشت، در پاییز سال ۱۳۹۹ بر اثر ابتلا به ویروس کرونا درگذشت و به جمع رفتگان این مجموعه پیوست. نقش‌آفرینی پورحسینی در کاراکتر میثم تمار، خرمافروش معترض و یار وفادار حضرت علی، جلوه‌ای بی‌نظیر از وقار، معنویت و صلابت بود. سکانس‌های مربوط به تقابل میثم تمار با عبیدالله بن زیاد در مسجد کوفه و در نهایت مصلوب شدن او بر تنه درخت نخل، از تاثیرگذارترین بخش‌های سریال است که با تکیه بر صدای گرم، نگاه‌ها و سکوت‌ پورحسینی به اوج دراماتیک خود رسید.

 

کریم اکبری مبارکه با ایستادن در نقش احمر بن شمیط، فرمانده کل سپاه مختار ثقفی، جلوه‌ای دیگر از توانایی‌های خود را به نمایش گذاشت. مبارکه که با نقش ابن ملجم مرادی در سریال امام علی (ع) نام خود را در تاریخ تلویزیون ثبت کرده بود، در این کار نشان داد که توانایی بالایی در ایفای نقش‌های مثبت و سرداران وفادار اما دچار خطای محاسباتی دارد. او که لیسانس بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه تهران داشت و کار خود را از اوایل دهه پنجاه آغاز کرده بود، در آبان سال ۱۳۹۹ بر اثر ابتلا به کرونا در سن ۶۷ سالگی درگذشت.

 

داوود رشیدی، یکی از بازیگران  طلایی ایران، شخصیت نعمان بن بشیر انصاری را به عنوان مردی مصلحت‌جو، خسته از جنگ و گریزان از خشونت به تصویر کشید که دخترش عمره، همسر دوم مختار بود. رشیدی با تکیه بر تجربه عظیم خود در تئاتر مدرن و سینمای ایران، بازخوانی متفاوتی از این حاکم اموی ارائه داد که تمایلی به درگیری مستقیم با فرستاده امام حسین نداشت. رشیدی در شهریور سال ۱۳۹۵ پس از سال‌ها مبارزه با بیماری آلزایمر دار فانی را وداع گفت.

 

عباس امیری مقدم، بازیگر گیلانی که با نقش‌های ماندگاری همچون ابوموسی اشعری در سریال امام علی (ع) و آنخ‌مائو در سریال یوسف پیامبر شناخته می‌شد، در این کار ایفاگر نقش عامر بن مسعود، نخستین حاکم زبیری کوفه بود. امیری با فیزیک خاص و لحن خاص خود، سیاست‌مداری محافظه‌کار و ترسو را به نمایش گذاشت که تلاش می‌کرد منافع خود را حفظ کند. این بازیگر توانمند در ۷ اسفند سال ۱۳۸۹، در پی تصادف رانندگی در جاده‌های گیلان و سکته قلبی پس از آن جان خود را از دست داد.

 

انوشیروان ارجمند در نقش رفاعة بن شداد، یکی از رهبران توابین و فقیهان کوفه ظاهر شد. صدای پرطنین، ریش سفید بلند و حرکات بدنی سنجیده ارجمند، به رفاعه شخصیتی کاریزماتیک، مردد و در نهایت پشیمان از قصور در یاری امام حسین بخشید. ارجمند که برادر بزرگ‌تر جهانگیر ارجمند و پدر برزو ارجمند بود، با تجربیات‌اش در تئاتر، تراژدی درونی رهبران توابین را بسیار خوب بازسازی کرد. او در آذرماه سال ۱۳۹۳ بر اثر بیماری قلبی و ریوی درگذشت.

 

احمد علامه‌دهر، هنرمند شیرازی که علاوه بر بازیگری، در نقاشی، خوشنویسی و کارگردانی تئاتر نیز دستی داشت، در این کار نقش عبدالرحمن بن شریح، از یاران نزدیک مختار را ایفا کرد. او این کاراکتر را به عنوان چهره‌ای حق‌طلب و جستجوگر تصویر کرد که با احتیاط و عقلانیت گام در مسیر قیام می‌گذارد. علامه‌دهر در آذر سال ۱۳۹۳ در حین بازی در سریال پرده‌نشین دچار سکته مغزی شد و پس از ماه‌ها بستری بودن، در مرداد ۱۳۹۴ در سن ۶۲ سالگی درگذشت، در حالی که خانواده‌اش برای هزینه‌های درمانی او با مشکلات شدید مالی مواجه شده بودند.

 

ابراهیم آبادی، فارغ‌التحصیل کارگردانی تئاتر از آکادمی هنرهای دراماتیک پراگ، نقش عبیده، یار قدیمی مختار ثقفی را بازی کرد. عبیده کاراکتری خاکستری، شوخ‌طبع و دچار ضعف نفس بود که به دلیل علاقه به شرب خمر، مدام دچار دردسر می‌شد اما وفاداری‌اش به مختار را حفظ کرد. آبادی با ایجاد لحنی طنازانه و صمیمی، توانست تضادهای درونی مردمان عادی کوفه را تصویر کند. او در آبان سال ۱۳۹۸ پس از گذراندن دوره‌ای از بیماری ریوی دار فانی را وداع گفت.

 

ژاله علو، گوینده، مدیر دوبلاژ و بازیگر پیشکسوت تئاتر و سینمای ایران، در دی‌ماه سال ۱۴۰۳ در سن ۹۷ سالگی بر اثر کهولت سن و ایست قلبی چشم از جهان فروبست. او که با نام اصلی شوکت علو در محله سنگلج تهران متولد شده بود، در این کار به عنوان دومه بنت عامر، مادر مقتدر، عاقل و باصلابت مختار ثقفی ظاهر شد. صدای خاص، بیان قوی و چشمان نافذ علو، به کاراکتر دومه ابهتی تاریخی بخشید که او را به عنوان نمادی از مام میهن و مظهر خرد مادری در بستر رویدادهای پرآشوب صدر اسلام تثبیت کرد.

 

بیژن افشار بازیگر باسابقه سینما، تئاتر و تلویزیون و عضو هیئت مدیره انجمن بازیگران خانه تئاتر، در این مجموعه نقش محمد بن اشعث بن قیس را بازی کرد. کاراکتر او به عنوان یکی از فرماندهان نیروهای اموی در دستگیری مسلم بن عقیل و از حاضران در فاجعه کربلا، با دقت و تسلط فنی بالایی توسط افشار اجرا شد. افشار که فارغ‌التحصیل رشته بازیگری از دانشگاه هنرهای دراماتیک بود، در ۲۰ اردیبهشت سال ۱۴۰۰ بر اثر ابتلا به ویروس کرونا در سن ۶۶ سالگی درگذشت و پیکرش در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

 

غول‌های خفته در نقش‌های فرعی؛ یادبودی برای دیگر درگذشتگان

بخش عمده‌ای از قدرت بصری و دراماتیک این سریال مدیون بازیگرانی است که در نقش‌های فرعی و کوتاه، کیفیتی در حد نقش‌های اصلی ارائه دادند. این هنرمندان پیشکسوت، با حضور خود به جهان داستان غنا بخشیدند.

حسین خانی‌بیک بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون که بازی او در نقش ایاس بن مضارب (فرمانده زبیری شرطه‌های کوفه) یکی از قاب‌های دیدنی کار بود، در ۳۰ مرداد سال ۱۴۰۳ در سن ۸۳ سالگی درگذشت. خانی‌بیک که به دلیل حضور همه‌جانبه و گره‌گشایی‌هایش در تئاتر به «آچار فرانسه اداره تئاتر» معروف بود، چند سال پس از پایان این پروژه به تدریج به بیماری آلزایمر مبتلا شد و قدرت تکلم و شناخت اطرافیان را از دست داد.

 

نصرت دستمردی بازیگر نقش پیشکار عبدالله بن زبیر نیز از دیگر چهره‌هایی بود که به بیماری آلزایمر مبتلا گردید و در سال ۱۳۹۵ در سن ۷۷ سالگی از دنیا رفت. دستمردی علاوه بر بازیگری، سال‌ها به عنوان دستیار کارگردان و مدیر تولید در پروژه‌های سینمایی فعالیت داشت.

عباس وفایی بازیگر اصفهانی که نقش خادم و جاسوس عبدالله بن زبیر را ایفا می‌کرد، در تیر سال ۱۳۹۳ در سن ۵۷ سالگی دار فانی را وداع گفت. وفایی سال‌ها در پروژه‌های تاریخی بزرگی چون تفنگ سرپر و شیخ بهایی هنرنمایی کرده بود.

سیروس تقی‌نژاد بازیگر پیشکسوت تئاتر، نقش پیرمرد نابینایی را بازی می‌کرد که قاتل حصین بن نمیر بود. این بازیگر توانا در بهمن سال ۱۳۹۴ در سانحه تصادف در اتوبان تهران-کرج جان خود را از دست داد.

 

ایرج خدری، عضو سابق تیم ملی بسکتبال ایران که به دلیل فیزیک بدنی بسیار بلندقامت خود نقش سردسته شرطه‌های کوفه را بازی می‌کرد، سرنوشت بسیار تلخی داشت. او که در سال‌های پایانی عمر کوتاه خود با بیماری همسر و مشکلات شدید معیشتی مواجه بود و به دست‌فروشی در خیابان‌های تهران روزگار می‌گذراند، در تیر سال ۱۳۹۵ در سن ۴۵ سالگی در بیمارستان امام حسین درگذشت.

 

نقی سیف‌جمالی بازیگر نقش طبیب ابن زیاد نیز که از اواسط دهه شصت جلو دوربین رفته بود، در اردیبهشت سال ۱۳۹۶ بر اثر عارضه قلبی در سن ۵۸ سالگی دار فانی را وداع گفت.

در کنار این چهره‌ها، باید از بازیگرانی چون فاضل اجبوری در نقش ابوذاکر (پیرمرد قبیله‌نشین بیعت‌کننده)، رضا آقاربی در نقش زهیر بن قین بجلی که پیش از پخش سریال در سال ۱۳۸۷ بر اثر سکته قلبی درگذشت، فاضل فاضلی‌پارسا معروف به بابافاضل اصفهانی که در سال ۱۳۹۱ در سن صد سالگی درگذشت، میرصلاح حسینی در نقش عمرو بن حجاج زبیدی، ولی‌الله شیراندامی در نقش سلیمان بن صرد خزاعی و همچنین هنرمندانی چون ابوالقاسم پورشکیبایی، یوسف نوروزی، رحیم سعادتی متین، خداداد مجلسی، مجید مقدم و داوود آریا یاد کرد که هر یک سهمی در ساخت این حماسه تصویری داشتند و اکنون در قید حیات نیستند.

خاصیت زمان و فرسایش؛ پایان یک دوران طلایی در تئاتر ایران

در نهایت، آنچه پس از هر بار بازپخش این مجموعه در حافظه جمعی مخاطب باقی می‌ماند، تنها یک روایت تاریخی یا یک تجربه تلویزیونی نیست، بلکه نوعی مواجهه دوباره با زمان است؛ زمانی که از یک‌سو به گذشته‌ای پرشکوه در تولیدات نمایشی ایران اشاره دارد و از سوی دیگر، امروزِ خالی از جایگزین‌های هم‌سنگ را پیش چشم می‌آورد. «مختارنامه» در این میان به چیزی فراتر از یک سریال تبدیل شده است؛ به آینه‌ای که هم توان و وسعت یک دوره از بازیگری و کارگردانی را بازتاب می‌دهد و هم به‌طور ناخواسته، فرسایش تدریجی همان میراث را یادآوری می‌کند. تکرار آن، هرچند برای مخاطب آشنا و نوستالژیک است، اما در عمق خود پرسشی جدی را زنده نگه می‌دارد: آیا هنوز امکان بازتولید آن سطح از دقت، وسعت و جسارت در روایت‌های تاریخی وجود دارد، یا قاب تلویزیون برای همیشه به مرور گذشته محکوم شده است؟

منبع: خبر آنلاین
کدخبر: ۵۷۱۸۷
ارسال نظر