ویترای میتواند با مخاطب ارتباط خوبی بگیرد
یک هنرمند مشهدی با بیان اینکه ویترای هنری است که علاوه بر جنبههای زیباییشناختی، ظرفیت بالایی برای انتقال مفاهیم و برقراری ارتباط عاطفی با مخاطب دارد، گفت: هر اثر میتواند در ساعات مختلف روز یا در شرایط نوری متفاوت، تجربهای تازه ایجاد کند و این پویایی، یکی از ویژگیهای منحصربهفرد این هنر است.
به گزارش 24 آنلاین، محبوبه مقدم در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: ویترای یا نقاشی روی شیشه، یکی از شاخههای هنرهای تزئینی و تجسمی است که بر پایه استفاده از رنگهای مخصوص شیشه و طراحی بر روی سطوح شفاف شکل میگیرد. در این هنر، هنرمند با بهرهگیری از رنگ، خمیر دورگیر و ابزارهای طراحی، سطح شیشه را به یک بستر تصویری تبدیل میکند که در تعامل مستقیم با نور معنا پیدا میکند.
وی با اشاره به اینکه ویژگی اصلی ویترای، وابستگی آن به نور است، خاطرنشان کرد: برخلاف بسیاری از تکنیکهای نقاشی که تصویر در سطح مات شکل میگیرد، در ویترای کیفیت بصری اثر، زمانی کامل میشود که نور از میان رنگها عبور کند و لایههای رنگی را فعال کند. به همین دلیل، این هنر اغلب در فضاهای معماری، پنجرههای تزئینی و اشیای شفاف کاربرد داشته است.
او ادامه داد: از نظر اجرایی هم ویترای تنها یک نقاشی ساده نیست؛ بلکه مجموعهای از مراحل شامل طراحی اولیه، انتقال طرح، استفاده از خطوط دورگیر برای ایجاد مرزهای رنگی و سپس رنگگذاری با رنگهای شفاف یا نیمهشفاف است. این ساختار باعث میشود اثر نهایی هم جنبه تصویری داشته باشد و هم ساختاری منظم و تفکیکشده که جلوه بصیری زیبایی ایجاد میکند. امروز، ویترای از یک هنر صرفاً تزئینی فراتر رفته و به عنوان یک رسانه مستقل در هنرهای تجسمی شناخته میشود که قابلیت اجرا بر روی سطوح مختلف شیشهای و حتی در ترکیب با طراحیهای معماری را دارد.
مقدم با تاکید به اینکه ویترای از نظر تاریخی ریشهای بسیار قدیمی دارد و بیشترین شکوفایی آن در معماری مذهبی، بهویژه در کلیساهای اروپایی قرون وسطی دیده میشود، توضیح داد: در آن دوره، شیشههای رنگی نه تنها نقش تزئینی داشتند بلکه ابزاری برای روایت داستانهای مذهبی و انتقال مفاهیم دینی به مخاطبانی بودند که غالباً سواد خواندن نداشتند. نور در این فضاها نقش نمادین پیدا میکرد و عبور آن از شیشههای رنگی، نوعی تجربه معنوی و روایی ایجاد میکرد.
او افزود: با گذشت زمان و ورود به دوران رنسانس و سپس دورههای بعدی، استفاده از ویترای بهتدریج از انحصار فضاهای مذهبی خارج شد و در معماری غیرمذهبی، ساختمانهای عمومی و سپس فضاهای مسکونی نیز به کار رفت. در این دوره، جنبه تزئینی و زیباییشناختی آن پررنگتر شد و از کارکرد صرفاً روایی فاصله گرفت.
این هنرمند خاطرنشان کرد: در دوران مدرن و معاصر، ویترای دچار یک تغییر مهم شد؛ از یک عنصر وابسته به معماری، به یک رسانه مستقل در هنرهای تجسمی تبدیل شد. هنرمندان معاصر دیگر صرفاً برای پنجره یا فضاهای ثابت کار نمیکنند بلکه ویترای را در قالب آثار مفهومی، چیدمانهای هنری و حتی اشیای مستقل نیز به کار میگیرند و همین تحول باعث شده جایگاه آن امروز نه فقط بهعنوان یک هنر تزئینی بلکه بهعنوان یک زبان بصری مستقل در هنرهای تجسمی تعریف شود.
مقدم درباره اینکه چهطور به این هنر علاقهمند شده است، توضیح داد: بهخاطر دارم که در بازیگوشیهای بچهگانه، لاله شعمدان یادگار مراسم عروسی پدر و مادرم را شکستم و فکر میکردم حتماً دعوای سختی در انتظارم است. اما پدرم برخلاف انتظارم، تکههای شیشه را جمع کرد و گفت: «شاید هنوز بشود از اینها چیزی ساخت. چند روز بعد، آن خردهشیشهها را داخل یک قاب چوبی کنار هم چید.
او ادامه داد: وقتی پدرم قاب را مقابل پنجره گذاشت، نور از میان شیشههای رنگی و شفاف آن عبور کرد و روی زمین، دیوار و حتی دستهای من نقشهای رنگارنگی میانداخت. برای یک کودک، آن تصویرها بیشتر شبیه جادو بود تا یک کاردستی ساده. این تصویر سالها در ذهنم ماند. بعدها که با هنر ویترای آشنا شدم، حس کردم سالهاست این بازی رنگ را میشناسم.
این هنرمند افزود: ویترای گاه به این دلیل صرفاً یک هنر تزئینی تلقی میشود که سابقه کاربرد آن در معماری و طراحی داخلی بوده است. بدون تردید، زیبایی بصری یکی از مهمترین ویژگیهای این هنر است اما اگر ویترای را تنها به جنبه تزئینی آن محدود کنیم، بخش مهمی از ظرفیتهایش را نادیده گرفتهایم.
مقدم با اشاره به اینکه هر اثر ویترای میتواند حامل یک روایت، یک مفهوم یا حتی یک احساس باشد، خاطرنشان کرد: همانطور که یک نقاش از رنگ، بافت و ترکیببندی برای بیان ایده خود استفاده میکند، هنرمند ویترای نیز از شیشه، رنگ و نور بهعنوان عناصر اصلی بیان هنری بهره میبرد. تفاوت اینجاست که در ویترای، نور فقط وسیله نمایش اثر نیست بلکه بخشی از خود اثر محسوب میشود و با تغییر شدت یا زاویه تابش، تجربه مخاطب نیز تغییر میکند.