کدخبر: ۶۴۷۵۲

وقتی «هری پاتر» از بازی‌های ویدئویی جلو زد!

رهبر ارکستر مجموعه کنسرت‌های موسیقی گیم، هری پاتر، ارباب حلقه‌ها و ... با اشاره به استقبال کمتر از کنسرت موسیقی بازی‌های ویدئویی در مقایسه با اجرای موسیقی «هری پاتر»، معتقد است موسیقی فیلم می‌تواند یکی از مسیرهای مؤثر برای جذب مخاطبان به موسیقی ارکسترال و کلاسیک باشد.

وقتی «هری پاتر» از بازی‌های ویدئویی جلو زد!

به گزارش 24 آنلاین، سینا خیرآبادی، رهبر ارکستر که اخیرا در یک پروژه کنسرت موسیقی ویدئوگیم حضور داشت، در گفت‌وگو با ایسنا، درباره معیارهای در نظر گرفته‌شده برای اجرای موسیقی بازی‌های ویدئویی گفت: گاهی اوقات خودم یک رپرتوار را برای اجرا در نظر می‌گیرم، برای مثال در طول یک سال ممکن است دو یا سه اثر از «شستاکوویچ» را اجرا کنم. در چنین پروژه‌هایی انتخاب آثار مستقیماً بر اساس دغدغه‌ها و علایق موسیقی خودم انجام می‌شود. در برخی موارد نیز پروژه‌ای به من پیشنهاد می‌شود و پس از مطالعه پارتیتور، درباره پذیرفتن آن تصمیم می‌گیرم. در کنسرت موسیقی ویدئوگیم نیز پارتیتور آثار از سوی تهیه‌کننده و مدیریت پروژه برای من ارسال شد و پس از بررسی آنها، پیشنهاد رهبری ارکستر را پذیرفتم.

این رهبر ارکستر با اشاره به اینکه انتخاب قطعات این کنسرت مستقیماً از سوی او انجام نشده است، اظهار کرد: واقعیت این است که من اساساً در زندگی‌ام بازی‌های ویدئویی انجام نداده‌ام و این قطعات را از منظر تجربه شخصی نمی‌شناسم، بنابراین نمی‌توان گفت که خودم تک‌تک این آثار را برای اجرا انتخاب کرده‌ام. من صرفاً پیشنهاد همکاری در این پروژه را به‌عنوان رهبر ارکستر دریافت کردم و آن را پذیرفتم. 

خیرآبادی همچنین درباره تفاوت پروژه‌های اجرایی خود توضیح داد: پروژه‌هایی که در یک سال گذشته یا پیش از آن در سالن اسپیناس پالاس و برخی سالن‌های دیگر به‌جز تالار وحدت اجرا کرده‌ام، عموماً پیشنهادهایی هستند که در مقاطع مختلف به من ارائه می‌شوند و در صورت تمایل، همکاری با آنها را می‌پذیرم. در مقابل، پروژه‌هایی که در حوزه موسیقی کلاسیک اجرا می‌کنم، معمولاً شامل آثاری هستند که انتخاب آنها مستقیماً بر اساس دغدغه‌ها و علایق شخصی خودم صورت گرفته است و این اجراها اغلب در تالار وحدت یا سالن‌های مرتبط با موسیقی کلاسیک برگزار می‌شوند.

او در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت موسیقی بازی‌های ویدئویی با موسیقی فیلم، با توجه به تجربه خود در رهبری ارکستر و اجرای آثار موسیقی فیلم، بیان کرد: برای بررسی این موضوع باید از منظر آهنگسازی و ساختار حرفه‌ای موسیقی به آثار نگاه کنیم. در واقع، بهتر است موسیقی بازی‌های ویدئویی و موسیقی فیلم را از نظر ساختار و منطق آهنگسازی مورد بررسی قرار دهیم.

او افزود: در میان آثاری که در کنسرت اخیر موسیقی گیم اجرا شد، قطعاتی وجود داشت که از نظر ساختار و شیوه آهنگسازی، حتی در مقایسه با برخی آثار موسیقی فیلم، کیفیت بالاتری داشتند. دست‌کم از نظر من، بعضی از این آثار واقعاً چنین ویژگی‌ای داشتند.

این رهبر ارکستر با اشاره به اینکه نمی‌توان صرفاً از روی ساختار موسیقی، تعلق یک اثر به بازی ویدئویی یا فیلم را تشخیص داد، گفت: اگر قطعه‌ای از این آثار را بدون هیچ شناخت قبلی برای من پخش می‌کردند، لزوماً نمی‌توانستم تشخیص بدهم که موسیقی مربوط به یک بازی ویدئویی است. حداقل برای من چنین تمایزی از این منظر قابل تشخیص نبود. ممکن است افرادی که به‌صورت تخصصی در حوزه موسیقی انیمیشن فعالیت می‌کنند، به دلیل تربیت گوش و تجربه حرفه‌ای خود بتوانند چنین تفاوت‌هایی را تشخیص دهند، اما من در زمینه آهنگسازی انیمیشن به شکل تخصصی فعالیت نکرده‌ام و نمی‌توانم از این منظر اظهارنظر کارشناسی کنم.

 

خیرآبادی در پاسخ به این پرسش که آیا موسیقی بازی‌های ویدئویی را می‌توان یکی از شاخه‌های جدی آهنگسازی ارکسترال دانست، گفت: با توجه به تجربه‌ای که در این پروژه داشتم و پارتیتورهایی که برای بررسی در اختیارم قرار گرفت، به نظرم موسیقی بازی‌های ویدئویی بسیار به موسیقی ارکسترال فیلم نزدیک است. اگر بخواهم از سلیقه شخصی خودم صحبت کنم، باید بگویم که در انتخاب موسیقی فیلم بسیار سخت‌گیر هستم. برای مثال، در میان آثاری که طی دو تا سه سال اخیر در قالب کنسرت‌های موسیقی فیلم رهبری کرده‌ام، مجموعه «ارباب حلقه‌ها» از جمله آثاری بوده که بیش از همه به آن علاقه داشته‌ام؛ چراکه از نظر ساختار آهنگسازی، آن را نسبت به بسیاری از مجموعه‌های دیگر اثری قابل توجه‌تر می‌دانم.

خیرآبادی در پاسخ به این پرسش که آیا موسیقی بازی‌های ویدئویی در ایران، در مقایسه با موسیقی کلاسیک و موسیقی فیلم، کمتر مورد توجه قرار گرفته است، گفت: بله، من هم تا پیش از این با اجرایی با چنین ایده و محتوایی مواجه نشده بودم.

خیرآبادی درباره ویژگی‌ها و دشواری‌های رهبری ارکستری ۱۵۰ نفره برای اجرای موسیقی بازی‌های ویدئویی توضیح داد: واقعیت این است که این اجرا از نظر رهبری، دشواری یا ویژگی خاصی برای من نداشت. رهبری ارکستر یک علم است و آموزش‌هایی که رهبر در این زمینه می‌بیند، به او کمک می‌کند پارتیتور را بررسی و برای اجرای آن آماده شود. بنابراین، تفاوت چندانی ندارد که با چه نوع رپرتواری روبه‌رو هستید. برای من، این آثار از نظر رهبری تفاوتی با رپرتوارهای دیگر نداشتند و چالش پیچیده‌ای ایجاد نکردند.

او با اشاره به تجربه رهبری اجراهایی مانند «هری پاتر»، «بازی تاج‌وتخت» و موسیقی بازی‌های ویدئویی در یک سال گذشته، افزود: در این پروژه‌ها به دلیل همزمانی تصویر و موسیقی، با چالش دیگری مواجه هستیم. لحظات کلیدی تصویر باید با لحظات مهم موسیقی هماهنگ باشند و این هماهنگی به‌خودی‌خود بخشی از دشواری کار است.

این رهبر ارکستر با مقایسه این تجربه با رهبری اپرا ادامه داد: زمانی که اپرا را رهبری می‌کنید، با اجراکنندگانی زنده در تمام ابعاد کار سروکار دارید. خوانندگان را می‌توانید حین اجرا مدیریت کنید و ارکستر نیز حدی تحت هدایت و مدیریت شماست، اما در این پروژه‌ها با فیلمی مواجه هستید که در حال پخش است و نمی‌توانید آن را متوقف کنید یا سرعتش را تغییر دهید. بنابراین، هماهنگ نگه‌داشتن اجرای ارکستر با تصاویر، به‌طور کلی یک چالش محسوب می‌شود.

خیرآبادی درباره نحوه هماهنگی میان تصویر و موسیقی در این اجرا گفت: این کار چندان ساده نیست. برای مثال، زمانی که موسیقی به نقطه اوج خود می‌رسد، معمولاً لازم است این لحظه با بخش متناسبی از تصویر همسو باشد. اگر نتوانیم این دو را به‌درستی و همزمان با یکدیگر هماهنگ کنیم، مخاطبی که نگاه تخصصی‌تری دارد، متوجه این ناهماهنگی می‌شود و ممکن است از این منظر به اجرا نقد وارد کند. دشواری اصلی این است که در چنین اجراهایی فیلم در حال پخش است و نمی‌توان روند آن را مدیریت یا متوقف کرد. بنابراین، ایجاد هماهنگی دقیق میان لحظات موسیقایی و اتفاقات تصویری، به‌ویژه در نقاط اوج، کار دشواری است.

این هنرمند در پاسخ به این پرسش که آیا اجرای زنده موسیقی بازی‌های ویدئویی می‌تواند مخاطبانی را که ارتباط چندانی با موسیقی ارکسترال ندارند، به سالن‌های کنسرت جذب کند، گفت: اجرای موسیقی بازی‌های ویدئویی در یک شب برگزار شد و با اقبالی که برای مثال رپرتوار «هری پاتر» با آن مواجه شد، روبه‌رو نشد، اما به‌طور کلی معتقدم یکی از بهترین راه‌ها برای جذب شنوندگان به موسیقی کلاسیک و آثار جدی‌تر ارکسترال، موسیقی فیلم است. موسیقی فیلم می‌تواند پلی برای آشنایی مخاطبان با موسیقی ارکسترال و تشویق آن‌ها به حضور در کنسرت‌های موسیقی کلاسیک باشد. من شخصاً بارها تجربه کرده‌ام که از این طریق می‌توان مخاطبان بیشتری را به شنیدن آثار ارکسترال و موسیقی کلاسیک جذب کرد.

خیرآبادی در پاسخ به این پرسش که آشنایی رهبر ارکستر با رپرتوارهای مختلف تا چه اندازه در کیفیت اجرا و عملکرد ارکستر تأثیرگذار است، گفت: رهبر ارکستر باید رپرتوار تخصصی موسیقی ارکسترال را بشناسد. همان‌طور که اشاره کردم، در حوزه موسیقی کلاسیک نیز آثار را بر همین اساس و متناسب با معیارهای خودم انتخاب می‌کنم. البته ممکن است پروژه‌ای به یک رهبر ارکستر پیشنهاد شود و او نیز پذیرای آن باشد، اما پیش از قبول چنین پیشنهادی، مطالعه و بررسی اثر ضروری است تا مشخص شود با سبک و نگاه فکری او همخوانی دارد یا خیر. نمی‌گویم در طول دوران فعالیت حرفه‌ای‌ام هیچ اثری را که با سبک فکری‌ام همسو نبوده رهبری نکرده‌ام، اما اگر فرض کنیم تاکنون ۱۰۰ اثر را اجرا کرده‌ام، حدود ۹۰ اثر را پس از مطالعه و بررسی پذیرفته‌ام. حتی اگر اثری به من پیشنهاد شده باشد، آن را از نظر آهنگسازی و ساختار موسیقی بررسی کرده‌ام و سپس برای اجرای آن تصمیم گرفته‌ام. بنابراین، پیشنهاد گرفتن یک پروژه و ضرورت شناخت و بررسی رپرتوار، با یکدیگر تناقضی ندارند.

این رهبر ارکستر درباره برنامه‌های پیش‌روی خود نیز گفت: یکی دو پروژه در آینده دارم که از جمله آن‌ها اجرای یک تئاتر موزیکال و سمفونی‌ای از «گوستاو مالر» است. همچنین قرار است یک اپرای آلمانی اجرا شود که امیدوارم با توجه به محدودیت‌های موجود برای اجرای اپرا، شرایط لازم برای روی صحنه رفتن آن فراهم شود. تئاتر موزیکال و اثر گوستاو مالر با توجه به شرایط کشور انتخاب شده‌اند و با این شرایط همخوانی دارند. اجرای اپرای آلمانی نیز در برنامه‌ام قرار دارد و امیدوارم امکان اجرای آن فراهم شود.

منبع: ايسنا
کدخبر: ۶۴۷۵۲
ارسال نظر